مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۴۱.
۱۴۲.
۱۴۳.
۱۴۴.
۱۴۵.
۱۴۶.
۱۴۷.
دانشگاه تهران
دانشگاه تهران، نخستین و بزرگترین نهاد آموزش عالی مدرن در ایران، تا کنون موضوع تحلیلها و توصیفهای بسیار بوده است. بسیاری از این تحلیلها، معطوف به چرایی و چگونگی و زمینهها و جریانهای مؤثر در تأسیس این نهاد بوده است. کم نبودهاند افرادی که اصرار داشتهاند خود را در داستان تولد دانشگاه تهران سهیم سازند. بااینحال، نمیتوان برآمدن چنین نهاد مهمی را به دغدغهها و پیگیریهای فردی و یا یک یا چند زمینه محدود فروکاست. عطف به این مهم، نوشتار پیشرو، چرایی و چگونگی تأسیس دانشگاه تهران را در میانه دو گفتمان «ترقی» و «مدرنیته ایرانی» با نمایندگی عبدالحسین تیمورتاش و محمدعلی فروغی به بحث گذاشته است. بر این اساس، نوشتار پیشرو، با رویکرد تاریخی و تحلیلی، اقوال و اقدامات و رویدادهای ده سال نخست حکومت پهلوی را عطف به توسعه آموزش عالی (تعلیمات عالیه) مورد واکاوی و تحلیل قرار داده است تا نشان دهد چرا گفتمان ترقی با نگاهی به ایجاد دارالفنونی محدود و کوچک در اندیشه تیمورتاش و یاران او، در نهایت جای خود را به گفتمان مدرنیته ایرانی با نگاهی به ایجاد دانشگاهی بزرگ با شعبات متعدد در اندیشه فروغی و اندیشمندان گرد او داد؛ گفتمانی که مبنای تأسیس دانشگاه تهران قرار گرفت تا پس از تأسیس، خود نیز به ایجاد محتوای این گفتمان کمک کند.
بررسی تأثیر تحصّن علما در دانشگاه تهران بر روند پیروزی انقلاب اسلامی؛ رویکردی توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
249 - 287
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی مرهون تلاش ها و مجاهدت های علما و مردم مسلمان ایران در طی دوران نهضت اسلامی از سال 1341 تا 1357 بوده است. در این میان، در سال 1357 به دلیل سرعت تحولات و همچنین اثرگذاری وقایع، برخی از حوادث به شدت می توانست سرنوشت انقلاب را دگرگون نماید. واقعه "تحصن علما در دانشگاه تهران" در بهمن ماه 1357 هم به لحاظ نوع کنشگری(تحصن)، هم به لحاظ نوع کارگزار(علما)، هم به لحاظ موقعیت زمانی(8 بهمن 1357) و هم به لحاظ موقعیت مکانی(دانشگاه تهران)، مجموعه خصوصیات و ویژگی های منحصر به فردی دارد که می تواند به عنوان یک "واقعه اثربخش" در پیروزی انقلاب اسلامی به حساب آید. سوال اصلی این است که «تحصن علما در دانشگاه تهران در هشتم بهمن هزار و سیصد و پنجاه و هفت چه تاثیری در پیروزی انقلاب اسلامی داشته است؟» طبق بررسی ها در اسناد و تاریخ شفاهی، نتیجه اثربخشی آن کنش سیاسی- اجتماعی را می توان در مولفه های مختلف، "بازتاب تحصن در مطبوعات"، "بازتاب تحصن در تاریخ شفاهی"، "بازتاب در شهرستانها" و "تاثیر تحصن بر تحولات بعد آن" مشاهده کرد. مقاله حاضر درصدد است با استفاده از روش تحلیل اسنادی، به تاثیر واقعه تحصن علما در دانشگاه تهران در پیروزی انقلاب اسلامی بپردازد. رویکرد مقاله توصیفی تحلیلی است.
