چکیده

یکی از مضامینی که مکرراً در پژوهش های مربوط به فرهنگ و تمدن ایرانی مطرح بوده، بدگمانی نسبت به دیگری است که در روابط انسانی نخبگان ایرانی و به طور ویژه ای در شخصیت محمدرضا پهلوی نمایان بوده است. پژوهش حاضر بر پایه تحلیل گفتمانی و براساس مدل پاتر و وترل به گنجینه تفسیری محمدرضا پهلوی و بیگانه ترسی وی نسبت به گروه های مذهبی پرداخته است. آن چه بررسی گفتارها و نوشتارهای محمدرضا پهلوی را لازم می دارد این است که وی در تعاملاتش می کوشید با تنظیم و تعدیل ماهرانه گفتار خود بر آحاد مردم و ترغیبشان برای مقابله با نیروهای مذهبی تأثیرگذار باشد. محمدرضا پهلوی در ارزیابی گروه های مذهبی، هر گروهی را که با معیارهای نظام سلطنتی وی همراهی نداشت بیگانه می دانست و نسبت به آن ها استعارات، تعبیرات و تفسیرهایی با معانی ویژه بهکار می گرفت. با کاوش مهارت های گفتاری محمدرضا پهلوی است که می توان ارتباطات رفتاری وی با نیروهای مذهبی را بازشناخت. این پژوهش به دنبال بررسی مهارت های کلامی و چگونگی کاربرد زبان در زندگی روزمره محمدرضا پهلوی نسبت به نیروهای مذهبیِ مخالف است و هم چنین با کاوش کلمات و استعارات نوع رابطه و نگاه وی به مذهب و نیروهای مذهبی را کشف خواهد کرد. کاربردهای زبانی وی به سمت وسوی معنی شناسی و تفسیر و تعبیرشناسی سوق دارد و همین امر در پژوهش پیش رو مطمع نظر قرار گرفته است.