محسن عسگریان

محسن عسگریان

مطالب
مرتب سازی نتایج بر اساس: جدیدترینپربازدید‌ترین

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

Geopolitical Divergence in the League of Arab States from a Neorealist Point of View

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۵
The League of Arab States (also known as the Arab League) is well past its sixth decade of establishment. However, it has a long way to go to achieve the objectives enumerated in its charter. In a sense, there is much stronger propensity towards disintegration than integration in the League. This article seeks to study the reasons that account for the failure of such integration in the Arab League. Current trends in the Arab Union are studied through the lens of Neorealist Theory. To that end, the paper seeks to find an answer to this question: What are the reasons for the failure of integration in the Arab League? The main hypothesis of this article is that the member states’ main concern is survival, security, and relative gains rather than convergent cooperative behaviors conducive to integration; as a result, six decades after its birth, integration is yet to be achieved.
۲.

تحلیل تئوریک جایگاه انواع دیپلماسی اجبارآمیز در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران (براساس تئوری سازه انگاری)

کلید واژه ها: سیاست خارجی ایرانسیاست خارجی آمریکادیپلماسی اجبارآمیزنمایش قدرتقوام بخش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۴۹۴
این مقاله بر آن است تا با توجه به نوع تعاملات شکل گرفته بین ایران و آمریکا در سه دهه گذشته براساس چهارچوب نظری سازه انگاری به بررسی جایگاه استفاده از دیپلماسی اجبارآمیز، ماهیت آن (یکجانبه، چندجانبة بلوکی و یا جهانی) و اهداف آن در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران بپردازد. ادعای این پژوهش این است که ظهور و یا تداوم استفاده از نوع دیپلماسی اجبارآمیز بستگی به نوع فضای ناشی از تصورات قوام بخشانة ایران و آمریکا دارد. براین اساس: 1- نقش بازیگران در یک روند کنش متقابل نمادین در هر دهه در تعدیل و یا افزایش فرهنگ هابزی بین دو کشور مؤثر بوده و در نتیجه در چگونگی استفاده از نوع دیپلماسی اجبارآمیز (یک جانبه، چندجانبة بلوکی و یا جهانی) مؤثر است. 2- در دهة اول انقلاب ایران به دلیل شکل قوام بخشانة تصورات دو کشور از نقش خصومت آمیز هر دو کشور دیپلماسی اجبارآمیز از سوی آمریکا به دلیل فضای دوقطبی حاکم بر نظام بین الملل شکلی چندجانبه بلوکی پیدا کرد. 3- در دهة دوم انقلاب، ایران در نتیجه تحولات درونی سعی در تغییر نقش ضدسیستمی خود به بازیگری مسئولی در عرصه جهانی بود و به رغم تمایلات هژمونیک گرایانه آمریکا نوع دیپلماسی اجبارآمیز یک جانبه و نهایتاً همراه با متحدان منطقه بود. 4- در دهة سوم انقلاب، تمایلات هژمونیک گرایانه آمریکا با تشدید گرایشات ضدسیستمیک ایران در شکل گیری فرهنگ هابزی بین دو کشور قوام یافت و در نتیجه دیپلماسی اجبارآمیز آمریکا علیه ایران ماهیتی جهانی همراه با تهدید از سوی شورای امنیت دارا بود. در پایان به این نکته تمرکز می شود که تلاش برای عدم قوام بخشی رویکرد تهاجمی آمریکا و عکس آن یعنی قوام بخشی گفتمان تغییر آمریکا از سوی ایران از طریق مشارکت فعالانه در سیستم بین المللی به عنوان یک کنش گر مسئول می تواند باعث ناکارآمدی ابزار دیپلماسی اجبارآمیز آمریکا علیه ایران باشد.
۳.

