طراحی یک اقتصاد یا نظام بانکداری بدون بهره، موضوع تحقیق و مطالعه اقتصاددانان مختلف اغلب مسلمان بوده است. مطالعه حاضر نیز در همین راستا پیامد حذف بهره اسمی سپرده از نظام بانکداری در رابطه با هزینه رفاهی تورم را بررسی میکند. استفاده از چارچوب نئوکلاسیک و الگوی اقتصاد خرد مبتنی بر فروض معین و بهینهیابی پویا و سپس تحلیل ایستای مقایسهای نشان میدهد که هزینه رفاهی تورم قابل تعریف بر اساس صرفاً بهره سپرده است و از اینرو بانکداری بدون بهره باعث حذف کامل هزینه رفاهی تورم در اقتصاد میشود.
در مورد تجربه عرفانی، دو دیدگاه ذاتگرایی و ساختگرایی وجود دارد. ذاتگرایان معتقدند که حداقل در تجارب عرفانیِ خاصّ، عرفا ذات واحدی را تجربه میکنند، اما زمینههای اجتماعی و مذهبی عارف در تفسیر آنها اثرگذار است؛ لذا علیرغم تنوع گزارشات تجارب عرفانی در سنتهای مختلف، هستة مشترکی وجود دارد که تمام آنها را می توان از یک نوع دانست. اما ساختگرایان قائلاند که تجربة عرفانی، به طور خاصّ و گسترده، توسط سنّت مذهبی و اجتماعی ای که عارف در آن قرار دارد، شکل داده میشود؛ پس زمینههای مذهبی خاصّ، تجارب متفاوتی را ایجاد میکنند.
علامة طباطبایی، در حصری عقلی، علم را به حضوری و حصولی تقسیم میکند. با نظر به این تقسیم، تجربه عرفانی یا از نوع علم حضوری است یا از نوع علم حصولی. تجربهای که از نوع علم حضوری است، تجربه ذات است و پیشینههای عارف در آن نقشی ندارد. انسان میتواند با ریاضت، از تعلق نفس به بدن بکاهد. در این صورت، نفس مجرّد به علّت خود و نیز به معلولات دیگر علم حضوری خواهد داشت و با آنها متّحد میشود. اما بعضی از تجارب عرفانی انسان (کشف صوری و بعضی از مراتب کشف معنوی) از نوع علم حصولی است. در این نوع تجربه، ممکن است زمینههای قبلی عارف در شکلگیری تجربة وی دخالت داشته باشند.
نصر حامد ابو زید، متفکّر مصری، در کتاب هایی که در زمان اقامتش در مصر نوشت، کوشید با اتّکا به نظریة خیال در صوفیه، تبیینی طبیعی و غیرمتافیزیکی از وحی ارائه کند؛ چه آنکه او از تبیین های فراطبیعی نسبت به امور دینی پرهیز داشت. بدین منظور، او از مقایسة نبوّت و کهانت بهره برد، تا آن را از جهت فرهنگی مقبول و آشنا معرفی نماید. چنین نگرشی به ماهیت وحی، با اشکالاتی مواجه است. نخست آنکه از جهت فرهنگی، بررسی ابو زید در مورد کهانت و شیوع فرهنگی آن کافی نیست، و به همان اندازه در تبیین نیز دچار دشواری است. دوم آنکه خرافه های فرهنگی، مانند کهانت، نمی تواند توجیه مناسبی برای وحی ارائه کند. و دست آخر اینکه مدّعای او، با شواهد درون دینی یعنی آیاتی از قرآن سازگار نیست.
از سوی دیگر، تبیین ماهوی او نیز مقصود او را بیان نمیکند و مسئلة خیال و رؤیا فرافکنی مسئلة تبیین است. همچنین اگر تقریری حداکثری از نظر صوفیه صورت گیرد، با وحی زبانی ـ که دیدگاهی رایج است ـ سازگار نخواهد بود؛ چنانکه با مبانی معرفت شناختی ابو زید نیز سازگاری ندارد؛ زیرا معرفت شناسی صوفیه چیزی جز وجودشناسی ایشان نیست، و در روش های پدیدارمحور نمیتوان چنین تبیینی را پذیرفت.
هدف از پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش کلیدی است که پایگاه اجتماعی-اقتصادی چگونه به اقتدارگرایی کشانده می شود؟ برای پاسخ به این سؤال کلی از تئوری های لیپست، آدورنو و کوهن بهره گرفته شد و سه فرضیه اصلی به همراه هفت فرضیه فرعی طراحی نموده و مدلی پیشنهاد شده است. روش این پژوهش میدانی بوده و از طریق survey انجام گرفته است و داده ها از 407 دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز با تکنیک پرسشنامه خودسنجی جمع آوری شده اند. محتوای پرسشنامه از مواد زیر تشکیل شده است: اطلاعات زمینه ای، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، کنترل استبدادی والدین، عزت نفس، احساس آنومی و اقتدارگرایی. نتایج نشان داد که پایگاه اجتماعی-اقتصادی به سبب کنترل استبدادی والدین، احساس آنومی بر اقتدارگرایی اثرگذار است. همچنین عزت نفس واسطه اثر کنترل استبدادی بر اقتدارگرایی است. دیگر یافته ها حاکی از همبستگی معنادار بین کلیه متغیرهای تحقیق بود. بجز همبستگی پایگاه اجتماعی-اقتصادی و عزت نفس در این پژوهش جهد شده است اقتدارگرایی به صورت تجربی مورد مطالعه قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که تحلیل های آماری اولاً مدل تلفیقی پیشنهادی را تأیید می کنند، ثانیاً تئوری های بکار گرفته شده در مدل بصورت جداگانه تأیید می شوند.
پدیده کودکان خیابانی و کار، یکی از معضلات گریبانگیر اکثر شهرهای بزرگ در جهان معاصر است. مقاله حاضر با هدف بررسی وضعیت کلی کودکان کار و خیابانی به مطالعه سبک زندگی، فعالیت ها، تجربیات، زمینه های خانوادگی، ویژگی های تحصیلی و خصوصیات رفتاری آنان از نظر ارتکاب جرم و نظایر آن میپردازد. بدین منظور، با روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه همراه با مصاحبه، نمونه 122 نفری از کودکان 6 تا 14 ساله مشغول به کار در خیابان های شهر اصفهان مورد مطالعه قرار گرفته اند و اطلاعات لازم از این کودکان جمع آوری شده است تا وضعیت و شرایط مرتبط با شکل گیری این پدیده اجتماعی در شهر اصفهان بررسی و تجزیه و تحلیل گردد. یافته های تحقیق بیانگر این است که اکثر کودکان کار و خیابانی مورد مطالعه؛ پسر، مهاجر، دارای میزان درآمد پایین و والدین معتاد، و کسانی هستند که توسط والدین مورد آزار جسمی قرار گرفته اند و بیشتر به کار دست فروشی مشغول هستند. همچنین، یافته های تحقیق نشان دهنده این است که اکثر کودکان خیابانی به کارهای انحرافی دست زده اند، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته، توسط پلیس دستگیر شده و حتی عده ای نیز به زندان رفته اند. در نهایت، نتایج تحقیق نشان داده است که رابطه معناداری بین اعتیاد والدین، آزار کودکان توسط والدین و زندان رفتن والدین با نوع کار کودکان وجود دارد.
مشارکت سیاسی یکی از مباحث مهم در جامعه شناسی سیاسی و یکی از شاخصه های توسعه سیاسی در کشورها به شمار می رود. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی ـ روان شناسی مؤثر بر مشارکت سیاسی استادان دانشگاه اصفهان است. روش پژوهش در این مقاله به شیوه پیمایش بوده است. نمونه پژوهش 120 نفر از استادان دانشگاه اصفهان هستند. داده های آن از طریق پرسشنامه ساختار یافته گردآوری و با استفاده از نرم افزار SPSS تحت محیط ویندوز تجزیه و تحلیل شد. چارچوب نظری این پژوهش برگرفته از نظریات علوم سیاسی و اجتماعی در قالب دیدگاه های اثباتی است. برای ارزیابی پایایی ابزار پژوهش از روش کرونباخ و در جهت روایی از روایی صوری استفاده شده است. فرضیات با استفاده از آزمون T و F سنجیده شده است. برای سنجش مدل تجربی پژوهش از تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش رابطه معنی داری بین متغیرهای رسانه های جمعی (53/0= r )، آگاهی سیاسی(27/0= r )، محیط سیاسی(77/0= r )، اثرگذاری سیاسی(37/0= r )، انگیزه های سیاسی(28/0= r )، میزان محرومیت نسبی (24/0- = r ) و احساس بی قدرتی سیاسی (30/0- = r ) با مشارکت سیاسی وجود دارد. نتایج تحلیلی در این مقاله نشان می دهد که رسانه های جمعی بالاترین ارتباط معنادار را با متغیر وابسته داشته است. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد که متغیر وابسته مستقیماً تحت تأثیر متغیرهای رسانه های جمعی (31/0= Beta )، محیط سیاسی(29/0= Beta )، آگاهی سیاسی (15/0= Beta )، میزان محرومیت نسبی (13/0- = Beta )، احساس بی قدرتی سیاسی (18/0- = Beta )، اثرگذاری سیاسی (22/0= Beta ) و انگیزه های سیاسی(17/0 = Beta ) قرار گرفته است و در مجموع این متغیرها توانسته اند مقدار(39/0= R² ) از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
موضوع: فساد اداری پدیده ای پیچیده و دارای علل و آثار چندگانه است که در کشورهای مختلف نمودهای متفاوتی دارد و به نظر می رسد در همه نظام های اداری که میزانی از اختیار نهفته است، وجود دارد. چارچوب نظری: در این پژوهش، از نظر اندیشمندانی چون سلزنیک در رابطه با تعهد سازمانی؛ مرتون در مورد رضایت شغلی، تیلور و شوارتز در ارتباط با تمکن مالی، و بارنارد در باره توانمندی های مدیریتی استفاده شده است. هدف: هدف مقاله حاضر تبیین اجتماعی فساد در سطح سازمان های اداری شهر یزد است. روش شناسی تحقیق: با به کارگیری روش پیمایش، رابطه تعهد سازمانی، توانمندی های مدیریتی، تمکن مالی، و رضایت شغلی با فساد اداری در 16 مورد از دستگاه های اداری شهر یزد با حجم نمونه 400 نفر بررسی قرار شد. برای تعیین میزان حجم نمونه برای سازمان ها از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، و برای انتخاب کارکنان اداری در داخل هر سازمان، از نمونه گیری تصادفی سیستماتیک استفاده شد. برای تحلیل روابط بین متغیرها از تکنیک های آماری تحلیل واریانس، تی تست، ضریب همبستگی پیرسون و برای آزمون مدل نظری تحقیق، از نرم افزار لیزرل و تکنیک رگرسیون استفاده گردید. نتایج: یافته های تحقیق نشان داد که میانگین میزان فساد اداری در سازمان های مورد مطالعه (78/33 ) از میانگین نظری (یعنی 27) بالاتر است. اما میزان فساد اداری در بین سازمان ها متفاوت نیست. میزان فساد بر حسب تحصیلات کارمندان و تأهل آنها متفاوت است و بین میزان فساد و سابقه شغلی رابطه ای وجود ندارد . نتایج تحلیل مدل رگرسیونی نشان داد که مهمترین متغیرهای تأثیرگذار بر فساد اداری، تعهد سازمانی و سپس تمکن مالی کارکنان است. رضایت شغلی با فساد اداری رابطه معکوس داشت. در مجموع، ضریب تعیین مدل 57/0 به دست آمد؛ یعنی 57 درصد از متغیر وابسته؛ یعنی فساد اداری توسط این مدل تبیین شده و این نشان دهنده برازش خوب مدل است .
پیش بینی جریان رودخانه ها نقش بسزایی در برنامه ریزی، مدیریت و بهره برداری از منابع آب دارد . هدف اصلی این تحقیق بررسی امکان پیش آگاهی و پیش بینی دبی رودخانه های کارون شمالی (رودخانه ارمند و بازفت) با استفاده از روش های نوین شبیه سازی می باشد . در این مطالعه نوسانات جریان رودخانه های ارمند و بازفت در ارتباط با سیگنالهای بزرگ مقیاس اقلیمی بررسی شده است. بدین منظور از داده های ماهانه شاخص نوسان جنوبی (SOI )، نوسان اطلس شمالی (NAO) و پدیده ENSO در مناطق NINO4،NINO3 ، NINO3.4 و NINO1+2 استفاده گردید. تمامی داده های مربوط به سیگنال های اقلیمی از مرکز داده های آنالیز شده NCEP دریافت شد. داده های مربوط به دبی روزانه ایستگاه های هیدرومتری ارمند و مرغک نیز از مرکز داده های وزارت نیرو تهیه گردید. در این مطالعه به منظور طراحی بهینه معماری شبکه عصبی مصنوعی جهت پیش بینی دبی رودخانه ها براساس سیگنال های اقلیمی از الگوریتم ژنتیک بهره گرفته شد. نتایج تحقیق نشان داد که سیگنال های ENSO در ناحیه NINO1+2 و NINO3 به عنوان موثرترین سیگنال بر تغییرات جریان رودخانه های ارمند و بازفت هستند و برای پیش آگاهی از وضعیت دبی رودخانه های کارون شمالی می توان از سیگنال های فوق استفاده کرد.
گسترش شهرها و مناطق شهری پدیده ای آشنا در کشورهای در حال توسعه به شمار می رود. افزایش جمعیت و مهاجرت روستاییان به شهرها دو عامل اصلی در بروز این پدیده است. وجود این عوامل باعث کم اثر شدن اقداماتی شده است که؛ به صورت قهری و جبری سعی در محدود نگه داشتن کران شهرها دارند. از این رو برنامه ریزان همواره به دنبال مدل هایی بوده اند که گسترش کاربری اراضی شهری را به خوبی شبیه سازی کند تا بتوان با برنامه ریزی صحیح از رشد نامتوازن شهرها و پیامدهای مشکل ساز آن جلوگیری نموده و توسعه را به سمت و سویی مطلوب هدایت نمایند. تا کنون مدل های زیادی برای شبیه سازی گسترش کاربری اراضی شهری پیشنهاد و آزمایش شده است. گرچه این مدل ها دارای تنوع زیادی هستند، صرف نظر از قدرت و دقت های حاصل شده، می توان گفت که بیشتر آنها بر شبیه سازی گسترش کاربری اراضی در اطراف یک شهر متمرکز بوده اند بنابراین، مدل های منطقه ای که محدوده های وسیع تر از یک شهر را در نظر بگیرند نادرند. در این تحقیق یک مدل عامل- مبنای نوین برای شبیه سازی گسترش کاربری اراضی شهری و مسکونی در شهرستان های قزوین و البرز به مساحت 1620 کیلومتر مربع واقع در استان قزوین ایجاد و پیاده سازی شده است. در این مدل، توسعه دهندگان زمین به صورت عامل هایی در نظر گرفته شده-اند که در منطقه به صورت مشخص به حرکت و کاوش می پردازند و شرایط نقاط مختلف را برای توسعه سنجیده، مطلوب ترین آنها را توسعه می دهند. محیط حرکت عامل ها سلولی است و عامل های مورد استفاده که به پنج دسته با سلایق و اهداف مختلف تقسیم شده اند ممکن است برای توسعه برخی سلول ها وارد رقابت شوند. علاوه بر این، نظر به ماهیت مکانی مسأله، برای فراهم سازی بستر حرکت و جستجوی عامل ها و نیز جمع بندی و تحلیل نتایج به دست آمده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده گردیده است. برای سنجش عملکرد مدل از داده های مربوط به سال 1384 به عنوان ورودی مدل و از داده های سال 1389 به منظور ارزیابی نتایج استفاده شد. با تنظیم پارامترهای مدل، حداکثر میزان نزدیکی پاسخ های مدل به توسعه های حادث شده به دست آمد که بر مبنای شاخص کاپا به اندازه %17/78 محاسبه گردید. این نتایج نشان می دهد که دقت مدل در تخمین توسعه های صورت گرفته مناسب است و با توجه به ابعاد محیط شبیه سازی، مدل به خوبی توانسته است مناطقی را که دارای توسعه سریع شده اند تشخیص دهد.
بارزترین نمود تحولات خدمات بانکی بر مبنای فنآوری های نوین استفاده از دستگاه های خودپرداز است. علت رشد سریع بکارگیری دستگاه های خودپرداز را می توان در مقبولیت روزافزون آن ها در میان مشتریان جستجو کرد. در کنار چنین استقبالی است که بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری علیرغم هزینه های زیاد خریداری، راه اندازی و نگهداری آن ها همچنان علاقمند به توسعه آن ها هستند. در این بین عدم توجه و مدیریت در محل استقرار و تعداد این دستگاه ها می تواند در عدم موفقیت چنین سیستم هایی تأثیر گذار باشد. بدین منظور پهنه بندی مناطق مستعد اقتصادی با توجه به معیار های مؤثر در این زمینه می تواند مدیران و برنامه ریزان بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری را در بررسی وضعیت موجود آن ها در برابر سایر رقبا و انتخاب شعب استقرار و تعداد این دستگاه ها یاری رساند. برای رسیدن به این هدف به وسیله مطالعات کتابخانه ای معیار های مؤثر اقتصادی و روابط میان آن ها شناسایی و با نظرات کارشناسی تکمیل و ارزیابی شد و از مدل فرآیند تحلیل شبکه ای پس از تکمیل پرسشنامه مقایسه زوجی از سوی کارشناسان برای وزن دهی استفاده شد و از این اوزان در مدل آنالیز خوشه بندی خاکستری برای مدل سازی فضایی و پهنه بندی بر اساس شعاع تأثیرگذاری معیار ها در 4 کلاس استفاده گردید. این فرایند در قسمتی از شهر تهران که شامل بخش هایی از مناطق 6، 11 و 12 بود بر روی 153 شعبه از 22 بانک و مؤسسه مالی و اعتباری این مناطق اجرا شد و نتایج حاصل از آن در قالب نقشه ها و جداول برای تحلیل وضعیت جاری و تصمیمات آتی تهیه شد. بر اساس مشاهدات میدانی و نظرسنجی از متخصصان مدل ارزیابی شد که 67 درصد از متخصصان، مدل مورد نظر را خیلی خوب و 33 درصد دیگر آن را خوب ارزیابی نمودند. همچنین از ضریب گاما برای تعیین میزان همگونی میان نتایج به دست آمده در مدل و نتایج مشاهدات استفاده شد که نتایج حاصل ضریبی برابر با 893/0 را نشان می دهد.
گردشگری روستایی، یکی از مفاهیم و اشکال توسعه پایدار روستایی است که در آن از منابع موجود در مناطق روستایی استفاده می شود. این گونه توسعه، کمترین تاثیر مخرب را دارد، یا اصولا فاقد چنین آثاری است و باعث ارتقای سطح بهره وری در مناطق روستایی، ایجاد اشتغال، اصلاح توزیع درآمد، حفظ محیط روستا و فرهنگ بومی، جلب مشارکت مردم بومی و محلی و ... خواهد شد از آنجا که همه روستاهای کشور دارای قابلیت توسعه در زمینه گردشگری را ندارند و یا این قابلیت بسیار ضعیف است، معاونت سرمایه گذاری سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اقدام به انتخاب روستاهایی که دارای قابلیت بالاتری در زمینه گردشگری نسبت به سایر روستاها هستند نموده است، این روستاها در سطح کشور به روستاهای هدف گردشگری معروفند . در این مقاله، با استفاده از روش AHP (تحلیل سلسله مراتبی) پس از تعریف معیارها و زیر معیارهایی از میان 12 روستای مصوب هدف گردشگری در استان چهارمحال و بختیاری 3 روستا به عنوان اولویت های نخست سرمایه گذاری مورد گزینش قرار گرفته اند، از آنجا که معیارها و زیر معیارهای مورد نظر برای اولویت بندی و مکانیابی از ارزش و اعتبار متفاوتی برخوردار هستند، بنابراین، روش سلسله مراتبی( AHP ) روشی مناسب است که در آن اهمیت هر یک کدام از معیارها که ترکیبی از معیارهای کمی و کیفی است مدنظر قرار می گیرد. نتایج تحقیق نشان داد که روستاهای ده چشمه، هوره و آتشگاه به ترتیب از شرایط بهتری به منظور سرمایه گذاری برخوردار هستند و به ترتیب اولویت 1 تا 3 را به خود اختصاص داده و سایر روستاها در اولویت های بعدی قرار دارند که در این میان روستای دزک اولویت آخر ( اولویت 12) را به خود اختصاص داده است.
تعهد اجتماعی حاکی ازهم ذات پنداری و وابستگی عاطفی فرد با جامعه است. این تعهد متضمن ترجیح نفع جمعی بر نفع فردی (تعهدپذیری) و قبول انتظارجامعه برای گذشتن از نفع فردی (فشارهنجاری) است. تحلیل ثانویه داده های پیمایش انسجام اجتماعی در ایران نشان می دهد که 64.6 درصد از ایرانیان تعهدپذیر اجتماعی اند و در دوراهی نفع جامعه- نفع خود، نفع جامعه را ترجیح می دهند و انتظار جامعه را نیز چنین می دانند. در مقابل 17.3 درصد از آنها نیز تعهدناپذیر اجتماعی اند و در دو راهی مذکور، نفع خود را ترجیح می دهند و انتظار جامعه را از خود نیز چنین می پندارند. 18.1 درصد از ایرانیان نیز از عمل مسؤولانه ، تعریف شخصی داشته، در موقعیت های مذکور، بر مبنای هنجارهای شخصی عمل می کنند. بعلاوه، میانگین فشار هنجاری تعهد اجتماعی (فشار وجدانی برای عمل مسؤولانه) در ایران بر روی یک مقیاس 0 تا100 برابر 62.7 است و فشار وجدانی برای انجام عمل متعهدانه در ایران بیشتر از فشار وجدانی برای ترک آن است.
این مقاله به بررسی رابطه میان احساس مسؤولیت فردی و اجتماعی، اعتماد اجتماعی و رفتارهای دیگرخواهانه در میان نوجوانان 19-15 ساله ساکن شیراز پرداخته است. نمونه تحقیق شامل 391 نفر از نوجوانان بوده که به پرسشنامه پاسخ داده اند. سنجه های تحقیق پس از بررسی اعتبار صوری بر اساس آلفای کرونباخ ارزیابی پایایی شدند. مسؤولیت پذیری فردی و اجتماعی به ترتیب با آلفای 71/0 و 72/0 و اعتماد اجتماعی با سه بعد صراحت و صداقت، قابل اعتماد بودن و رفتارهای مبتنی بر اعتماد، به ترتیب با آلفای 72/0، 6/0 و 6/0 اندازه گیری شده اند. نتایچ تحقیق نشان می دهد که بیش از نیمی از نوجوانان حداقل در سطح متوسط احساس مسؤولیت پذیری فردی و اجتماعی داشته و در حد متوسطی نیز واجد اعتماد اجتماعی بوده اند. اکثر آنها در حد متوسطی رفتارهای دیگرخواهانه انجام می دهند، اما 7/12 درصد رفتارهای نوع دوستانه کمی انجام می دهند.
نتایج استنباطی نشان می دهد که مسؤولیت پذیری فردی با اعتماد اجتماعی (332/0= r )، اعتماد به گروه ها (266/0= r ) و دیگرخواهی(204/0= r ) رابطه مثبت و معناداری دارد اما مسؤولیت پذیری اجتماعی با اعتماد رابطه منفی معنادار (304/0-= (r داشته، با دیگرخواهی رابطه معناداری ندارد. متغیر اعتماد اجتماعی نیز با دیگرخواهی رابطه معناداری دارد (244/0= r ). نتایج تحقیق در کل نشان می دهد که اولا این سه متغیر با هم رابطه داشته و یکدیگر را تقویت می کنند. بنابراین، باید به ارتقای اعتماد عمومی در جامعه اهمیت داده شود تا رفتارهای دیگرخواهانه که ضامن ایجاد جامعه ای عادلانه است، افزایش یابد و ثانیاً رواج صداقت و صراحت در روابط اجتماعی می تواند علاوه بر افزایش سرمایه اجتماعی بر میزان مسؤولیت پذیری و رفتارهای مبتنی بر اعتماد کمک کند. بنابراین، باید در جهت تقویت این گونه ارزش ها کوشید.