مژگان حمیدی بیناباج

مژگان حمیدی بیناباج

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

برندسازی استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۲۹۸
در پژوهش حاضر به تبیین مدل چالش های برندسازی استراتژیک با تأکید بر صنعت زعفران ایران پرداخته ایم. پژوهش به صورت ترکیبی (کیفی-کمّی) است، در بخش کیفی از روش نظریه داده بنیاد استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها در این بخش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری پژوهش از اساتید خبره در زمینه برند و مدیران شرکت های صادرکننده زعفران تشکیل شده است و از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تجزیه وتحلیل شدند و الگوی نهایی استخراج گردید. در بخش کمّی از مدل سازی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار SmartPLS3 استفاده شده است. جامعه آماری در فاز کمّی پژوهش از کلیه مدیران شرکت های فعال صادرکننده در صنعت زعفران استان های خراسان رضوی و خراسان جنوبی تشکیل شده است. ابزار اندازه گیری در بخش کمّی پرسشنامه است و مقیاس اندازه گیری طیف 5 گزینه ای بوده است. در ابتدا مدل های اندازه گیری بررسی شده و روایی و پایایی ابزار اندازه گیری مورد تأیید قرار گرفت. سپس در قسمت مدل ساختاری میزان قدرت پیش بینی مدل مورد ارزیابی قرار گرفت.  برای ارزیابی قدرت پیش بینی مدل با توجه به مقادیر ضریب تبیین مدل از قدرت پیش بینی مطلوب برخوردار بوده است. ضمن اینکه شاخص SRMR با توجه به مقدار کوچکتر از ۰۸/۰ نشان از برازش خوب مجموع مدل اندازه گیری و ساختاری دارد. یافته های پژوهش نشان داد که با توجه به ارزش اقتصادی بالای زعفران، منحصربه فرد بودن زعفران ایرانی می توان با استفاده از تبلیغات هدفمند، ارتقاء توان رقابت پذیری به افزایش ارزش برند زعفران و جذب سرمایه گذاران دست یافت.
۲.

برندسازی استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۴۵۵
در پژوهش حاضر به تبیین مدل چالش های برندسازی استراتژیک با تأکید بر صنعت زعفران ایران پرداخته ایم. پژوهش به صورت ترکیبی (کیفی-کمّی) است، در بخش کیفی از روش نظریه داده بنیاد استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها در این بخش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری پژوهش از اساتید خبره در زمینه برند و مدیران شرکت های صادرکننده زعفران تشکیل شده است و از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تجزیه وتحلیل شدند و الگوی نهایی استخراج گردید. در بخش کمّی از مدل سازی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار SmartPLS3 استفاده شده است. جامعه آماری در فاز کمّی پژوهش از کلیه مدیران شرکت های فعال صادرکننده در صنعت زعفران استان های خراسان رضوی و خراسان جنوبی تشکیل شده است. ابزار اندازه گیری در بخش کمّی پرسشنامه است و مقیاس اندازه گیری طیف 5 گزینه ای بوده است. در ابتدا مدل های اندازه گیری بررسی شده و روایی و پایایی ابزار اندازه گیری مورد تأیید قرار گرفت. سپس در قسمت مدل ساختاری میزان قدرت پیش بینی مدل مورد ارزیابی قرار گرفت.  برای ارزیابی قدرت پیش بینی مدل با توجه به مقادیر ضریب تبیین مدل از قدرت پیش بینی مطلوب برخوردار بوده است. ضمن اینکه شاخص SRMR با توجه به مقدار کوچکتر از ۰۸/۰ نشان از برازش خوب مجموع مدل اندازه گیری و ساختاری دارد. یافته های پژوهش نشان داد که با توجه به ارزش اقتصادی بالای زعفران، منحصربه فرد بودن زعفران ایرانی می توان با استفاده از تبلیغات هدفمند، ارتقاء توان رقابت پذیری به افزایش ارزش برند زعفران و جذب سرمایه گذاران دست یافت.
۳.

طراحی مدل ارتقاء بهره وری کارکنان در سازمان:تبیین نقش سرمایه روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۲۳۹
هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی سرمایه روانشناختی در ارتقای بهره وری کارکنان شرکت زغال سنگ طبس می باشد. روش : این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن همبستگی است.جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان شاغل شرکت زغال سنگ طبس در سال 1393 می باشد. که از این میان200پرسشنامه به طور کامل و با دقت پاسخ داده شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، پرسشنامه رجحان شغلی امابایل و همکاران(1994) و پرسشنامه بهره وری نیروی انسانی براساس مدل آچیو توسط هرسی و گلداسمیت (1980) استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار استنباطی از آزمون های ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که بین تمام ابعاد سرمایه روانشناختی با بهره وری شغلی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که انگیزش در رابطه ی بین سرمایه روانشناختی با بهره وری شغلی نقش واسطه ای ایفا می نماید. نتیجه گیری : جهت افزایش بهره وری در سازمان ها باید در مقوله های امید،خوش بینی،تاب آوری و خودکارآمدی کارکنان کارگاههایی توسط افراد صاحب نظر طراحی و اجرا شود
۴.

بررسی نقش پیش بینی کننده سرمایه روان شناختی و انگیزش شغلی در ارتقاء بهره وری کارکنان(مطالعه موردی: شرکت زغال سنگ طبس)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۹۴
یکی از مهم ترین اهداف در هر سازمان ارتقای سطح بهره وری آن است و با توجه به این که انسان در ایجاد بهره وری نقش محوری دارد هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیش بینی کننده سرمایه روان شناختی و انگیزش شغلی در ارتقای بهره وری کارکنان می باشد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است.جامعه آماری آن شامل کلیه کارکنان شاغل شرکت زغال سنگ طبس در سال 1394 می باشد. که تعداد آنها500نفر بود ،از این تعداد 217 نفر به روش در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های سرمایه روان شناختی لوتانز (2007)، پرسش نامه رجحان شغلی امابایل و همکاران(1994) و پرسش نامه بهره وری نیروی انسانی براساس مدل آچیو توسط هرسی و گلداسمیت (1980) استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار استنباطی از آزمون های ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد از روی متغیرهای سرمایه روان شناختی و انگیزش شغلی به میزان 9/72 درصد می توان متغیر بهره وری کارکنان را پیش بینی کرد. بین تمام ابعاد سرمایه روان شناختی با بهره وری شغلی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و انگیزش در رابطه ی بین سرمایه روان شناختی با بهره وری شغلی نقش واسطه ای ایفا می نماید.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان