تشکیل حکومت صفویه با ویژگی هایی همراه بود که مهم ترین آن رسمیت یافتن مذهب تشیع است. حکومت ها برای پذیرش در میان مردم جامعه نیاز به آن دارند تا برای حکومت کردن خود حقی قایل شوند. در جامعه ی ایران مشروعیت حکومت، مهم ترین عامل برای حق حکومت کردن محسوب می شود. تکیه ی صفویان بر مذهب تشیع نیاز به پذیرش حکومت آنان بر پایه ی تعالیم و معارف مذهب تشیع داشت. شیعیان به ولایت ائمه در همه ی زمان ها- زمان حضور و غیبت، حکومت علنی و غیر علنی- اعتقاد دارند. اینکه پذیرش صفویان در زمان غیبت توسط شیعیان چگونه صورت گرفت و جایگاه پادشاهان صفوی چگونه و بر چه اساسی تبیین گردید؟ موضوعی است که پژوهش حاضر درصدد بررسی و درک گفتمان های مسلط در دوره های مختلف آن در رابطه با تعامل قدرت پادشاهان و علمای دین از طریق تاریخ نوشته های دوره ی صفوی است. زیرا مورخان به عنوان افراد جامعه - البته از گروه فرهیختگان و اغلب دیوانیان و گاه علما و ادبا- متأثر از حیات فکری جامعه ی خود هستند و تحت شرایط خاص زیستگاه خود، به لحاظ زمانی و مکانی و مصلحت های موجود، تاریخ خود را می نگارند. دستاوردهای مقاله نشان داد که گفتمان های ایجادشده با فراز و فرود قدرت سیاسی و مذهبی در دوره های مختلف، گاه در تأثیرپذیری از اندیشه ی موعودگرایانه، پادشاهان صفوی را به عنوان نایبان امام زمان (ع) و گاه بر پایه ی اندیشه ی تقدیرگرایانه، آنان را برگزیده ی خداوند دانسته و حکومتشان به مقتضای شرایط سیاسی و مذهبی به عنوان لطف الهی، حکومت ابدمدت و ابدپیوند با ولایت امام زمان(ع) خوانده شده است
انسان در طول دوره زندگی و درهمه حال نیاز به ارتباط با محیط اطراف خود و انسان های دیگر دارد. دامنه این ارتباط درمیان سه عرصه عمومی(خیابان)، میانه و خصوصی(خانه) گسترده شده است. عرصه میانه به مثابه فضای انتقال میان خانه و خیابان است که در محدوده های مسکونی، اتصال دهنده دو عرصه عمومی و خصوصی می باشد، به طوری که از مرز هر خانه در واحد های مسکونی آغاز شده و تا محله و اتصال به فضای عمومی شهر گسترده می شود. امروزه به دلیل محدودیت های زندگی آپارتمانی، از جمله افزایش تراکم واحدهای مسکونی، فضاهای هر واحد مسکونی تقلیل پیدا کرده و عرصه های واسطی که به عنوان حلقه ارتباط دهنده درون و بیرون محسوب می شوند مبهم بوده و یا به فراموشی سپرده شده اند. این پژوهش با مطالعات کتابخانه ای و به روش کیفی درصدد بررسی عرصه میانه و کیفیت آن در مقیاس مسکن آپارتمانی است. از این رو ابتدا براساس ادبیات موضوع به بیان لزوم وجود عرصه میانه در عرصه های زیستی، اهمیت و تأثیر آن بر شکل گیری روابط فضایی و اجتماعی ساکنین واحدهای مسکونی پرداخته می شود. در ادامه مقایسه محدوده عرصه میانه ی خانه های سنتی و خانه های حیاط دار با الگوی رایج در آپارتمان های مسکونی نشان می دهد، محدوده عرصه میانه در مسکن آپارتمانی از پیوستگی لازم برخوردار نیست. از این رو عرصه میانه در سه بخش «رسش به آپارتمان»، «رسش به هر خانه» و «درون هر خانه» بازتعریف شده است. بازتعریف این بخش ها به همراه ارائه راهکارها نشان می دهد، پیوستگی فضایی و اجتماعی عرصه میانه موجب کاهش «خوی خیابانی» افراد و افزایش آرامش روانی در لحظه ورود به خانه خواهد شد. در واقع پیوند با حیاط اصلی،ایجاد فضاهای پویا و مرتبط با بیرون در دسترسی طبقات (کوچه ای در ارتفاع) و الگوی حیاط میانی موجب پیوند فضایی، بصری و اجتماعی با درون خانه و بالعکس خواهد شد.
مقاله ی حاضر، به مطالعه ی تطبیقی دو هنر معماری و سینما پرداخته است؛ رویکرد این مطالعه، آموزش معماری و هدف اصلی آن، استفاده از قابلیت های سینما در راستای تحقق این رویکرد می باشد. با توجّه به مطالعات تطبیقی و نیز تئوری های مرتبط با تاویل اثر هنری پانوفسکی، رویکردی آموزش محور به این پژوهش ها داده شده است. آیا سینما، می تواند به عنوان ابزار مناسب در آموزش معماری مورد استفاده قرار گیرد؟ پاسخ به سؤال و بررسی این فرضیه که "سینما به عنوان ابزار آموزشی معماری، مناسب و کارآمد است"، در گرو پاسخ به سؤالات فرعی است: 1. خروجی کار دانشجویان معماری در صورت نمایش یک فیلم، نسبت به دانشجویان دیگر که از این ابزار محروم بوده اند، چه تفاوتی دارد؟ 2. در صورت بهبود کیفیت اسکیس ها به روش پیشنهادی، میزان تأثیر و چگونگی این روش به چه صورت در کار دانشجویان نمود می یابد؟ این مقاله بر مبنای مطالعات استدلالی-منطقی و به روش بررسی میدانی همراه با تحلیل کیفی در راستای رویکرد پدیدارشناسانه ی نمادها است. هدف مقاله ی پیش رو، رسیدن به روشی کارآمد جهت افزایش راندمان آموزش معماری است و یکی از راه حل های مناسب برای رسیدن به این منظور، بهره گیری از پتانسیل های هنر سینما است. طی خروجی های پژوهش بر مبنای تحلیل کیفی داده ها، مشخص گردید که 75% نمرات Aو Bبه گروهی تعلق گردید که از ابزار فیلم برای آموزش بهره گرفته بودند، این در حالی است که تنها 43.75% از گروه دیگر که محروم از این ابزار بودند توانستند نمرات Aو Bرا کسب کنند؛ به طوری که 81.25% اسکیس های گروه الف به لحاظ معنایی و 62.5% آن ها به لحاظ فرمی از فیلم نمایش داده شده به صورت آشکار یا پنهان بهره جسته اند. از بررسی ها و آنالیزهای صورت گرفته می توان چنین نتیجه گرفت که این فرضیه که "سینما به عنوان ابزار آموزشی معماری، مناسب است." صحیح بوده و میزان و چگونگی آن در حوزه ی عینی و ذهنی بررسی گردیده است.
در ایران با آغاز بکار دولت نهم و اعمال سیاست های توسعه مسکن اجتماعی، موضوع مسکن مهر در دستور کار قرار گرفت. با توجّه به سابقه بی مسکنی و بدمسکنی ساکنان مسکن مهر، این پژوهش به دنبال تحلیل رضایت نسبی یا به عبارتی رضایت کاذب شهروندان ساکن در واحدهای مسکن مهر، با وجود اطلاع از مشکلات و محدودیت های محیط است. از این رو فرضیه اصلی این پژوهش در قالب این گزاره خلاصه شده است که «به نظر می رسد ساکنان مسکن مهر علی رغم آگاهی از وجود مشکلات و محدودیت های موجود، در مجموع از سکونت در مسکن مهر رضایت دارند.» به منظور تحقیق در صحت فرضیه، ابتدا با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، شاخص ها و مؤلفه های عینی رضایت از محیط مسکونی و گویه های متناظر با هر مؤلفه استخراج گردیدند که عبارتند از: امنیت، تأسیسات و تجهیزات، شبکه معابر و پارکینگ، بهداشت محیط، پلان واحد مسکونی، روابط همسایگی، خوانایی، اجتماع پذیری، مبلمان شهری، بافت اجتماعی، هزینه خرید واحد مسکونی، ترکیب نما و بلوک های ساختمانی، چشم انداز و فضای سبز. در ادامه مسکن مهر قم به عنوان مطالعه موردی انتخاب و پس از تحلیل ویژگی های اولیه سایت مذکور، پرسشنامه ای جهت سنجش میزان رضایت ساکنان (عمدتاً در طیف لیکرت) تنظیم شد. روایی این پرسشنامه از سوی متخصصان تایید و پایایی آن با آلفای کرونباخ 80/0 تصدیق شد. حجم نمونه این پژوهش (بر اساس فرمول کوکران) 237 نفر از سرپرستان خانواده های ساکن مسکن مهر قم بوده اند. داده های جمع آوری شده با کمک نرم افزارهای Excelو SPSSو آزمون های میانگین تک نمونه ایTو فریدمن تحلیل و نتایج آن در زمینه شاخص های تأثیرگذار بر رضایت ساکنان تشریح گردیده است. ذکر این نکته لازم است که برآیند تحلیل و ارزیابی مجموع شاخص ها و گویه ها در سنجش رضایت ساکنان نشان دهنده درستی فرضیه اصلی پژوهش بوده است. همچنین پژوهش حاضر با جمع بندی نتایج، پیشنهادهایی جهت ارتقای میزان رضایت ساکنان مسکن مهر و رفع کمبودهایی مانند حمل و نقل عمومی، محوطه سازی و غیره ارائه می دهد.