مشارکت اساتید دانشگاه در وبلاگ ها و صفحه های عمومی وب: مطالعه مقایسه ای گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
131 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تمایل اشتراک دانش در صفحات عمومی وب در بین اساتید دانشگاه در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی است. روش: این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته و برای تحلیل داده ها از روش مقایسه ای استفاده شده است. برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته طراحی شده، و روایی آن توسط چهار نفر از متخصصان علم اطلاعات تأیید شد. پایایی پرسشنامه نیز توسط نرم افزار اس.پس.اس.اس محاسبه و مقدار آن ۰.۷۱ بدست آمد که میزان مناسبی است. اساتید دانشگاه تهران در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی به عنوان واحدهای مقایسه انتخاب شدند. یافته ها: هر دو گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی نسبت به اشتراک دانش در وب سایت های عمومی، تمایل زیادی نشان دادند. هر دو گروه برای انتشار مطالب علمی فاکتورهای ساختاری رشته ای ازجمله الزام بیان مطالب در قالب مقالات نقد و داوری شده را ضروری نمی دانند. این موضوع نشان می دهد که اعضای دو گروه نسبت به انتشار عمومی مطالب رویکرد مثبت دارند، با این حال گروه علوم پزشکی 20 درصد بیشتر از گروه علوم اجتماعی تمایل به انتشار مطالب علمی دارند. این در حالی است که تنها 2 درصد از گروه علوم پزشکی در عمل اقدام به انتشار مطلبی در صفحه های عمومی وب نموده اند و در مقابل، سهم مشارکت گروه علوم اجتماعی بیشتر بوده است. نتیجه گیری: در هر دو گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی، گرچه انگیزه زیاد و نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش وجود دارد، موانعی مثل عوامل تکنولوژیکی، ترس از سرقت علمی (علوم اجتماعی) و کمبود زمان (علوم پزشکی) مانع ایجاد رفتار اشتراک دانش می گردد؛ ولی نکته مهم و قابل توجه، مسأله ساده نویسی مطالب علمی است. در مورد تفاوت بین دو گروه برای اشتراک اطلاعات علمی در وبلاگ و وب سایت های عمومی مشخص شد که از نظر گروه علوم پزشکی، نگارش به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم به مراتب دشوارتر است، در حالی که این موضوع برای گروه علوم اجتماعی کمتر نشان داده شد. این تفاوت می تواند ناشی از حساس بودن مطالب پزشکی و دشواری تبیین مفاهیم به زبان ساده و قابل فهم برای عموم باشد. بنابراین، دشواری تبیین مطالب به زبان ساده و قابل فهم برای گروه علوم پزشکی یکی از مهم ترین موانعی است که بر سرراه انتشار مطالب علوم پزشکی وجود دارد. با معطوف داشتن توجه به سمت این عوامل و موانع می توان رفتارهای اشتراک دانش را بهبود بخشید.
نیازسنجی ایجاد کتابخانه دیجیتالی برای دانشجویان مجازی براساس انواع منابع اطلاعاتی و بازیابی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: آگاهی از میزان نیاز و تاثیر کتابخانه های دیجیتالی در امر آموزش و پژوهش دانشجویان مجازی. روش پژوهش: روش پژوهش پیمایشی بوده و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری نیز دانشجویان مجازی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه تهران (رشته های مدیریت اطلاعات و مدیریت کتابخانه های دیجیتال) بود. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نیاز دانشجویان مجازی به کتابخانه دیجیتالی در آموزش مجازی زیاد و بسیار زیاد (74درصد) بوده و 1/84 درصد از دانشجویان نبود کتابخانه دیجیتال در یادگیری دانشجویان مجازی را تاثیرگذار می دانند. همچنین 5/63 درصد دانشجویان تاثیر کتابخانه دیجیتال در ارائه های مجازی کلاسی را زیاد و بسیار زیاد دانسته اند. در اهمیت نوع منبع اطلاعاتی، دانشجویان به ترتیب مجلات تخصصی(7/84درصد)، کتاب های الکترونیکی(7/74)، چندرسانه ای (2/72 درصد)، منابع صوتی(1/47 درصد)، کتاب های عمومی(3/43 درصد) و مجلات عمومی(6/34 درصد) را انتخاب کرده اند. در بخش اهمیت مولفه های بازیابی منابع در کتابخانه دیجیتالی به ترتیب بازیابی موضوعی(6/83 درصد)، عنوان(7/80 درصد)، نویسنده(6/58 درصد)، نوع(7/57 درصد)، فرمت(9/52 درصد) و حجم(7/30 درصد) را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: دانشجویان مجازی به ایجاد کتابخانه دیجیتالی نیاز اساسی داشته و به ترتیب به مجلات تخصصی، کتاب های الکترونیکی، چندرسانه ای، منابع صوتی، کتاب های عمومی و مجلات عمومی نیاز بیشتری دارند و به بازیابی منابع به ترتیب موضوعی، عنوان، نویسنده، نوع، فرمت، حجم، بیشتر علاقه نشان داده اند.
سنجش معیارهای مدیریت دانش، در وب سایت دانشگاه های دولتی شهر تهران براساس مدل K-ACT (مطالعه موردی وب سایت دانشگاه های تهران، تربیت مدرس و علامه طباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۶ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۲۰)
107 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارزیابی وب سایت های دانشگاه تهران، تربیت مدرس و علامه طباطبایی، براساس معیارهای مدیریت دانش، مدل کا- اکت است که پس از ارزیابی انجام گرفته، رتبه بندی جامعه مورد پژوهش نیز مشخص گردید. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با روش پیمایشی- ارزیابانه انجام شده است. نتایج: وب سایت دانشگاه تهران در مولفه دسترس پذیری دانش با 8/72% در جایگاه اول و وب سایت های دانشگاه های تربیت مدرس و علامه طباطبایی هر کدام با 4/63% در این مولفه در جایگاه دوم قرار دارند. در مولفه خلق دانش، وب سایت دانشگاه تربیت مدرس با 3/83% در جایگاه نخست، وب سایت دانشگاه علامه طباطبایی با50% امتیاز در جایگاه دوم و وب سایت دانشگاه تهران با 3/33% در جایگاه سوم قرار دارند. در مولفه اشاعه اطلاعات دانش نیز وب سایت دانشگاه تربیت مدرس با 3/86% رتبه اول، وب سایت دانشگاه علامه طباطبایی با 5/54% در جایگاه دوم و وب سایت دانشگاه تهران با 50% امتیاز در جایگاه سوم قرار دارند. به طور کلی در این مدل (که خود شامل سه مولفه دسترس پذیری، خلق و اشاعه دانش است)، وب سایت دانشگاه تربیت مدرس با 76% امتیاز دارای رتبه نخست، وب سایت های دانشگاه تهران و علامه طباطبایی نیز هر کدام با 58% امتیاز دارای رتبه دوم می باشند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر، مبین این مطلب است که هر چند وب سایت های جامعه مورد بررسی، در رعایت معیارهای مدیریت دانش بالاتر از حد متوسط ظاهر شدند، ولی تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله وجود دارد و هنوز ضعف های بسیاری در استفاده از فناوری های نوین و مخصوصا وب سایت ها در ایران وجود دارد. هرچند گام هایی در این راستا برداشته شده، ولی نیازمند استفاده از تفکرات کارشناسان خبره از یک سو و نظرسنجی از کاربران وب سایت ها از سوی دیگر نیز می تواند در این راستا راهگشا و موثر باشد.
بررسی شایستگی دیجیتالی متخصصان علم اطلاعات دانشکده های دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش سنجش شایستگی دیجیتالی متخصصان علم اطلاعات در دانشکده های دانشگاه تهران است. روش پژوهش : روش پژوهش حاضر، توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه پژوهش حاضر شامل متخصصان علم اطلاعات شاغل در دانشکده های دانشگاه تهران در سال 1403 بودند که تعداد آن ها 120 نفر بود. با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی (متناسب با حجم) و با توجه به فرمول کوکران 92 پرسش نامه بین متخصصان علم اطلاعات توزیع شد و 72 پرسش نامه بازگردانده شد. در این پژوهش از پرسش نامه شایستگی دیجیتالی که از پرسش نامه استاندارد شایستگی دیجیتالی بتین و دیگران (2022) اقتباس شده است، استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار 25SPSS انجام شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که شایستگی دیجیتالی متخصصان علم اطلاعات دانشکده های دانشگاه تهران بالاتر از حد متوسط(5/3) است. همچنین متخصصان علم اطلاعات در مؤلفه حفظ سلامت تجهیزات و محیط با میانگین امتیاز 4، بیشترین مهارت را دارند و در مؤلفه تولید محتوا با میانگین امتیاز2، کمترین مهارت را دارند. از یافته های دیگر این پژوهش این بود که شایستگی دیجیتالی در متخصصان علم اطلاعات با مقاطع تحصیلی مختلف، اختلاف معناداری دارد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد متخصصان علم اطلاعات در مؤلفه تولید محتوا نسبت به سایر مؤلفه های شایستگی دیجیتالی ضعف دارند. متخصصان علم اطلاعات برای افزایش شایستگی دیجیتالی خود باید دقت و توجه بیشتری به این مؤلفه داشته باشند. همچنین مشخض شد که با افزایش میزان تحصیلات متخصصان علم اطلاعات، شایستگی دیجیتالی آنان نیز افزایش میابد بدان معنا که با تشویق متخصصان علم اطلاعات جهت تحصیل در مقاطع بالاتر می توان انتظار داشت شایستگی دیجیتالی آنان هم افزایش یابد.
امکان سنجی اجرای یادگیری ترکیبی در دانشگاه تهران از دیدگاه اعضای هیئت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
113 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه بررسی امکان سنجی پیاده سازی الگوی یادگیری ترکیبی در دانشگاه تهران از دیدگاه اعضای هیئت علمی است. با توجه به تحولات آموزشی و نیاز به استفاده از فناوری های نوین، این پژوهش به ارزیابی موانع و فرصت های پیاده سازی این مدل در دانشگاه تهران پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی اعضای هیئت علمی شاغل در دانشکدگان فنی و علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران با تعداد کل ۷۷۲ نفر در سال تحصیلی ۱۴۰1-۱۴۰2 است. به منظور نمونه گیری، از روش تصادفی-طبقه ای نسبتی استفاده شد و حجم نمونه با توجه به جامعه آماری، ۲۵۶ نفر تعیین گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود که بر اساس مدل بدرول خان و در هشت عامل مختلف طراحی شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی صوری و محتوایی توسط متخصصان تائید شد و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (ضریب 0.926) مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های t تک نمونه ای مستقل و آزمون t دو گروهی مستقل با نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که پیاده سازی الگوی یادگیری ترکیبی در دانشگاه تهران از دیدگاه اعضای هیئت علمی در سطحی پایین تر از حد متوسط قرار دارد. در مقایسه میان دانشکدگان فنی و علوم اجتماعی و رفتاری، نتایج تحقیق نشان می دهد که وضعیت موجود دانشگاه تهران از نظر پیاده سازی الگوی یادگیری ترکیبی از نظر اعضای هیئت علمی در دانشکدگان فنی و علوم اجتماعی و رفتاری در مقایسه با هم تفاوت معنی داری ندارد. جمع بندی: به طورکلی، اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران از چالش های متعددی در پیاده سازی این الگو در ابعاد مختلف پداگوژی، فناوری، طراحی واسط های کاربری، ارزشیابی، مدیریت، تأمین منابع، اخلاق و ساختار سازمانی سخن گفته اند. مشکلات عمده ای از جمله کمبود طراحی دروس مناسب، زیرساخت های فناوری ناکافی، پیچیدگی سامانه های آموزشی آنلاین و ضعف در سیستم های ارزیابی به عنوان مسائل کلیدی مطرح شده اند.