اندیشه سیاسی در اسلام

اندیشه سیاسی در اسلام

اندیشه سیاسی در اسلام بهار 1395 شماره 7

مقالات

۱.

گفتمان انقلاب اسلامی و اندیشه عدالت ساختاری برای جهانی عاری از خشونت

تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۹۸
یکی از مهم ترین دغدغه های روابط بین الملل برقراری صلح و پرهیز از خشونت و جنگ، است. برای این منظور، مانیفست ها و منشورهای بین المللی تقریر گشته و سازمان ها و نهادهای همکاری فراوانی میان دولت ها ایجاد شده است. هدف از این اقدام، هماهنگی میان منافع کشورها و حل و فصل مسائل میان آنها به شیوه ی مسالمت آمیز بوده است. اما آنچه اکنون مشاهده می شود شکست فزاینده ی این تجربه است. در شرایط کنونی، شاهد نوعی خشونت ساختاری در روابط بین کشورها هستیم که ناظر برنحوه ی توزیع قدرت میان آنان و نگاه تک بعدی به حقوق است. گفتمان انقلاب اسلامی به عنوان یک پادگفتمان در برابر گفتمان غربی حاکم بر روابط بین الملل، مبانی نظری متفاوتی را برای تنظیم مناسبات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ارائه می دهد. در این میان، اصل «عدالت» یکی از مهم ترین ابتکاراتی است که انقلاب اسلامی ایران سعی نموده با محوریت آن مبنای نظری نوینی را پایه ریزی کند. اصل عدالت، به عنوان اصل مبنایی، مطلق و «حسن در مجموع»، در مانیفست ها و پیمان های بین المللی و در تلاش برای رسیدن به صلح به شدت مورد غفلت قرار گرفته است. سؤال اینجاست که چگونه گفتمان عدالت ساختاری انقلاب اسلامی می تواند صلح و ثبات جهانی ایجاد نماید؟ عدالت ساختاری بر نبود انحصار قدرت در نظام بین المللی تأکید دارد. اقتضای این امر برقراری توازن حق مدار است. درنتیجه، نظام مبتنی بر عدالت ساختاری، نظام شبکه ای با میزان متناسبی از قدرت کشورهاست که با استفاده از دو نوع عدالت تکوینی و تشریعی، روابط میان کشورها را عادلانه تنظیم کرده و خروجی آن را با معیار عدالت محک می زند. در این نظام، خشونت ها نتیجه طبیعی ساختار و قوانین بین المللی و مشروعیت یافته به وسیله آنان نیستند و در عین حال ضمن کاهش شدید گستره آنان، حالت موردی پیدا می کنند.
۲.

انقلاب اسلامی و صلح سازی برای مدیریت جهان عاری از خشونت بایسته ها و چالشها

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۹۰
صلح سازی از دغدغه های اصلی همه ی جوامع بشری بوده است. اگر نگرش کلازویتزی نسبت به جنگ در رهیافت های روابط بین الملل به کناری گذاشته شود، می توان مدعی شد که همه ی رهیافت های فکری در نگرش های آکادمی دیپلماسی و روابط بین الملل برای مدیریت نظام جهانی به دنبال صلح سازی هستند. نظریه های حل المسائلی و غالب در روابط بین الملل خواهان تغییرات مبتنی بر نگرش های خود، اما با حفظ وضع موجود در ساختار هندسه نظم جهانی هستند. اما نظریه های انتقادی، با گرایش های متفاوت خواهان ساخت دنیای جدیدی مبتنی بر دیالکتیک گفتمانی خود می باشند. مانند نظریه های مارکسیستی که تضاد طبقاتی را مطرح می کنند و یا رهیافت های فمینیستی که سخت دغدغه جنسیت را در سر می پرورانند. انقلاب اسلامی ایران گفتمان جدیدی را در رهیافت های مربوط به صلح سازی مطرح کرده است که نشأت گرفته از رهیافت های فکری اسلامی می باشد. در این روزنه نگرش و بر اساس معرفت شناختی، هستی شناسی و انسان شناسی خاص تفکر اسلامی، پنجره جدیدی به ساخت جهان عاری از خشونت گشوده می شود. در واقع انقلاب اسلامی ایران نیز برای ساخت این دنیای بهتر دارای نظریه انتقادی می باشد و ساختار نظم فعلی را عادلانه نمی داند. از آنجایی که همه ی نظریات انقلابی به نوعی تجویزی می باشند، در نتیجه نظریه صلح سازی انقلاب اسلامی نیز تجویزات مختص به خود را دارا می باشد. نوشتار حاضر کنکاشی در متا تئوری یا رهیافت کلان انقلاب اسلامی در نظام بین الملل است و سپس به تشریح تجویزی این رهیافت فکری، پرداخته می شود. اسلام نظام جهانی را عرصه مداوم مبارزه ی خیر و شر، ظلم و عدل، استکبار و استضعاف می داند اما اعتقاد دارد که نهایتاً با اراده ی انسان ها می توان دنیای بهتری را برپا کرد. دنیایی که مبتنی بر ارزش های متعالی انسانی باشد، و همکاری انسانی بر اساس فطرت مشترک انسان ها را برای نیل به آن هموار خواهد کرد.
۳.

تأثیر اقدام ات جری انهای تکفیری بر تصویر صدور انقلاب اسلامی و صلح طلبی نظام جمهوری اسلامی ایران

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۶۷
به رغم حضور جریان های متعدد احیایی، اصلاحی و انقلابی در جهان اسلام، امروزه ایدئولوژی سلفی تکفیری به ویژه با اقدامات خشونت آمیز خود، جلب توجه نموده است. گسترش این جریان در سال های اخیر، تصویر اسلام را به طور عام و چهره ی انقلاب اسلامی ایران را به طور خاص تحت تأثیر قرار داده است. از آنجا که یکی از راهبردهای محوری انقلاب اسلامی ایران صدور صلح طلبانه انقلاب به جهان بوده است، در این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی سعی شده به این سؤال پاسخ داده شود که حرکت جریان های افراطی تکفیری در جهان اسلام با توجه به شعار صدور انقلاب چه تأثیری بر تصویر صلح طلب انقلاب اسلامی دارد؟ فرضیه ی پژوهش مبنی بر ایجاد ظرفیت بالقوه برای انقلاب اسلامی ایران در اثر اقدامات جریان های تکفیری بررسی و مشخص شد که عدم انتساب این جریان ها به جمهوری اسلامی ایران آشکار است و تأکید جمهوری اسلامی ایران بر مبارزه با جریان های تکفیری، نشان گر تلاش جمهوری اسلامی ایران برای برپایی صلح است، اما تأثیر این جریان بر تصویر جنبش های اصیل از صدور انقلاب اسلامی، چهره و تلاش جمهوری اسلامی ایران را با ابهام و دشواری مواجه می سازد.
۴.

بررسی پدیده ترور و نفی و محکومیت آن از منظر امام خمینی(ره)

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۶
در عصر حاضر گروه هایی وجود دارند که به نام دین اسلام، به طور گسترده ای دست به اعمال خشونت آمیز می زنند. همین امر دستمایه ای شده است که دشمنان اسلام، این دین را به عنوان ایدئولوژی جنگ، خشونت و ترور به افکار عمومی جهانیان، معرفی کنند. از این رو بررسی پدیده ترور در اندیشه متفکرین بزرگ مسلمان می تواند راهنمای خوبی برای شناخت دیدگاه اسلام و پاسخگویی به شبهات وارده در این زمینه باشد. از آنجایی هم که امام خمینی، به عنوان ارائه دهنده نوین ترین و عمل گراترین نسخه از اسلام در سال های اخیر محسوب می شوند، آگاهی از دیدگاه ایشان در مورد پدیده ترور، در شناخت نظر اسلام نسبت به این پدیده بسیار حیاتی و راهگشا می باشد. در مقاله حاضر با روش تحلیل بیانات و اندیشه ها، رویکرد امام نسبت به ترور مورد بحث قرار گرفته و تلاش می شود به این سؤال که «دیدگاه امام خمینی در مورد ترور چیست؟» پاسخ داده شود. این بررسی نشان می دهد که در اندیشه ایشان، ترور به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هر گونه هدفی، مطرود و محکوم است و هیچ فردی حق ندارد از آموزه های اسلامی برای توجیه اقدامات خشونت بار و تروریستی خود، سوء استفاده کند.
۵.

وجوه اشتراک و افتراق اندیشه سیاسی جنبش حماس با اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی ایران

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۲۵
بررسی وجوه اشتراک و افتراق اندیشه سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین، حماس، با اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی ایران و رصد روند تحول فکری این جریان اسلام گرا از اهمیت خاصی در بحث سیاست گذاری جمهوری اسلامی در مواجهه با جنبش های اسلام گرا برخوردار است. این مقاله تلاش دارد تا با روش تاریخی- مقایسه ای به این پرسش پاسخ دهد که همکاری های حماس و ایران در دهه های گذشته از چه عمق فکری برخوردار بوده است؟ آیا این همکاری ها تاکتیکی و ناشی از برخی نیازهای مقطعی و سیاسی بوده است و یا اینکه مواضع و مبانی فکری طرفین این وحدت و همسوئی را ایجاب می کرده است؟ پاسخ به این سؤالات می تواند راهگشای آینده در روابط و نوع استراتژی مواجهه با این جنبش اسلام گرا باشد. در این مقاله بر اساس مقایسه ای ده شاخص به بررسی و تحلیل نقاط اشتراک و افتراق اندیشه سیاسی دو جنبش پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی است که هر دو جنبش از نظر مبانی فکری اشتراکات زیادی داشته و تنها بحران سوریه را می توان عامل مهمی در ناهمسوئی مواضع آنها ذکر کرد. بر این اساس، به نظر می رسد علی رغم این اختلاف سیاسی، حماس را می توان متحدی فکری در بین جریان های اسلام گرا برای جمهوری اسلامی به حساب آورد که در دراز مدت به همراه بخش مهمی از جنبش اخوان می توانند در جبهه متحد جنبش اسلام سیاسی نوگرا و اصلاح طلب همسو با جمهوری اسلامی ایران در حل مسائل جهان اسلام قرار داشته و ایفای نقش کنند و لذا باید برای حل مشکلات سیاسی موجود که موجب تشدید فاصله بین این جریانات اسلام گرا شده است تلاش نمود و راهکارهای مناسب را جستجو کرد.
۶.

نقش ایالات متحده امریکا در شکل گیری جریانهای افراطی در جهان اسلام(مطالعه موردی القاعده و داعش)

تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۲۴
با مطالعه تاریخچه عملکرد قدرت های استعماری درکشورهای اسلامی به ویژه در دو قرن اخیر این موضوع کاملاً قابل تصدیق است که قدرت های سلطه گر همواره از ظرفیت ها و زمینه های درون جهان اسلام برای تضعیف اسلام و خنثی نمودن توانایی های بالقوه آن بهره برداری نموده اند، در این میان آنچه بیش از همه مطمح نظر بوده است امکان اختلاف افکنی و انشعاب فکری بین مذاهب و گرایش های مختلف دنیای اسلام از درون با استخدام مهره های فرصت طلب یا سست ایمان یا منحرف از لحاظ عقیدتی بوده است. ترویج افراطی گری و خشونت یکی از شگردهای شیطانی جبهه استکبار برای فرصت سوزی و سرگرم نمودن دنیای اسلام به جنگ های داخلی و هدر رفتن استعدادهای نهفته اسلام و مسلمانان در دنیای معاصر است و مع الأسف امروز نظاره گر به بار نشستن سیاست های دشمنان اسلام با شکل دادن گروه هایی مانند القاعده و داعش هستیم که دنیای اسلام در شعله های آتش آن می سوزد و خسارت های ناشی از آن تا سال ها و دهه ها گریبان گیر مسلمین خواهد بود. غرب و به ویژه ایالات متحده امریکا پس از هشدار تئوری پردازانی مانند هانتینگتون، فوکویاما و تجربه ی سیاست مدارانی که با افول مارکسیسم بار سنگین دوران جنگ سرد را پشت سرگذاردند، مهم ترین رقیب خود در دوران پسا کمونیسم را در اسلام و جریان بنیادگرایی اسلامی تعریف نمودند. آنان به خوبی به زمینه های بیداری اسلامی و زنده شدن قدرت فرو خفته ی اسلام برای آینده آگاهی یافتند و تمام همت خود را برای مهار این ظرفیت خاموش نهفته در دنیای اسلام به کار بستند. جریان بنیادگرایی با تعریفی که غرب از آن داشت هم در جهان اهل سنت و هم در تشیع به تعبیر مستشرقین، آن دیگریِ مقابل غرب است که اگر مدیریت نگردد نقطه کانونی جنگ های آینده غرب برای حفظ منافعش خواهد بود، این نوشتار درصدد است نشان دهد که چگونه غرب به ویژه امریکا برای دفع مخاطرات جریان اسلامی با کمک به تشکیل القاعده و داعش و سایر جریان های افراطی با عناوین مختلف در جهان اسلام جهت گیری حرکت های اسلامی را از مبارزه با غرب و صهیونیسم به درون جهان اسلام برگردانده و با ترویج افراطی گری و تقویت اندیشه های واگرایانه اسلامی زمینه ی درگیری های درون دینی را گسترش داده و جریان احیاگری اسلامی و بازگشت به اسلام اصیل را به ضد خود تبدیل نموده است.