هدف: این پژوهش با هدف بررسی همکاری های علمی (همکاری در تألیف مقالات نمایه شده در پایگاه استنادی مؤسسه اطلاعات علمی) پژوهشگران دانشگاه های علوم پزشکی تیپ یک طی سال-های 2004 تا 2008 انجام شده است. روش: در این پژوهش از روش پژوهش سندی با ابزار علم سنجی براساس شاخص هم تألیفی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه، دانشگاه های علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی، ایران، شیراز، اصفهان، مشهد، تبریز، جندی شاپور اهواز و کرمان هستند. برای گردآوری داده ها ابتدا تمامی مدارک مربوط به هر دانشگاه براساس دستور جست وجوی مشخص، از پایگاه استنادی مؤسسه اطلاعات علمی به دست آمده و پس از آن از روش های آماری توزیع فراوانی و درصد فراوانی در قالب جدول و نمودار و از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن برای تحلیل روابط بین متغیرها استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که بیش ترین میزان نسبت همکاری های علمی داخلی به کل تولیدات علمی به ترتیب مربوط به دانشگاه های علوم پزشکی کرمان، ایران و شهید بهشتی بوده است. همچنین اغلب همکاری های علمی خارجی با پژوهشگران کشور آمریکا و پس از آن با کشورهای انگلستان و کانادا صورت گرفته است. حوزه موضوعی داروشناسی و داروسازی بیش تر از سایر موضوعات در همکاری های علمی داخلی و خارجی مورد توجه قرار گرفته است. نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نیز نشان دهنده وجود رابطه معنی دار میان تولیدات علمی دانشگاه ها و همکاری های علمی داخلی آن ها، تولیدات علمی و همکاری های علمی خارجی و نیز میان همکاری های علمی داخلی و همکاری های علمی خارجی است. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر ضمن این که نمایی از وضعیت همکاری های علمی پژوهشگران دانشگاه های علوم پزشکی تیپ یک را ارائه می دهد؛ حوزه های موضوعی را که در این همکاری ها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند را مشخص کرده است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف عارضهیابی سیستم کتابخانه های عمومی به ارزیابی عملکرد کتابخانه های عمومی شهرستان یزد پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر زمان، تک مقطعی می باشد. روش انجام پژوهش به شیوه سندی و پیمایشی است. استراتژی به کار گرفته شده، استراتژی تحلیل مبتنی بر مدل سازی ریاضی و با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها می باشد. جمع آوری داده ها با استفاده از مستندات و پرسشنامه انجام شده است. دامنه مکانی پژوهش، کتابخانه های عمومی شهرستان یزد و دامنه زمانی آن سال 1387 می باشد. پس از جمع آوری داده ها، مدل ریاضی مناسب جهت ارزیابی عملکرد کتابخانه ها تدوین و نتایج با استفاده از نرم افزارهای WINQSB و SPSS تحلیل شدند. یافته ها: با طراحی و اجرای مدل مناسب تحلیل پوششی داده ها، میزان کارایی کتابخانه های عمومی شهرستان یزد مشخص شد. در این مدل که دارای بازده متغیر نسبت به مقیاس است 11 کتابخانه که معادل 55 درصد از کتابخانه ها می باشند، دارای کارایی کامل یعنی یک بودند. همچنین نتایج رتبه بندی ورودی ها و خروجی ها با استفاده از تکنیک SAW نشان داد که از بین ورودی ها، تعداد کارمند و از بین خروجی ها، تعداد اعضای دارای کارت عضویت دارای بیش ترین اهمیت در عملکرد کتابخانه ها می باشند. در یک جمع بندی کلی می توان گفت علی رغم وجود امکانات نسبتاً مناسب در حوزه زیرساخت های کتابخانه های عمومی شهرستان یزد، جذب کاربران به استفاده از کتابخانه در قالب شاخص های تعداد کتاب به امانت گرفته شده و استفاده افراد از کتابخانه چندان مطلوب نبوده است. اصالت/ارزش: امروزه با توجه به رشد و اهمیت فزاینده سازمان ها در اجتماع، ارزیابی عملکرد آن ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر تلاش دارد تا با به کارگیری یکی از روش های کمی در زمینه ارزیابی عملکرد، به ارزیابی عملکرد کتابخانه های عمومی شهرستان یزد بپردازد.
هدف: مقاله حاضر به ارزیابی میزان تحقق اهداف شبکه علمی کشور در توسعه دانش و فنآوری اطلاعات در کشور از نظر 30 مرکز علمی و پژوهشی میپردازد. روش: پژوهش حاضر به روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش شامل مسئولان شبکه علمی کشور در مراکز تحقیقاتی علمی و پژوهشی وابسته به وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فنآوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بودند که دورههای تخصصی مربوط به شبکه علمی را گذارانیده و ضمن برخورداری از شناخت کافی نسبت به شبکه، با مخاطبان آن نیز در تعامل بودند. یافتهها: در مجموع مراکز مورد بررسی با میانگین 25/3، اهداف شبکه علمی کشور را قابل تحقق میدانند که این میتواند ارزیابی مثبت نسبتاً بالایی باشد. علاوه بر این با انجام آزمون کای اسکور مشخص شد که بین ارزیابی انجام شده توسط نمایندگان مراکز مورد بررسی، اختلاف معنیداری وجود ندارد. در پایان پیشنهادهایی برای بهسازی شبکه علمی کشور و نیز پیشنهادهایی برای پژوهشهای بیشتر در این زمینه ارائه شده است. اصالت/ارزش: نتایج ارزیابی بهدست آمده کارآمدی شبکه علمی کشور را در توسعه دانش و فنآوری اطلاعات را نشان میدهد.
این پژوهش با هدف طراحی برنامه یادگیری الکترونیکی املاء فارسی مقطع دبستان واعتبارسنجی آن از دیدگاه متخصصان انجام شد. برای طراحی برنامه یادگیری الکترونیکی املاء، الگوی راهنمای برنامه یادگیری الکترونیکی املاء فارسی طراحی و ویژگی های عناصر آن بررسی شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد: در طراحی برنامه یادگیری الکترونیکی املاء، بایدآزمون هایی برای سنجش مهارت های شنیداری، دیداری وحرکتی دانش آموزان به عنوان مهارت پیش نیاز با تأکید بر املاء مقطع دوم دبستان در نظر گرفته شود. از آن جا که یکی از معایب سیستم آموزشی از راه دور ریزش یادگیرندگان است، استفاده ازعناصر موجود در طبیعت و حیوانات، رنگ های شاد و روشن، به کار گیری انیمیشن های بزرگ، سخنگو، شخصیت های کارتونی مورد علاقه کودکان و استفاده از فونت های کودک و کتاب، از راهکار های جلب انگیزه کودکان دبستانی است. بر اساس یافته ها، طراحی اهداف و نحوه تعیین محتوا باید در راستای برنامه درسی ملّی در قالب کلمه و جمله محور با استفاده از نظرات تهیه محتوای چندرسانه ای مایروتلفیق متن و تصویر شونتز و بنرت انجام شود. تعیین روش های یاددهی- یادگیری با استفاده از انواع بازی ها و تمرین های آموزشی از جمله املاء تصویری، گروهی، غلط گیری وتستی مناسب است. مناسب ترین راهبردهای ارزشیابی آزمون های چند گزینه ای، صحیح و غلط، جورکردنی، کشیدن و انداختن ، ارزشیابی توسط هم کلاسی ها است. یافته های حاصل از اعتبارسنجی نشان داد که طراحی برنامه از نظر 100% متخصصان مطلوب ( در حد زیاد ) است.
در این پژوهش سه شیوه نمره گذاری به آزمون های نقشه مفهومی معرفی می شود: 1- روش رابطه ای 2- روش ساختاری 3- روش شباهت. برای تشخیص مناسب ترین شیوه نمره گذاری از بین این شیوه ها از سه شاخص روایی ملاکی، پایایی نمره گذاران و روایی افتراقی استفاده شد. نمونه آماری پژوهش 105 نفر از دانش آموزان سال دوم متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 88-1387 بودند که در چهار کلاس حضور داشتند. یافته های پژوهش نشان داد که روش نمره دهی رابطه ای از لحاظ این شاخص ها نسبت به دو روش دیگر مقادیر بالاتری دارد و روش نمره دهی شباهت نیز نسبت به دو روش دیگر پایین ترین شاخص های آماری را دارد.
این پژوهش رابطه بین هوش هیجانی مدیران و سبک مدیریت تعارض آنها را بررسی کرده است. هوش هیجانی بیان کننده توانایی فرد در شناسایی، ارزیابی و بیان عواطف و هیجانات است به گونه ای که عملکرد، بهبود روابط و تسهیل فرایند تفکر را افزایش می دهد. از طرف دیگر، وجود تعارض در هر سازمانی امری اجتناب ناپذیر است. از این رو شیوه ای که مدیران در رویارویی با تعارض بکار می برند، سبک آنها را نشان می دهد. مدیران با پنج سبک رقابت، همکاری، ایثار، اجتناب و مصالحه با تعارض برخورد می کنند. 600 نفر از میان مدیر دوره های تحصیلی راهنمایی، متوسطه و پیش دانشگاهی استان های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی، با استفاده از روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. از این تعداد 589 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند. برای تعیین سبک مدیریت تعارض از آزمون سبک مدیریت تعارض رابینز و برای سنجش هوش هیجانی از پرسشنامه هوش هیجانی شرینک استفاده شد. داده ها با استفاده از روش همبستگی و آزمون t تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و سبک همکاری و سبک اجتناب همبستگی مثبت و بین هوش هیجانی و سبک ایثار و سبک رقابت همبستگی منفی وجود دارد، اما بین هوش هیجانی و سبک مصالحه همبستگی معنا داری مشاهده نشد. از طرف دیگر، بین هوش هیجانی مدیران در مقاطع راهنمایی و دبیرستان تفاوت معنا داری دیده نشد و بین سبک مدیریت تعارض مدیران در مقطع راهنمایی و دبیرستان فقط در میزان استفاده از سبک مصالحه تفاوت معنا دار وجود داشت. مدیران دبیرستان بیشتر از مدیران راهنمایی از سبک مصالحه استفاده می کردند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی راهکارهای توسعه و به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس، انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- زمینهیابی و با استفاده از تکنیک دلفی بود. جامعه آماری پژوهش صاحب نظران و مدیران مدارس متوسطه شهر اصفهان بودند. بدین منظور تعداد 50 نفر از صاحب نظران آموزش و پرورش و فناوری اطلاعات و ارتباطات و 100 نفر از مدیران مدارس متوسطه شهر اصفهان با روش نمونه گیری هدفمند و تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده عبارت از مصاحبه، پرسش نامه و فهرست وارسی تحلیل محتوا بود. یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین راهکارهای توسعه و به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، به ترتیب عبارت از راهکارهای اداری و ساختاری، آموزشی، انگیزشی، فرهنگ سازی و اطلاع رسانی می باشند.
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی سطح سواد اطلاعاتی و نقش آن در فرایند آموزش دانشجویان یادگیری الکترونیکی در دانشگاههای شیراز، صنعتی امیرکبیر و علم و صنعت است. روش: پژوهش از نوع کاربردی و روش آن پیمایشی است و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهای محقّقساخته است. جامعه آماری پژوهش شامل1400 دانشجوی سال آخر مقاطع تحصیلی کارشناسی و کارشناسیارشدِ مشغول به تحصیل در بخش آموزش الکترونیکی سه دانشگاه مورد بررسی است که طبق جدول مورگان و با روش نمونهگیری خوشه ای تصادفی تک مرحله ای، 300 نفر بهعنوان نمونه تعیین شدند. یافتهها: نتایج تحلیل داده ها که با استفاده از آزمون نیکویی برازش کای دو، تیاستودنت و همبستگی پیرسون بهدست آمد، نشان داد که 1. سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان پایین است 2. بین سطوح مختلف سواد اطلاعاتی اختلاف وجود دارد و 3. بین سطح سواد اطلاعاتی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشکده های یادگیری الکترونیکی در دانشگا ه های مورد بررسی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. اصالت/ارزش: بهدلیل ویژگیها و تفاوتهایی که یادگیری الکترونیکی با آموزش مرسوم دارد، اهمیت و ضرورت سواد اطلاعاتی در این فرایند آموزشی بیشتر است و با توجه به بررسی های انجام شده، تاکنون پژوهشی به بررسی نقش و سطح سواد اطلاعاتی افراد در فرایند های یادگیری الکترونیکی نپرداخته است.
هدف پژوهش بررسی تفاوت های جنسیتی ترتیب ترجیح رنگ در کودکان 4- 10 ساله شهر اصفهان بود. بدین منظور 240 کودک (120 پسر و 120 دختر) به صورت تصادفی با روش نمونه گیری خوشه ای از مهدکودک ها ومدارس ابتدایی دو ناحیه آموزش و پرورش شهر اصفهان انتخاب شدند. نوع پژوهش علّی مقایسه ای بوده و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از کارت های رنگی، شامل رنگ های زرد، صورتی، نارنجی، قرمز، آبی، سبز، بنفش، قهوه ای، خاکستری، سفید و سیاه جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس انجام شد و نشان داد تأثیر عامل جنسیت بر رنگ های صورتی، آبی، سبز، بنفش، قهوه ای، خاکستری و سیاه معنادار است (به ترتیب 0001/0P=، 003/0P=، 002/0 P=، 009/0P=، 01/0P=، 004/0P= و 004/0P=). در گروه پسران رنگ قرمز و در دختران رنگ صورتی بالا ترین جایگاه ترجیح را به خود اختصاص دادند و رنگ سیاه پایین ترین جایگاه ترجیح را به دست آورد. با توجه به میانگین نمرات ترجیح رنگ، ترتیب ترجیحات رنگ در پسران قرمز،آبی، زرد، نارنجی، سبز، بنفش، صورتی، سفید، خاکستری، قهوه ای و سیاه بود و این ترتیب ترجیح رنگ در دختران صورتی، قرمز، نارنجی، زرد، بنفش، آبی، سبز، سفید، خاکستری، قهوه ای وسیاه بود. به طور کلی می توان چنین استنباط کرد که رنگ های آبی، زرد، قرمز، نارنجی، صورتی، سبز و بنفش جزء 7 ترجیح اول در هر دو جنس، و رنگ های سیاه، خاکستری، قهوه ای و سفید جزء 4 ترجیح آخر قرارگرفته اند.
پژوهش حاضر باهدف بررسی و مقایسه میزان پرخاشگری کودکان طلاق و عادی انجام شده بود. فرضیه اساسی عبارت بود از: اینکه میزان پرخاشگری کودکان طلاق بیشتر ازکودکان عادی است. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای بود، به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از میان کلیه کودکان 6 - 9 ساله شهرستان سنندج، به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، نمونه ای به حجم 40 نفر انتخاب شدند. برای سنجش میزان پرخاشگری از زیر مقیاس پرخاشگری پرسشنامه شخصیتی آیزنک مخصوص کودکان استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها آزمونt مستقل به کار گرفته شد. نتایج به دست آمده نشان داد که میزان پرخاشگری کودکان طلاق بیشتر از میزان پرخاشگری کودکان عادی بود وتفاوت میان دو گروه از نظر آماری معنادار بود. بین میزان پرخاشگری کودکان طلاقی که نزد پدر خود زندگی می کردند وکودکان طلاقی که نزد مادرخود زندگی می کردند، تفاوتی وجود نداشت.
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه حس انسجام و هوش هیجانی در دانشجویان بود. به این منظور 400 نفر از دانشجویان (200 دختر، 200 پسر) با تکمیل پرسشنامه حس انسجام و مقیاس هوش هیجانی در این پژوهش شرکت کردند. پژوهش حاضر، پژوهشی از نوع همبستگی بود و برای تحلیل آماری داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری شامل میانگین، فراوانی، درصد، آزمون t،ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج نشان داد که در کل 71 درصد واریانس مربوط به حس انسجام به وسیله متغیر هوش هیجانی و سازه های آن تبیین می شود و ضریب تأثیر سازه های خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه با توجه به آماره t نشان می دهند که این متغیرها با اطمینان 99 درصد می توانند تغییرات مربوط به حس انسجام را پیش بینی کنند و همچنین ضریب رگرسیون پیش بین نشان داد که سازه خودآگاهی نمی تواند واریانس حس انسجام دانشجویان را به طور معنادار تبیین کند. در مجموع نتیجه گرفته شد افزایش خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه به افزایش حس انسجام در دانشجویان منجر می شود.
پژوهش با هدف هنجارگزینی و بررسی اعتبار وقابلیت اعتماد پرسشنامه سنجش رفتار تغذیه ای مینه سوتاMEBS)،ون رانسون و همکاران، 2005) در دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر اصفهان اجرا شد. این پرسشنامه یکی از ابزارهای خود گزارش دهی است که به منظور ارزیابی علائم بی اشتهایی روانی به کار رفته است. شرکت کنندگان در پژوهش 300 نفر از دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر اصفهان بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. این آزمودنی ها پرسشنامه MEBS را تکمیل کردند. و نتایج حاصل با نرم افزار SPSS و نرم افزار LISREL تجزیه و تحلیل شد. تحلیل عاملی به روش تحلیل مؤلّفه های اصلی با چرخش واریماکس، 3 عامل را برای پرسشنامه MEBS استخراج کرد که در حدود 83/56 درصد از واریانس کلی را تبیین کردند. تحلیل عاملی تأییدی درستی عامل های استخراج شده را تأیید کرد. همچنین تحلیل داده ها قابلیت اعتماد خوبی را نشان دادند (آلفای کرونباخ7/0 به دست آمد). ضریب همبستگی میان نمره های آزمون و باز آزمون نیز 93/0 به دست آمد که حاکی از قابلیت اعتماد بالا به روش آزمون- بازآزمون بود. به منظور تعیین دامنه برش نیز از روش نمره هایT استفاده شد و نمره 19 به عنوان دامنه تشخیص بهنجار از نابهنجار مشخص شد. بنابراین، با توجه به نتایج فوق می توان گفت پرسشنامه MEBS به عنوان یک ابزار معتبر و پایا قابلیت استفاده در موقعیت های پژوهشی و بالینی را در تشخیص علائم اختلال بی اشتهایی روانی در دختران نوجوان شهر اصفهان داشت.
هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط اضطراب و کمال گرایی با اهمال کاری تحصیلی و تعین توان پیش بینی این دو متغیر در تعامل با متغیر جنسیّت به منظور پیش بینی میزان اهمال کاری تحصیلی دانشجویان بود. همچنین مطالعه میزان اهمال کاری دانشجویان رشته های مختلف تحصیلی در سال های تحصیلی متفاوت از اهداف دیگر پژوهش بود. نمونه مورد مطالعه 310 دانشجوی پسر(157) و دختر(153) دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان مشهد را شامل بود که به شیوه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند وبه طور همزمان به آزمون های اهمال کاری لی، کمال گرایی اهواز و اضطراب نجاریان و همکاران پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده ها از آزمون های آماری، میانگین، انحراف استاندارد، آزمون t، تحلیل رگرسیون چند متغیری، تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. نتایج، نشان دهنده این واقعیت بود که اضطراب پیش بینی کننده معناداری برای اهمال کاری تحصیلی است. همچنین بر طبق نتایج مشخص شد که کمال گرایی و سال تحصیلی دانشجویان پیش بینی کننده معنادار این متغیر به طور کلی نیست. به علاوه تفاوت های یافت شده بین میزان اهمال کاری تحصیلی دانشجویان پسر و دختر وگروه های مختلف بر اساس رشته تحصیلی آن ها معنادار نبود.
عارفان برای بیان حقایق متعالی از داستان های تمثیلیی بهره می گیرند. شک نیست که مراد اصلی اینان داستان گویی نیست، بلکه ممکن است موضوعات متعددی در لابلای آن ها مورد بحث قرار گیرد. مولوی(604ـ672ق) در میان عارفان مسلمان از جمله کسانی است که از چنین روشی برای بیان مقاصد عرفانی خود بهره های فراوانی برده است. از مهم ترین و طولانی ترین داستان های این کتاب در انتهای دفتر ششم، داستان دژ هوش ربا یا قلعه ذات الصور است که موضوع آن، مراحل سیر و سلوک و بیان اصناف آدمیان در مواجهه با حقایق متعالی است. در میان عارفان مسیحی، ترزا آویلایی(1515ـ1582م) همین موضوع را در اثر ارزنده خود به نام کاخ مورد توجه قرار داده است. دستاورد اصلی این مقاله، وجوه قابل مقایسه و حتی قابل تطبیق است که تشبیه نفس انسان به کاخ بسیار زیبا، بیان صریح اصناف آدمیان در مواجهه با حقایق متعالی، بیان سیر و سلوک، بیان نحوه وصال به پروردگار و ذکر عوامل محرومیت از جمله آن هایند.