امام، انسان کامل بالفعلی است که حجاب های نورانی را خرق کرده و بدون واسطه اسماء و صفات الهی به لقاء ذات حق رسیده، عبدی است که با اطاعت محض، عمل صالح و عبادت، ملک را به ملکوت گره زده و خلیفه خدا در روی زمین گردیده است. او حلقه پیوند قشر شریعت با باطن ملکوت عالم است و سکونت او در ملک و معیت او با ظاهر شریعت و حضورش در ملکوت و معیت با باطن شریعت موجب حفظ شریعت الهی در هر عصر شده است و ارتباط بین انسانها را از طریق دین با ملکوت وجود حفظ می کند. رسالت او، هدایت انسانها به سوی حق و صراط مستقیم است؛ اما چگونه انسانها را به دارالسلام و دارالقرار هدایت می کنند و از چه رو میان خالق و مخلوق واسطه نیاز است و آیا با وجود پیشرفت های وسیع علمی که در جهان صورت گرفته برای وجود امام ضرورت و لزومی مترتب است؟ سوالاتی کلی است که پاسخ مشروح و کامل به آن نیازمند سالها تحصیل و تدقیق علمی است، لکن برای یافتن جوابی اجمالی و قانع کنندة ذهن پرسشگران حقیقت، به محضر دانشمند محترم، دکتر حاج علی اکبری رسیدیم و تقاضای بهره گیری از اندوخته وافر علمی ایشان را داشتیم که قبول زحمت فرموده و در کمال صبوری، متانت و دقت به تک تک سؤالات پاسخ عنایت فرمودند. ضمن سپاسگزاری از ایشان امید افادة بیشتر برای خوانندگان را داریم.
این مقاله ضمن اشاره به بحران موجود بر سر راه انسان اجتماعى معاصر، به راه حل «همدلى اجتماعى» مىپردازد و چهار اصل را که براى رسیدن به همدلى مورد نیاز است، برمىشمارد