مطالب مرتبط با کلید واژه " محمدرضا شاه "


۱.

قرارداد 1975 ایران و عراق

نویسنده:

کلید واژه ها: قرارداد 1975 الجزایرصدام حسینمحمدرضا شاهاختلافهای مرزی ایران و عراق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹
بروز جنگ اعراب و اسرائیل ، فشار کردهای جدایی طلب و حمایت آمریکا و غرب از محمدرضا پهلوی ، بالاخره عراق را بر سر میز مذاکره قرارداد 1975 نشاند که یکی از بهترین و کاملترین قراردادها پس از جنگ جهانی دوم بوده و به اختلافهای مرزی زمینی و آبی ایران و عراق پایان داد .
۲.

تبیین وضعیت سیاست خارجی ایران و نقش وزیران امور خارجه(39-1336ش/60-1957م)

تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۳۴۵
e years 1957 to 1960 were one of the most critical periods of the contemporary history of Iran from the viewpoint of its foreign relations. is is largely due to the fact that this period coincided with the attempts of other countries to increase their dominance over Iran. During this period, Iran was struggling with countries like the Soviet Union, Iraq, Egypt and the United States in its foreign relationships. Iran’s relations with the Soviet Union, Iraq and Egypt were similar to each other, involving uctuations, con icts, strains and even complete breaks. During these years, a negative aspect of Iran’s foreign policy was the wide gap created in relations between Iran and Arab countries including Egypt. Mohammad Reza Shah’s foreign policy in the region, and his relations with Israel, had resulted in this wide gap and had caused some Arab countries to openly express their dissatisfaction. ese relations were most strained during the presidency of Gamal Abdel Nasser in Egypt. At the same time, Iran had very close relations with the U.S. which led to Iran’s increased dependency on the U.S. e aim of the present research is to study the role of Iran’s foreign ministers in Iran’s relations with the other countries which aimed to dominate Iran or maintain ties with it during 1957- 1960, and the condition of Iran’s foreign policy in this period. e -ndings of this research show that the foreign ministers did not have an e ective role in Iran’s foreign policy because the main policymaker was Mohammad Reza Shah himself, and the main function of his foreign policies was to protect his government, not the national interest
۳.

چگونگی تشکیل جمعیت فداکاران آذربایجان به رهبری محمد دیهیم و رویکرد آن درقبال دولت ملی دکتر مصدق

کلید واژه ها: محمدرضا شاهملی شدنسازمان کوکجمعیت فداکاران آذربایجاندکتر محمد مصدقمحمد دیهیم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی تاریخ محلی
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۰۱
با اشغال ایران در شهریور 1320 توسط متفقین، زمینه ی مناسبی برای تشکیل احزاب و جمعیت های سیاسی در ایران به وجود آمد. با اشغال آذربایجان، گروه ها و جمعیت های مختلفی با گرایش های سیاسی خاص درآذربایجان شکل گرفتند که معمولاً به سه دسته ی چپ طرفدار سوسیالیسم، تجزیه طلب و شاه دوست تقسیم می شدند. یکی از این جمعیت های سیاسی، جمعیت فداکاران آذربایجان بود که در تبریز، با رهبری محمد دیهیم و با گرایش سیاسی شاه دوستی و دفاع از تمامیت ارضی ایران شکل گرفت. چگونگی تشکیل و میزان فعالیت این جمعیت در دوره ی اشغال زیاد برای ما شفاف نیست؛ بعد از 21 آذر سال 1325، به دلیل حمایت حکومت مرکزی ایران از این جمعیت، جمعیت فداکاران شکل منظمی یافت و توانست به یکی از جمعیت های قدرتمند و پایدار آذربایجان تبدیل شود. این جمعیت در طول مبارزات ملی شدن صنعت نفت تا تیرماه 1331، هیچ موضع سختی درقبال دکتر مصدق اتخاذ نکرد؛ ولی با علنی شدن اختلافات شاه و دکتر مصدق، با حمایت از شاه موضع تندی نسبت به دکتر مصدق درپیش گرفت. مهم ترین مسئله در این مقاله، چگونگی تشکیل جمعیت فداکاران آذربایجان و رویکرد جمعیت به جنبش ملی شدن صنعت نفت و نوع تعامل آن با دولت ملی دکتر مصدق است. در این پژوهش، اسناد و مدارک موجود را به روش تحلیلی و توصیف بررسی می کنیم و می کوشیم تصویر روشنی از عملکرد این جمعیت در دوران حکومت ملی دکتر محمد مصدق ارائه دهیم.
۴.

