ارتباط یک متن با مت نهای دیگر از موضوعات مهمی است که مورد توجه پژوهشگرانی چون ژولیا کریستوا)ت 1914 (، رولاند بارت)ت 1915 م(، ژنت)ت 1930 م (، و... قرار گرفته است. این نظریه به روابط بی نمتونی م یپردازد که باعث آفرینش متنی جدید م یشوند. بر پایه این نظریه هر متنی بر اساس متونی که پیشتر خواند هایم معنا م یدهد و استوار به رمزگانی است که پیشتر شناخت هایم. مفاهیم والای قرآن و احادیث نبوی و متن هنری آنها از دیرباز مورد توجه و اهتمام شعرای شیعه بوده است. از جمله آنان طلائع بن رزیک شاعر شیعی عصر فاطمی است که مفاهیم دینی با شعر او چنان ارتباط تنگاتنگ و عمیقی یافته که فهم دقیق آن نیازمند آشنایی با متن پنهان و شناخت چگونگی رابطه آنها با یکدیگر م یباشد. پژوهش حاضر در پی آن است که چگونگی انتقال مفاهیم و تعابیر قرآنی و احادیث نبوی را به شعر شیعی طلائع بر اساس نظریه بینامتنی و در سه محور بینامتنی ترکیبی، واژگانی و مضمون مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
همزمان با انقلاب مشروطه در ایران و انقلاب مردم عراق علیه عثمانی ها، شاعرانی پا به عرصه ی ادبیات نهادند که وطن خواهی و میهن دوستی یکی از مضمون های مشترک اشعارشان است؛ میهن دوستی این شاعران در قالب موضوعاتی همچون؛ استعمار ستیزی، عدالت خواهی، نفی استبداد، آزادی طلبی و... خود را نشان داد؛ این شاعران، خواهان آزادی و پیشرفت کشورشان بودند و رشد و ترقی وطن خود را در گرو آزادی بیان و اندیشه و گاه آزادی زنان می دیدند. برخی از آنان با پیروی از فرهنگ مغرب زمین، آزادی زنان از حجاب را نوعی گام نهادن در مسیر رشد و پیشرفت تلقی می کردند و در اشعار خود، خواهان تحقّق این خواسته بودند. از جمله ی این شاعران، بهار و زهاوی دو شاعر بنام معاصر ایران و عراق هستند که هر دو در یک دوره ی زمانی می زیستند و با یکدیگر دوستی دیرینه و گفت وگوهای ادبی داشتند، آن دو در روزگاری زندگی می کردند که بسیاری از مسایل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دو کشور شبیه به یکدیگر است؛ بهار در عصر خفقان مشروطه و شاهان قاجار و زهاوی در دوران پر اختناق پادشاهان عثمانی زندگی می کرد.
شهد العصر العباسی ازدهارا واسعا فی مختلف مظاهر الحیاه ونشطت الحرکه العلمیه ووضعت مصطلحات کثیره وجدیده فی مختلف فروع المعرفه ودخلت بعض هذه المصطلحات فی الأدب وجرت علی اقلام الکتاب وألسنه الشعراء. فمن الطبیعی ألا تخلو منها أشعار کبار الشعراء کأبی تمام والمتنبی والمعری وغیرهم. ولما کان المعری ذا موهبه غزیره وثقافه واسعه فی مختلف العلوم والمعارف فقد أکثر من استخدام هذه المصطلحات العلمیه فی شعره خاصه دیوانه اللزومیات، وإسرافه فی توظیف هذه المصطلحات فی شعره قد أثار إعجاب فئه من النقاد والدارسین کما أثار طعن فئه أخری.
هذا والمعری قد تعرض لمصطلحات العلوم المختلفه من الصرف والنحو والعروض والفلک والکیمیاء والطب وغیرها. ومن الواضح أن دراسه هذه المصطلحات فی شعره تکشف عن جانب من أفکاره وآرائه کما تنم عن سعه إلمامه بهذه العلوم وغزاره أدبه، فمن ثم تتوقف هذه الورقه عند المصطلحات الصرفیه والنحویه والعروضیه التی استخدمها الشاعراستخداما فنیا وذوقیا لایستوعبها المتلقی الا بعد التأمل فی الجانب الفنی والتی قد استخدمه الشاعر لتصویر خوالج نفسه والتعبیر عن آرائه.