مطالب مرتبط با کلیدواژه

فناوری اطلاعات


۶۶۱.

مدل ساختاری عوامل مؤثر بر خودکارآمدی اطلاعاتی عاملان آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودکارآمدی اطلاعاتی سواد اطلاعاتی عاملان آموزشی عوامل توانمندساز مدل معادلات ساختاری فناوری اطلاعات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: آموزش، به لحاظ ماهیت، محتوا و فرایند، امری تعامل محور است؛ با تغییر در اشکال و کیفیت ارتباطات، عاملان درگیر در این امر نیازمند استفاده بهینه از فناوری های اطلاعاتی در جهت برقراری تعاملات کارآمد آموزشی هستند که اولاً وابسته به توسعه صلاحیت های لازم برای کاربرد فناوری های اطلاعاتی در عاملان آموزشی و ثانیاً باور پیدا کردن آنها به صلاحیت های خود شان است؛ هر دو مقوله توسعه صلاحیت و شکل گیری باور به آن، متأثر از عوامل گوناگونی است. تحقیق حاضر با تمرکز بر شناسایی ساختار عواملی انحام شده است که شکل گیری باور به توانمندی های اطلاعاتی و مشخصاً خودکارآمدی اطلاعاتی عاملان آموزشی را تحت تاثیر قرار می دهد. روش: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر عاملان آموزشی شهرستان اردبیل بوده که با استفاده از فرمول کوکران 317 نفر از آنان که در مدارس ابتدائی مشغول فعالیت بودند، به روش اتفاقی به عنوان نمونه انتخاب گردیدند و در تحقیق مشارکت داده شدند. برای سنجش عوامل توانمندساز خودکارآمدی از مقیاس دنهو و برای سنجش خودکارآمدی اطلاعاتی از پرسشنامه مورفی، کوور و اوون استفاده شد. داده ها با استفاده از روش های توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزارهای SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: مدل عوامل توانمندساز خودکارآمدی اطلاعاتی از طریق داده های واقعی برازش می شود و عوامل «اثرگذاری بالا»، «اجماع در هدف»، «آگاهی از یکدیگر»، «انسجام کارکنان»، «مسئولیت پذیری رهبری» و «نظام کارآمد مداخله» تأثیر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی اطلاعاتی دارند. طبق این نتایج مسئولیت پذیری رهبری با ضریب 68/0 بیشترین تأثیر را بر خودکارآمدی اطلاعاتی دارا بوده است و اثرگذاری بالا، انسجام، آگاهی از یکدیگر، نظام کارآمد مداخله و اجماع در هدف با ضرایب تاثیر 63/0، 47/0، 42/0، 39/0 و 29/0 در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به تأیید نقش عوامل توانمندساز بر خودکارآمدی اطلاعاتی و برازش مدل با داده ها، مداخله در جهت ارتقای باور عاملان آموزشی به توانمندی های اطلاعاتی شان می تواند متمرکز بر طرح ها و دستورالعمل هایی باشد که با توجه به عوامل فوق الذکر توسعه داده شده اند. مشارکت و اثرگذاری در تعیین اهداف و فرصت ایفای نقش، این شانس را به عاملان آموزشی می دهد که تجارب موفقیت آمیزی کسب کنند. اجماع بر اهداف گروه آموزشگران را به سمت انسجام، یکپارچگی و هماهنگی هرچه بیشتر سوق می دهد. آگاهی از تجارب یکدیگر فرصت الگوبرداری، مشاهده و یادگیری فراهم می کند. همچنین رهبر آموزشی با مسئولیت پذیری می تواند شرایط، انگیزه و تمرکز لازم برای تمرین، تسلّط، یادگیری از دیگران و کسب تجربه در زمینه فناوری های اطلاعاتی را برای عاملان آموزشی فراهم آورد. نهایتاً عملی سازی مداخلات این باور را در آموزشگران تقویت می کند که آن ها می توانند با تلاش های خود، تغییراتی را در جهت بهبود آموزش ایجاد نمایند.
۶۶۲.

بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی در شرکت گاز ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی فناوری اطلاعات شرکت گاز ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۴
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و تجزیه و تحلیل مهم ترین عوامل ممکن مؤثر بر پذیرش سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی در شرکت گاز ایران است. این تلاش، فرصتی برای همگام سازی و رویارویی مؤثر با تحولات آتی فراهم کرده و ادبیات مرتبط با این موضوع را غناء می بخشد. شناخت این عوامل برای طراحی و اتخاذ سیاست های مربوط به استقرار، افزایش استفاده و بهره وری از این سامانه بسیار مهم است. روش: پژوهش حاضر با استفاده از مرور ادبیات و تحلیل عاملی تأییدی انجام شده است. جامعه پژوهش متشکل از کارکنان شرکت گاز ایران با سابقه کار با سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t، میانگین، انحراف معیار، شاخص معناداری، مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. در این پژوهش، مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری، با عوامل زمینه (به عنوان مکان، هویت افراد مجاور، میزبان ها و دستگاه های قابل دسترسی و تغییرات آنها در طول زمان) و فراگیری (به عنوان دسترسی کاربران به نرم افزار در همه سطوح اجرایی سازمان) ترکیب شده و مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر هدف در حیطه پژوهش های کاربردی و براساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی- پیمایشی است. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات مربوط به پیشینه، از روش های کتابخانه ای و برای جمع آوری داده های میدانی از ابزار پرسشنامه و ارائه آن در بستر اینترنت استفاده شده است. یافته ها: عوامل زمینه ای و یادگیری به عنوان عوامل پشتیبان، تأثیر بسزایی بر انتظارات عملکرد، تأثیر اجتماعی، انتظار تلاش و شرایط تسهیل کننده دارند و در نتیجه از فرآیند پذیرش سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی حمایت می کنند. همچنین یافته های پژوهش حاکی از نقش مهم رابط کاربری، حمایت مدیران ارشد و توسعه مهارت های کارکنان در پذیرش و بکارگیری این فناوری است. نتیجه گیری: مؤسسات عمومی به سیستم های اطلاعاتی نیاز دارند که مدیریت اسناد تولید شده در طی فرآیندهای تجاری را در بستر دیجیتال تسهیل کند. توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات امکان دیجیتالی سازی و انتقال امن اسناد به سیستم عامل های دیجیتال را فراهم کرد که منجر به ظهور سیستم های مدیریت اسناد الکترونیکی شد. برای دستیابی به مزایای سیستم های مبتنی بر فناوری و جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه در مقیاس یک کشور، پذیرش آنها توسط کاربران ضروری است. به همین دلیل شناخت عوامل موثر بر قصد استفاده از سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی ضروری است. براساس یافته های این پژوهش، یکی از عوامل اصلی موفقیت سیستم مدیریت اسناد الکترونیک در شرکت گاز ایران، رابط کاربری مناسب و سهولت استفاده از این سیستم است. توجه به یافته های پژوهش حاضر می تواند به روند استقرار موفق سیستم آرشیو الکترونیک اسناد در سایر سازمان های دولتی ایران کمک کند.  
۶۶۳.

