مطالب مرتبط با کلیدواژه

روش های تفسیری


۴۱.

روش تفسیری مجد البیان و مقایسه آن با روش تفسیر الصافی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفسیر الصافی روش های تفسیری فیض کاشانی مجد البیان فی تفسیر القرآن نجفی اصفهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۶
مجد البیان فی تفسیر القرآن، اثر محمدحسین اصفهانی، یکی از تفاسیر معاصری است که از نظر ساختار آغازین کتاب، منابع تفسیری، شخصیت علمی و گرایش های مفسر به تفسیر الصافی فیض کاشانی شباهت دارد. از طرفی اصفهانی در مواردی، از آرای فیض اثر پذیرفته است. با این حال، تا کنون پژوهشی درباره روش اصفهانی در مجد البیان و مقایسه آن با روش فیض در تفسیر صافی انجام نشده است. این که اصفهانی در تفسیر خود از چه روش هایی بهره برده است و عملکرد او چه شباهت ها و تفاوت هایی با فیض کاشانی دارد پرسش هایی است که این پژوهش به دنبال پاسخ آن ها است. این پژوهش نشان می دهد که سه روش روایی، عقلی اجتهادی و ادبی از روش های بارز اصفهانی در مجد البیان است. تحلیل های فراوان اصفهانی، همراه با کاربرد روایات، این تفسیر را از تفاسیر روایی محض خارج می کند. صحیح دانستن تعقل، استفاده از روش برهانی در تحلیل مسائل، توجه به انواع قراین، توسعه مفهومی و الغای خصوصیت از آیات از نمودهای کاربرد روش عقلی اجتهادی تفسیر اصفهانی است. روش اصفهانی در مباحث ادبی ثابت نیست و به فراخور مقصود، روش های مختلفی دارد. در تحلیل مفردات قائل به نظریه «روح معنا» است، هرچند دیدگاهش در برخی جزئیاتِ این نظریه با دیگر صاحب نظران تفاوت هایی دارد. به مباحث صرفی، نحوی و بلاغی آیات نیز کمتر پرداخته است.  
۴۲.

روی کرد سیاق محور در تفسیر مواهب الرحمن: تحلیل نوآوری های روش شناختی عبدالاعلی سبزواری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کارکردهای سیاق تحلیل بینامتنی قرآن رفع تعارضات ظاهری آیات روش های تفسیری انسجام درونی قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۹
مفسران سیاق را به معنای مجموعه قرائنِ درون متنیِ ضمیمه به هریک از آیات قرآن می انگارند و آگاهی از آن را کمابیش برای تفسیر قرآن ضروری می دانند؛ گرچه بعضی از ایشان تفسیر همه آیات با نظر به سیاق را نیز برنمی تابند و در آن تکلفات یا محظوراتی می بینند. در مطالعه کنونی روی کرد سیاق محور سید عبدالأعلی موسوی سبزواری، مفسر معاصر (درگذشته 1414ق/ 1372ش)، در تفسیر مواهب الرحمن بازشناسانده می شود. مؤلفِ این تفسیر ازیک سو همانند بسیاری دیگر از مفسران به سیاق هم چون ابزاری سازنده و پویا برای کشف مراد الهی در فرآیند تفسیر می نگرد که با تکیه بر آن می توان پیوستگی ذهنی و عینی میان واژه ها و مقاصدِ وحی را بازشناخت. ازدیگرسو، برخلاف غالبِ مفسران، وی مفهومی وسیع تر از سیاق اراده کرده، آن را مشتمل بر همه قرائن متنی و برون متنیِ حاکی از معنای آیه شناسانده، شواهد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تاریخیِ مرتبط با نزولِ هر آیه را هم چون بخشی از سیاق برشمرده، و این گونه، کوشیده است بر محظوراتی که گاه در حمل آیه ای بر سیاق به معنای مُضَیَّقِ آن حاصل می شود غلبه کند. هدف مطالعه کنونی بازشناسی روی کردِ خاصِّ سبزواری به سیاق و راه کارهای او برای تحلیل ساختار معنایی و روابط بینامتنی، رفع تعارضات ظاهری، و تفسیرِ نظام مندِ آیات است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که در تفسیر مواهب الرحمن، سیاق ابزاری کارآمد و چندبعدی شناسانده می شود که توجه به آن، نه تنها به فهم دقیق تر معانی و مفاهیم آیات قرآن کمک می کند، مانع تفسیر نادرست نیز می شود.