صادق امانی شلمزاری

صادق امانی شلمزاری

مدرک تحصیلی: استادیار فیزیولوژی ورزشی، دانشگاه خوارزمی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تأثیر شش هفته تمرین مقاومتی تناوبی بر سطوح سرمی ائوتاکسین و عامل نروتروفیک مشتق از مغز در مردان جوان با اضافه وزن

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۹
ائوتاکسین آدیپوکین پیش التهابی مترشحه از بافت چربی است که ترشح آن در چاقی افزایش یافته و مانع نوروژنز می شود. BDNF نیز یکی از عوامل رشد عصب ی است که در عملکرد شناخت ی ، متابول ی سم چرب ی و قند و همچنین پاتوفیزیولوژی چاقی و سندرم متابولیک در بزرگسالی مؤثر است. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر شش هفته تمرین مقاومتی تناوبی بر سطوح سرمی ائوتاکسین و عامل نروتروفیک مشتق از مغز در مردان جوان با اضافه وزن بود. 20دانشجوی غیرفعال و فاقد برنامه ورزشی منظم از دانشگاه خوارزمی انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه تمرین (10نفر) و کنترل (10نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت شش هفته، سه جلسه در هفته و هرجلسه به مدت 45دقیقه در تمرینات حضور داشتند. برنامه تمرینی شامل هفت حرکت با شدت 30-40درصد 1RM و سرعت 2v به مدت 10ثانیه و فواصل استراحتی با شدت 30-40درصد 1RM و سرعت v به مدت 20ثانیه بود. نمونه های خونی قبل و پس از شش هفته تمرین، اخذ و مقادیر ائوتاکسین و BDNF سرمی با روش الایزا اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی برای مقایسه متغیرها و همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس و آزمون بونفرونی نشان دادند که شش هفته تمرین مقاومتی تناوبی موجب کاهش معناداری در شاخص های پیکرسنجی مثل توده ی بدنی (0/003= p ) ، شاخص توده بدن (0/004 = p )، دور کمر (0/012= p ) و درصد چربی (0/001= p ) شد؛ همچنین، این روش موجب افزایش معنی دار در استقامت عضلانی (0/001= p )، و سطوح BDNF سرمی گروه تمرین نسبت به گروه کنترل گردید (0/024= p )؛ همچنین، سطوح ائوتاکسین سرمی در گروه تمرین کاهش معنی داری داشت (0/022= p ). نتایج همبستگی هم نشان داد بین ائوتاکسین و BDNF پیش و پس از آزمون به ترتیب رابطه معکوس معنی داری وجود دارد (0/511- p = 0/013 r=- 0/586 ،p=0/015 r = ). کاهش وزن در اثر شش هفته تمرین مقاومتی تناوبی که همراه با از دست دادن بافت چربی بوده است، موجب کاهش سطوح سرمی ائوتاکسین و افزایش سطوح سرمی BDNF گردیده است.
۲.

مرور نظام مند مطالعات حوزه فیزیولوژی ورزش در فوتبال: چالش ها و فرصت ها

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۷
در پژوهش حاضر به بررسی نظام مند تمامی مطالعات انجام شده در حیطه فوتبال در گرایش فیزیولوژی ورزش پرداخته شده است. با جست وجوی مقالات و پایان نامه ها براساس کلیدواژه های مرتبط در پایگاه های اطلاعاتی ازقبیل ایران داک، پایگاه مرکز علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، بانک اطلاعات نشریات کشور(مگیران) و پایگاه اینترنتی پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی، تمامی مطالعاتی که در دانشگاه ها، سازمان ها و دستگاه های اجرایی و پژوهشی در حوزه ورزش فوتبال انجام شده بودند، استخراج شدند. سپس، اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش های آمار توصیفی درقالب جداول و نمودارها تفسیر شدند. بیش از 1000 مطالعه در حوزه های مختلف فوتبال از سال 1372 تا 1396 در ایران انجام شده است که 25 درصد از آن ها (256 عنوان) در حوزه فیزیولوژی ورزش هستند. درحدود 56 درصد از مطالعات در گرایش علم تمرین، 23 درصد در گرایش تغذیه و بیوشیمی، 13 درصد در گرایش ایمنولوژی ورزش، 5/6 درصد در گرایش قلب و عروق و 5/1 درصد در گرایش عصب و عضله انجام شده اند. در سال های 1385 تا 1395 رشد زیادی در تعداد مطالعات مربوط به فیزیولوژی ورزش وجود داشته است که البته به افزایش جذب دانشجو در این سال ها در دانشگاه ها مرتبط است. دانشگاه ها بیشترین سهم را در تولید علم فوتبال داشته اند. در رده بعدی، پژوهشگاه تربیت بدنی، وزارت ورزش و جوانان و صداوسیما حمایت های مالی در طرح های فوتبالی داشته اند. در هرکدام از گرایش ها فرصت های پژوهشی زیادی وجود دارند که پژوهشگران می توانند با پژوهش روی آن موضوع ها به پیشرفت فوتبال در کشور کمک کنند. در برخی پژوهش ها، ایرادهای روش شناختی وجود دارند؛ برای مثال، می توان به سنجش نکردن متابولیت ها هنگام مصرف مکمل ها، استفاده نکردن از آزمون های هوازی و بی هوازی مشابه و زمان بندی نامناسب سنجش عوامل خونی اشاره کرد. همچنین، در پژوهش ها توجه کمتری به محیط، اندازه و نسبت اندام ها، نورم های استاندارد آمادگی جسمانی، ایمنی به واسطه سلولی و هومورال در شرایط جوی مختلف و تمرینات ویژه فوتبالی درمدت فصل مسابقات شده است.
۳.

اثر تمرین هوازی بر بیان ژن های Nf-kB ، Lin28B ، میکروlet-7a RNA و سطوح اینترلوکین-6 بافت تومور موش های مبتلا به سرطان پستان

کلید واژه ها: سرطان پستانتمرین هوازیNf-kBLin28Bمیکروlet-7a RNA

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۶۲
هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثر 6 هفته تمرین هوازی بر بیان Nf-kB ، Lin28B ، میکرو RNA let-7a و اینترلوکین-6 بافت تومور موش های مبتلا به سرطان پستان بود. تعداد 20 سر موش بالب سی ماده 4 تا 5 هفته ای با میانگین وزن 17 گرم، با تزریق زیر جلدی سلول های سرطانی وابسته به گیرنده استروژن MC4-L2 به سرطان پستان مبتلا شده و به 2 گروه 10 تایی تومور تمرین (TT) و تومور کنترل (TC) تقسیم شدند. گروه تومور تمرین به مدت 6 هفته، 5 روز در هفته تمرین هوازی با شدتی برابر با 14تا 18 متر بر دقیقه انجام دادند. موش ها 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، قربانی شدند و نمونه های بافتی، برداشته و در دمای 70- درجه ذخیره شدند. میزان بیان ژن های Nf-kB ، Lin28B و میکرو RNA let-7a به روش Real time – PCR و IL-6 به روش الایزا اندازه گیری شد. آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر برای بررسی حجم تومور و آزمون تی مستقل برای بررسی IL-6 به کار گرفته شد. تجزیه و تحلیل آماری Nf-kB ، Lin28B و let-7a توسط نرم افزار REST انجام شد. حجم تومور، بیان ژن های Nf-kB و Lin28B و سطوح IL-6 در گروه TT نسبت به گروه TC کاهش یافت؛ اما بیان ژن let-7a افزایش معناداری داشت (P<0/05). در سرطان پستان،حلقه بازخوردی مثبت متشکل از Nf-kB ، Lin28B ، میکرو let-7a RNA و IL-6 فعال می شود. به نظر می رسد با توجه به اثر کاهشی تمرین هوازی بر این مدار تنظیمی و حجم تومور، این نوع تمرین می تواند به عنوان روش درمانی مکمل در کنار سایر روشهای درمانی سرطان -پستان وابسته به گیرنده استروژن به کار گرفته شود.
۴.

تأثیر شش هفته تمرین استقامتی بر سطوح برخی سایتوکاین های ریزمحیط تومور در موش های ماده مبتلا به تومور پستان

کلید واژه ها: سرطان پستانتمرین استقامتیاینترلوکین 17اینترفرون گاما

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۹۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیرات تمرینات ورزشی بر تعادل سایتوکاینی موش های ماده مبتلا به سرطان پستان است. بدین منظور 20 سر موش بالب سی ماده تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی قرار گرفتند. پس از آشناسازی با محیط و تزریق سلول های سرطانی به همه موش ها، گروه تجربی به مدت شش هفته، پنج روز و با شدت متوسط تمرینات استقامتی را انجام دادند. موش ها روزانه از نظر تغییرات رشد تومور ارزیابی شدند. در پایان موش ها نخاعی شدند و بافت تومور برداشته شده و به سرعت فریز شد و در دمای 70- درجه سلسیوس نگهداری شد. نمونه تومور هموژنیزه شده و سپس با روش الایزا مقادیر سایتوکاین های IL-17 و IFN-g در نمونه ها بررسی شد. از آزمون Tمستقل برای تعیین اختلاف بین گروه ها استفاده شد. کاهش معنادار IL-17 در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (03/0 P=). همچنین، سطوح IFN-γ افزایش نشان داد. ولی این افزایش از لحاظ آمار معنادار نبود. کاهش معنادار میزان رشد تومور نیز در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (005/0 P=). از آنجا که IL-17 در رگ زایی، رشد و متاستاز تومور نقش دارد، کاهش سطوح این سایتوکاین که به موازات کاهش حجم تومور است نشان می دهد که تمرین از طریق کاهش سطوح این سایتوکاین موجب کاهش رشد تومور می شود. همچنین افزایش در سطح IFN-γ حاکی از تعدیل سایتوکاینی به وسیله تمرین در ریزمحیط تومور در راستای القای ایمنی سلولی ضد تومور است که نقش حمایتی تمرین در تحریک ایمنی ضد تومور را نشان می دهند. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت تمرینات استقامتی نقش مؤثری در بازداری از رشد تومور در سرطان های وابسته به استروژن دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان