هدف: در تحقیق حاضر تاثیر میان کنش گلوکز و کانال های پتاسیمی حساس به ATP، بر فرآیند تثبیت ترجیح مکان شرطی شده (CPP) ناشی از مورفین در موش سفید کوچک نر از نژاد NMRI بررسی نشده است.
روش: برای بررسی اثرات پاداشی مورفین و تاثیر گلوکز، گلیبن کلامید و دیازوکساید بر آن از روش ترجیح مکان شرطی شده استفاده شد.
یافته ها: تزریق درون صفاقی دوزهای مختلف سولفات مورفین (0.5-7.5 mg/kg)، CPP وابسته به دوز ایجاد کرد، در حالی که دوزهای مختلف گلیبن کلامید (3، 6 و 12 mg/kg)، دیازوکساید (15، 30 و 60 mg/kg) و گلوکز (100، 200، 500 و 2000 mg/kg) به تنهایی چنین تاثیری نداشتند. تزریق گلوکز (2000 mg/kg) و گلیبن کلامید (6 mg/kg) ترجیح مکان شرطی شده ناشی از دوز غیر موثر مورفین (0.5 mg/kg) را معنی دار کرد. از طرف دیگر، دیازوکساید (60 mg/kg) توانست اثرات گلیبن کلامید (6 mg/kg) را مهار کند، در حالی که تزریق دیازوکساید به تنهایی تاثیری بر ترجیح مکانی ناشی از مورفین (0.5 mg/kg) نداشت. تزریق دوزهای مختلف گلیبن کلامید (3، 6 و mg/kg 12)، دیازوکساید (15، 30 و mg/kg 60) و مورفین (mg/kg 0.5-7.5) تاثیری برمیزان گلوکز خون نداشتند.
نتیجه گیری: احتمالا گلوکز در ترجیح مکانی ناشی از مورفین از طریق کانال های پتاسیمی حساس به ATP دخالت می کند.
"از همان ابتدای ظهور رادیو و تلویزیون در غرب مخالفتهای بسیاری با این دو رسانه از سوی موسیقیدانان جدی صورت گرفت. خصلت فراگیر و تودهای این دو رسانه و گرایش آنها به پاسخگویی به خواستة توده مردم، آنها را بهسمت سادهپسندی و سطحینگری در موسیقی سوق داده و همین امر موجب دوری موسیقیدانان جدی از آنها شده است. گفتمان مردمسالاری پشتوانه و توجیهگر سیاستهای موسیقایی این رسانهها بوده و فاصلهگیری بیش از پیش موسیقیدانان جدی از ذوق عمومی بر استحکام این گفتمان افزوده است. اما بهنظر میرسد تعمق بیشتر در این مسئله، یکسویه یا خطیبودن رابطة میان خواست مردم و سیاستهای موسیقایی رسانهها را زیر سؤال میبرد: رسانهها پاسخگویانی منفعل به سلیقة موسیقایی مردم نیستند، بلکه تا حد زیادی در ایجاد این سلیقهها نقش فعال ایفا میکنند.
"
"در رسانههای دنیای امروز، زبان، نقشی بنیادین ایفا میکند و محوریترین و مهمترین ابزار برقراری ارتباط با مخاطب را شکل میدهد.
در یک نگاه کلی، میتوان از دو دیدگاه به مفهوم زبان در رسانه نگریست که یکی در دل آن دیگری جای میگیرد. در نگاه عام، زبان مجموعه رمزگانی است که در چارچوب قواعد و قراردادهایی ویژه از هر نظام نشانهشناختی، برقراری ارتباط میان فرستنده و گیرندة پیام را امکانپذیر میسازد. در این تلقی از مفهوم زبان، که زیربنای تمامی ارتباطات انسانی را تشکیل میدهد، هیچ گونه ارتباطی میان رسانه و مخاطبان، خارج از چارچوب جهان زبان پدید نمیآید.
از همین رهگذر است که زبان تصویر، زبان موسیقی، زبان علائم گوناگون، زبان گفتار و حتی زبان سکوت یا ترکیبی از اینها، همگی به تناسب موقعیت در رسانهها و به طور کلی در دنیای ارتباطات بشری کاربرد یافتهاند. در این معنی، زبان، مسلما قدمت بیشتری نسبت به مفهوم خاص زبان، یعنی گفتار و نوشتار دارد؛ اما در عرصة دانشهای بشری، رویکرد علمی به بررسی فرآیندهای این گونه نظامهای دلالتگری به عنوان مجموعهای قاعدهمند از نشانهها، سابقهای چندان طولانی ندارد.