در نیم قرن اخیر، به ویژه در کلان شهرهای کشور با افزایش جمعیت شهرنشین شاهد ساخت بی رویه مجتمع های مسکونی هستیم؛ که این مسئله افزایش دمای هوای مناطق شهری نسبت به حومه شهر و مناطق روستایی را به همراه داشته است. این امر موجب کاهش پوشش گیاهی مناطق شهری شده است. ازآنجایی که درختان باعث افزایش کیفیت فضایی محیط های مسکونی می شوند و همچنین در ایجاد شرایط آسایش محیطی نقش بسزایی را ایفا می کنند، این پژوهش باهدف دستیابی به آسایش حرارتی و کاهش اثرات پدیده جزیره گرمایی در فضاهای باز مجتمع های مسکونی، به دنبال ارائه الگویی بهینه از نوع و درصد پوشش گیاهی می باشد. در این راستا راهبرد ترکیبی تحقیق بر مبنای تدابیر دوگانه استدلال منطقی و سنجش نرم افزاری (نسخه ENVI-met 4 Basic) به تحلیل و مقایسه شش الگو متفاوت پوشش گیاهی در پنج نقطه مختلف سایت مجتمع گلدشت شیراز پرداخته است. معیارهای موردسنجش عبارتند از: متغیرهای اصلی آسایش حرارتی بیرونی نظیر، دمای هوا، رطوبت نسبی و جریان هوا. نتایج تحقیق حاکی از آن است که نوع درخت برگ ریز با در نظر گرفتن شاخص تراکم و سطح برگ از یک سو، فرم تاج درختان و ارتفاع ساقه از سویی دیگر در آسایش حرارتی بیرونی به صورت چشمگیری مؤثر می باشند، علاوه بر این، طرح کاشت درختان با توجّه به زاویه قرارگیری معابر برای بهبود سایه اندازی و هدایت جریان هوا می بایست موردتوجّه طراحان قرار گیرد.
تغییر و تحولات زندگی در شهرهای امروزی، موجب کم رنگ شدن و یا از دست رفتن بسیاری از فضاهای شهری و عملکردهای اجتماعی و فرهنگی آن ها شده است. تغییراتی که اغلب، احساس عدم تعلق، بی هویتی و عدم مشارکت شهروندان در فعالیت های اجتماعی را به دنبال دارد. حال آن که، هویت شهری که زمینه ساز تشخص و اعتبار شهروندان می شود، از طریق تداعی خاطرات و ایجاد حس تعلق در آن ها، پیوند شهر و شهروندان را تقویت نموده، آن ها را به سوی ویژگی های ممتاز اجتماعی هدایت می کند. یکی از راه های تحقق این مهم، بهره گیری از ظرفیت بناهای خاطره انگیز و تاریخی شهرهاست. بر این اساس، هدف از این پژوهش امکان سنجی ارتقای کیفیت فضای شهری پیرامون پل های تاریخی با تأکید بر مؤلفه های هویت و خاطره جمعی شهروندان می باشد. در پژوهش حاضر، فضای شهری اطراف پل تاریخی لنگرود به عنوان نمونه موردی مطالعه شده و مؤلفه های ایجاد خاطره جمعی و هویت برای شهروندان لنگرودی، در خلال یک پیمایش میدانی، بازشناسی شده است. برای این منظور از دو نوع پرسشنامه استفاده شد و اعتبار (پایایی) هر کدام از پرسشنامه ها با توجه به آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار Spss تحلیل شدند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که مؤلفه های معنا، کالبد و فعالیت به ترتیب بیشترین تأثیر را در ارتقای فضای شهری محدوده پل تاریخی لنگرود و ایجاد حس تعلق در شهروندان دارند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که برنامه ریزی کالبدی محدوده ی پل های تاریخی شهرها می بایست برای تقویت فعالیت های مناسب اجتماعی و فرهنگی و معنا بخشیدن به شهر انجام پذیرد و نقش این عناصر ارزشمند در ایجاد فضای شهری خاطره انگیز و با هویت برای شهروندان بیش از یک بنای تاریخی است.
بافت فرسوده و قدیمی شهری عمدتاً به دلایلی همچون مرکزیت همیشگی در شهر، دارای اهمیت خاصی است. هدف پژوهش حاضر نیز ساماندهی بافت فرسوده شهر آمل جهت افزایش پایداری در کیفیت زندگی ساکنین این بافت است. از نظر قلمرو زمانی بین سال های 2014 و 2015 است. از روش های توصیفی، اسنادی و همبستگی در این پژوهش کاربردی استفاده شده است. از پرسشنامه کارشناسی و پرسشنامه مردمی، نقشه محلات، منابع کتابخانه ای و همچنین بازدید میدانی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. حجم نمونه در این پژوهش نیز 304 نفر روسای خانوار در بافت فرسوده و 30 نفر از کارشناسان مربوطه می باشد. با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری، نتایج حاصله از پرسشنامه ها مورد ارزیابی قرار گرفته و با توجه به نتایج آنالیز SWOT و ارزیابی های آماری، راهبردها ارائه شده و پیشنهاد گردید که از روش داوطلبانه و تنظیم دوباره زمین در ساماندهی بافت فرسوده استفاده گردد.
تفاوت های فضایی موجود در ساختار شهرها و فقر شدید گروه های اجتماعی و درنهایت انتقال پدیده ی فقر روستایی به فقر شهری موجب ایجاد سکونتگاه های غیر رسمی در درون یا مجاور شهرها به شکل خودرو و فاقد مجوز توسط اقشار کم درآمد شده است. این شرایط باعث نابرابری و عدم انطباق در ابعاد مختلف گردیده است. نابرابری فضایی به معنای وجود تفاوت بین ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی نواحی مسکونی یک شهر و بررسی عوامل مؤثر در ایجاد و تشدید آن می باشد. از بازتاب های این انطباق نیافتگی می توان به اغتشاش در ساختار فضایی، بروز پدیده جدایی اجتماعی، ایجاد تفاوت فضایی در ساختار شهرها، فقر شدید گروه های اجتماعی و درنهایت بروز پدیده ی فقر شهری اشاره کرد. در پژوهش حاضر از روش پرسشنامه برای مقایسه ویژگی های کالبدی منطقه کوی ولیعصر در شهر همدان با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. آزمون رگرسیون و پیدا کردن رابطه ی بین رضایتمندی کلی و هریک از شاخص های چهارگانه ی دیگر حاکی از آن است که طبق مدل نهایی بدست آمده شاخص ایمنی رابطه ی قویتری با رضایتمندی کلی داشته که مؤکد آن است که به منظور ارتقا رضایتمندی ساکنان لازم است بیشترین اقدامات در بخش ایمنی صورت گیرد. مقاله حاضر برگرفته از رساله ی ی نگارنده با عنوان بازآفرینی سکونتگاه های غیررسمی در راستای تحقق بخشی سازمان فضایی شهر همدان تدوین گردیده و هدف اصلی آن بررسی مناطق برخوردار و غیر برخوردار در شهر همدان و ارائه راهکارهای مناسب جهت توانمندسازی، ساماندهی و بازآفرینی آن مناطق می باشد.
برنامه ریزی گردشگری یکی از مهم ترین انواع برنامه ریزی به شما می آید. ضرورت برنامه ریزی گردشگری ناشی از تنوع انواع گردشگری و نیز ضرورت پیروی از راهبرد و الگو در این حوزه است. هدف این مقاله تجزیه و تحلیل و برنامه ریزی اکوتوریسم و منظر شهری به منظور ارائه الگویی راهبردی و امنیتی در شهر آستارا است. سؤال اصلی مقاله این است که الگوی راهبردی و امنیتی برنامه ریزی جامع اکوتوریسم و منظر شهری در آستارا دارای چه نقاط قوت و نیز آسیب ها و تهدیداتی است؟ یافته های این مقاله نشان می دهد که در طراحی الگوی راهبردی برنامه ریزی جامع گردشگری شهر آستارا بایستی اکوتوریستی بودن منطقه و غلبه این بعد از گردشگری بر سایر ابعاد و ساماندهی جاذبه های اکوتوریسم و از سوی دیگر مرزی بودن این شهر و مسائل امنیتی مرتبط در طراحی های الگویی و راهبردی مورد توجه ویژه قرار گیرد. با توجه به این مقدمه در این مقاله تلاش خواهد شد با استفاده از منابع کتابخانه ای و نیز مقالات علمی و پژوهشی به تحلیل و تبیین الگوی راهبردی و امنیتی برنامه ریزی جامع اکوتوریسم و منظر شهری در آستارا پرداخته شود.
هدف اصلی این پژوهش ارائه مدل ارزیابی نظام ملی نوآوری در حوزه مدیریت شهری بود. با توجه به هدف، پژوهش ذیل از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجراء توصیفی- پیمایشی بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق از طریق پرسشنامه 21 گویه ای استفاده شده بود. جامعه مورد پژوهش شامل کلیه متخصصان، اساتید دانشگاهی و از طریق روش نمونه گیری در دسترس تعداد 186 نفر انتخاب شدند. روایی ابزار روایی سازه ای و پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ 993/0 بدست آمده بود. نتایج حاصل از اجرای پژوهش نشان داد، در مجموع با استفاده از چرخش متعامد از نوع وریماکس شش عامل (از میان هفت عامل اولیه) استخراج شده بود. ارزش ویژه عامل اول 75/27 و ارزش عامل دوم 27/3 و ارزش عامل سوم نیز 44/2 ارزش عامل چهارم 54/1، ارزش عامل پنجم 439/1 و ارزش عامل ششم 27/1 بوده است. این شش عامل بر روی هم 87/69 درصد از واریانس نظام ملی نوآوری در حوزه مدیریت شهری را تبیین کرد. در ضمن با توجه به t محاسبه شده در سطح اطمینان 95% و سطح معنی داری بدست آمده نشان می دهد، از نظر نمونه مورد پژوهش وضعیت نظام ملی نوآوری در حوزه مدیریت شهری در بعد شرایط بازار، در بعد قوانین و مقررات و در بعد آموزشی-علمی و پژوهشی در حد ضعیف و در بعد زیر ساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات و سرمایه گذاری دولتی و منابع انسانی درحد مطلوبی قرار داشته است.
تهیه طرح های س اختارى- راهبردى در ش روع فعالیت در وزارت مسکن و شهرسازی در اواخر سال 1369 ارائه گردید و به عنوان اولین گام در ایجاد تحول در نظام شهرسازی کشور آغاز شد.. این طرح ها در پی دگرگونی تفکر عقلانی در سطح جهان پدید آمده و روند تهیه طرح های شهری کشور ما را نیز دگرگون ساخته اند. هدف اصلی پژوهش ارزیابی فرآیند تهیه طرح های ساختاری راهبردی در منطقه 11 شهر تهران محدوده راه آهن و چهار راه ولیعصر می باشد. تحقیق به روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از قضاوت کارشناسانه و از شیوه پیمایش میدانی به دست آمده و با استفاده از مدل swot عوامل داخلی و عوامل خارجی فرآیند تهیه طرح های ساختاری راهبردی محدوده پژوهش مورد تحلیل قرار گرفته و نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد برای ﻣﺤﻮر میدان راه آهن تا چهارراه وﻟﯿﻌﺼﺮ در ﺳﻄﺢ ساختاری راﻫﺒﺮدی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪای ارائه ﻧﮕﺮدﯾﺪه است.