رسانه، هویت و الگوی مصرف: رویکرد نظری

کلید واژه ها: سبک زندگیرسانهسازه انگاریالگوی مصرفصنعت فرهنگوانمایی واقعیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۷ تعداد دانلود : ۵۶۰
هدف از پژوهش حاضر که به شیوه اسنادی صورت گرفته، مطالعه و بررسی ارتباط بین دو متغیر «رسانه» و «الگوی رفتار مصرفی کنشگران/ مخاطبان» در جامعه است. در این خصوص باید به این پرسش ها پاسخ داده شود که آیا رسانه ها صرفاً بازتاب دهنده نیازهای مخاطبان خود هستند یا نقشی تعیین کننده در تولید و بازتولید این نیازها دارند؟ در مقابل، نیازهای مخاطبان چگونه محتوای رسانه را تحت تاثیر قرار می دهد؟ در مقاله حاضر، تلاش شده است ضمن نقد و بررسی رویکردهای نظری موجود در باب تاثیر رسانه بر الگوی مصرفی کنشگران/ مخاطبان، مدل تحلیلی متفاوتی بر مبنای نظریه سازه انگاری ارائه شود که بر اساس آن، رفتار مصرفی کنشگران، مبتنی بر برداشتی است که از «هویت» خود دارند. به عبارت دیگر، افراد با توجه به تعریفی که از موقعیت و هویت اجتماعی خود دارند، سبک مصرفی خاصی را متناسب با آن برمی گزینند، و در این میان، «رسانه» در تعریف این موقعیت و صورت بندی آن هویت، نقشی اساسی ایفا می کند. بنابراین در مدل ارائه شده برای تبیین رابطه «هویت»، «رسانه» و «الگوی مصرف» این سه عامل در مثلثی تعاملی قرار می گیرند که هر یک از اضلاع آن، همزمان، مقوم دو ضلع دیگر و متاثر از آنهاست.
۴.

"سازه‌انگاری، رسانه و رفتار انتخاباتی در ایران "

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴
"توسعه سیاسی، به مفهوم گسترش و تعمیق مشارکت آحاد مردم در سرنوشت واحدهای سیاسی، با وجود تنوع و تکثر شیوه‌های اجرایی آن، از اهداف مشترک تمامی دیدگاه‌های توسعه‌ای است. انتخابات به عنوان بارزترین شیوه و تجلی این مشارکت، همواره مورد اهتمام نظریه‌پردازان علوم اجتماعی و سیاسی و نیز به طریق اولی، سیاست‌ورزان بوده است. ازجمله پرسش‌هایی که برای هر دو گروه یاد شده، از اهمیت مضاعف برخوردار است، تبیین رفتار انتخاباتی مردم و گروه‌های اجتماعی است. در جمهوری اسلامی ایران نیز مطالعه رفتار انتخاباتی، بویژه در دهه اخیر، به‌طور جدی در دستورکار پژوهشگران حوزه‌های ذی‌ربط قرار داشته است. در همین خصوص، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که مشارکت مردم در انتخابات، به عنوان یکی از شاخص‌های اصلی توسعه سیاسی، بر اساس چه معیارها و ملاک‌هایی صورت می‌گیرد و ایفای نقش رسانه‌ها در تعیین و یا جهت‌دهی به این ملاک‌ها چگونه است؟ مقاله حاضر بر آن است که ضمن مرور نظریه‌های اصلی مطرح در این حوزه موضوعی، یکی از نظریه‌ها را با تعدیل‌هایی برگرفته از فرانظریه «سازه‌انگاری»، به عنوان نظریه‌ای شایسته برای تحلیل رفتار انتخاباتی در ایران پیشنهاد دهد. از آنجا که مفهوم «هویت»، جوهره فرانظریه سازه‌انگاری را شکل می‌دهد، و با عنایت به نقش برجسته رسانه‌ها در صورت‌بندی لایه‌های چهارگانه هویتی، نگارندگان برآنند که رابطه میان اقدامات هویت‌ساز رسانه، مالکیت رسانه و رفتار انتخاباتی را مورد تأکید قرار دهند. " انتخابات، توسعه سیاسی، رسانه، رفتار انتخاباتی، سازه‌انگاری، مالکیت رسانه‌ای، مشارکت سیاسی، هویت

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان