مجتبی کاظمی

مجتبی کاظمی

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، دانشگاه علامه طباطبایی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

جایگاه توسعه آموزشی و اجتماعی در برنامه های چهارم و پنجم توسعه ج. ا. ایران

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۳
سیاست جهانی در بدو ورود به هزاره سوم توجه بیشتری به ابعاد و مولفه های اجتماعی دارد. در همین راستا، اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران نظیر سند چشم انداز 1404 و برنامه های توسعه پنج ساله توجه بیشتری به مفاهیم توسعه اجتماعی و بهبود جایگاه آن داشته اند. هدف تحقیق حاضر «شناخت جایگاه توسعه اجتماعی در برنامه چهارم و پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران» است. این پژوهش از نوع توصیفی و تحلیل محتوا است. جامعه آماری تحقیق متن سند برنامه چهارم و پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی سیاسی جمهوری اسلامی ایران ارائه شده در 31 استان کشور می باشد. واحد مشاهده، ماده ها، تبصره ها و بندهای برنامه ها است که مضامین آنها مورد استنباط قرار می گیرد. در این پژوهش فرم های تحلیل محتوای در هفت مقوله است که از داده های مرتبط در متن برنامه ها شامل هفت طبقه اصلی و 44 زیرطبقه به شرح عدالت اقتصادی (4مولفه)، عدالت اجتماعی (4مولفه)، سرمایه اجتماعی (5 مولفه)، رفاه اجتماعی (19مولفه)، پایداری (3مولفه)، اخلاق توسعه اجتماعی (4مولفه)، امنیت اجتماعی (5 مولفه) استخراج شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تعداد مولفه های توسعه اجتماعی در برنامه پنجم به میزان 8 درصد نسبت به برنامه چهارم کاهش یافته است. بنابراین براساس یافته ها می توان بیان نمود در برنامه چهارم توجه بیشتری به مولفه های توسعه اجتماعی نسبت به برنامه پنجم شده است. بنابراین ابعاد و مولفه های سلامت و ثبات خانواده، وضعیت جوانان، باسوادی جمعیت عمومی، ارتقای سلامت روانی، پیشگیری از اعتیاد، سرمایه اجتماعی در برنامه های پنج گانه توسعه کشور با مقتضیات و نیازها، آسیب ها و ضرورت های جامعه ایران انطباق کافی نداشته است.
۲.

طراحی آموزش مبتنی بر سازمان یادگیرنده

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۲
هدف این پژوهش نشان دادن چگونگی ارائه مفهومی از سازمان یادگیرنده , تثبیت و ایجاد مدل آموزشی ،ملزومات و مشخصه های این مدل می باشد. لذا به تدوین مدلی مناسب جهت سنجش فرایند آموزش متناسب با ویژگی های سازمان یادگیرنده که از روایی و اعتبار قابل قبولی برخوردار باشد،پرداخته شده است. در ابتدا طی مطالعات میدانی ومصاحبه با خبرگان صنعت و بررسی ادبیات موضوع، رویکردها و اقدامات مختلفی که سازمان ها می توانند آموزش مبتنی بر سازمان یادگیرنده را متحقق سازند شناسایی و بر اساس آن پرسشنامه سازمان یادگیرنده در قالب 94 سؤال تدوین شد.در مرحله بعد روایی محتوای پرسشنامه از منظر شاخص های شفافیت ، مناسبت وجامعیت توسط خبرگان ارزیابی شده و با اعمال نظرها و اصلاحات صورت گرفته، پرسشنامه نهایی با 72 سؤال و در قالب 12 شاخص محوری،این مدل را مورد سنجش قرار داد. جامعه آماری متشکل از سه شرکت سیمانی با ظرفیت تولید اسمی بالای ده هزار تنی و بالغ بر 1719 نفر می باشد و پرسشنامه در میان نمونه ای متشکل از 326 نفر از تکنسین ها ، کارشناسان و مدیران مورد آزمون قرار گرفت . یافته های پژوهش نشان می دهد که شرکتهای سیمانی از لحاظ سازمان یادگیرنده در سطح متوسط می باشند و موانعی پیش روی انها می باشد.بر این اساس برای تبدیل شرکتهای تحت مطالعه به سازمان یادگیرنده،راهکارهای اثربخشی ارایه گردیده است.
۴.

طراحی مدل آموزش مبتنی بر سازمان یادگیرنده (مطالعه موردی:صنایع سیمانی ده هزار تنی)

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش به منظور تعیین میزان ااثربخشی آموزش مبتنی بر سازمان یادگیرنده در کارکنان صنایع سیمانی بالای ده هزار تنی انجام گرفت. هدف از پژوهش حاضر ارایه مدل آموزش مبتنی بر سازمان یادگیرنده می باشد. بدین منظور، عوامل یادگیری سازمانی از طریق پژوهش کیفی در قالب کدهای باز،محوری ،انتخابی و مشاهدات حاصل معرفی شده و سپس با استفاده از مدل معادلات ساختاری، مدل نهایی بدست آمد. داده ها از بین کارکنان سه شرکت سیمان آبیک،تهران و سپاهان با جامعه آماری شامل 1719 نفر از کارکنان صنایع سیمانی گردآوری شد..نمونه مربوط به پژوهش کیفی شامل 29 نفر از کارشناسان و متخصصین با تجربه در عرصه صنعت سیمان بوده و نمونه پژوهش کمی شامل 326 نفر از کارشناسان و کارکنان بوده که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرهای کمی از پرسشنامه 72 سؤالی محقق ساخته استفاده شده است. پایایی کل پرسشنامه برابر 93/0 می باشد و روایی محتوایی و صوری آن با کمک همکاران و استادان صاحبنظر تعیین گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از مدل معادلات ساختاری و رگرسیون استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که وضعیت سازمان یادگیرنده در شرکتهای سیمانی در حد متوسط است.در نهایت مدل بدست آمده از دو دسته عوامل فردی و سازمانی ذیل تشکیل گرده است
۵.

بررسی تأثیر نااطمینانی نرخ ارز بر رشد اقتصادی ایران با استفاده از شبکه ها ی عصبی

کلید واژه ها: رشد اقتصادی ایرانشبکه ی عصبی مصنوعینااطمینانی نرخ ارزالگوی GARCH

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۸ تعداد دانلود : ۳۴۸
در این تحقیق سعی شده است که به طور تجربی به بررسی و پیش بینی تأثیر نااطمینانی نرخ ارز بر رشد اقتصادی ایران برای دوره 1389-1338 با استفاده از روش شبکه ها ی عصبی مصنوعی پرداخته شود. برای این منظور در ابتدا نااطمینانی نرخ ارز با بکارگیری الگوی واریانس ناهمسانی شرطی اتورگرسیو تعمیم یافته (GARCH)، محاسبه شده است. سپس تأثیر این نااطمینانی در نرخ ارز بر رشد اقتصادی ایران با توجه به شبکه های عصبی مصنوعی، مورد آزمون قرار گرفته است. برای این مهم، نخست شبکه ی مناسب از نظر معیارهای ارزیابی همچون ضریب تعیین و میانگین مربعات خطا، تبیین و سپس با توجه به شبکه ی آموزش دیده به بررسی فرضیه تحقیق پرداخته شد. نتایج نشان می دهد که نااطمینانی نرخ ارز تأثیر منفی امّا خفیف روی رشد اقتصادی ایران در طی سال های اخیر داشته است امّا انتظارات بر آن است که این تأثیر در سال های آتی، از معناداری بالاتری برخوردار باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان