این مقاله نتیجه تحقیق میدانی است در مورد نظر شهروندان تهرانی در مورد پناهندگان افغانی. اکثر این شهروندان پیش داوری منفی در مورد پناهندگان و پذیرش آنان به منزله شهروندانی برابر با دیگران دارند. با این همه آشکار است که این پیشداوری منفی بیشتر حاصل مشکلات اجتماعی خود ایران است و نه به دلیل شناخت از وضعیت افغان ها با اینهمه شهروندان تهرانی نسبت به مهاجران افغانی مهمان نواز هستند و جالب اینکه این مهمان نوازی برخواسته از نسبت قدیمی مهمان نوازی در کشور است و نه پذیرش مفاهیم مدرن یا ارزش هایی که توسط دولت تبلیغ می شود.
به سربردن در شرایط پناهندگی به معنی یافتن راه های جدیدی است برای گذران زندگی، راه هایی که با شیوه های معمول نوین شده توسط تاریخ و فرهنگ تفاوت پیدا می کنند. این مقاله به ارزیابی راه هایی می پردازد که زنان افغانی پناهنده برای زندگی در ایران به آن متوسل شدند و نشان می دهد که چگونه این تجارب منجر به کسب خودآگاهی نزد این زنان شده است.
در آغاز مصاحبه، پیربرتران نقش کمیساریای عالی پناهندگان را در قبال پناهندگان در سراسر جهان توضیح میدهد. سپس با ارائه تعریفی از «پناهنده» به مشکلات این کار میپردازد و از تغییر سیمای پناهندگی در جهان صحبت میکند. او دلایل بیشماری را که امروز در جهان منجر به تقاضای پناهندگی میشود، مهاجرت به کشورهای پیشرفته، بازگشت پناهندگان و جابجاییهای بین المللی را مورد بحث قرارمیدهد.