فراکافت راهبردی استفاده از فناوری بلاکچین جهت تسهیل فرایند تأیید هویت مشتریان سازمان تأمین اجتماعی با رویکرد نظریه کنشگر- شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بلاکچین قراردادهای هوشمند KYC کنشگر-شبکه سازمان تأمین اجتماعی فناوری اطلاعات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۶
هدف: چالش مهمی که سازمان های بیمه ای مهمی از جمله سازمان تأمین اجتماعی را درگیر کرده است، چالش تأیید هویت مشتریان یا [1]KYC می باشد. البته در این پژوهش، علاوه بر هویت شناسنامه ای مشتریان، با توجه به ماهیت وظیفه ای سازمان، صحّت داده های ورودی و خروجی به سازمان مد نظر است. هدف پژوهش حاضر تبیین اهمیت فرایند تأیید هویت مشتریان در سازمان و به طور ویژه سازمان بیمه تأمین اجتماعی بوده و در این راستا فناوری بلاکچین را به عنوان تسهیل کننده این فرایند معرفی می نماید. روش: در این پژوهش کیفی که بر چارچوب نظریه کنشگر- شبکه بنا شده است؛ با روش نظام مند نظریه گراندد ئتوری، ادراک مصاحبه شوندگان پیرامون چگونگی، علل، راهبردها، زمینه و پیامدهای کاربست فناوری بلاکچین در سازمان تحلیل شد. به دلیل محدودیت زمانی و مکانی پژوهش و به منظور ارتقاء سطح کیفی، سازمان تأمین اجتماعی که یک سازمان بیمه گر اجتماعی و یکی از سازمان های مهم کشور می باشد، به عنوان مورد مطالعه انتخاب گردید. روش گردآوری داده در این پژوهش، روش مشاهده کامل و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جامعه هدف شامل صاحب نظران و مدیران سازمان تأمین اجتماعی و همچنین نخبگان و متخصصان حوزه بلاکچین می باشند. نمونه گیری به روش گلوله برفی بین 30 نفر از خبرگان تا اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: در مسیر پیاده سازی فناوری بلاکچین در سازمان تأمین اجتماعی و جایگزین کردن آن با سیستم فعلی، عوامل مداخله گری مثل مدیریت، انطباق منابع انسانی، منابع مالی، کنش گران برون سازمانی و فرهنگ سازمانی وجود دارد که در مسیر کاربست فناوری، می بایست بسیار مورد توجه قرار گیرند. نتیجه گیری: فناوری بلاکچین (به عنوان شبکه اصلی در رویکرد کنشگر- شبکه) با ویژگی های منحصر به فردی که دارد، می تواند شرایط مطلوبی جهت تأیید صحّت داده های ورودی و خروجی به سازمان، بویژه در زمینه فرایند احراز هویت مشتریان فراهم آورد. کنشگران برون سازمانی که خارج از حیطه کنترل سازمان می باشند، در پیشبرد این مسیر بسیار مؤثرند. استفاده از قراردادهای هوشمند (به عنوان اتصال دهنده در رویکرد کنشگر- شبکه) و جایگزینی با سیستم قراردادهای مورد استفاده کنونی سازمان، از کاربردهای مهم این فناوری می باشد. ویژگی های منحصربه فرد فناوری بلاکچین موجبات تغییرات مهمی در فرایند احراز هویت مشتریان سازمان خواهد شد، که این تغییرات اگرچه اغلب مثبت و در جهت کاهش ریسک تقلب، شفافیت جریان اطلاعات، کاهش تمرکز، افزایش سرعت ارائه خدمات و بوروکراسی زدایی است، اما سازمان را با چالش هایی نظیر نگرانی ایجاد یکپارچگی، هزینه استقرار، سخت بودن اصلاح اطلاعات ورودی و زمان بر بودن آموزش کاربران مواجه می کند.  
۶۶۴.

ارائه مدل تعیین آمادگی دیجیتالی سازمان های دولتی (مورد مطالعه: دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آمادگی دیجیتالی سازمان های دولتی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین تصمیم گیری سطح بلوغ فناوری اطلاعات کارکنان سازمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۷
هدف: آمادگی دیجیتالی ابزار ارزیابی به روز بودن سازمان، مبتنی بر اهداف است. این ابزار ساختاری برای مدیریت کسب وکار و چارچوبی مرجع برای اهداف تحول دیجیتالی می باشد. نخستین اقدام اساسی برای تعیین مدل و سنجش آمادگی دیجیتالی سازمان، شناسایی معیارهایی است که با ساختار و فرهنگ حاکم بر آن سازمان متناسب باشند، در این راستا، در پژوهش حاضر در چارچوب مطالعه موردی به این موضوع پرداخته شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی با رویکرد پژوهش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی، با مرور پیشینه، معیارهای اولیه موثر بر آمادگی دیجیتالی شناسایی شدند و سپس با استفاده از روش دلفی فازی توسط خبرگان مشخصی غربال گردیدند. در بخش کمّی با پژوهشی پیمایشی، و با نظرخواهی از خبرگان و روش های سلسله مراتبی فازی، دیمتل فازی و سطح بلوغ، به توصیف و تفسیر روابط موجود بین معیارها و عوامل تأثیرگذار پرداخته شد و وزن معیارها، میزان اثرگذاری معیارها جهت ارائه مدل و همچنین سطح آمادگی دیجیتالی دانشگاه تعیین شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارشناسان ارشد با تجربه و آگاه در بخش فناوری اطلاعات دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین به تعداد 12 نفر بود. یافته ها: یافته ها نشان داد 15 معیار در چارچوب 5 عامل اصلی بر آمادگی دیجیتالی سازمان در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین موثر هستند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی رتبه بندی شدند و در نهایت یک مدل آمادگی دیجیتالی برای دانشگاه ایجاد شد. سپس سطح آمادگی دیجیتالی تعیین گردید. نتیجه گیری: معیار حمایت مدیریت عالی از پروژه های دیجیتال سازی از بالاترین وزن برخوردار است. با استفاده از دیمتل فازی مدل جامع علت و معلولی پژوهش ترسیم گردید. معیار آمادگی مدیریتی در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین از وضعیت مناسبی برخوردار است؛ اما معیار آمادگی زیرساخت های فنی در این دانشگاه وضعیت مناسبی ندارد.
۶۶۵.

مدل سازی عوامل موثر بر توسعه کسب وکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات در ایران با استفاده از روش معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد فناوری اطلاعات کسب وکارها اقتصاد دیجیتال مدل سازی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۶
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مختلف موثر بر شکل گیری و رشد کسب وکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و نحوه ارتباط میان این عوامل در ایران است. روش: پژوهش حاضر به صورت آمیخته، طی دو مرحله مختلف کیفی و کمّی، انجام شده است. در این پژوهش، پس از شناسایی و تعریف مسأله، مطالعات مرتبط پیشین مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد مدل شناسایی شد. سپس، از طریق 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق با مدیران و کارآفرینان، سیاستگذاران فناوری و صاحب نظران حوزه فناوری اطلاعات و همچنین رجوع به منابع آرشیوی، با رویکرد تحلیل محتوا و با استفاده از روش کدگذاری، مدل مفهومی پژوهش در قالب سه مقوله اصلی و نتایج حاصل از توسعه کسب وکارهای موضوع پژوهش استخراج گردید. در مرحله کمّی، مدل یاد شده با اعمال اصلاحاتی مختصر، مبنای طراحی پرسشنامه پژوهش قرار گرفت. پرسشنامه طراحی شده، پس از سنجش روایی محتوا، به جامعه ای متشکّل از سه گروه مختلف از فعالان این صنعت ارسال گردید. این سه گروه عبارتند از: 1) مدیران و عوامل اجرایی کسب وکارهای موضوع پژوهش، 2) کارآفرینان و صاحبان این دسته از کسب وکارها، و 3) خبرگان دانشگاهی و صاحب نظران. اطلاعات دریافتی از طریق این پرسشنامه ها، با استفاده از آزمون های آماری مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و اعتبار مدل و سازه های آن با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. یافته ها: پس از انجام مراحل نظام مند پژوهش و تحلیل داده های حاصل از تجارب مشارکت کنندگان در بخش کیفی پژوهش، سه مقوله ویژگی های درون سازمانی، محرک ها و موانع محیطی و عوامل سیاستی، به عنوان مقوله های اصلی شناسایی شدند. براساس نتایج بدست آمده، عوامل سیاستی در این مدل یک متغیر برون زا و مستقل است که نقشی کلیدی در توسعه این گروه از کسب وکارها ایفا می کند. این موضوع موید ضرورت حضور دولت و اتخاذ سیاست های حمایتی از توسعه این کسب وکارها است. بُعد دیگری که واجد اهمیت فراوان است و مطابق نتایج این پژوهش، مستقیماً از سیاست های دولت اثر می پذیرد، عوامل محیطی است. دسته سوم از عوامل که به صورت غیرمستقیم از سیاست های دولت اثر می پذیرند، عوامل سازمانی هستند. این عوامل شامل تیم مناسب پروژه و دسترسی به نیروی انسانی متخصص، مدل مناسب کسب وکار، تمرکز بر نوآوری و توان بازاریابی و قدرت نفوذ به بازار است. نتیجه گیری: توسعه اقتصاد دیجیتال در کشور مستلزم توجه همزمان به عوامل محیطی و عوامل درون سازمانی است و دولت در مقام سیاستگذار نقشی کلیدی بر توسعه کسب وکارهای دیجیتال دارد. از دیدگاه فعالان و کارآفرینان این حوزه، تأمین مالی به عنوان یک گلوگاه جدی در توسعه این کسب وکارها شناسایی شده است، بنابراین، ضروری است نهادهای مربوطه، به سیاست های فعلی در حمایت از این مشاغل و تسهیل تأمین مالی برای این شرکت ها توجه ویژه ای داشته باشند.
۶۶۶.

شناسایی عوامل تعیین کننده هم راستایی فناوری اطلاعات با راهبردهای سازمان در فدراسیون های ورزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هم راستایی راهبردی فناوری اطلاعات راهبردهای سازمان فدراسیون های ورزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۵
به منظور کارایی بیشتر فناوری اطلاعات در سازمان، نیاز است تا هم راستایی آن با وظایف سازمان برقرار و عوامل مؤثر بر آن شناسایی گردد. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تعیین کننده هم راستایی فناوری اطلاعات با راهبردهای سازمان در فدراسیون های ورزشی ایران انجام شد. نوع تحقیق حاضر بر اساس هدف کاربردی است و بر اساس نحوه گردآوری داده ها اکتشافی متوالی می باشد. جامعه آماری پژوهش را صاحب نظران و متخصصان حوزه مدیریت ورزشی و فناوری اطلاعات تشکیل دادند که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه ای نیمه ساختاریافته از صاحب نظران و خبرگان این حوزه گردآوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و روش دلفی فازی انجام گردید. نتایج نشان داد که 52 عامل که در 6 گروه «ارتباطات، شایستگی/ارزش، مدیریت/ اختیار، مشارکت، حیطه عمل/معماری و منابع انسانی/مهارت ها» دسته بندی شدند، تعیین کننده میزان هم راستایی راهبردی فناوری اطلاعات در فدراسیون های ورزشی می باشند. بر اساس نتایج پیشنهاد می شود، عوامل تعیین کننده هم راستایی راهبردی فناوری اطلاعات در فدراسیون های ورزشی جمهوری اسلامی ایران برای توسعه کارآمدی هزینه های فناوری اطلاعات و اثربخشی آن برای رسیدن به اهداف راهبردی سازمان مورد توجه مدیران قرار گیرد.
۶۶۷.

چالش ها و فرصت های منابع انسانی صنعت ورزش در برابر دیجیتالی شدن در آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری اطلاعات سازمان های ورزشی کارکنان زیرساخت فناوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۷
هدف از پژوهش حاضر، چالش ها و فرصت های منابع انسانی صنعت ورزش در برابر دیجیتالی شدن در آینده می باشد. از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل مضمون می باشد. در این پژوهش با توجه به هدف مطالعه شرکت کنندگان بر اساس نمونه گیری هدفمند از بین نخبگان (اساتید مدیریت ورزشی با انجام حداقل دو پژوهش در زمینه منابع انسانی، صنعت ورزش و دیجیتالی شدن)، مدیران سازمان های ورزشی منتخب (مدرک دکتری و 5 سال سابقه مدیریتی) و مدیران روابط عمومی سازمان های ورزشی منتخب (حداقل 5 سال سابقه مدیریت)، انتخاب شدند (19 مصاحبه). به منظور جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختار یافته و عمیق استفاده شد. روایی و پایایی به تأیید رسید. نتایج تحلیل مضمون مربوط به مضمون فراگیر چالش های منابع انسانی صنعت ورزش در برابر دیجیتالی شدن در آینده نشان داد که چالش های زیرساختی، مالی، ساختاری/ مدیریتی و انسانی از جمله مضامین سازنده چالش ها و نتایج تحلیل مضمون مربوط به مضمون فراگیر فرصت های منابع انسانی صنعت ورزش در برابر دیجیتالی شدن در آینده نشان داد که ظرفیت منابع انسانی و دانش و فناوری از جمله مضامین سازنده فرصت های منابع انسانی صنعت ورزش در برابر دیجیتالی شدن در آینده می باشد؛ بنابراین با توجه به نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد می گردد تا با ایجاد بانک های اطلاعاتی در خصوص ظرفیت های فردی و گروهی منابع انسانی کسب وکارهای ورزشی؛ برنامه های تخصصی در حوزه دیجیتالی شدن در آینده این افراد را فراهم نمود.
۶۶۸.

تبیین نقش فناوری اطلاعات در توسعه گردشگری کشاورزی فضاهای پیراشهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری کشاورزی فناوری اطلاعات نواحی پیراشهری تهران شهرستان شهریار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۴
گردشگری کشاورزی، به عنوان یکی از اشکال نوین گردشگری، با تلفیق فعالیت های کشاورزی و تجربه های طبیعت محور، نقش مهمی در توسعه پایدار نواحی پیراشهری ایفا می کند. این پژوهش با هدف بررسی نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در توسعه گردشگری کشاورزی در نواحی پیراشهری کلانشهر تهران، به ویژه شهرستان شهریار، انجام شده است. مطالعه حاضر تأثیرات این فناوری را بر عوامل محیطی، اقتصادی، نهادی، زیرساختی و فناورانه مورد تحلیل قرار داده است. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی بوده و داده ها از طریق مطالعات اسنادی و توزیع پرسشنامه مبتنی بر طیف لیکرت جمع آوری شده است. جامعه آماری شامل 168 نفر از فعالان محلی، کارکنان اجرایی و بخش خصوصی بوده و داده ها با استفاده از آزمون های ناپارامتریک (دو جمله ای، کروسکال -والیس و فریدمن) و نرم افزارهای SPSS، Excel و ArcGIS تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که فناوری اطلاعات با بهبود فرآیندهای بازاریابی، افزایش دسترسی به اطلاعات، ارتقای آموزش و بهینه سازی مدیریت منابع، تأثیر معناداری بر توسعه گردشگری کشاورزی دارد. شاخص های «توسعه کسب وکارهای محلی»، «ایجاد فرصت های شغلی» و «افزایش درآمد» به ترتیب بالاترین تأثیر را داشته اند. با این حال، موانعی نظیر کمبود زیرساخت های دیجیتال، ناکافی بودن مهارت های فنی در میان فعالان و هزینه های اولیه بالا، بهره گیری کامل از ظرفیت های فناوری اطلاعات را محدود کرده است. این پژوهش پیشنهاد می دهد که با سرمایه گذاری در توسعه زیرساخت های دیجیتال، ارائه برنامه های آموزشی هدفمند برای جوامع محلی و ارائه حمایت های مالی، می توان ظرفیت های گردشگری کشاورزی را در نواحی پیراشهری تهران به طور مؤثرتری بهره برداری کرد. این اقدامات می توانند به رشد اقتصادی پایدار، حفاظت از محیط زیست و تقویت فرهنگ بومی کمک کنند و گردشگری کشاورزی را به عنوان یک راهبرد کلیدی برای توسعه پایدار این مناطق تثبیت کنند.
۶۶۹.

تحلیل عاملی فناوری اطلاعات و مدیریت کیفیت جامع در فدراسیون های ورزشی

کلیدواژه‌ها: فناوری اطلاعات مدیریت کیفیت جامع TQM مدل های تعالی سازمانی فدراسیون های ورزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه فناوری اطلاعات و مدیریت کیفیت جامع در فدراسیون های ورزشی جمهوری اسلامی ایران است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری کلیه رؤسا، نایب رئیسان و دبیران فدراسیون های ورزشی بودند که در مجموع 150 نفر می شدند. از میان 150 پرسشنامه توزیع شده میان جامعه آماری تعداد زیادی از آن ها دریافت شد ولی به علت ناقص بودن بعضی از پرسشنامه های جمع آوری شده،110 پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت که با تعداد نمونه در جدول مورگان و آرجریس مطابقت دارد (108≤n ). برای آزمون فرضیه از تحلیل عاملی و نرم افزار lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفه های مدیریت کیفیت جامع در فدراسیون های ورزشی به طور معناداری تحت تأثیر فناوری اطلاعات هستند. فناوری اطلاعات بر مؤلفه های رهبری (601/0 = بار عاملی، 512/9=t)، مؤلفه ی فرآیند برنامه ریزی استراتژیک (723/0 = بار عاملی، 381/10=t)، مؤلفه رضایت مشتری (761/0 = بار عاملی، 803/12=t)، مؤلفه به کارگیری کارکنان (690/0 = بار عاملی، 402/8=t)، مؤلفه توانمندسازی و آموزش کارکنان (755/0 = بار عاملی، 450/128=t)، مؤلفه اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن (840/0 = بار عاملی، 325/21=t)، مؤلفه نتایج بهبود کیفیت و بهره وری (770/0 = بار عاملی، 707/14=t) و مؤلفه تضمین کیفیت خروجی (789/0 = بار عاملی، 034/16=t) تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج یافته ها تأییدکننده فرضیه اصلی است و نشان می دهد فناوری اطلاعات، بیشترین تأثیر را بر مؤلفه رضایت مشتری داشته است. برای مدیران اجرایی فدراسیون های ورزشی، این یافته نکات قابل توجهی در بردارد؛ زیرا با تسهیل جریانات اطلاعاتی، رضایت بیشتر مشتریان حاصل و کمبودهایی را که در سازمان هایی از این نوع به وجود می آید، برطرف می شود.