محسن عباسی هرفته

محسن عباسی هرفته

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده هنر و معماری دانشگاه یزد، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

الگوهای کالبدی همسایگی در بافت تاریخی یزد؛ شاخصه ها، ابزارهای معمارانه و اصول معماری همسایگی

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۶
بیان مسئله: همسایگی و تعامل همسایه ها از ویژگی های جامعه ساکن در شهرهای تاریخی ایران بوده است که در زندگی شهری امروز کمرنگ شده و تبعات و مخاطرات اجتماعی جدی ای را به همراه داشته است. موضوع مورد توجه در مقاله حاضر این است که چگونه کالبد معماری مجموعه های همسایگی شهرهای تاریخی، برخلاف شهرهای جدید، امکان برقراری روابط همسایگی را فراهم می آورده است. هدف پژوهش: این مقاله بر آن است که، با شناسایی عرصه های همسایگی و تجزیه و تحلیل کالبدی آنها، ضمن گونه شناسی الگوهای کالبدی همسایگی، به شناسایی شاخصه های معماری آن و ابزارها و اصول معمارانه به کارگرفته شده برای ظهور و بروز این رفتار اجتماعی در بافت تاریخی یزد بپردازد. روش پژوهش: به منظور دستیابی به هدف پژوهش، از روش تحقیق نظریه داده مبنا بهره گرفته شده است. پس از شناسایی و مشاهده میدانی نمونه های متنوع عرصه های همسایگی در بافت تاریخی یزد از طریق نمونه گیری نظری، نمونه ها توصیف و تحلیل شدند. عمده فرآیند تحلیل از طریق عکس برداری مکرر و ترسیم دیاگرام های فضایی و پلان های شماتیک و درج یادداشت های تصویری و نوشتاری و سپس کدگذاری مراتبی آن ها صورت گرفته است. نتیجه گیری: نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که، با بهره گرفتن از ابزارهای معمارانه ای چون تغییر مصالح کف و جداره ها (ازاره ها)، مسقف کردن، ایجاد اختلاف سطح، ایجاد امکان نشستن موقت، تغییر تناسبات، تزیینات و تغییر نور و سایه، سه الگوی پایه همسایگی در عرصه نیمه عمومی بافت تاریخی شکل گرفته اند که شامل الگوهای ورودی محور، دربندمحور و ساباط محور هستند. این الگوها با رعایت دو اصل «مجاورت مکانی» و «کیفیت بخشی فضایی»، از طریق شاخص های معماری همسایگی چون مردم واری، آسایش اقلیمی، خلوت، حریم، آسایش عملکردی و امنیت در معابر با افزایش حضورپذیری آنها، در برقراری روابط همسایگی تأثیرگذار بوده اند.
۲.

