پژوهش حاضر باهدف تبیین مدل ارتقای مدیریت راهبردی نیروی انسانی از طریق سنجش بهره وری پایدار در بانک مسکن انجام شده است. نوع پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از لحاظ نتیجه، کاربردی است و نوع داده ها آمیخته (کیفی و کمی) است. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش شامل 14 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد و کارشناسان خبره بانک مسکن بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی نیز تعداد 1238 نفر کارکنان شاغل در بانک مسکن شامل (مدیران ارشد - کارشناسان و روسای شعب منتخب در کل کشور) بود که باتوجه به فرمول نمونه گیری از جوامع محدود کوکران ، حجم نمونه تعداد ۲۹۴ نفر تعیین گردیده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی نیز پرسش نامه محقق ساخته است. برای تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون (تم) و جهت کد گذاری از نرم افزار Maxqda استفاده شده است که در سه بخش مضمون فراگیر، مضمون سازمان دهنده و مضمون پایه بررسی شد در بخش کمی نیز از روش مدل سازی معادلات ساختاری جهت اعتبارسنجی مدل استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، در بخش تحلیل مضمون (تم) ، ۸ مضمون فراگیر در قالب ۲۰ مضمون سازمان دهنده که برگرفته از ۶۲ مضمون پایه بود، شناسایی شدند . نتایج تحلیل های کمی نیز موید معنی داری ارتباط بین شاخص ها، مؤلفه ها و ابعاد مدل تحقیق است که این روابط در سطح آلفای ۰٫۰۵ معنی دار است.
مناطق مرزی به عنوان یکی از مهم ترین گلوگاه های امنیتی هر کشوری محسوب می شوند. نظارت و پایش مداوم این نواحی به عنوان یکی از اولویت های اصلی نیروهای مرزبانی و یکی از مؤلفه های اصلی تأمین امنیت این نواحی است. با پیشرفت های به وجود آمده در فناوری های تصویربرداری فضایی و هوایی، عملیات پایش مرزها با سرعت و دقت بیشتری انجام گرفته است. کشور ایران به دلیل گستردگی خطوط مرزی و همچنین وجود گروه های تروریستی متعدد در اطراف مرزهای خود، به عنوان یکی از کشورهای مخاطره پذیر مرزی شناخته می شود که شناسایی و دفع این خطرات بالقوه و بالفعل نیاز به اشراف اطلاعاتی نسبت به وقایع تهدیدکننده در این نواحی دارد. بر اساس نیازهای نیروهای مرزبانی به منظور شناسایی مسیرهای عبور و مرور اشرار و گروه های تروریستی، در این تحقیق، روشی به منظور کشف و شناسایی رد عبور وسایل نقلیه با استفاده از تصاویر SAR چند زمانه ارائه گردیده است. ابتدا تصاویر مورداستفاده به لحاظ پیش پردازش های موردنیاز و وجود خطاهای ذاتی تصاویر SAR اصلاح گردیدند و در مرحله بعد با استفاده از اطلاعات فاز و الگوریتم Coherence Change Detection(CCD)، رد عبور خودرو در تصاویر شناسایی گردید. به منظور ارزیابی قابلیت روش پیشنهادی، روش های معمول آشکارسازی تغییرات نیز بر روی تصاویر اعمال شد. نتایج تحقیق نشان دهنده قابلیت بالای روش پیشنهادی در شناسایی کریدورهای عبور و مرور غیرمجاز مرزی است. نتایج این تحقیق می تواند به عنوان یکی از مؤلفه های تأمین امنیت در مرزهای کشور مورداستفاده قرار گیرد.
نظام های مدیریت مالی درمجموعه ای وسیع از فرآیندها، نظام ها و نهادها جای گرفته اند و از این مجموعه اثر می گیرند. اکثر کشورهای درحال توسعه، قوانین و مقررات زمینه مدیریت مالی بخش عمومی متقنی دارند؛ ولی به خوبی اجرا نمی گردد که خود یک مشکل ایجاد کرده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نظام مدیریت مالی نوین و ارزیابی وضعیت موجود آن در بخش عمومی کشور می باشد. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات آمیخته است. درگذشته مدیریت مالی در بخش عمومی شامل گزارش هایی در زمینه منابع و مصارف بخش عمومی بوده و کاربرد رویکرد مدیریت مالی عمومی نوین متناسب با ویژگی های محیطی کشور می تواند سبب یکپارچگی سیستم های اطلاعاتی باشد؛ واقع بینانه تر شدن صورت های مالی و سهولت تصمیم گیری اعتباردهندگان در فرصت های سرمایه گذاری و همچنین ارتقای توان پاسخ گویی از طریق ارائه گزارش هایی در باب عملکرد، ارزیابی توان ایفای تعهدات دولت و بودجه شود. مدیریت مالی یک روش ایده آل برای کنترل فعالیت های مالی یک سازمان می باشد. رویکرد مدیریت مالی عمومی نوین متناسب با ویژگی های محیطی می تواند سبب منسجم شدن سیستم های اطلاعاتی و افزایش توان پاسخ گویی از طریق ارائه گزارش هایی در باب عملکرد، ارزیابی توان ایفای تعهدات دولت و بودجه شود. همچنین مدیریت مالی نوین باعث بهبود در مدیریت تخصیص در بخش عمومی و مدیریت زمان می گردد. علاوه بر این، به بهبود در مدیریت تخصیص منابع بودجه ای، دقت در اندازه گیری بهای تمام شده خدمات و مدیریت زمان منجر می شود. چنانچه اصلاحات بدون در نظر گرفتن ماهیت بخش عمومی کشور اجرا شود، می تواند پیامدهای نامطلوبی همچون عدم رشد خلاقیت در بخش عمومی، شکاف طبقاتی، تناقض در معیارهای عملکرد و فساد مالی را به دنبال داشته باشد.
فلسفه ذهن از شاخه های فلسفه تحلیلی است. نظریه کارکردگرایی به عنوان یکی از نظریه ها در فلسفه ذهن، با تقریرهای مختلفی مطرح شده است. تقریر فیزیکالیستی از این نظریه که به این همانی ذهن و مغز می انجامد، طرفداران بسیاری دارد. پذیرش این نظریه، پیامدهای مهمی در علوم انسانی دارد. هدف از این مقاله، نگاهی اجمالی به این پیامدها در مؤلفه های علوم انسانی و البته نگاهی نقادانه براساس مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی فلسفه ملاصدراست. در این نوشتار که روشی تحلیلی دارد و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای انجام گرفته، به این مهم دست می یابیم که نگاه کارکردگرایانه به انسان با مبانی فیزیکالیستی و معرفت شناختی فیلسوفان تحلیلی، سبب می شود موضوع علوم انسانی، به امور مادی محدود شود و روش تجربی در علوم انسانی محوریت یابد. غفلت از هدف نهایی انسان که قرب الهی است و حذف و فروکاستن بسیاری از مسائل علوم انسانی به جنبه ای مادی و دنیوی، از دیگر پیامدهای این نظریه در علوم انسانی است.
گسترده
معرفی:
در دهه های اخیر، صنعتی شدن کشورها یکی از عوامل اصلی افزایش انتشار گازهای گلخانه ای بوده است که منجر به آسیب های شدید محیطی از جمله گرمایش کره زمین، وارونگی دما شده است. علاوه بر این، افزایش آلاینده های زیست محیطی ممکن است در بلندمدت بر سلامت افراد تأثیر منفی بگذارد و در نتیجه مخارج درمانی دولت را افزایش دهد. علاوه بر عوامل مختلف مؤثر بر انتشار گازهای گلخانه ای، جهانی شدن (اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) نیز می تواند از طریق کانال های مختلف بر محیط زیست تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، جهانی شدن اقتصادی از طریق کانال های درآمد، ترکیب و فناوری بر محیط زیست تأثیر می گذارد. همچنین جهانی شدن اجتماعی می تواند از طریق رسانه ها، اصل فاصله ذهنی، حمل و نقل و دسترسی به دانش و رویدادهای بین المللی وضعیت زیست محیط را تغییر دهد. جهانی شدن سیاسی همچنین ممکن است از طریق کارآمدی سازمان های بین دولتی و معاهدات بین المللی بر محیط زیست تأثیر بگذارد. با توجه به نقش احتمالی جهانی شدن (اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) بر محیط زیست، این پژوهش سعی دارد تا رابطه بین جهانی شدن (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی) و انتشار دی اکسید کربن را در ایران طی سال های 1358 تا 1396 با روش خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی بررسی نماید. همچنین، این پژوهش فرضیه مارتین و همکاران (2015) را در مورد کارایی نتایج شاخص جهانی شدن بر حسب اجزا (عملیاتی و قانونی) مورد آزمون قرار می دهد. برای روشن شدن بیشتر، این پژوهش با استفاده از سه بُعد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به بررسی فرضیه فوق می پردازد. همچنین از شاخص جهانی سازی KOF استفاده شده است که از سه بُعد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تشکیل شده است و هر یک از ابعاد دارای دو جزء عملیاتی و قانونی است. بدیهی است که تأثیر هر یک از این ابعاد جهانی شدن و اجزای آن بر انتشار آلاینده های زیست محیطی ممکن است متفاوت باشد. همچنین لازم به ذکر است که دو جزء عملیاتی و قانونی در شاخص جهانی سازی KOF یک طبقه بندی جدید است که توسط مارتین و همکاران (2015) معرفی شده است.
متدولوژی:
همانطور که در مقدمه ذکر شد، هدف این پژوهش تحلیل تاثیر جهانی شدن بر آلودگی در ایران است. برای یک تحلیل جامع، ابعاد (اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) و اجزا (عملیاتی و قانونی) جهانی شدن استفاده شده است. بر اساس مطالعات نظری و تجربی، مدل رگرسیون در دو قالب مشخص شده است، یکی بر اساس ابعاد جهانی شدن (اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) و دیگری مبتنی بر اجزای جهانی شدن (عملیاتی و قانونی).
مدل اول: تاثیر جهانی شدن در سطح j بر آلودگی محیط زیست
مبنای مدل اول معادله رگرسیون در رابطه (1) است. EP نشان دهنده لگاریتم انتشار دی اکسید کربن است. EC نشان دهنده لگاریتم مصرف انرژی، Pop نشان دهنده لگاریتم جمعیت، GDP و GDP2 به ترتیب نشان دهنده لگاریتم تولید ناخالص داخلی واقعی و مربع آن است. علاوه بر این، Gloj نشان دهنده لگاریتم شاخص جهانی شدن در سطح j است که شامل کل (T)، اقتصادی (E)، اجتماعی (S) و سیاسی (P) می شود.
بر اساس رابطه (1) مدل ARDL(p,q,r,s,t,u) در قالب معادله (2) طراحی شده است. در این راستا ρ ضریب خود همبستگی، θ_j ضریب فواصل شاخص جهانی شدن است و γ_1j تا γ_4j به ترتیب ضرایب وقفه مصرف انرژی، تولید ناخالص داخلی واقعی، مجذور تولید ناخالص داخلی واقعی و جمعیت هستند.
بر اساس رابطه (2)، مدل تصحیح خطا و ضرایب بلندمدت در قالب رابطه (3) به صورت زیر مشخص می شود:
مدل دوم: تاثیر اجزای جهانی شدن در سطح j بر آلودگی محیط زیست
اساس مدل در این قالب، معادله رگرسیونی (4) است که در آن GloDeFaj و GloDeJej به ترتیب لگاریتم شاخص های جهانی سازی عملیاتی و قانونی در سطح j هستند.
(4)
به همین ترتیب، بر اساس رابطه (4)، مدل ARDL(p,q,r,s,t,u,v) در قالب معادله (5) طراحی شده است که در آن θ_1j و θ_2j به ترتیب ضرایب اجزای عملیاتی و قانونی جهانی شدن در سطح J می باشند.
بر اساس رابطه (5) مدل تصحیح خطا و ضرایب بلندمدت در قالب رابطه (5) به صورت زیر مشخص شده است:
نتیجه:
نتایج توصیف داده ها نشان می دهد که ابعاد و اجزای شاخص جهانی شدن روندهای متفاوتی دارند و انتشار دی اکسید کربن از زمان انقلاب اسلامی ایران روند افزایشی داشته است. نتایج برآورد مدل ها در کوتاه مدت نشان می دهد که شاخص های جهانی شدن اقتصادی و اجتماعی تأثیر مثبتی بر انتشار دی اکسید کربن دارند. علاوه بر این، جزء عملیاتی جهانی شدن کل و اقتصادی تأثیر منفی بر انتشار CO2 دارد. علاوه بر این، جزء عملیاتی شاخص جهانی شدن اجتماعی و سیاسی تأثیر مثبتی بر انتشار دی اکسید کربن دارد، درحالی که جزء عملیاتی جهانی شدن کل و اقتصادی با یک سال تأخیر تأثیر مثبتی بر انتشار دی اکسید کربن دارد.
در بلندمدت، شاخص کل جهانی شدن اثر قابل توجهی بر انتشار دی اکسید کربن ندارد، اما دو بُعد جهانی شدن اجتماعی و اقتصادی تأثیر مستقیمی بر انتشار دی اکسید کربن دارد. علاوه بر این، جزء قانونی شاخص کل جهانی شدن و جزء قانونی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مستقیماً بر انتشار دی اکسید کربن تأثیر می گذارد، اما جزء عملیاتی شاخص کل و جهانی شدن اقتصادی تأثیر معکوس بر دی اکسید کربن دارد. علاوه بر این، مصرف انرژی و جمعیت تأثیر مستقیمی بر انتشار CO2 دارند و فرضیه منحنی کوزنتس زیست محیطی (EKC) را نمی توان در ایران رد کرد. فرضیه مارتنز و همکاران. (2015) نیز در این مطالعه رد نشده است.
بر این اساس با توجه به یافته ها پیشنهاد می شود تا سیاست گذاران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به اثرهای نامطلوب جزء قانونی جهانی شدن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر محیط زیست توجه کنند و با دقیق شدن در زیربخش های تشکیل دهنده جزء قانونی، در جهت مطلوب سازی اثر جزء قانونی هر یک از ابعاد 3 گانه بر محیط زیست گام بردارند. همچنین با توجه به اثرگذاری مطلوب جزء عملیاتی جهانی شدن اقتصادی، بهتر است جهانی شدن اقتصادی از منظر عملیاتی نسبت به جهانی شدن اقتصادی از منظر قانونی در اولویت بالاتری قرار گیرد تا هم اقتصاد ایران از فواید جهانی شدن درزمینه ی اقتصادی بهره لازم را ببرد و هم محیط زیست از آسیب های ناشی از گسترش اقتصاد به دور بماند.
در جوامع کنونی به علت گسترش فناوری اطلاعات، تنوع روزافزون کالاها و تفاوت تجارب نسل فعلی از نسل پیشین، شاهد ظهور سبک های زندگی جدید یا به اصطلاح مدرن در جامعه هستیم که می تواند به دلیل عدم همخوانی با ارزش ها و هنجارهای اسلامیِ جامعه ایران منجر به بروز آسیب های اجتماعی در بین قشر نوجوان شود. هدف این مقاله بررسی رابطه سبک زندگی مدرن با نگرش به آسیب های اجتماعی در بین دانش آموزان دختر دوره دوم شهر بیرجند در سال 1399 بود که با استفاده از روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. جامعه پژوهش را دانش آموزان دختر 18 16 ساله شهر بیرجند در سال تحصیلی 1400 1399 تشکیل داده اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 360 نفر تعیین شد و با استفاده از شیوه نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای به طور ترکیبی، انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های محقق ساخته سبک زندگی مدرن و پرسشنامه استاندارد نگرش به آسیب های اجتماعی ساخت یافته تیمورتاش (1389) جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها، از آزمون های ضریب همبستگی با نرم افزار spss24 و تحلیل عامل تأییدی با نرم افزار Amos25 استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ، محاسبه و مناسب ارزیابی شد که بر اساس آن ضریب متغیرهای پژوهش و ابعاد آن بیش از 7/0 بود. در این مقاله با به کارگیری آمار استنباطی، رابطه متغیرها از هم سنجیده شد و رابطه، مورد تأیید قرار گرفت؛ یعنی نتایج همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری نشان داد که ارتباط معنادار و مستقیمی بین سبک زندگی مدرن با نگرش به آسیب های اجتماعی وجود دارد. نتایج نشان داد که یکی از اصلی ترین مؤلفه هایی که موجب افزایش آسیب های اجتماعی در جامعه می شود، سبک زندگی مدرنی است که نوجوانان و جوانان اتخاذ می کنند. مقاله حاضر از رابطه دو متغیر فوق با یکدیگر حمایت می کند؛ به عبارت روشن تر، هرچه گرایش دختران نسبت به اتخاذ سبک زندگی مدرن بیشتر باشد احتمال بروز رفتارهای آسیب زا در آن ها افزایش می یابد. با استفاده از نرم افزار Amos25 و رسم مدل مقدار تغییرات متغیر پیش بین (آسیب های اجتماعی) به وسیله متغیر ملاک (سبک زندگی مدرن) تبیین شد.
ادبیات عامیانه، جلوه های گوناگون از فرهنگ و تمدن هر قومی است که به شکل افسانه، قصه، ترانه و ... تجلی می یابد. افسانه های بیرجند نیز نمونه گویا و مهمی از نمایش بیرونی فرهنگ مناطق کویری ایران است. این مقاله بر آن است تا با بررسی مؤلفه های فانتزی در افسانه های بیرجند با شیوه تحلیلی توصیفی به این پرسش ها پاسخ دهد که 1. بسامد چه نوع فانتزی و چه شخصیت و قهرمانی در افسانه های بیرجند بیشتر است؟ 2. شگردهای موجود در افسانه های بیرجند برای پیوند دنیای واقعی و شگفتانه کدام است؟ با بازنمایی ویژگی های فانتزی در بیست و سه افسانه بیرجند این نتایج حاصل شد که پنج افسانه از بیست و سه افسانه، از نوع فانتزی جانوری هستند. شخصیت ها ایستا هستند و جز انسان، گاهی دیوها و موجودات فراطبیعی نیز نقش بازی می کنند و حالات انسانی به آن ها منسوب می شود. این شخصیت ها با کارکردها و شگرد سحر و جادو به هدف می رسند. همواره شخصیت های اصلی و فرعی همراه یکدیگرند و با شگردهای عجیب و جادویی و انجام امور شگفتانه، قصّه را به پایان می برند. طرح و ساختار این افسانه ها ساده اند و همه این قصّه ها دارای پیام مستقیم و غیر مستقیم است و هر خواننده با توجه به شرایط روحی و اجتماعی و فضای افسانه برداشتی آزادانه از آن دارد و غالب افسانه ها مفاهیم اجتماعی را به خواننده منتقل می کنند که خود بیانگر ویژگی چندصدایی این افسانه هاست و همچنین برخی از آن ها با توجه به شرایط اقلیمی و اجتماعی از نوع آگاهی گر هستند.
آثار و ابنیه تاریخی ضمن ارائه جلوه هایی از معماری و تمدن ایرانی اسلامی، عرصه های چندگانه توسعه را تحت الشعاع قرار داده و پایداری را در مناطق به ارمغان می آورد. شهرستان کلات به عنوان تلاقی گاه منحصر به فرد تاریخ، فرهنگ و جغرافیا، مقصدی است مطلوب برای گردشگری؛ اما تعدادی از آثار تاریخیِ آن اعم از ابنیه، محوطه ها و تپه های تاریخی، در سایه غفلت، از نقش مؤثری که می توانند در رونق گردشگری و توسعه پایدار منطقه داشته باشند، به دور مانده و در معرض تخریب قرار گرفته اند؛ درنتیجه این پژوهش کاربردی با هدف سنجش وضعیت کنونی گردشگری میراث فرهنگی در شهرستان (با تأکید بر آثار و ابنیه تاریخی آن)، منطبق بر روش توصیفی تحلیلی و به دو شیوه کتابخانه ای (برای شناخت پیشینه نظری و تجربی) و پیمایشی به جمع آوری اطلاعات پرداخته است؛ به گونه ای که از ابزار مشاهده و فیش برداری برای شناخت عینی محیط بهره برده شد و با توزیع تصادفی 96 پرسشنامه در میان کاربران و تبدیل داده های کیفی به کمی جهت احصای امتیاز زیرمعیارها و نیز توزیع 11 پرسشنامه به روش گلوله برفی در میان خبرگان و انجام تحلیل سلسله مراتبی اِی اِچ پی بر روی داده ها جهت احصای امتیازهای معیارها و مؤلفه ها و درنهایت ضرب و ادغام وزن های نهایی دو دسته فوق در یکدیگر، امتیاز و اولویت نهایی مؤلفه ها در توسعه این گونه گردشگری در شهرستان به دست آمد؛ نتایج نظرسنجی از خبرگان و کاربران بیانگر شرایط نامطلوب این گونه گردشگری در حال حاضر منطقه است که از نظر آن ها تنها مؤلفه های تعاملات اجتماعی میان جامعه میزبان و گردشگران، مدیریتی سازمانی و هویت تاریخی منشعب از میراث فرهنگی مطلوب است و سایر مؤلفه ها در وضعیتی نامطلوب به سر می برند؛ در این میان، سامان دهی و بهبود مؤلفه های زیرساخت های گردشگری (امتیاز 036/0-)، بودجه و اعتبار (امتیاز 021/0-)، بهداشت و پاکیزگی محیط (امتیاز 012/0-)، به ترتیب درجه عدم مطلوبیت، اولویت های مورد توجه جهت توسعه این گونه گردشگری در شهرستان هستند.
سنگ نگاره ها از نخستین هنرهای بشری برای تجلی عواطف و دیده های خود از محیط پیرامون بوده است. در ایران، شواهد هنر صخره ای را می توان در اغلب مناطق کوهستانی مشاهده کرد. این پژوهش به بررسی و مطالعه مجموعه سنگ نگاره های باستانی کال سیر، سیرخردو و مهدوا پرداخته است. این سنگ نگاره های نویافته در شهرستان طرقبه شاندیز در استان خراسان رضوی قرار دارد. در این منطقه تعداد زیادی از سنگ نگاره ها وجود دارد که بررسی این آثار با توجه به قدمتشان می تواند جنبه های تاریک زندگی ساکنان این حوزه را نمایان کند. روش بررسی سنگ نگاره ها، بررسی پیمایشی میدانی بوده است و در روش کتابخانه ای به بررسی تطبیقی نقوش با دیگر سنگ نگاره های ایران پرداخته شده است. در این پژوهش سعی شده است به پرسش های پیش رو پاسخ داده شود: نقوش ایجادشده بر روی سنگ نگاره های طرقبه شاندیز با کدام سنگ نگاره های ایران قابل مقایسه است و تکنیک ساخت سنگ نگاره های طرقبه شاندیز به چه صورت بوده است؟ مطالعه "مجموعه سنگ نگاره های طرقبه شاندیز" با هدف معرفی و بررسی نقوش سنگ نگاره ها، مطابقت نقوش با شرایط اقلیمی و زیست محیطی منطقه و بررسی تطبیقی و مشابهت نقوش با دیگر نقاط، انجام شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که سنگ نگاره های این حوزه دارای نقوش انسانی، حیوانی، نمادین و ابزارآلات هستند که با تکنیک و روش کوبشی ایجاد شده اند و نقوش این سنگ نگاره های نویافته با سنگ نگاره های شرق ایران همچون توس، خزان، لاخ مزار، گوهردشت، آسو و جربت قابل بررسی و تحلیل است.
هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر قابلیت های بازاریابی آنلاین با توجه به نقش میانجی جهت گیری بازار محور و جهت گیری راهبر بازار بر عملکرد بین المللی می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر ماهیت، توصیفی- پیمایشی و از نظر داده، کمی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان بخش فروش شرکت های کوچک و متوسط صنعت مواد غذایی در شهر تهران به تعداد 705 نفر و شاغل در 137 شرکت می باشد. جهت تعیین حداقل حجم نمونه لازم، از جدول مورگان استفاده شد که براساس این جدول تعداد 248 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری در دسترس و از ابزار پرسش نامه استاندارد (تولستوی و همکاران، 2021) با ضریب آلفای کرونباخ (0.875) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جهت برازش مدل مفهومی این مطالعه و آزمون فرضیه ها از روش تحلیل مسیر و معادلات ساختاری به کمک نرم افزار لیزرل استفاده شد. بررسی فرضیه های تحقیق حاکی از این بود که قابلیت های بازاریابی آنلاین بر جهت گیری بازار محور، جهت گیری راهبر بازار و عملکرد بین المللی تاثیر معنادار و مثبتی دارد. جهت گیری بازار محور و جهت گیری راهبر بازار نیز بر عملکرد بین المللی تاثیر معنادار و مثبتی دارد. در نهایت مشخص شد که جهت گیری بازار محور و جهت گیری راهبر بازار نقش میانجی میان قابلیت های بازاریابی آنلاین و عملکرد بین المللی دارند.
مسأله ی فقر و نابرابری، نتیجه ی عدم نگاه عادلانه به فضای سرزمین است که در کشور ایران نیز نمود فضایی پیدا کرده است. دهه هاست مسأله ی فقر شهری با عناوین مختلفی مورد اشاره قرار می گیرد: سکونت گاه های غیررسمی، بافت های ناکارآمد، بافت های فرسوده و...طرح ها برنامه ها و قوانین مختلفی برای مقابله با این مسأله تدوین می شوند، اما آنچه شاهدش هستیم، گسترده تر شدن و ژرف تر شدن ابعاد مسأله است. بافت ناکارآمد شهر آبادان، چشم انداز نامناسبی در منظر و سیمای شهری داشته و تهدیدی جدی نیز برای ساکنان آن محسوب می شود. تحلیل پراکنش فضایی فقر در بافت های ناکارآمد نفت شهر آبادان، به منظور برنامه ریزی بهتر برای ساماندهی، توانمندسازی و ارتقای کیفیت زندگی در این بافت ها است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی-تحلیلی است. در این تحقیق، سی شاخص موردنظر در قالب سه عامل اصلی اقتصادی اجتماعی و کالبدی توسط تکنیک AHP طبقه بندی و برای نمایش نتایج تحلیل فضایی پراکنش فقر شهری در بافت های ناکارآمد شهر آبادان از نرم افزارARC GIS 10/3 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد وضعیت پراکنش فقر در بافت های ناکارآمد شهر آبادان از الگوی خوشه ای تبعیت می کند. بر اساس نتایج فقر چندبعدی، بافت های ناکارآمد با ساکنین خیلی فقیر بیشتر در قسمت های غربی و شرقی شهر تمرکز دارند و این پهنه 54/11 درصد از مساحت بافت های ناکارآمد را در برمی گیرند. پهنه های فقیر نیز با 6/22 درصد مساحت، بیشتر در قسمت های شمالی از قبیل (محله های سلیچ غربی، فیه، کوی ملت و شاه آباد)، غربی (محله های احمدآباد و بریم) و شرقی (محله های الوانیه و ذوالفقاری) شهر قرار دارند.
دولت ملت سازی ازجمله مباحث راهبردی است که در ایران طی سال های اخیر مورد توجه جدی واقع شده است. پرداختن به این موضوع در جمهوری اسلامی، هنگامی ضریب اهمیت بیشتری می یابد که کشور تازه تأسیس جمهوری آذربایجان با اکثریت جمعیتیِ شیعه، در فضای پیرامونی ایران، در مسیر تحقق این فرآیند بوده و هرگونه تأثیر مثبت و منفی در این روند یا اختلال در آن، به صورت مستقیم بر امنیت جمهوری اسلامی نیز اثرگذار است. این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این پرسش اساسی است که نقش بازیگران خارجی در فرایند دولت ملت سازی جمهوری آذربایجان تاکنون چگونه بوده و جمهوری اسلامی چه راهبردی را باید در این رابطه اتخاذ کند؟ با یافته های ناشی از تحلیل فرضیه تحقیق، به شیوه ای توصیفی تحلیلی نشان داده خواهد شد که این روند علاوه بر مسائل داخلی، به شدت متأثر از عوامل بیرونی است و قدرت های منطقه ای و جهانی، موجبات تقویت بُعد امنیتی و نظامی علی اف شده و توازن توسعه در سایر ابعاد سیاسی و اقتصادی دچار اختلال شده است. در این بین، روسیه با هدف حفظ نفوذ در حیاط خلوت خود؛ آمریکا با راهبرد کنترل جهان؛ ناتو و اروپا در امتداد سیاست های آمریکا به جهت کنترل روسیه؛ اسرائیل با هدف حضور مستقیم در نزدیکی مرزهای ایران؛ ترکیه با اهداف نوعثمانی گری و عربستان با نیت گسترش ایدئولوژی وهابیت در منطقه، روند دولت ملت سازی را در این جمهوری مختل کرده اند. در این بین جمهوری اسلامی ایران، با پیروی از اصول سیاست خارجی خود مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت، سعی در تنش زدایی و همگرایی در منطقه داشته ولی در نزاع بین دو همسایه (جمهوری آذربایجان و ارمنستان) به دلیل منازعه کلان غرب و شرق در این منطقه از یک سو و شیطنت های پان ترکی و صهیونیستی ازسوی دیگر، در کنار مواجهه رسانه ای جهانی با انقلاب اسلامی، به جانبداری متهم شده و نتوانسته است در عمل، حُسن نیت خود را به روابط راهبردی و پایدار با جمهوری آذربایجان تبدیل کند.
محدودیت های حرکتی کودکان دارای ناتوانیهای جسمی جابجایی، اکتشاف محیط و تعاملات اجتماعی آنها را به طور منفی تحت تاثیر قرار داده زمینه ساز تاخیر در رشد شناخت اجتماعی، به ویژه نظریه ذهن(TOM)، در آنها می شود. پژوهش حاضر با هدف مقایسه سطح توانش های نظریه ذهن در دانش آموزان دارای مشکل حرکتی، دانش آموزان کم توان ذهنی و دانش آموزان با رشد طبیعی، با توجه خاص به نقش ناتوانی های حرکتی انجام شد. در این پژوهش علّی-مقایسه ای برای دستیابی به این هدف تعداد 44 دانش آموز فلج مغزی، 29 دانش آموز کم توان ذهنی، و 46 دانش آموز دارای رشد طبیعی به روش دردسترس از مدارس زنجان نمونه گیری شدند. از سیستم طبقه بندی عملکرد حرکتی درشت توسعه یافته و بازبینی شده (GMFCS - E&R)، فرم 38 سوالی آزمون نظریهی ذهن، و نتایج آزمونهای هوش وکسلر، لایتر و گودیناف (موجود در پرونده کودکان) برای دستیابی به داده های مورد نیاز استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که دانش آموزان معلول حرکتی به رغم همگن سازی از لحاظ جنسیت، سن و هوش در نظریه ذهن (به ویژه در سطح پیشرفته) عملکرد ضعیف تری نسبت به دانش آموزان عادی از خود نشان دادند. البته عملکرد دانش آموزان دارای ناتوانی حرکتی از دانش آموزان کم توان ذهنی بهتر بود. در مجموع، نتایج ارتباط بین محدودیت حرکتی و نظریه ذهن را تایید نمود و نشان داد که محدودیت حرکتی می تواند از طریق محدود ساختن روابط اجتماعی فرد، علیرغم داشتن هوش طبیعی، توانش های نظریه ذهن او را تحت تاثیر منفی قرار دهد.