آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۲

چکیده

دوری طرّاحی از کاربر واقعی در دوران پس از مدرن و تلاش برای حلّ این معضل، در آموزش معماری منجر به روش ها و رویکردهای نوینی در نیم قرن اخیر شده است که هرگز به جریان اصلی اموزش معماری تبدیل نشده اند و همچنان در حاشیه مانده اند؛ در اینجا این رویکردها نیز در چهار دسته (مواجهه ایده آلیستی، مواجهه حرفه ای، رویکرد مشارکتی و رویکرد پژوهش تخصّصی) شناسایی و معرفی شده اند. محور اصلی این بحث، ورود پژوهش به صورت امر اصلی در آموزش معماری است. سپس به شرح برنامه ریزی و تجربه ی یک فرآیند کارگاهی برای تلفیق موضوع کار عملی کارگاه های آموزشی دوره ی کارشناسی ارشد با یک مسأله ی کاملاً پژوهشی یعنی «شناخت عوامل هویّت بخش در معماری بومی» پرداخته شده است. برای ساماندهی برنامه، سعی شده است که روشی برای جستجوی عوامل هویّت بخش معماری بومی در قالب الگوهای رفتار و محیط ارائه گردد و کار دانشجویان در روند تدوین این نظریه تعریف گردد. در این کار تجلّی ذهنیت افراد بومی بواسطه ی ساختِ محیط یا تغییراتی که در محیط موجود ایجاد کرده اند مورد مطالعه قرار می گیرد. به این ترتیب که محیط هایی که آثار کالبدی افراد بومی می تواند در آن موجود باشد در چهار دسته معرفی شده (مسکن روستایی، مسکن حاشیه نشینی، مسکن تجربی ساز، مسکن مهندسی ساز) و گروه های دانشجویی برای مطالعه روی هر یک تعیین شده است. هر گروه موظف بوده در 48 حوزه که بر حسب نسبت های مختلف رفتار- ذهنیت- محیط و بر اساس تجارب مختلف زمانی تعیین شده به جستجوی عوامل هویّت بخش در محیط انتخابی بپردازد و این یافته ها مبنای طرّاحی یک واحد مسکونی هویّتمند قرار گیرد. برآیند کلّ گروه ها، تصویر نسبتاً کاملی از عوامل هویّت بخش معماری بومی برای افراد بومی ایجاد می کند.