سید مهدی مسبوق

سید مهدی مسبوق

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشگاه بوعلی سینا

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۵ مورد از کل ۸۵ مورد.
۸۱.

کیفیت سنجی بازگردانی تلمیحات نمادین در ترجمه های عربی منطق الطیر بر اساس مدل لپیهالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۶
عطار نیشابوری، شاعر برجسته و عارف نامدار سده ششم و هفتم هجری، مضامین متعالی عرفانی را با بهره گیری از نماد و رمز در آثار خویش بازتاب داده است. از مهم ترین این آثار، منظومه فاخر منطق الطیر است که با شبکه ای پیچیده از تلمیحات دینی و عرفانی در پیوند است. از آنجا که تلمیح نقشی محوری در انتقال مفاهیم عرفانی دارد، عطار آن را در قالب رمز و نماد به کار می گیرد تا پیام های تربیتی و حکمی او در جان مخاطب نفوذ کند. این شاهکار ادبی به زبان های متعددی از جمله عربی ترجمه شده است. تاکنون سه ترجمه عربی از این منظومه به قلم احمد ناجی القیسی، بدیع محمد جمعه و علی عباس زلیخه منتشر شده که بازگردانی صحیح تلمیحات و رموز آن، مهم ترین چالش مترجمان به شمار می آید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر اساس مدل لپیهالم به بررسی کیفیت بازگردانی تلمیحات نمادین در این سه ترجمه پرداخته است. برای دستیابی به نتایج، ۶۵ بیت آغازین با عنوان «سخنی با مرغان» به دلیل فراوانی تلمیحات به عنوان پیکره پژوهش انتخاب شد. یافته ها نشان می دهد که تنها ناجی القیسی به لایه های نهفته در تلمیحات نمادین توجه داشته و کوشیده است معادل های مناسبی برای آن ها ارائه دهد. در مقابل، بدیع جمعه صرفا به برخی تلمیحات داستانی یا قرآنی در پانویس اشاره کرده و زلیخه بدون هرگونه توضیح، به بازگردانی تحت اللفظی بسنده کرده است. بر این اساس، می توان گفت، بر پایه مدل لپیهالم، ترجمه ناجی القیسی در مقایسه با دو ترجمه دیگر از کارآمدی و دقت بیشتری در انتقال ابعاد نمادین تلمیحات برخوردار است.
۸۲.

ارزیابی دخل و تصرف در ترجمه کتاب صهیونیسم و خشونت بر اساس طرح نظام مند لمبرت و گورپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۵
ترجمه، فرآیندی است مبتنی بر بازآرایی متن که در پرتو روش ها و سبک های ویژه ی مترجم، ممکن است ترجمه ای خاص نسبت به دیگر ترجمه ها مقبولیت افزون تری بیابد. پیوند ژرف و ناگسستنی ادبیات و فرهنگ فارسی و عربی، سبب پدیدار شدن انبوهی از متون ترجمه شده میان این دو زبان گردیده که بستری غنی برای پژوهش های ترجمه شناسی فراهم می آورد. کتاب « الصهیونیه و العنف من بدایه الاستیطان إلی إنتفاضه الأقصی » اثر عبدالوهاب المسیری، اندیشمند برجسته ی مصری و صهیونیسم پژوه، از مهم ترین آثار این نویسنده به شمار می رود که فصول چهارم تا هفتم آن توسط سیدعدنان فلاحی به فارسی ترجمه شده است. در گستره ی کنونی مطالعات ترجمه، نقد ترجمه بر آن است تا با سنجش ترجمه در قیاس با متن مبدأ، کیفیت آن را ارزیابی و عملکرد مترجم را واکاوی نماید. در این میان، الگوی خوزه لمبرت و هندریک فان گورپ با عنوان «مکتب دخل و تصرف یا دستکاری»، که در زمره ی مطالعات توصیقی ترجمه جای می گیرد، از الگوهای راهگشا محسوب می شود. این الگو با تکیه بر چهار محور «داده های مقدماتی»، «سطح کلان»، «سطح خرد» و «بافت نظام مند»، در پی یافتن روش هایی کارآمدتر برای توصیف فرآیند ترجمه و تعیین هنجارهای رفتاری مترجم در مواجهه با فرهنگ و متن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، درصدد ارزیابی و سنجش راهبردها و عملکرد مترجم در ترجمه ی یادشده، شناسایی دخل وتصرف های اعمالی و تبیین چگونگی انتقال اطلاعات است. با توجه به گستردگی متن اصلی، پیکره ی پژوهش به فصول چهارم تا هفتم محدود گردید. یافته ها حاکی از آن است که فلاحی بر پایه ی الگوی یادشده، ترجمه ای عمدتا تحت اللفظی و نارسا ارائه نموده که در فرآیند انتقال، لغزش هایی نیز در آن مشاهده می شود. همچنین، تحلیل جامع در سطح «بافت نظام مند» - به عنوان آخرین مرحله ی الگو - نشان می دهد که هنجارهای آغازین و عملیاتیِ حاکم بر متن مقصد، در تبیین رفتارها و راهبردهای مترجم نقشی تعیین کننده ایفا کرده اند.
۸۳.

جستاری در فرایند معادل یابی ساختارهای قسم در ترجمه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۳
بهره گیری از قسم از دیرباز در میان مردم رواج فراوانی داشته و آن را در مواقع ضروری به کار می بندند. این ساختار در قرآن کاربرد فراوانی دارد و در آغاز و میانه سوره ها آمده است. به دلیل تنوع ساختارهای قسم در قرآن، پژوهشگران و مترجمان اهتمام ویژه ای به انواع و کارکردهای آن داشته اند. پژوهش حاضر ضمن بهره گیری از تفاسیر مختلف، معادل یابی ساختارهای قسم سوره های قلم، حاقه، مدَّثر، مرسلات، تین و یس را با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد انتقادی در ترجمه های آقایان فیض الاسلام، مشکینی، خرمشاهی، رضایی-اصفهانی و معزی نقد و بررسی نموده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که معزی ترجمه ای تحت لفظی از آیات ارائه داده و ساختارهایی نظیر «فَلَا أُقْسِمُ» را به صورت منفی ترجمه نموده که از منظر مفسرین قول ضعیف است. او از افزوده سازی و تصریح  مراجع ضمایر پرهیز نموده و این رویکرد گاه باعث ابهام ترجمه او شده است. فیض الاسلام و رضایی اصفهانی به عنوان نماینده سبک های آزاد و وفادار ترجمه دقیق تری از ساختارهای قسم ارائه نموده اند و بهتر از سایر مترجمان، تأکیدهای اسلوب قسم نظیر «اِنّ و ل َ» را معادل یابی کرده و به مرجع ضمایر تصریح نموده و تناسب بین قسم ها را رعایت کرده اند. مشکینی و خرّمشاهی نیز درمجموع نسبت به فیض الاسلام، رضایی اصفهانی و معزّی ترجمه ای بینابین ارائه نموده اند.
۸۴.

در جستجوی سرچشمه های فاکهه الخلفاء: از مرزبان نامه تا روضه العقول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۲
مرزبان نامه مرزبان بن رستم توسط محمدبن غازی ملطیوی و سعدالدین وراوینی به نثر فارسی برگردانده شده است. این دو ترجمه از آثار مهم قرن ششم و اوایل قرن هفتم به شمار می رود. ترجمه متون ادبی نظیر مرزبان نامه، یکی از پویاترین جریان های ادبی در دوران کهن بوده و آثار پرشماری در ژانرهای مختلف از عربی به فارسی و به عکس ترجمه شده که از جهت ادبی سبک ساز و تأثیر گذار بوده است. پیوند و ارتباط تنگاتنگ میان زبان و ادبیات فارسی و عربی باعث دادوستدهای پرشماری بین این دو زبان شده که ترجمه کتاب «مرزبان نامه» توسط ابن عربشاه در سده نهم از جمله آن ها است. پژوهش پیش رو با هدف مقایسه ترجمه ابن عربشاه با کتاب روضهالعقول و مرزبان نامه وراوینی و تشخیص اینکه کدام یک اساس ترجمه مترجم قرار گرفته، سامان یافته است. با توجه به گستردگی حجم کتاب، باب اول و دوم آن به عنوان پیکره پژوهش و با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد مقابله ای مورد بررسی قرار گرفت. با بررسی تطبیقی عنوان باب ها، مقایسه موارد ترجمه تحت اللفظی، محتوای کلی حکایت ها، سبک و اندیشه حاکم بر شاکله کلی باب های اول و دوم و مواردی از این دست مشخص شد که مترجم سنگ بنای فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء را بر پایه مرزبان نامه سعدالدین وراوینی استوار نموده است.
۸۵.

سبک شناسی شناختی استعاره های مفهومی اجتماعی در برگزیده داستان های «النظرات» منفلوطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۱
بیان مسئله و هدف: سبک­شناسی شناختی رویکردی نوین در قلمرو مطالعات سبک­شناسی است که در دهه نخست قرن بیست‌و‌یکم و بلافاصله پس از پیدایش نظریه‌های زبان­شناسی شناختی و تحت‌تأثیر جدی این مکتب پدیدار شد. این رویکرد با تکیه بر نظریه‌های زبان‌شناسی شناختی به بررسی نحوه بازنمایی مفاهیم، تجربه‌ها و ساختارهای ذهنی در زبان ادبی می‌پردازد. برخلاف سبک‌شناسی سنتی، که بیشتر بر ویژگی‌های زبانی و بلاغی تمرکز دارد، سبک‌شناسی شناختی به‌دنبال کشف ساز‌و‌کارهای ذهنی و شناختی‌ای است که نویسنده و خواننده در فرایند تولید و دریافت متن به‌کار می‌گیرند. یکی از مهم‌ترین این سازوکارها استعاره مفهومی است. در نظریه استعاره مفهومی، که لیکاف و جانسون مطرح کرده‌اند، استعاره نه صرفاً آرایه‌ای ادبی و زینتی، بلکه ساز‌و‌کاری بنیادی برای اندیشیدن و فهم جهان به‌شمار می‌آید. بر‌این‌اساس، ذهن انسان مفاهیم انتزاعی را از طریق مفاهیم عینی و ملموس درک می‌کند و زبان به‌منزله ابزاری برای بازنمایی این فرایند ذهنی عمل می‌کند. از‌جمله ادیبان معاصر، که دیدگاه­ها و جهان­بینی خود را با کاربست استعاره­های شناختی به مخاطب نمایانده است، مصطفی لطفی منفلوطی است. کتاب النظرات او، با بهره‌گیری از شبکه‌ای غنی از استعاره‌های مفهومی، تصویری روشن از نگاه نویسنده به مسائل اجتماعی، اخلاقی و ارائه می‌دهد. بررسی سبک‌شناسانه این اثر در چهارچوب رویکرد شناختی نشان می‌دهد که چگونه منفلوطی، از طریق زبان استعاری و بازنمایی‌های ذهنی، تجربه‌های فردی و دغدغه‌های اجتماعی خود را ساختارمند به خواننده منتقل می‌کند و او را در درک و باز‌آفرینی این جهان‌بینی شریک می‌سازد. ازاین‌رو، هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل مهم‌ترین ویژگی‌های سبکی استعاره‌های مفهومی منفلوطی در گزیده داستان­های النظرات از‌جمله «الکأس الأولی»، «إلی الدیر»، «عبره الدهر»، «غرفه الأحزان»، «البائسات»، «التوبه»، «علی سریر الموت» و «قتیله الجوع» و تبیین نقش آنها در بازنمایی دیدگاه‌های اجتماعی نویسنده است. بررسی این مسئله که منفلوطی در کاربست حوزه‌های مبدأ برای حوزه‌های مقصد، در استعاره‌های مفهومی اجتماعی این اثر، بیشتر از کدام دامنه‌های مبدأ بهره برده، از‌جمله اهداف این پژوهش است. روش­‌شناسی: شیوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانه‌ای است و روش تحقیق به‌صورت توصیفی ــ تحلیلی و با رویکرد سبک‌شناسی شناختی انجام شده است. داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از روش تحلیل محتوا طبقه‌بندی و پردازش شده است. در گام نخست، مبانی نظری سبک‌شناسی شناختی و دیدگاه‌های صاحب‌نظران این حوزه تبیین شد. سپس، مصادیق مرتبط با استعاره‌های مفهومی اجتماعی از داستان‌های کوتاه کتاب النظرات منفلوطی استخراج گردید. در مرحله پایانی، داده‌ها بر‌اساس حوزه‌های مبدأ و مقصد تجزیه و تحلیل شد تا، ضمن روشن‌شدن دامنه­های مبدأ و گستره­های مقصد و تنوع استعاره‌های اجتماعی، نقش آنها در بازنمایی دیدگاه‌های اجتماعی نویسنده بیان و ویژگی‌های سبکی نثر او شناسایی شود. بحث و تحلیل: منفلوطی در داستان‌های منتخب النظرات با سبک ویژه و منحصربه‌فرد خویش توانسته است مفاهیم پیچیده و انتزاعی اجتماعی را در قالب پدیده‌هایی عینی و محسوس بازنمایی کند؛ پدیده‌هایی که بر تجربه ادراکی و زیسته مخاطب استوار است، از‌همین‌رو، درک و دریافت آنها را آسان و ملموس ساخته است. او این مهم را از طریق نظامی گسترده و متنوع از استعاره‌های شناختی ساختاری، هستی‌شناختی و جهتی تحقق بخشیده است. در این میان، استعاره‌های ساختاری از بسامد بالاتری برخوردارند، زیرا این نوع استعاره‌ها قابل‌تجزیه به نگاشت­های متعددی است که امکان بازنمایی روابط و ساختارهای اجتماعی را در قالبی روشن‌تر و قابل‌فهم­تر فراهم می‌کند. آنچه در تحلیل‌های شناختی به‌روشنی دیده می‌شود، توانایی منفلوطی در مفهوم‌سازی چندبعدی است؛ به این معنا که او هر حوزه مقصد مفهومی مانند ازدواج، فساد، عشق و میگساری را نه به یک مبدأ، بلکه به چندین حوزه مبدأ متنوع پیوند می‌دهد. این رویکرد لایه‌های تازه‌ای از معنا می‌آفریند و امکان می‌دهد تا یک پدیده اجتماعی از زوایای گوناگون تبیین شود. برای نمونه، ازدواج در نگاه او تنها پیمانی انسانی نیست، بلکه عرصه­ای است که در قالب تجارت، آزمایش، نبرد و مبارزه تصور می­شود. فساد اخلاقی نیز نه صرفاً یک انحراف رفتاری، بلکه با مفاهیمی استعاری همچون سرقت و تجارت بازنمایی می‌شود. عشق، در سیمای راهی پرخطر، همچون سمی کشنده یا نوشیدنی‌ای تلخ جلوه می‌کند. موضوع می‌گساری نیز به‌مثابه فریفتگی، قتل، پوشش عقل و عامل نابینایی تصور می‌شود. این تنوع در پیوند حوزه‌های مبدأ و مقصد تنها ابزاری برای زیباتر‌شدن زبان نیست، بلکه به سبک منفلوطی بُعدی تأثیرگذار و عاطفی می‌بخشد و او را قادر می‌سازد تا با بیانی تکان‌دهنده به سراغ مشکلات اجتماعی زمانه‌اش برود. در‌حقیقت، خواننده نه‌تنها در سطح عقلانی پیام او را دریافت می‌کند، بلکه در سطح عاطفی و حسی نیز با متن درگیر می‌شود. در این میان، تنیدگی استعاره‌های هستی‌شناختی و جهتی نقشی کلیدی در غنای مفهوم­سازی­های او دارد، زیرا این استعاره‌ها مفاهیم انتزاعی را با عناصر بنیادین تجربه انسانی همچون فضا، جهت، مسیر، شیء و ماده پیوند می‌دهد و درک و لمس مفاهیم دشوار را برای مخاطب عمیق‌تر می‌سازد. دستاوردها: سبک منفلوطی در النظرات جلوه‌ای خاص از به‌کارگیری استعاره‌های شناختی اجتماعی را نشان می‌دهد. او با تأکیدهای بلاغی همچون اسلوب قصر، کاربست اسم اشاره و جملات موصولی، همچنین، با بهره‌گیری از زبانی احساسی و خطابی، معنا را برجسته‌تر و اثرگذارتر ساخته است. از برجسته‌ترین ویژگی­های سبکی او تقابل‌های دوگانه، توازن موسیقایی و لحن هشداردهنده است که متن را هم از نظر عاطفی و هم از نظر معنایی غنی کرده است. بدین‌سان، منفلوطی توانسته است با به‌کار‌گیری استعاره­های مفهومی متنوع، مفاهیم انتزاعی اجتماعی را به شیوه‌ای ملموس و چندلایه بازنمایی کند و اثری بیافریند که نه تنها انتقال‌دهنده معنا، بلکه برانگیزاننده احساسات و اندیشه‌های خواننده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان