مطالب مرتبط با کلید واژه " عدم تعین ارجاع "


۱.

بن مایه های فکری هستی شناسی ها در فلسفه کواین

تعداد بازدید : ۵۱۵ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف: هدف مقاله حاضر، توسعه نظری حوزه هستی شناسی ها از طریق مطالعه در زیربناهای فکری آنهاست. برای رسیدن به این هدف، ضمن جست وجو در اولین تعاریف انجام شده درباره هستی شناسی ها و استخراج پایه های فکری آنها از این تعاریف، به استخراج برخی مبادی فکری این ابزار از طریق تفحص در جنبه های فنی آن اهتمام می کنیم و سپس، به بازخوانی آنها در فلسفه کواین می پردازیم. روش: روش پژوهش حاضر هنگام جست وجو و استخراج مفاهیم کلیدی از تعاریف هستی شناسی ها، روش سندی و هنگام بحث در مورد بنیان های هستی شناختی آن، رویکرد تحلیل مفهومی است. با این رویکرد، چنانکه در بحث های نظری تداول دارد، می توان مبادی فکری یک روش یا ابزار را تحلیل نمود. یافته ها: تحلیل ها نشان داد که یکی از بن مایه های فکری مهم هستی شناسی ها مفهوم «تعهد هستی شناختی» کواین است. بر این اساس، هستی شناسی ها صرفاً به موجودیت هایی تعهد دارند که قابل بازنمایی باشند. بدین ترتیب، وجود و عدم موجودات منوط به قابلیت بازنمایی آنهاست تا موجودیت جوهری آنها در جهان واقعی. همچنین، تحلیل شد که روابط موجود در هستی شناسی ها را بر خلاف ادبیات موجود نمی توان روابطی معنایی (Intensional) از جنس روابط اصطلاحنامه ها دانست بلکه روابط میان موجودیت ها در هستی شناسی ها روابطی مصداقی (Extensional) با مرجع های سرراست است که از نگاه فلسفی، از معنا تهی است
۲.

پاتنم، برون گرایی معنایی و استدلال مدل تئورتیک

تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
هیلاری پاتنم (۱۹۲۶-۲۰۱۶)، فیلسوف برجسته ی تحلیلی، بخش مهمی از دوران طولانی تفلسفش را به این سوال می پردازد که «ذهن و زبان چگونه به جهان خارج چنگ می زنند؟» در مقام پاسخ به این سوال، در حوزه ی سمنتیک، برون گرایی معنایی را طرح می کند و در حوزه ی متافیزیک و انتولوژی، علیه رئالسیم متافیزیکی به پا می خیزد و دو استدلال ارائه می کند که یکی از آن ها استدلال مدل تئورتیک است. در این مقاله نشان خواهم داد که استدلال پاتنم به سود برون گرایی معنایی و استدلال مدل تئورتیکِ او علیه رئالیسم متافیزیکی، هرچند به لحاظ ظاهری دارای ساختار و صورت بندی متفاوتی هستند، اما درواقع اندیشه ی واحدی از هر دوی آن ها پشتیبانی می کند. در این راستا، پس از گزارش هریک از این استدلال ها، صورت بندی تازه ای از آن ها ارائه می شود. سپس بر پایه ی وجوه اشتراک این دو استدلال، اندیشه ی پشتیبان آن دو معرفی خواهد شد. طبق این اندیشه ی پشتیبان، انفکاک قاطع میان ذهن و جهان خارج منجر به نامتعین شدن رابطه ای ارجاعی میان آن ها می شود اما بنا به درک متعارف، این رابطه متعین است؛ پس ذهن و جهان خارج منفک از یک دیگر نیستند؛ به عبارت دیگر، درهم تنیده اند.