نقدی بر تاریخ نگاری آندره گدار با نگاهی به زمینه های تاریخ نگاری او

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۷۶
تاریخ نگاری معماری از حوزه های با اهمیت در معماری است و مسئله اصلی آن است که در ایران چنان که باید مورد توجه تاریخ نگاران داخلی قرار نگرفته است. از سویی دیگر آثار تاریخ نگاری موجود که عمدتاً حاصل کار تاریخ نگاران غربی است، کمتر مورد نقد واقع شده و نقاط ضعف و قوت آنها مشخص نیست. لذا در این پژوهش به نقد و بررسی آثار تاریخ نگاری آندره گدار به عنوان یکی از تاریخ نگاران تأثیرگذار در حوزه تاریخ معماری ایران پرداخته می شود. ضرورت این نقد از آن جهت است که این آثار در حالی به عنوان منبعی معتبر برای مطالعه معماری ایران مورد استفاده قرار می گیرند که مورد بازخوانی و نقد واقع نشده اند. بنابراین مشخص نیست که تاریخ نگار مبتنی بر نگرش خاص خود و روش تاریخ نگاری اش به چه وجوهی از معماری ایران با چه کیفیتی پرداخته، از کدام وجوه غافل مانده و بررسی آنها از سویی نقایص موجود را روشن می کند، نیز از سویی دیگر می تواند راهنمایی باشد برای نگاشت تاریخ معماری ایران توسط تاریخ نگاران ایرانی. هدف از این پژوهش نقد و بررسی تاریخ نگاری آندره گدار به عنوان یکی از تاریخ نگاران تأثیرگذار در حوزه تاریخ نگاری معماری ایران با توجه به زمینه ها و بستر تاریخ نگاری او و نحوه انعکاس این زمینه ها در آثار تاریخ نگاری اوست. در این پژوهش استخراج داده ها از آثار مکتوب تاریخ نگاری گدار، بخش بزرگی از فرآیند پژوهش است و بنابراین نظریه زمینه ای که نظریه ای برگرفته از داده هایی است که در طی فرایند پژوهش به صورت نظام مند گردآوری و تحلیل شد ه اند؛ به عنوان روش این پژوهش انتخاب شد. نتایج حاصل بیانگر آن بود که آندره گدار تحت تأثیر زمینه های زمانه خود با نگرشی خاص به تاریخ نگاری معماری ایران پرداخته که در نوع شناخت او از معماری ایران تأثیر گذار بوده است و به طور کلی می توان او را تاریخ نگاری جزیی نگر، محصول محور و بی توجه به زمینه های تأثیر گذار در معماری، کالبد محور و بی توجه به وجوه معمارانه معرفی کرد.
۳.

چیدمان معماری داخلی: مقدمه ای بر نظام چینش اثاث و اسباب زندگی در خانه های سنتی ایران

کلید واژه ها: خانه های صفویه و قاجار چیدمان خانه اندرون

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۹ تعداد دانلود : ۸۹۴
مقاله حاضر با هدف آشنایی با اثاث و نحوه چیدمان آن ها با رویکردی معمارانه در خانه های صفویه و قاجار، نگاشته شده است. جامعه مورد مطالعه خانه های مردم عادی است و با هدف بارز شدن تمایزها به صورتی بسیار مختصر به خانه های اشراف و خانواده های حکومتی اشاره می گردد. تحقیق از نوع تفسیری تاریخی است و جمع آوری شواهد با روش کتابخانه ای (کتب و اسناد تصویری مربوط به بازه زمانی قاجار و صفویه) صورت گرفته است. در کنار آن ها تصاویر و اسناد ثبت شده به صورت نگاره ها و کروکی ها به عنوان شواهد تاریخی مورد استفاده قرار گرفته اند. در رابطه با آنچه سیاحان و مورخان از دیدار با ایران نوشته اند باید گفت بخش اعظم مطالب در مورد اثاث خانه ها به صورت توصیفی است و کمتر تحلیلی صورت گرفته است. در تحلیل های مذکور نقش ذهنیت های فرهنگی و اجتماعی شخص مورخ را نمی توان نادیده انگاشت. در سفرنامه ها، اشاراتی محدود و مختصر در باب توصیف موضوع چیدمان داخلی خانه ها بیان شده است که از دلایل این قلت می توان به مواجهه غیرمستقیم مستشرقین با اندرون خانه های مردم عامی اشاره کرد. رابطه محدود مسلمانان با غیرمسلمانان و وجود و قوت تقیدات دینی و عرفی حاکم بر جامعه منجر به تفکیک آشکار اندرونی (حرم) و بیرونی شده، ارتباط سفرنامه نویسان را با آنچه در داخل خانه ها می گذرد سلب کرده است. در این میان اقلیت های مذهبی که احساس قرابت بیشتری با مورخان غیربومی دارند تمایل بیشتری به پذیرایی از ایشان داشته اند. به عنوان مثال می توان به هولتسر، سیاح و عکاس اروپایی اشاره کرد که کمتر تصویری از اندرون خانه های معمول ایران دارد در حالی که تصاویر بسیاری را در خانه های منطقه جلفا در اصفهان به ثبت رسانیده است. همچنین برخی مورخان مانند پولاک به اقتضای پیشه و تخصص (پزشکی) فرصت بیشتری برای نفوذ به خانه های ایرانی داشته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان