نقش میانجی خودافشایی هیجانی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودافشایی هیجانی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی در دانشجویان بود. این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال 1404 بود. از میان این دانشجویان 250 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های ترومای کودکی_فرم کوتاه (CTQ-SF؛ برنستاین و فینک، 1998)، مقیاس خودافشایی هیجانی (ESDS، اسنل و همکاران، 1998) و پرسشنامه کیفیت روابط (QRI؛ پیرس و همکاران، 1991) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی به صورت منفی و معنادار (05/0>P) و خودافشایی هیجانی به صورت مستقیم، مثبت و معنادار (05/0>P) کیفیت روابط بین فردی را تحت تاثیر قرار دادند؛ همچنین تجارب آسیب زای دوران کودکی بر خودافشایی هیجانی اثر مستقیم منفی و معنادار داشت (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودافشایی هیجانی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی نقش میانجی داشت (05/0>P). بنابراین می توان گفت تروماهای دوران کودکی هم به طور مستقیم و هم به واسطه اثرگذاری بر خودافشایی هیجانی کیفیت روابط بین فردی در دوران بزرگسالی را تحت تاثیر قرار می دهند.