تروریسم پدیده ای جهانیست که در حال حاضر به صورت منطقه ای عمل می کند و شدت کشتار و تخریب ان در جهان اسلام بیشتر از مناطق دیگر است . قدرت های جهانی و منطقه ای در محور غربی عربی از ابزار تروریسم وگروههای تروریستی به عنوان پیشقراولان خود برای تقسیم دوباره جهان در قرن 21 استفاده می نمایند . اغاز تشکیل گروههای تروریستی سلفی به سال 1984 وشکل گیری القاعده با هدف مبارزه مجاهدین با شوروی در افغانستان و از سال 2010 با شروع انقلابات مردمی برای مقابله با انقلابات و نفوذ ایران در جنوب ،جنوب غرب و افریقا از شدت زیادی برخوردار بوده است .به کارگیری تروریسم ،بستگی به شرایط بین المللی و رقابت کشورهای منطقه داردکه این گروهها را کنترل یا ازاد بگذارند. کشورهای عرب حوزه خلیج فارس باپنج نقش کلی مالی ، نظامی ، بستر سازی عقیدتی ، مکانی و رسانه ای در حال رقابت با ایران به شکل گیری و گسترش تروریسم کمک می کنند. ما در این مقاله درپی پاسخ به این سوال هستیم که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس چه نقشی در گسترش و پیشروی تروریسم منطقه ای دارند؟ تاثیر گسترش تروریسم منطقه ای بر امنیت ملی ایران چیست؟ نتایج تحقیق نشان می دهد کمک های مالی کشورهای عربی موثرترین عامل گسترش تروریسم بوده است به طوری که 40/. اشخاص مهم و سرشناس حامی مالی تروریسم از شهروندان عربستان، 43/ از شهروندان دیگر کشورها مرتبط با عربستان،9/ کویت، 6/ قطرو2/ بحرین بوده اندبا توجه به موارد فوق تروریسم در سه سطح ملی، منطقه ای و جهانی بر امنیت ملی ایران تاثیر خواهد گذاشت .این پژوهش به روش مصاحبه،مشاهده و کتابخانه ای تهیه وبرای تهیه نقشه ها از GIS استفاده شده است.
تعادل بخشی توسعه در روستاها به عنوان مراکز اصلی تأمین امنیت غذایی جامعه، علاوه بر قابلیت های اکولوژیک تا حد زیادی مرهون نظام برنامه ریزی است. این امر با توجه به روند فزاینده شهرنشینی در آینده، برای توسعه متوازن و آمایش محیط و شکل گیری جامعه شهری پایدار غیرقابل اجتناب است. از آنجا که توسعه مفهومی چندبعدی است، بررسی سطوح و ابعاد توسعه و آگاهی از میزان برخورداری نواحی می تواند گامی موثر در تجدید سازمان و برنامه ریزی نواحی باشد. این امر نه تنها از بعد روستایی، که از جنبه منطقه ای دارای اهمیت است. این پژوهش باهدف شناخت مناطق برخوردار و محروم شهرستان تالش، در پی تشخیص تفاوت های ناحیه ای در زمینه شاخص های توسعه با روش اسنادی و میدانی است. شاخص های تحقیق در ابعاد آموزشی، بهداشتی، زیربنایی، اجتماعی، خدماتی، اداری و سیاسی طبقه بندی شده و با استفاده از تکنیک تاپسیس و تلفیق شاخص ها بررسی شده اند. جامعه آماری تحقیق دهستان های شهرستان تالش است. نتایج این پژوهش نشان داد که نخست دهستان هایی که از ارتباط بیشتر و مناسب تری با مرکز شهرستان برخوردارند، از ضریب توسعه یافتگی بالاتری برخوردارند. سپس دهستان حویق بالاترین و دهستان های اسالم و کوهستانی تالش پایین ترین میزان توسعه یافتگی را داشته اند. در نهایت این تحقیق نشان داد که نابرابری و ناهمگنی از نظر توزیع شاخص ها در ناحیه مورد بررسی صورت گرفته است.
امروزه، بهره جستن از راه حلی که بدون نیاز به افزایش زیرساخت های حمل ونقل و با هزینه معقول، موجب افزایش ایمنی و بهبود تردد در جاده ها شود، نظر متخصصان حوزه حمل ونقل را به سوی سیستم های حمل ونقل هوشمند (ITS) جلب کرده است. هدف مطالعه حاضر مدیریت ایمنی راه ها و مخصوصا مدیریت سیستم های حمل ونقل هوشمند از طریق مکانیابی و تعیین شاخص های اصلی نصب اجزای این سیستم ها است. این پژوهش سعی دارد با استفاده از نظر متخصصان با کمک متد دلفی، روش تحلیل شبکه ای ANP، تکنیک دیمتل و روش تاپسیس، راه ها را جهت تجهیز به سیستم های حمل ونقل هوشمند، به ترتیبی اولویت بندی کند که نتیجه آن موجب افزایش ایمنی و بهبود تردد در سطح جاده های ایران شود و در نهایت با استفاده از روش تاپسیس، محورها جهت تجهیز به سیستم های حمل ونقل هوشمند موثر بر ایمنی اولویت بندی می شوند. در انتها بر اساس معیارهای یافته شده نظیر: تعداد کل تصادفات، تصادفات دارای ماهیت سرعت، تصادفات فوتی دارای ماهیت سرعت، نرخ جریان تردد و... اولویت بندی محورهای مواصلاتی در خصوص مورد مطالعاتی (استان اردبیل) ارایه می گردد.