ابوالحسن نجفی

ابوالحسن نجفی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۹ مورد.
۱.

بررسی نحوه استقرار مراکز انتظامی شهر مشهد براساس مدل SWOT و QSPM

کلید واژه ها: مشهدSWOTبرنامه ریزی راهبردیQSPMمراکز انتظامی

حوزه های تخصصی:
  1. جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
  2. جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری فضا و محیط شهری
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
برنامه ریزی راهبردی مقوله ای است که هدف آن ارائه برنامه ای مدون و جامع با توجه شرایط درونی و بیرونی سازمان است. در این نوع برنامه ریزی با شناسایی، بررسی و ارزیابی وضعیت سازمان، راهبردهای متناسب با شرایط سازمان ارائه می شود. برنامه ریزی راهبردی به ویژه برای مراکز انتظامی که وظیفه ایجاد و گسترش امنیت را در جامعه دارند، حائز اهمیت فراوانی است، به طوری که در صورت فقدان چنین برنامه ای، این مراکز عملکرد مناسب و چندان مفیدی نخواهند داشت؛ بر این اساس، در این پژوهش به شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید مراکز انتظامی شهر مشهد و ارائه راهبردهایی با استفاده از تکنیک های SWOT و QSPM پرداخته شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که موقعیت جاری مراکز انتظامی شهر مشهد در حالت تهاجمی قرار دارد؛ از این رو این مراکز باید از نقاط قوت و فرصت موجود در مراکز خود استفاده کرده تا بتوانند بر نقاط ضعف و تهدید پیشروی فائق آیند.
۸.

فرهنگی برای فارسی عامیانه

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۶۳۳
اندیشه گردآوری و تدوین لغات عامیانه نخستین بار در دوران دانشجویی در دانشگاه تهران به ذهن من راه یافت. چند تن از دانشجویان افغانستانی که دوره عالی ادبیات فارسی را می گذراندند به من می گفتند که رغبتی به خواندن داستانهای ایرانیان ندارند، زیرا بسیاری از لغات و اصطلاحات مستعمل در این نوشته ها را درنمی یابند. اما تصمیم نهایی را وقتی گرفتم که روزی، در سال 1362، یک دانشجوی فرانسوی که در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران تحصیل می کرد، عبارتی را که در کتاب بوف کور صادق هدایت دیده بود به من نشان داد و پرسید: «مگر جان قابل دیدن است؟» آن عبارت که از زبان مرد بیمار گوشه نشینی نقل شده چنین است: «ننجون [= دایه ام] مثل بچه با من رفتار می کرد. می خواست همه جان مرا ببیند.» البته معنای جان برای من فارسی زبان که این زبان را نخست در دامان مادر آموخته ام آشکار بود، اما راستش را بگویم، هر گز توجه نکرده بودم که این کلمه در فارسی عامیانه به معنای «تن و بدن» به خصوص «تن برهنه» است. تا آن زمان برای عامیانه چند مرجع بیشتر وجود نداشت: یکی «مجموعه کلمات عوامانه فارسی» از محمدعلی جمال زاده بود که در انتهای مجموعه داستانهای او با عنوان یکی بود و یکی نبود، منتشر به سال 1922 میلادی (1300 هجری شمسی) در شهر برلن، به چاپ رسیده و شامل 380 لغت است. دیگری فرهنگ عامیانه (امثال، لغات و مصطلحات) از یوسف رحمتی بود که در سال 1330 در تهران چاپ شده و تقریبا شامل 3.000 لغت است. مرجع دیگر که از دو مرجع پیشین پربارتر و محتوی لغات بیشتر است فرهنگ لغات عامیانه از محمدعلی جمال زاده بود که به کوشش محمدجعفر محجوب در سال 1341 در تهران چاپ شده و تقریبا شامل 10.000 لغت است. اینکه می گویم «لغت» و نمی گویم «مدخل» از آن روست که مدخل در فرهنگ نویسی شرایطی دارد که در لغت نامه های مذکور مراعات نشده است (از جمله: ضبط تلفظ کلمه، تفکیک معانی مختلف کلمه و تعریف آنها، ذکر شاهد از منابع مشخص برای هر کدام از این معانی، احیانا تذکر پاره ای نکات دستوری در کاربرد درست کلمه، و نیز ترکیبات و عبارات اصطلاحی که با استفاده از این کلمه ساخته می شود و چیزهای دیگر). عیب بزرگ تر آنکه لغات گردآمده در این چند اثر محصول حافظه گردآورندگان است و نه حاصل جست و جو در منابع. غالبا شاهدی در کار نیست و آن مقدار اندک شواهد نیز ساخته ذهن خود مولف است...

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان