آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۲

چکیده

هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان استفاده از عناصر منبعتوسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد در فرایند گزینش و ارزیابی منابع اطلاعاتی به منظور ارائه راهکارهایی برای بهبود ساختار نظام های تعاملی بازیابی اطلاعات است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی اجرا شد. جامعه پژوهش را دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد در دو حوزه علوم انسانی/ اجتماعی و علوم پایه/ فنّی- مهندسی تشکیل دادند که بر اساس آزمون تحلیل سبک شناختی رایدینگ در یکی از گروه هایکل گرا یا تحلیلی جای گرفتند. داده های این پژوهش از طریق طراحی شش وظیفه کاری شبیه سازی شده، آزمون تحلیل سبک شناختی رایدینگ و پرسشنامه محقق ساخته گردآوریشد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین دو حوزه علوم انسانی/ اجتماعی و علوم پایه/ فنّی- مهندسی در میزان استفاده از عناصر منبعتفاوت معنی داری وجود نداشت، اما، بین میزان استفاده از عناصر منبع در گروه هایکل گرا و تحلیلی تفاوت معنی داری وجود داشت. در بین عناصر منبع میزان استفاده از متن کامل در بین افراد با سبک شناختی کل گرابیش از افراد با سبک شناختی تحلیلی بود. همچنین میزان استفاده افراد تحلیلی از عنوان بیش از افراد کل گرا بود. نکته دیگر اینکه در فرایند قضاوت ربط، چه در گروه هایکل گرا و چه در گروه های تحلیلی، میزان استفاده از کلیدواژه ها نسبت به سه بازنمون دیگر، کمتر بود. در مورد بازنمون چکیده نیز بین میزان استفاده دو گروهتحلیلی و کل گرا تفاوت معنی داری وجود نداشت. کاربردها:انتظار می رود نتایج این پژوهش بتواند به طراحان وب و موتورهای جستجو برای ایجاد رابط کاربرهای شخصی سازی شده با هدف حمایت از نظام های بازیابی اطلاعات تعاملی کمک نماید