اما زبان در مفهوم خاص (و رایج) خود، به عنوان ابزار سخن گفتن از طریق گفتار یا نوشتار، کهنترین و پیچیدهترین نظام قراردادی دلالتگری ایجاد شده توسط انسان است که در سطوح مختلف؛ از کلیتی متجانس به عنوان نظام کلی زبان (لانگ) گرفته تا کاربرد فردی آن در سطح گفتار (پارول)؛ در گونههای مختلف از جمله گونة فردی، سنی، شغلی، جنسیتی، جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی و ...؛ در سبکهای متفاوت همچون معیار و غیرمعیار، رسمی و غیررسمی، نوشتاری و گفتاری و ... به کار میرود. همین مفهوم خاص زبان است که تحت تاثیر عوامل مختلف تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به مرور زمان، نزد هر قوم و ملتی به کلیت مستقل و دارای هویت منحصر به فردی تبدیل شده است که در کنار نمادهای اصیل بومی و ملی آن قوم، به عنوان زبان ملی شناخته میشود.
رسانه از زبان در هر دو مفهوم فوق، استفاده میکند. از سویی با بهرهگیری از فرآیندهای مختلف دلالت در نظامهای نشانهشناختی ویژه، به تولید و انتشار «متن» در مفهوم کلی و وسیع آن میپردازد و در این راستا امکانات گوناگون دیداری و شنیداری از جمله تصویر، گفتار، موسیقی، نوشتار، صداهای محیطی و ... را برای برقراری ارتباط با مخاطبان به خدمت میگیرد؛ و از دیگر سو، بخش عمدهای از «متن»های تحقق یافته در عرصة رسانه، چه در شکل دیداری و چه در شکل شنیداری، در قالب زبان به مفهوم خاص آن (و در رسانة صدا وسیما در قالب زبان فارسی) شکل میگیرد. این گونه است که در رسانههای شنیداری چون رادیو، به علت فقدان تصویر و نشانههای دیداری، وابستگی به زبان گفتار، وابستگی عمیقتری است چنان که رادیو، بدون زبان، ماهیت خود را تقریبا به طور کامل از دست میدهد. در تلویزیون نیز، همچنان که در بیشتر ارتباطات انسانی، زبان گفتار در غالب اوقات، نقش اصلی را ایفا میکند؛ مگر آن که در شرایط ویژه، اقتضای فرآیند ارتباطی، بهرهگیری فرستندة پیام از رمزگان یا زبانی متفاوت با زبان گفتار و نوشتار (همچون موسیقی، تصویر و ...) را ایجاب کند.
این شماره از فصلنامة پژوهش و سنجش به موضوع «رسانه و زبان فارسی» اختصاص یافته است. بنابراین محور اصلی مطالب این شماره را مفهوم خاص زبان یعنی زبان گفتار و نوشتار تشکیل میدهد. امروزه اهمیت و حساسیت جایگاه زبان فارسی در رسانة ملی بر کسی پوشیده نیست. پیش از این نیز صاحبنظران بسیاری با دیدگاههای انتقادی، توصیفی، تجویزگرایانه و ... از جنبههای مختلف به این مقوله پرداختهاند و برخی از جوانب آن را واکاوی کردهاند. با این حال در مقالات این شماره از فصلنامه سعی شده است مسائلی که تا کنون کمتر بدانها پرداخته شده یا چالشهای نوظهوری که در عرصة کاربرد زبان فارسی در رسانههای امروز و بویژه رسانة ملی پدید آمدهاند، مورد بحث قرار گیرند.
زبان فارسی به عنوان یکی از مهمترین نمادها و نمودهای اتحاد ملی، شایستة توجه ویژه است. حرکت به سوی دستیابی به جایگاه مناسب زبان فارسی در رسانة ملی و ایفای نقش رسانه به عنوان یکی از مهمترین متولیان برنامهریزی زبان در جامعه، دغدغهای اساسی است که فصلنامة پژوهش و سنجش میکوشد با طرح مباحثی در این باره، توجه جدیتر پژوهشگران و صاحبنظران را به موضوع جلب کند و زمینة انجام مطالعات گستردهتر و بنیادیتر در این حوزه را فراهم نماید.
"