بررسی طبقات اجتماعی ایران بین سال های 1320 تا 1332ش

نویسنده:

کلید واژه ها: دربارمحمدرضا شاهروحانیونبازاریان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۶۹
این پژوهش درصدد بررسی طبقات اجتماعی ایران بین سال های 1320 تا 1332ش می باشد. بر این اساس یافته های پژوهش حاکی از آن است که در پی حملات متفقین به ایران و خروج رضاشاه از کشور تحولات مهمی در جامعه رخ داد. از جمله اینکه در این دوران طبقات اجتماعی نمودی دیگری یافتند؛ به طوری که از نفوذ دربار بسیار کاسته شد، ولی از نظر نهادی جایگاه پادشاه و موقعیت دربار به هیچ وجه دگرگون نشد و نبرد بر سر قدرت به سبک سنتی و به شیوه مسلط ادامه یافت؛ نبردی که در روند تکوین آن دربار و درباریان مدعی اصلی به شمار می رفتند. با رفتن رضا شاه در سال 1320 تمامی سیاست های مستبدانه وی در قبال مذهب و روحانیون به اتمام رسید. از این زمان به بعد بود که دوباره مذهبی ها بر احیای مراسم سنتی، روضه خوانی و سوگواری و جشن و سرور مذهبی همت گماشتند. در این دوره اصناف و بازاریان دوباره قدرتشان را باز یافتند. هم چنین با توجه به باز شدن فضای سیاسی در این دوره، گروه های مختلف از جمله روشنفکران راحت تر به فعالیت های سیاسی پرداختند.
۵.

عدم رشد احزاب و تأثیر آن در شکل گیری توسعه نیافتگی سیاسی در عصر پهلوی دوم

کلید واژه ها: مشارکت سیاسیمحمدرضا شاهدولت نئوپاتریمونیالتوسعة سیاسیتوسعه نیافتگی سیاسیاحزاب مستقلاحزاب فرمایشیروابط غیر رسمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۵۸
هدف این مقاله، بررسی تأثیر رشدنیافتگی و ناکارامدی احزاب سیاسی در کمک به شکل گیری توسعه نیافتگی سیاسی در عصر پهلوی دوم است. در این جا توسعة سیاسی، به معنای مشارکت مردم در عرصة سیاست و توسعه نیافتگی سیاسی، نبود چنین وضعیتی در نظر گرفته می شود. به باور این مقاله، این مشارکت از طریق احزاب سیاسی مستقل و مردمی صورت می گیرد، که فعالیت احزاب نیز خود با نوع نظام سیاسی حاکم بر جامعه ارتباط مستقیمی دارد. به این صورت که در نظام های دموکراتیک، زمینه برای فعالیت احزاب و از این رو مشارکت افراد جامعه در عرصة سیاست فراهم آمده است و در مقابل، در نظام های اقتدارگرا، حکومت با سرکوب احزاب مستقل و ایجاد احزاب فرمایشی، از مشارکت فعال افراد جلوگیری می کند. بر این اساس، دولت محمدرضا شاه پهلوی را می توان در دستة دوم از نظام های سیاسی قرار داد. این نظام سیاسی مانع اصلی شکل گیری توسعة سیاسی به معنای پیش گفته بوده است. به این صورت که شاه از فردای کوتای 28 مرداد 1332 توانست با جلوگیری از فعالیت و رشد احزاب مستقل و سرکوب آن ها و با ایجاد احزاب فرمایشی و دست نشانده از مشارکت فعال مردم در فرایندهای سیاسی ممانعت کند و در نتیجه صحنة سیاست در کشور را دست خوش نقش آفرینی روابط و گروه های غیر رسمی کند. این وضعیت، درنهایت، به وقوع بحران مشروعیت و سقوط رژیم در سال 1357 کمک کرد.
۶.

واکاوی پیامدهای سیاسی اصلاحات ارضی در فارس

کلید واژه ها: فارسزارعاناصلاحات ارضیمحمدرضا شاهمالکان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم اقتصادی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی تاریخ محلی
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
هدف: محمدرضا شاه پهلوی در دورة دوم حکومت خویش و با تثبیت قدرت مرکزی در صدد برآمد تا اصلاحاتی را در کشور انجام دهد. از جمله اصلاحات وی می توان به اصلاحات شش گانة انقلاب سفید اشاره کرد. این اصلاحات شامل اصلاحات ارضی، ملی کردن جنگل ها، سپاه دانش، و برخی دیگر بود. هدف این پژوهش بررسی پیامدهای سیاسیِ یکی از اصلاحات شش گانة فوق، یعنی اصلاحات ارضی، در ایالت فارس است. روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسناد و مدارک آرشیوی اجرا شده است. یافته ها و نتایج: اجرای سیاست اصلاحات ارضی در فارس موفقیت آمیز نبود. با وجود اجرای لایحة اصلاحات ارضی در نقاط مختلف فارس، مأموران اصلاحات ارضی و مالکان، در تقسیم اراضی بین کشاورزان کارشکنی و از تقسیم زمین بین زارعان جلوگیری کردند.
۷.

تحلیل گفتمان مذهب گریزی در نوشتارهای محمدرضا پهلوی

تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۶۰
یکی از مضامینی که مکرراً در پژوهش های مربوط به فرهنگ و تمدن ایرانی مطرح بوده، بدگمانی نسبت به دیگری است که در روابط انسانی نخبگان ایرانی و به طور ویژه ای در شخصیت محمدرضا پهلوی نمایان بوده است. پژوهش حاضر بر پایه تحلیل گفتمانی و براساس مدل پاتر و وترل به گنجینه تفسیری محمدرضا پهلوی و بیگانه ترسی وی نسبت به گروه های مذهبی پرداخته است. آن چه بررسی گفتارها و نوشتارهای محمدرضا پهلوی را لازم می دارد این است که وی در تعاملاتش می کوشید با تنظیم و تعدیل ماهرانه گفتار خود بر آحاد مردم و ترغیبشان برای مقابله با نیروهای مذهبی تأثیرگذار باشد. محمدرضا پهلوی در ارزیابی گروه های مذهبی، هر گروهی را که با معیارهای نظام سلطنتی وی همراهی نداشت بیگانه می دانست و نسبت به آن ها استعارات، تعبیرات و تفسیرهایی با معانی ویژه بهکار می گرفت. با کاوش مهارت های گفتاری محمدرضا پهلوی است که می توان ارتباطات رفتاری وی با نیروهای مذهبی را بازشناخت. این پژوهش به دنبال بررسی مهارت های کلامی و چگونگی کاربرد زبان در زندگی روزمره محمدرضا پهلوی نسبت به نیروهای مذهبیِ مخالف است و هم چنین با کاوش کلمات و استعارات نوع رابطه و نگاه وی به مذهب و نیروهای مذهبی را کشف خواهد کرد. کاربردهای زبانی وی به سمت وسوی معنی شناسی و تفسیر و تعبیرشناسی سوق دارد و همین امر در پژوهش پیش رو مطمع نظر قرار گرفته است.
۸.

نقش ارتش در روند نوسازی و مدرنیزاسیون جامعه در دوران حکومت پهلوی (1357-1299)

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۶۷
از جمله لوازم بلافصل موردنیاز نوسازی و توسعه در جوامع وجود بستری جهت سازمان یابی، مشارکت، رقابت و آزادی گروه ها و نیروهای اجتماعی است. بنابراین در غیاب نهادهای جامعه مدنی و ضعف و سرکوب آنها زمینه رشد و نیرومندی هرچه بیشتر نهادهای اجبار آمیز فراهم می گردد. باتوجه به اهمیت و جایگاه حساسی که پهلوی اول و دوم برای ارتش در فرایند نوسازی و مدرنیزاسیون قائل بودند و صرف نظر از موفقیت و یا عدم موفقیت و فارغ از آثار مثبت و منفی فرایند نوسازی و مدرنیزاسیون مدنظر پهلوی بررسی نقش ارتش در این فرایند در طول دوران سلطنت پنجاه ساله پهلوی بسیار حائز اهمیت است. اینکه ارتش چگونه و در کدام یک ازحوزه های نوسازی جامعه ایران مشارکت داشته است مسئله ای است که در این مقاله به دنبال دستیابی به پاسخ آن هستیم. بر همین اساس با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و مطرح کردن این سوال اصلی که: ارتش در روند نوسازی و مدرنیزاسیون جامعه ایران در دوران حکومت پهلوی چه نقشی داشته است؟ در پاسخ به این سوال این فرضیه اصلی مطرح می شود که: به نظر می رسد تکیه بر ارتش بعنوان ابزار بنیادین و تضمین کننده بقای نظام سیاسی و اعتقاد به تجدد آمرانه و نوعی نوسازی از بالا در میان روشنفکران و تغییرات ساختاری و افزایش بودجه سالانه ارتش سبب گردید ارتش در روند نوسازی و مدرنیزاسیون جامعه ایران در دوران پهلوی در حوزه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مالی و ... نقش فعالی را برعهده بگیرد.