وحید رویانی

وحید رویانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۷ مورد.
۱.

نگاهی جامعه شناختی به بازآفرینی اسطوره های آرش در میدان ادبی ناسیونالیستی

کلید واژه ها: آرش کمانگیر میدان ادبی بوردیو ناسیونالیسم جامعه شناسی ادبیات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 544 تعداد دانلود : 26
در جامعه شناسی پساساختارگرا که شاخص ترین چهره آن پیر بوردیو است، به بررسی رابطه فرد و ساختار پرداخته می شود تا تأثیر متقابل اراده انسان و ساختارهای اجتماعی بر زندگی او کم رنگ نشود و تحلیل نهایی نیز دچار نسبی باوری حاکم بر اندیشه های پست مدرن نگردد. بوردیو به جای مفهوم ساختار، مفهوم میدان را به کار می برد، به نظر او هر فرد در طول زندگی خود با میدان های متفاوت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی درگیر است و حرکت هایی که در درون این میدان ها رخ می دهد، آگاهانه و ناآگاهانه، بر زندگی او تأثیر می گذارند. یکی از این میدان ها، میدان ادبی است. او معتقد است عاملیت، ساختار و ارتباط متقابل آن ها نقشی اساسی در شکل گیری متون خلاقه ادبی دارند. به همین منظور اسطوره آرش که در دوره معاصر یکی از اساطیر پر طرفدار بوده است، بر اساس این نظریه تحلیل گردید. داستان آرش کمانگیر یکی از اساطیر ایرانی است که توسط بهرام بیضایی، مهرداد اوستا و ارسلان پوریا در میدان ادبی ناسیونالیستی ایران بازآفرینی شده است؛ تحلیل این سه منظومه به شیوه بوردیو نشان می دهد که ویژگی های مشترک میدان ادبی ناسیونالیستی ایران در هر سه بازنویسی به چشم می خورد، یعنی بیگانه ستیزی، تأکید بر زبان مشترک، تاریخ مشترک، افتخارات قومی و مرزهای مشترک که درون مایه ثابت بازنویسی های مورد نظر هستند و در فرم های متفاوتی تکرار می شوند.
۲.

سراینده سام نامه و سنت نقالی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: سراینده سام نامه سنت نقالی تحریر نقل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 328 تعداد دانلود : 186
سام نامه یکی از متونی است که از زمان سرایش و شهرت در بین مردم نام سراینده یا سرایندگان آن و انتسابش به خواجوی کرمانی محل بحث بوده است. اخیراً برخی پژوهشگران این حوزه با اتکا به دو نسخه، یعنی شبرنگ نامه محفوظ در دانشگاه لیدن و دست نویس سام نامه کتابخانه ملی تبریز به این نتیجه رسیده اند که سام نامه سروده خواجوی شاهنامه خوان کراتی است و علّت اختلاف در تعداد ابیات و حتی وجود روایات کوتاه و بلند، کوتاه و بلند شدن روایت داستان توسط سراینده است، که احتمالاً در مجالس نقل، گاهی اشعار را به تفصیل برای مردم می خوانده و گاهی نیز بنا بر محدودیت زمان، خلاصه می کرده است. اما پژوهش حاضر با تردید در این نظر، به دنبال یافتن پاسخی دیگر برای این پرسش است که چرا دست نویس های سام نامه به لحاظ تعداد ابیات و نوع روایت با یکدیگر تفاوت اساسی دارند و ارتباط این تفاوت ها با سراینده یا سرایندگان این اثر چیست؟ این پژوهش به روش اسنادی و با کمک سنت نقالی و با توجه به نظر پژوهشگران برجسته این حوزه انجام گرفته است. نویسنده تلاش کرده است ویژگی ها و چارچوب این سنت را استخراج کند و بر پایه آن ها به مقایسه دست نویس های گوناگون و روایت های کوتاه و بلند سام نامه بپردازد، که نتیجه نشان می دهد تفاوت دست نویس های مختلف این اثر ناشی از تحریرهای مختلفی است که در طول زمان توسط شاهنامه خوان ها و طومارنویسان مختلف فراهم آمده است، و نه نقل های مختلف یک نقال. بنابر این پژوهش تنها یک روایت کوتاه که جزو کوتاه ترین روایات سام نامه است توسط خواجوی شاهنامه خوان کراتی فراهم آمده و مکتوب شده است.
۳.

بسامدسنجی ویژگی های سبک هندی در آثار میرمحمّد مؤمن استرآبادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلید واژه ها: دیوان سبک هندی میرمحمد مؤمن استرآبادی ویژگی های سبکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 204 تعداد دانلود : 37
نسخه های خطّی فارسی به عنوان میراثی ارزشمند، سهم مهمی در حفظ فرهنگ و تمدّن ایران به خود اختصاص داده است. میرمحمّد مؤمن استرآبادی، حکیم، معمار، شاعر و ادیب سده دهم و  یازدهم هجری قمری، آثاری از جمله دیوان شعری از خویش به یادگار گذاشته است. این دیوان به صورت تک نسخه در «کتابخانه سلطنتی کاخ گلستان» به شماره 459 نگهداری می شود که به دلیل شباهت رباعیاتش با رباعیات خیّام به عنوان نسخه خطّی «رباعیات خیام» ثبت شده است. دیوان میرمحمّد مؤمن استرآبادی از جمله نسخ خطّی گرانمایه ای است که تاکنون ناشناخته مانده و تصحیح این نسخه از جهت شناخت شخصیت و جایگاه وی و آشنایی با سبک شعری و افکار و اندیشه هایش بسیار حائز اهمیت است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل سبک شعری دیوان میرمحمّد مؤمن استرآبادی اختصاص یافته است. محدوده و جامعه آماری مورد مطالعه، نسخه خطّی دیوان وی می باشد که توسّط نگارندگان تصحیح شده است. دیوان وی مشتمل بر رباعی، قصیده، غزل و قطعه است که البتّه بخش بیشتر آن، به قالب رباعی اختصاص دارد. طبق نتایج به دست آمده سبک شعری میرمحمّد مؤمن، بسیار به سبک هندی نزدیک است و از لحاظ محتوایی، زبانی و ادبی بسامد ویژگی های سبک هندی در شعر او فراوان است.
۴.

تبیین و تحلیل مولفه های اجتماعی در شهنشاه نامه تبریزی و تطبیق آن با شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پادشاه شاهنامه فردوسی شهنشاه نامه تبریزی عامه مردم مولفه های اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 480 تعداد دانلود : 185
مولفه های اجتماعی به عناصر یا اجزای تشکیل دهنده یک اجتماع اطلاق می شود که بدون داشتن آن ها نمی توان آن اجتماع را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. شاهنامه به عنوان اثری برآمده از میراث فرهنگی، تاریخی و اجتماعی حائز اهمیت است، غنای این اثر و اهمیت آن به حدی است که منظومه های حماسی و تاریخی بسیاری به تقلید از آن نوشته شده که شهنشاه نامه تبریزی نمونه ای از این موارد است. بررسی مولفه های اجتماعی دراین دو اثر نه تنها منجربه روشن شدن آیین زندگی از دوران حیات فردوسی تا پایان حکومت مغولان می گردد، بلکه شباهت ها و تفاوت های مولفه های اجتماعی را دراین دو اثر روشن می سازد. پیرامون این مبحث تاکنون پژوهشی انجام نشده است و موارد موجود تنها به بررسی برخی از مولفه های اجتماعی در شاهنامه پرداخته است. نگارنده در پی اثبات این فرضیه است که در این دو اثر پادشاه به عنوان قطب اصلی مملکت مطرح است، نتایج پژوهش نشان می دهد مردم در شاهنامه از آگاهی و بیداری برخوردارند و در روند سیاست های کشور خود دخالت دارند اما در شهنشاه نامه مردم تسلیم به جبرو زورگویی می باشند و در تعیین سرنوشت خود نقشی ندارند، این امر حاکی از فضای خفقان آور حکومت مغولان در دوران سرایش شهنشاه نامه می باشد. علاوه براین شهنشاه نامه در مولفه هایی نظیر آداب و رسوم، آداب جشن و سوگواری و برخی از آداب جنگ با شاهنامه مشابهت دارد، اما مولفه هایی نظیر شیوه حکمرانی پادشاهان، عدالت اجتماعی و آگاهی عامه مردم در این دو کتاب متفاوت است.
۵.

پژوهشی تطبیقی پیرامون منشأ نام و شخصیت کاوه آهنگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: کاوه کیکاوس کوی اوشنس اسطوره شناسی تطبیقی شکست اسطوره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 509 تعداد دانلود : 820
سرمنشأ نام کاوه و ریشه شخصیت او یکی از موضوعات بحث برانگیز در بین پژوهشگران می باشد که دستمایه پژوهش های گوناگون با نتایجی متفاوت شده است. مجموعه نظرات پژوهشگران و نتیجه پژوهش های آنها پیرامون این موضوع را می توان به چهار دسته تقسیم کرد: دسته اول معتقدند نام کاوه با اسامی اوستایی ارتباط دارد، ولی شخصیت او قدمت ندارد. دسته دوم هم برای نام و هم شخصیت او قدمت اساطیری قائل اند. دسته سوم آن را داستانی عیّاری دانسته اند که در اواخر دوره ساسانیان و اوایل دوره اسلامی وارد حماسه ملی شده است و دسته چهارم کاوه را نمودی دیگر از گاو دانسته اند. اما نکته ای که تاکنون مغفول مانده ارتباط کاوه با اسطوره کیکاوس و کوی اوشنس هندی است. این پژوهش که به شیوه اسطوره شناسی تطبیقی با متون هندی انجام شده است به بررسی و مقایسه شخصیت کاوه با کوی اوشنس می پردازد که نتیجه نشان می دهد داستان کاوه جامه جدیدی از این اسطوره کهن است که علاوه بر یکی بودن ریشه نام، در شش ویژگی با آن مشابهت دارد: ساختن گرز، حکمت و دانایی، ثروت و تموّل، پرهیزگاری، جادو و نوشدارو. این اسطوره کهن هنگام انتقال از عصر اساطیر به حماسه دچار شکست شده و دو بخش نام آن هر کدام بر یک وجه از یک شخصیت اساطیری اطلاق شده است.
۶.

تحلیل عناصر اساطیری در هفت خان های طومار نقّالان و مقایسه آن با شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 985 تعداد دانلود : 815
طومارهای نقالی یکی از منابع بسیار غنی فرهنگ و ادب ایرانی است که در قالب داستان های اساطیری و حماسی مفاهیم اساطیری، آداب و رسوم فراموش شده، نکات زبانی و ... را در خود جای داده اند. در طومارهای نقالی به علت تأکیدی که بر داستان های پهلوانان سیستان شده است، معمولاً از هفت خان اسفندیار خبری نیست، ولی در عوض در کنار هفت خان رستم دو هفت خان نیز برای اعقاب او یعنی فرامرز و جهانبخش ذکر شده که قابل توجه است. پژوهش حاضر  به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای  انجام شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد هفت خوان فرامرز و جهانبخش براساس الگوی هفت خان رستم و اسفندیار  ساخته شده اند و نکاتی اساطیری مانند وجود «عقاب» به عنوان جانور مشتری و وجود گرگ نشانگر مرحله سرباز در آیین مهر از پیشینه غنی اساطیری این هفت خان ها حکایت دارد. اما به جز مسائل اساطیری، طومارها از دیدگاه داستان پردازی نیز قابل بررسی می باشند؛ خصوصاً طومار کهن شاهنامه فردوسی (صداقت نژاد) به شخصیت پردازی و روابط علی و معلولی و جزئیات داستان و تصویر حالات روحی و جسمی بیشتر توجه دارد و از این جهت قابل توجه است. اهداف پژوهش: بررسی عناصر اساطیری در هفتخان های موجود در طومارهای نقالی. تطبیق عناصر اساطیری در هفت خان های طومار نقالان با شاهنامه. سؤاالات پژوهش: آیا هفت خوان فرامرز و جهانبخش براساس الگوی هفت خان رستم و اسفندیار ساخته شده است؟ چه تفاوتی میان هفت خان های طومار نقالان با شاهنامه وجود دارد؟
۷.

مقایسه شخصیت سیاوش در شاهنامه با طومار نقالی شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شاهنامه سیاوش طومار نقالی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 291 تعداد دانلود : 895
 شاهنامه فردوسی بهترین کتابی است که براساس روایت های ملی و شاهنامه منثور ابومنصوری سروده شده است. علاوه بر این کتاب، در بستر تاریخ ما، روایت های ملی دیگری نگاشته شده که بعضی از آن ها در قالب طومار نمایانده شده است. برخی از این طومارها ضمن اقتباس از شاهنامه فردوسی و دیگر روایت های ملی با مرام و اندیشه نقالان و ذوق مردم آمیختگی پیدا کرده و به صورت متفاوت به دست ما رسیده است. «طومار نقالی شاهنامه» ازجمله این طومارهاست. باتوجه به این که تاکنون کار مقایسه ای بین شاهنامه و طومار مذکور انجام نشده بود؛ در این پژوهش، شخصیت سیاوش در شاهنامه با شخصیت سیاوش در طومار نقالی شاهنامه مورد مقایسه و تحلیل قرار خواهد گرفت و وجوه افتراق و اشتراک آن ها بررسی شد. این پژوهش در یک نگاه کلی نشان می دهد که شخصیت سیاوش در طومار نقالی شاهنامه، با شخصیت سیاوش در شاهنامه فردوسی چهره ای بسیار نزدیک به هم دارند و اندک تفاوت های آن برمی گردد به میزان تأکید روایت و راویان به جنبه های از شخصیت سیاوش در طومار که گاه کم رنگ تر و گاه پررنگ تر از شاهنامه می کند. باتوجه به مقایسه طومار نقالی شاهنامه با شاهنامه روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده و باتوجه به موضوع پژوهش و مقایسه متن ها روش تجزیه وتحلیل اطلاعات به صورت محتوایی انجام شده است. اهداف پژوهش:تحلیل و مقایسه افتراق شخصیت سیاوش در شاهنامه با شخصیت سیاوش در طومار نقالی.تحلیل و مقایسه اشتراک شخصیت سیاوش در شاهنامه با شخصیت سیاوش در طومار نقالی.سؤالات پژوهش:افتراق شخصیت سیاوش در شاهنامه با شخصیت سیاوش در طومار نقالی چگونه است؟اشتراک شخصیت سیاوش در شاهنامه با شخصیت سیاوش در طومار نقالی چگونه است؟
۸.

محل سقوط کیکاووس کجاست؟ (پژوهشی پیرامون جابه جایی اساطیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: کاووس ساری سیراف اسرافیل نمرود

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 568
داستان رفتن کیکاووس به آسمان و سقوط او سه بار در شاهنامه آمده که محل سقوط او یک بار بیشه شیرچین، و دو بار دیگر «ساری» ذکر شده است. در شاهنامه ثعالبی و معجم البلدان این نام سیراف ضبط شده و در دیگر متون «شیرچین آمل، شهر چین، همچنین، شیرحین، شیرﺤﺋڹ، شرحین، شبیرچین، تن کابن، نارون، دریای گرگان»، که به لحاظ جغرافیایی هیچ ارتباطی با هم ندارند. این مسئله تنها به وسیله اسطوره شناسی تطبیقی حل می شود. اسطوره کاووس با داستان نمرود آمیخته شده است. یکی از اجزای اسطوره کاووس ماجرای تعقیب او توسط نریوسنگ و سقوط به دریای فراخکرد است که این بخش در اساطیر با فرشته اسرافیل که به لحاظ کارکرد به نریوسنگ شباهت دارد و در داستان نمرود نیز نقش دارد، جابه جا شده و صورت های گوناگون نام اسرافیل، از جمله سراف و سرافین، به عنوان محل سقوط کاووس ضبط شده است.
۹.

سنّت حماسه سرایی در قیصرنامه ادیب پیشاوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: قیصرنامه سنت ادبی حماسه تاریخی ادیب پیشاوری شعر دوره مشروطه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 135 تعداد دانلود : 80
ادیب پیشاوری یکی از برجسته ترین شعرای سنت گرای دوره معاصر است که در افغانستان و ایران، در محضر بزرگان روزگار خود به کسب علم پرداخت و بر بسیاری از علوم زمان تبحر یافت. از ادیب، آثار گوناگونی به نظم و نثر بر جای مانده است که معروفترین آنها دیوان فارسی- عربی و «قیصرنامه» است. قیصرنامه منظومه ای است حماسی که ادیب آن را به تأثیر از شاهنامه فردوسی، در ستایش قیصر آلمان، ویلهلم، سروده است. از آنجا که ادیب شاعری سنت گرا بوده، انعکاس سنت های حماسی در قیصرنامه، فراوان به چشم می خورد.  سنّت، بازتاب فرهنگی تجربه ها، دستاوردها و بینش های نیاکان است که از نسلی به نسل دیگر سپرده می شود و هر مؤلفی نه با یاری ذهن خود، بلکه با تکیه بر آن است که دست به آفرینش می زند. پژوهش حاضر قیصرنامه ادیب را با شش عنصر اصلی سنت حماسی یعنی انگیزه، قهرمان، ساختار، زبان، کاربرد اساطیر و بافت روایی بررسی نموده است.   نتیجه بررسی ها نشان می دهد که انگیزه ادیب از این حماسه سرایی، ملی نبوده و بیشتر به خاطر نفرت و انتقام جویی از استعمار انگلیس این منظومه را سروده است. او در زمینه کاربرد اساطیر و توصیف برخی از ویژگی های قهرمان در قالب سنت حماسه سرایی دست به آفرینش زده است. هرچند ادیب در کاربرد زبان، به سنت وفادار مانده، اما هنگام گزینش واژگان، به بافت کلام و محتوای داستان توجهی ندارد. در زمینه ساختار حماسی و بافت روایی نیز باید گفت قیصرنامه بافت و ساختار روایی ندارد و ادیب پیشاوری به این مسأله اصلاً توجه نکرده اس ت.
۱۰.

مقایسه ویژگی های شاه در شاهنامه فردوسی با رئیس مدینه فاضله فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: فارابی فردوسی رئیس مدینه فاضله شاه مطلوب جامعه آرمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 134 تعداد دانلود : 99
تصوّر ایجاد جامعه ای آرمانی و تبدیل موقعیت موجود به شرایط مطلوب در ادوار گوناگون، توجه اندیشمندان مختلف را به خود جلب کرده است. رویای ساخت اجتماعی فارغ از هر عیب و نقص، در آثار بزرگانی چون افلاطون و فارابی به چشم می خورد. هدایت چنین جامعه ای از منظر افلاطون بر عهده فیلسوفان و از دیدگاه فارابی بر عهده حکیمی است که بین شریعت و حکمت پیوند ایجاد کرده باشد. فارابی برای رئیس مدینه خود هفت ویژگی برمی شمرد که مهمترین آنها ارتباط با عالم معنا و دریافت وحی است. در میان شعرا نیز گاه کسانی چون فردوسی و نظامی به چشم می خورند که چنین دغدغه های آرمان گرایانه ای داشته و اندیشه های خود در این باره را در شعرشان بازتاب داده اند. فردوسی آنچنان که از شاهنامه برمی آید شاهان آرمانی ایران باستان را به عنوان الگویی شایان توجه برای حاکمان عصر خود مطرح نموده است. مقایسه این خصوصیات با رئیس مدینه فاضله فارابی، نشان می دهد که ویژگی های مشترک والبته وجوه افتراقی بین شاه و رئیس مدینه وجود دارد. نویسندگان در این مقاله، سعی در نمایاندن این وجوه اشتراک و افتراق دارند.
۱۱.

جایگاه نام در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ایران باستان نامگذاری تولد اندیشه مزدیسنا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 725 تعداد دانلود : 502
نام ها از گذشته تاکنون مهمترین عامل هویّت بخشی و تمایز افراد در جامعه بوده اند. نوع انتخاب نام علاوه بر اینکه گویای نگرش فرد به خود، جامعه و طبیعت است، اندیشه دینی و مذهبی او را نیز آشکار می سازد. در پژوهش های تاریخی و اجتماعی با مراجعه به متون تاریخی و بررسی اسامی خاص متداول در هر دوره می توان بافت قومیتی و مذهبی و پراکندگی اجتماعی هر دوره را سنجید. آنچنان که یافته های باستان شناسی و اسناد تاریخی نشان می دهند، عوامل متعدّدی در ایران باستان در گزینش اسامی ایرانیان دخیل بوده اند، ولی مذهب نقش اساسی را به عهده داشته است. در این مقاله ابتدا به جایگاه نام و نام گذاری و مراسم و آیین هایی که برای نام گذاری در ایران باستان و خصوصاً دوران ساسانیان مرسوم بوده و همچنین شیوه های انتخاب نام برای افراد پرداخته شده، سپس نقش نام و کارکردهای آن در اوستا که مهترین کتاب بازمانده از دوران باستان است، مورد بررسی قرار گرفته است. تابوی نام و قدرت نهفته در نام های مقدس و اساطیری، یکی دیگر از موضوعات مرتبط با نام در دوره ساسانیان است که شاهان از آن در جهت اهداف سیاسی خود استفاده می کردند؛ همچنین تداوم نام در دین مزدیسنا و اندیشه شاهان ساسانی مطلب دیگری است که نویسندگان بدان پرداخته و نشان داده اند دغدغه مانایی نام، انگیزه ساخت بسیاری از بناهای با ارزش دوره ساسانی و عامل شکل گیری برخی قوانین فقهی و حقوقی دین مزدیسنا می باشد.
۱۲.

سیمرغ در ادبیات عامیانه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: سیمرغ افسانه ادبیات عامیانه طومار نقالی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 86 تعداد دانلود : 345
سیمرغ مشهورترین پرنده اساطیری ایران است که نامش در داستان ها با زال و سرنوشت او و خاندانش پیوند خورده است. او در شاهنامه و آثار هم سنگ با آن در نقش حکیمی رازآگاه که از اسرار قدسی با خبر است ظاهر می شود، ولی در اغلب متون پس از شاهنامه، خصوصاً در متون حماسی این نقش قدسی و روحانی کم رنگ شده و نقش های محسوس و ظاهری جای آنها را می گیرد. ادبیات عامیانه ایران نیز یکی از بخش هایی است که نام و شخصیت سیمرغ در آن به صورت های گوناگون منعکس شده، اما تاکنون کمتر بدان توجه شده است. به همین جهت نویسنده در این پژوهش بر آن شد تا با بررسی شخصیت سیمرغ در آثار داستانی ادب عامه ویژگی های این پرنده اساطیری را یافته و تفاوت های آن را با ادب رسمی نشان دهد؛ که نتیجه پژوهش نشان می دهد او در آثار حماسی ویژگی های متفاوت و گاه متضادی دارد. سیمرغ دیگر آن پرنده اساطیری و باشکوه قبلی نیست، بلکه عابدی دائم الذکر است که فکر می کند درخواست زال و خاندانش فرصت عبادت خداوند را از او می گیرد، با این وجود در حوادث زیادی وارد می شود، زیرا پهلوانان نیز پهلوانان قبلی نیستند و نه در بزنگاههای حوادث و مشکلات فراانسانی و لاینحل، بلکه برای هر کاری دست به دامان سیمرغ می شوند. در سایر آثار مربوط به ادب عامه نیز، اسطوره سیمرغ همچون آینه ای است که دگرگونی نوع تفکر فارسی زبانانی را منعکس می کند که این اسطوره را در داستان های خود بازگو کرده اند.
۱۳.

تابوی نام در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شاهنامه تابو نام باورهای عامه انسان ابتدایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 917 تعداد دانلود : 675
بررسی و مطالعه طومارهای نقالی به عنوان بخشی مکتوب از سنت حماسی روایی شفاهیِ در باور انسان های ابتدایی نام با ذات منطبق است؛ زیرا انسان ابتدایی فکر می کرد ارتباط بین نام و شخص یا شیء موسوم به آن قراردادی نیست و نام جزوی از وجود خود اوست و نیروهای شر می توانند از این طریق به او آسیب برسانند. این نوع نگاه به نام مختص مکان خاصی نیست و در همه جوامع وجود دارد و قواعد خاصی نیز با عنوان تابوی نام بر این جوامع تحمیل شده است. در باورهای عامه مردم ایران و نیز شاهنامه که روایتگر باورهای اساطیری ایرانیان است، این نوع تابو به صورت های مختلف دیده می شود: گاه نام عین ذات است، مانند زمانی که رستم مقصران اصلی کشته شدن سیاوش را برای هومان برمی شمرد. گاه به صورت برگزیدن دو اسم دیده می شود که یک نام، اصلی و جزو ذات است و دیگری فرعی است. این نوع تابو در بخش هایی از سواحل جنوبی ایران و همچنین بین ترکمن ها دیده می شود و در شاهنامه نیز درباره قباد و شیده نمود دارد. مصداق دیگر تابوی نام، عدم ابراز نام است که در بین مردم و در جنگ های شاهنامه دیده می شود. این مسأله در شاهنامه به دو صورتِ صراحت در عدم ابراز نام و طفره رفتن از ابراز نام تبلور یافته است. آخرین نمونه تابوی نام، تعویض و یا تغییر نام است که بیشتر برای فریب ارواح و فرار از آسیب آن ها به کار می رفته است.
۱۴.

پزشک هژبر و پلنگان منم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: تصحیح متن اسطوره شناسی تطبیقی تهمینه ایزد مادر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای اسطوره شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی تصحیح و نقد متون
تعداد بازدید : 667 تعداد دانلود : 451
چکیده کمک گرفتن از اساطیر و قصه های عامیانه برای حل مشکلات تصحیح متن و رسیدن به صورت صحیح قدیمی تر یک واژه یا مصرع و... شیوه ای راهگشا در تصحیح متون کلاسیک است. این شیوه خصوصاً در تصحیح ابیات شاهنامه بسیار استفاده شده است. یکی از ابیات چالش برانگیز شاهنامه که در نسخه های خطی و چاپ های مختلف به صورت های گوناگون ضبط شده بیتی است که تهمینه در داستان رستم و سهراب، هنگام معرفی خود به رستم می آورد: یکی دخت شاه سمنگان منم بزشک هزبر و پلنگان منم خالقی مطلق در مقاله ای که پیرامون این بیت نوشته آن را جزو ابیات تاریک شاهنامه دانسته که در مصرع دوم ضبط درست کلمات و معنی مصراع مبهم است. ابهام در این بیت باعث شده هر یک از پژوهشگران با دلایل خود صورتی از این بیت را پذیرفته و در مورد آن اظهار نظر کند. خالقی مطلق در یادداشت های شاهنامه ضمن پذیرفتن نظر یکی از پژوهشگران، تأکید می کند که ضبط قدیمی تر بیت همین است که آورده ایم و احتمالاً آیینی در پشت آن است که ما بی خبریم. بر همین اساس ما در این پژوهش برآنیم تا به کمک اسطوره شناسی تطبیقی ثابت کنیم که شخصیت تهمینه بازمانده الهه مادر یا یکی از ایزدبانوان باستانی است و همچنان که خود او تأکید کرده به واقع پزشک شیر و پلنگان بوده و با آنها در ارتباط است و ضبط قدیمی تر بیت ضبط صحیح می باشد.
۱۵.

بررسی تطبیقی شخصیت های تهمینه و آرتمیس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: شاهنامه ادبیات تطبیقی مکتب امریکایی تهمینه آرتمیس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 563 تعداد دانلود : 281
این پژوهش در چارچوب بررسی تطبیقی شخصیت های ادبی در قلمرو ادبیات تطبیقی انجام شده است. تهمینه یکی از زنان جسور و فرزانه اساطیر ایران است که در شاهنامه و متون نقالی ویژگی های گوناگونی به او نسبت داده اند. آرتمیس نیز ایزدبانوی جنگ و شکار اساطیر یونان است که صفات و ویژگی هایش به تهمینه بسیار شباهت دارد. نگارنده در این پژوهش براساس اصول مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی این دو شخصیت را مقایسه کرده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد این دو در مواردی چون نام، داشتن برادر توأمان، ارتباط با شکار و جنگل، زیبایی، باکرگی، پیشگامی در عشق، جنگاوری و تیراندازی با کمان به یکدیگر شباهت دارند، اما آرتمیس به خاطر ایزدبانو بودن و داشتن ویژگی های بغانه و همچنین تفاوت محیط فرهنگی یونان و ایران که باعث شده آرتمیس را زنی بی قید و بی رحم توصیف کنند که به زندگی خانوادگی پای بند نیست با تهمینه تفاوت دارد. بنابراین براساس نظریات استراوس و یونگ می توان گفت شباهت های این دو شخصیت در اساطیر ایران و یونان، در ساختار مشترک اساطیر دو ملت و ناخودآگاه جمعی مشترک ریشه داشته و در نتیجه ادبیات مشابهی تولید کرده است. البته به خاطر تفاوت های فرهنگی و ادبیات این دو ملت، در شکل ظاهری و برخی جزئیات با هم تفاوت دارند.
۱۶.

سیاوش و اسطوره بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شاهنامه سیاوش میرچا الیاده بازگشت جاودانه خدایان میرنده

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای اسطوره شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد اسطوره ای
تعداد بازدید : 886 تعداد دانلود : 475
داستان سیاوش در شاهنامه به خاطر قرار گرفتن در متن حماسه، داشتن ریشه اسطوره ای و برخورداری از عناصر دراماتیک و تراژیک می تواند با بهره گیری از رویکردهای نو واکاوی و تحلیل شود. یکی از این رویکردها نظریه «بازگشت جاودانه» میرچا الیاده است. الیاده برای خدایان میرنده ویژگی هایی مطرح می کند؛ از جمله اینکه اصل و منشأ آنها مشخص نیست، در جوانی بدون ارتکاب گناه کشته می شوند، مرگ آنها منشأ تحولات و تغییرات بسیار می گردد، و پس از مرگشان نیز به خاطر نیاز انسان ها آیین های رازآموزی پیرامون مرگ آنها شکل می گیرد. با توجّه به ویژگی هایی که در متون اسطوره ای، حماسی و تاریخی برای سیاوش و آیین های پس از مرگ او ذکر شده است، می توان نتیجه گرفت که سیاوش یکی از همین ایزدان است که نمادی از صیرورت روان بشر شده است؛ زیرا روح او، خسته از زمان، با بازگشت به زمان ازلی از نو متولد می شود و این بازگشت جاودانه برای معتقدان به آیین سیاوش، با هر بار شرکت در مراسم سوگ او رخ می دهد و شرکت کنندگان در این آیین رازآموزی نیز هرکدام سیاوش دیگری می شوند.
۱۷.

بررسی تأثیرات شاهنامه بر حمله حیدری باذل مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شاهنامه تأثیرپذیری باذل مشهدی حمله حیدری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 622 تعداد دانلود : 894
حمله حیدری باذل مشهدی یکی از نخستین و مشهورترین حمله هایی است که در قرن دوازدهم سروده شده است. باذل این اثر را در بحر متقارب و قالب مثنوی به سبک و سیاق شاهنامه نوشته است، تعداد ابیات آن بین 20 تا 30 هزار بیت است و شاعر در آن پس از مناجات و نعت رسول (ص) و ولی (ع)، داستان تاریخ اسلام را از بعثت پیامبر (ص) تا کشته شدن عثمان به نظم می کشد و داستان در همین جا با مرگ او ناتمام می ماند. پس از باذل، چندین نفر کارش را ادامه دادند و تکمله هایی بر اثر او سرودند، شاعری به نام نجف در سال 1135ق. با سرودن ابیاتى ، از میان این تکمله ها منظومة میرابوطالب فندرسکى را به حملة حیدری باذل ملحق ساخت و آن را به شکل مجموعه ای واحد درآورد. این اثر همانند سایر حماسه های پس از شاهنامه بسیار متأثر از سبک و زبان فردوسی است و گاه این تأثیر در برخی داستان ها چنان پیش می رود که به مرحله تقلید می رسد. نویسنده قصد دارد در این مقاله با بررسی تطبیقی و جزء به جزء دو اثر، میزان تأثیرپذیری باذل از فردوسی را در بخش های مختلف حمله حیدری نشان دهد.
۱۸.

آرش سیاوش کسرایی و میدان ادبی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مارکسیسم آرش کمانگیر بوردیو سیاوش کسرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 336 تعداد دانلود : 89
پیر بوردیو شیوه نوینی برای تحلیل متن در جامعه شناسی ادبیات دارد. به نظر اوهر فرد در طول زندگی خود با میدان های متفاوت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی درگیر است و حرکت هایی که در درون این میدان ها رخ می دهد، آگاهانه و ناآگاهانه بر زندگی او تأثیر می گذارند.یکی از این میدان ها، میدان ادبی است. بر اساس اصول بوردیو اثر ادبی هرچند متأثر از میدان های گوناگونی است که نویسنده و خواننده به عنوان تولیدکنندگان معنا با آن درگیرند، اما یک متن زمانی ارزش ادبی می یابد که بیشترین وابستگی را به میدان تولید ادبی داشته باشد و چون درونی ترین مسأله در میدان ادبی فرم آن است، به میزانی که یک اثر فرم مدارتر باشد و با سایر میدان ها ارتباط کمتری داشته باشد از ارزش بیشتری برخوردار است.حماسه آرش کمانگیر سیاوش کسرایی نخستین و معروفترین بازآفرینی این اسطوره در میدان ادبی ایران است، تحلیل این منظومه به شیوه بوردیو نشان می دهد چون این منظومه از اصل بی غرضی تبعیت نمی کند، در بسیاری بخش ها به سمت سایر میدان ها لغزیده و از ارزش ادبی آن کاسته شده است. در این بخش ها کلمات و مضامینی وارد شده که بیش از آنکه توانایی ایجاد یک فضای جدید را داشته باشند همچون عنصری زاید در شعر ظاهر شده و اثر را از ناب بودن محروم کرده اند، کلماتی چون خلق و توده و مضامینی چون ستایش کار و زندگی در کنار حذف عناصر متافیزیکی و قوم پرستانه نشان دهنده تأثیر میدان مارکسیستی در این اثر می باشد.
۱۹.

مقایسه تطبیقی فرّه ایزدی در شاهنامه و مهابهاراتا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شاهنامه فره ایزدی مهابهاراتا مقایسه تطبیقی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 11 تعداد دانلود : 663
داستان ها، شخصیت ها و نکات مشترک فراوان اخلاقی و اجتماعی در دو اثر شاهنامه و مهابهاراتا حکایت از آبشخور مشترک این دو اثر دارد و نشان می دهد اندیشه ها و مفاهیمی که شالوده اساطیر این دو اثر را شکل داده اند از دوران زندگی مشترک هندوایرانیان باقی مانده اند. فرّه ایزدی یکی از این مفاهیم مشترک است که در شاهنامه و مهابهاراتا نمود فراوانی دارد. نویسندگان این مقاله به دنبال پاسخ این پرسش اند که فرّ در این دو اثر چه تشابهات و تفاوت هایی دارد و نوع تفکر و نگرش دو ملّت بر نمود این مفهوم چه تأثیری نهاده است. در ادبیات هندو از جمله مهابهاراتا با یک نیروی واحد که دقیقاً معادل فرّه ایزدی باشد روبرو نیستیم، بلکه به نیروهای گوناگونی برمی خوریم که هر کدام با بخشی از نیروی فرّه در شاهنامه هماهنگی دارد و این نیروها هر کدام اصطلاح خاص خود را دارد، ولی به طور کلی نیروی فرّ در مهابهاراتا همچون شاهنامه در حوادث خارق العاده و به صورت اشیاء گوناگون نمود می یابد که یکی از برجسته ترین آن ها عصای شاهی است که به دنده معروف است. این نیرو علاوه بر این که از جان شاه محافظت می-کند به او توانایی افسون، پیشگویی و شجاعت در جنگ نیز می بخشد و عواملی همچون ناسپاسی در برابر خداوند، ظلم و ستم و کژی و نابخردی در مهابهاراتا همانند شاهنامه فرّ را از شاه دور می سازد. درباره وجوه تفاوت این دو اثر نیز باید گفت چون شاهنامه در عصر خردگرایی و مدنیّت شکل گرفته و به نظم درآمده ولی مهابهاراتا در دوره ای سروده شده که جامعه به تفکر اساطیری نزدیک تر بوده است، نیروی فرّه در مهابهاراتا نمودی ملموس و عینی تر یافته و با طبیعت و شاه و اندام او پیوندی تنگاتنگ دارد ولی در شاهنامه نیرویی درونی است و به سمت عناصر مجرّد و غیر ملموس میل پیدا کرده است.
۲۰.

براعت استهلال در تاریخ جهانگشای جوینی

کلید واژه ها: براعت استهلال تاریخ جهانگشای جوینی زبان شاعرانه روایت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 771 تعداد دانلود : 570
براعت استهلال سابقه ای به دیرپایی ادب فارسی دارد و در زبان پهلوی نیز شواهدی از آن وجود دارد، بلاغیون برای این صنعت تعاریف گوناگونی ذکر کرده اند، و از میان آنها عناصر مشترک زیر را می توان مشخص کرد: قرار گرفتن در ابتدای نوشته یا اثر، تناسب بین محتوای براعت استهلال با موضوع اثر، بیان موضوع یا محتوای اثر و مجمل و مختصر بودن. جوینی در تاریخ جهانگشا سعی کرده است با استفاده از صنایع گوناگون، زبانی شاعرانه داشته باشد و از قطب روایت به سوی توصیف حرکت کند. نویسندگان در این پژوهش به دنبال پاسخ این پرسش هستند که براعت استهلال چه بسامدی در جهانگشای جوینی دارد و چقدر نویسنده در آن، ظرافت شاعرانه به کار برده است. نتیجه پژوهش مشخص کرد که جوینی در ابتدای هجده داستان به وسیله تصاویری که برای توصیف صبح آورده است، خواننده را در جریان محتوای داستان مورد نظر قرار می دهد. هر چند همه این براعت استهلال ها مربوط به تصاویر خورشید است، اما جوینی با ذهن خلّاق و ذوق شاعرانه خود هر بار تصویری متفاوت از خورشید ارائه کرده که تصاویر او گاه سیاه است و گاه سپید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان