مطالب مرتبط با کلیدواژه

رئالیسم داستانی


۱.

کشمکش رئالیسم داستانی و تاریخ در رمان «یک پرونده کهنه» رضا جولایی با تکیه بر آراء ژان فرانسوا لیوتار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رئالیسم داستانی تاریخ رضا جولایی یک پرونده کهنه لیوتار امر والا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۲۸۹
رمان تاریخی، شِمایی کلی از قدرت تأثیرگذاری یک دوره تاریخی است وشناخت نویسنده از تاریخ می تواند نیروی واجد درونی نویسنده را برای خلق یک روایت اجتماعی یا سیاسی در دل تاریخ تقویت کند. رضا جولایی از جمله نویسندگانی است که بر اساس تاریخ و وقایع حقیقی می نویسد. او در رمان های خود قهرمانان و شخصیت های حقیقی را در کنار شخصیت های خیالی قرار می دهد. رمان «یک پرونده کهنه» داستانی از ارتباطات زبانی افرادی است که در یک دوره تاریخی گرد هم آمده اند تا هدفی را دنبال کنند. قهرمان داستان که یکی از شخصیت های سیاسی دوره محمدرضا یپهلوی است ، توسط عده ای به قتل می رسد. در این رمان حقیقت و تاریخ در کنار یکدیگر روایتی را ساخته تا خواننده علت حوادث را در میان گفتمان حاکم در داستان جست وجو کند. این مقاله که به روش تحلیلی-توصیفی به نگارش درآمده در پی آن است تا با تکیه بر آراء لیوتار بر مبنای بازی های زبانی و امر والا، ایدئولوژی و جامعه آن دوره تاریخی وروابط میان صاحبان قدرت و افراد مطیع قدرت را استخراج نماید. در پایان به این نتیجه رسیده است که نویسنده با هر خرده روایت توانسته مخاطب را برای درک بیشتر حوادث تاریخی که در روایت های کلان توسط آثار مکتوب به نسل بعدی انتقال یافته، اقناع و او را در مسیر فضای رئالیستی داستان قرار دهد.
۲.

ناسازگاری نظریه های اشیای داستانی در فلسفه تحلیلی معاصر با نظریه های اسطوره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هستی شناسی اشیای داستانی هویات اساطیری رئالیسم داستانی نو-ماینونگ گرایی داستان گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
در دهه های اخیر، ادبیات گسترده ای در خصوص هستی شناسی اشیای داستانی شکل گرفته است. این هستی شناسی ها ذیل رویکردهای رئالیستی تا ضدرئالیستی مختلفی قابل رده بندی هستند. فیلسوفان درگیر این ادبیات، به رغم اختلافات بنیادین، در این امر توافق دارند که آنچه درباره متافیزیک و هستی شناسی هویات داستانی می گویند قابل بسط به هویات اساطیری نیز است. اما اگر مشخصات هویات اساطیری را، بر مبنای اسطوره شناسی های سده اخیر، مد نظر قرار دهیم، دیده می شود که این هویات در جهان واقعی کارکرد دارند، جنبه ای ناخودآگاه و جمعی دارند، و نهایتاً در تحقق بخش های متفاوت می توانند تحقق بیابند. این مشخصات الزاماتی را برای یک هستی شناسی قابل بسط به هویات اساطیری ایجاد می کند. اعمال این الزامات بر هستی شناسی های اشیای داستانی روشن می کند که این هستی شناسی ها را نمی توان به نحو مناسبی به هویات اساطیری بسط داد. بنابراین هستی شناسی های اشیای اساطیری، مجزا از هستی شناسی های داستانی، باید ادبیات بحث خود را مبتنی بر تتبعات اسطوره شناسانه و متکی بر ابزارهای تحلیلی خلق کنند.