ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵۵٬۳۰۱ تا ۱۵۵٬۳۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۱۵۵۳۰۱.

خوانشی نو از اسفار اربعه صدرایی بر اساس الگوی سفر قهرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۳۶۷
ملاصدرا فلسفه را علمی برای استکمال همه نفوس انسانی معرفی می کند و آن را مختص گروه خاصی نمی داند؛ اما پیچیدگی مسائل فلسفی و دشواری فهم آن به دلیل انتزاعی بودن بر کسی پوشیده نیست. این در حالی است که ازنظر ملاصدرا قوه خیال و قدرت سخن دو موهبت الهی است که امکان فهم و انتقال این گونه مسائل را برای مخاطبان مختلف ایجاد می کند. قوه خیال به کمک تجزیه و ترکیب صور و معانی، پیوسته در حال ایجاد صور و معانی جدید است و زبان با گستره ای به پهنای خلاقیت ذهن، با تغییرات مداوم در فرم و محتوا، ابزاری است در خدمت ذهن گوینده برای انتقال معانی به ذهن مخاطب. داستان قالبی است که دو عنصر خیال و سخن فصل ممیّز آن از دیگر متون است. در این مقاله، عناصر داستان از منظر حکمت صدرایی به روش توصیفی تحلیلی تبیین شده و نیز ظرفیت های داستانی شدن آن بررسی شده است. وجود تمثیلات در حکمت صدرایی و عرضه شدن آن در قالب چهار سفر، امکان خوانشی داستانی از آن را با بهره گیری از کهن الگوی «سفر قهرمان» فراهم می کند.
۱۵۵۳۰۲.

«نظم پریشان»؛ بازیابی اصطلاحی در قلمرو شعر و نثرِ گذشته و تأویل معاصران از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۷ تعداد دانلود : ۵۵۴
معنای مفاهیم و اصطلاحات در طول زمان دگرگون می شوند؛ از همین رو نباید برداشتِ امروزی خود را از آن ها الزاماً برابرِ با برداشتِ پیشینیان بدانیم. اگر در پیِ تفسیرِ یک اصطلاح هستیم، ناگزیر از بازگشت به سیر تطور آن خواهیم بود. در عوض چنانچه بر آن باشیم تا صرفاً تأویلی از آن به دست دهیم می توانیم به گذشته آن رجوع نکنیم. یکی از اصطلاحات مربوط به قلمرو شعر و نثر و به طورکلی سخن، «نظم پریشان» و ترکیب های هم خانواده اش همچون «سخن  پریشان»، ارقام پریشان» و... بوده است. این اصطلاحات در میان گذشتگان معنای ویژه ای داشته که عبارت بوده از: شعر یا نثر یا به طور کلی سخنی که ناسنجیده  و  بی کیفیت است. برخی از پژوهشگران و مفسرانِ معاصرِ ما از این اصطلاح، برداشتی متفاوت دارند. آن ها با عنایت به کاربردِ آن در شعر حافظ معتقدند که «نظم  پریشان» به معنای آن است که شعر حافظ در ظاهر دارای پراکندگی است، اما در باطن از نظمی  قوی برخوردار است. بدین ترتیب محققانِ امروز معنایی کاملاً متفاوت از آنچه قدما از آن درمی یافته اند به دست می دهند. در این مقاله کوشش شده است تا نخست پیشینه این اصطلاح در شعر و نثر گذشته آشکار شود و سپس برداشتِ معاصران از آن، به سنجش درآید.  
۱۵۵۳۰۳.

تحلیل و صورت بندی مضامین مذهبی (شیعی) و عرفانی در شعر معاصر تاجیکستان در دوره استقلال (1991 -2015)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۵۱۶
برآنیم بدانیم، رویکرد شاعران معاصر تاجیک، به مفاهیم مذهبی (با تکیه بر شعر شیعی) و عرفانی، در دوره استقلال و پس از آن (1991- 2015) چگونه بوده است؟ درپیِ رنگ باختن افکار سوسیالیستی در تاجیکستان و به ویژه پس از استقلال این سرزمین در 1991 و افزایش تعاملات فرهنگی با ایران (به عنوان سرزمین نیاکان)، بسیاری از مضامینِ مخالف با سوسیالیسم، ازجمله مفاهیم مذهبی و عرفانی که پیش ازین تحت سانسور شدید حکومت قرار داشت، مطمح نظر شاعران قرار گرفت. در پژوهش پیش روی، مضمون یاد شده با ذکر و بررسی شواهد مثالی چند، از شعر شاعران تاجیک، به شیوه ای کتابخانه ای، واکاوی شده است. شعر مذهبی و معنوی تاجیک، قطعاً از نظرگاه مذهب ارزشمندِ اهل تسنن نیز قابل بررسی است که خود، جستاری دیگر می طلبد و در اینجا برای پرهیز از اطاله کلام و نیز تدقیق و باریک بینی، فقط به مفاهیم مذهبی (شیعی)- عرفانی پرداخته شده. این مضمون، پس از سال 2015 -که نقطه عطف اسلام زدایی در تاجیکستان به شمار می رود- دوباره دچار محدودیت هایی شده است. به هر حال، مفاهیم مذهبی (شیعی) و عرفانی در میان شاعران آن دیار، علاوه بر شوریدگی های عارفانه، جنبه زاهدانه و متعبّدانه نیز دارد. در میان شاعرانی چند، به ذکر اصطلاحات عرفانی بسنده شده، در برخی موارد علاوه بر اصطلاحات، مفاهیم عرفانی نیز مدّ نظر قرار گرفته است. برآنیم بدانیم، رویکرد شاعران معاصر تاجیک، به مفاهیم مذهبی (با تکیه بر شعر شیعی) و عرفانی، در دوره استقلال و پس از آن (1991- 2015) چگونه بوده است؟ درپیِ رنگ باختن افکار سوسیالیستی در تاجیکستان و به ویژه پس از استقلال این سرزمین در 1991 و افزایش تعاملات فرهنگی با ایران (به عنوان سرزمین نیاکان)، بسیاری از مضامینِ مخالف با سوسیالیسم، ازجمله مفاهیم مذهبی و عرفانی که پیش ازین تحت سانسور شدید حکومت قرار داشت، مطمح نظر شاعران قرار گرفت. در پژوهش پیش روی، مضمون یاد شده با ذکر و بررسی شواهد مثالی چند، از شعر شاعران تاجیک، به شیوه ای کتابخانه ای، واکاوی شده است. شعر مذهبی و معنوی تاجیک، قطعاً از نظرگاه مذهب ارزشمندِ اهل تسنن نیز قابل بررسی است که خود، جستاری دیگر می طلبد و در اینجا برای پرهیز از اطاله کلام و نیز تدقیق و باریک بینی، فقط به مفاهیم مذهبی (شیعی)- عرفانی پرداخته شده. این مضمون، پس از سال 2015 -که نقطه عطف اسلام زدایی در تاجیکستان به شمار می رود- دوباره دچار محدودیت هایی شده است. به هر حال، مفاهیم مذهبی (شیعی) و عرفانی در میان شاعران آن دیار، علاوه بر شوریدگی های عارفانه، جنبه زاهدانه و متعبّدانه نیز دارد. در میان شاعرانی چند، به ذکر اصطلاحات عرفانی بسنده شده، در برخی موارد علاوه بر اصطلاحات، مفاهیم عرفانی نیز مدّ نظر قرار گرفته است.        
۱۵۵۳۰۴.

حدیث بطی بررسی و نقد بیتی از حدیقه سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۴۹۶
در شروح متون بسیاری از اوقات با توضیحاتی مواجه می شویم که پیوند چندانی با متن ندارد، به نظر می رسد چنین گسستی نتیجه بی توجهی به ساختار کلام است؛ به عبارت دیگر، این گسست ممکن است از تمرکز بر یکی از عناصر متن مانند واژگان، اصطلاحات، صور بلاغی یا اشارات و وانهادن سایر مؤلفه ها ناشی شده باشد که نتیجه آن غفلت از ساختار متن به عنوان یک کلِ منسجم است. از جمله آثاری که شاید به دلیل اهمیت و تأثیر آن بر متون مختلف، همواره مورد نظر شارحان بوده، حدیقه سنایی است. لکن در شروح مختلف حدیقه نیز ابیاتی دیده می شود که یا شرح آنها بدون توجه به ساختار کلیِ متن است یا تقریر و تکرارِ  شرح و دریافتِ دیگران بدون تأمل در جوانب آن است.؟ پژوهش حاضر به بررسی شرح یکی از ابیات حدیقه پرداخته که در آن شارحان بدون توجه به صدر و ذیل متن یا به تعبیری بدون عنایت به بافت کلام، به تبعیت از شرح و گفته دیگری، گرانیگاه بیت را اشارت به داستانی دانسته اند و بر همین اساس مطالبی را عرضه کرده اند که چندان پذیرفتی نمی نماید، درحالیکه به نظر می رسد اشارت بیت به نامِ شخصی خاص است که از جمله راویان حدیث به شمار می رود.
۱۵۵۳۰۵.

رائیه ناقصه لبیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۵ تعداد دانلود : ۵۱۷
سید الشعرا لبیبی از شاعران آخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری، قصیده ای دارد با مطلع «چو دل برکندم از دیدار دلبر/ نهادم مهر خرسندی به دل بر» این قصیده اولین قصیده شناخته شده از لبیبی است که محل بحث های فراوان توسط عوفی، رضاقلی خان هدایت، ملک الشعرا بهار، دبیرسیاقی و ابراهیم قیصری بوده است. در مقالاتی که رشحه قلم هریک از این افراد بوده زوایایی از حیات و شاعری لبیبی نمایانده شده است، این محققان و در صدر ایشان بهار دریافته اند که انتساب این قصیده به فرخی و منوچهری به خطا بوده است و هریک تلاش کرده اند تا ریشه این خطا را بیابند، اما همگی در شناساندن منبع اصلی این قصیده و منبع انتساب آن به فرخی و منوچهری به خطا رفته اند. در این مقال به بررسی منبع اصلی قصیده لبیبی و صورت کامل این قصیده خواهیم پرداخت، صورتی که بیش از یافته ها و اشاره های نگارندگان و یادکنندگان شناخته شده از این قصیده است.
۱۵۵۳۰۶.

تحلیل حکایت ذکر بر دار کردن حسنک با رویکرد تاریخ گرایی نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۶ تعداد دانلود : ۶۵۴
تاریخ گرایی نورویکردی است در مطالعات ادبی و فرهنگی که به بازنگری رابطه تاریخ و ادبیات می پردازد و بر موقعیت تاریخی متن به عنوان بستر تعامل گفتمان های مختلف و مناسبات قدرت تأکید دارد. در این مقاله، حکایت «ذکر بر دار کردن حسنک وزیر» که از جمله روایت های مهم تاریخ بیهقی ا ست با رویکرد تاریخ گرایی نو مورد ارزیابی قرار می گیرد تا نقش گفتمان و ایدئولوژی های مؤثر در این متن که به منظور پنهان کردن عاملیت حاکم در این ماجرا به کار می گیرد، بهتر نمایان شود. تحلیل این حکایت در دو بخش صورت گرفته است؛ بخش اول مربوط به مسعود غزنوی است که سکّان دار ماجرا بوده و در تلاش است تا کینه خود از حسنک را به صورت غیرمستقیم و به مدد حکمِ قدیمیِ خلیفه تلافی کند. بخش دوم نیز مربوط به بیهقی است که راوی حکایت بوده و به تأثر از گفتمان قدرت آن دوره، سخن را مطابق با میل سلطان جهت می دهد. او در بازگویی حوادث با قهرمان سازی و حذف مسعود در فرآیند گسست روایت، ضمن کم رنگ ساختن نقش او بر عاملیّت بوسهل افزوده و اَعمال مسعود را توجیه می کند .
۱۵۵۳۰۷.

تحلیل کاربردهای تشبیه طنز در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۶ تعداد دانلود : ۶۲۱
شاعران و نویسندگان متون ادب فارسی همواره برای انتقال روشن تر مفاهیم موردنظر خود از شگردهای بلاغی متنوعی بهره جسته اند. یکی از رایج ترین شگردهای ادبی تشبیه است تا جایی که هیچ متن ادبی را نمی توان یافت که از ظرفیت های هنری تشبیه برای انتقال مفاهیم بهره نبرده باشد. مولوی در کتاب مثنوی معنوی که یکی از بلیغ ترین متون تعلیمی- عرفانی فارسی است در کنار بهره مندی از شگردهای مناسب ادبی، تشبیه را با ساختارهای متنوع به کار گرفته است. در میان اقسام تشبیه در مثنوی معنوی گونه ای تشبیه مشاهده می شود که درونمایه طنز دارد و مولوی برای انتقال مضامینی ویژه از آن بهره برده است؛ این گونه تشبیه را تشبیه طنز نامیده اند. سنّت استفاده از شگردهای طنزپردازی در منظومه های عرفانی مانند بسیاری دیگر از نوآوری ها با سنایی آغاز می شود. مولوی علاوه بر تأثیرپذیری احتمالی از سنایی، خلاقیت های فراوانش را در طنزپردازی به ظهور رسانده است. یکی از گونه های طنز در مثنوی، تشبیهات معناداری است که صبغه فکاهی و طنز دارد. تبیین کارکردهای وجوه شبه طنزِ متنوعِ به کار رفته در تشبیهاتِ طنز مثنوی از زمینه های اساسی این تحقیق است. در این مقاله کوشش شده به شیوه توصیفی- تحلیلی موارد یافت شده در مثنوی معنوی براساس ساختار بلاغیشان بررسی شود
۱۵۵۳۰۸.

آموزه های تعلیمی در جامع الاسرار نورعلیشاه اصفهانی و شگرد های تعلیمی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۲ تعداد دانلود : ۵۳۶
جامع الاسرار رساله ای عرفانی تعلیمی است که محمد علی اصفهانی ملقب به نورعلیشاه (وفات 1212ق)، عارف مشهور اوایل قرن سیزدهم هجری، آن را به تقلید از گلستان سعدی، به نظم و نثر مسجع نوشته است. نورعلیشاه سرآمد عارفان دوره قاجار است که آثار عرفانی متعددی به نظم و نثر، از وی به جا مانده است. بررسی آثار وی به شناخت متون ادب عرفانی دوره قاجار کمک خواهد کرد. مقاله حاضر درصدد پاسخ گویی به این پرسش هاست: جامع الاسرار دارای چه آموزه های تعلیمی است و نورعلیشاه از چه شگرد هایی برای آموزش آن ها استفاده کرده است؟ در این پژوهش، آموزه های تعلیمی جامع الاسرار با شیوه توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت و آموزه های بارز آن در سه عنوان «عرفان نظری، اخلاقی تربیتی و عرفانی صوفیانه» دسته بندی شد. با وجود آنکه نورعلیشاه همچون شیخ اجل، سعدی، به آموزه های اخلاقی تربیتی توجه زیادی داشته و به دلیل اقبال عموم به گلستان سعدی مایل بوده است، همچون بسیاری دیگر، نظیره ای بر این شاهکار ادب فارسی بنویسد اما آموزه های عرفانی صوفیانه که علت غایی نگارش این رساله بوده، از دو آموزه دیگر در جامع الاسرار بیشتر است. همچنین مؤلف برای آموزش مفاهیم مورد نظر از دو روش مستقیم و غیرمستقیم و از شگرد هایی نظیر قصه گویی، آموزش از طریق گفت وگو بین شخصیت ها، آموزش از طریق مناجات، آموزش از طریق پند و اندرز و آموزش از طریق پرسش و پاسخ استفاده کرده و در نگارش این اثر، به تمام اقشار جامعه از افراد عامی تا خواص عارفان، به عنوان مخاطب توجه داشته است.
۱۵۵۳۰۹.

هستی و مرگ در پرتو تجربه های شهودی عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۵۱۲
نگرش عطار به هستی و مرگ برآمده از تجربه شهودی است. این تجربه ها حاکی از مواجهه آدمی با سطح پنهان هستی است. عطار شرح این شهود را تنها ازطریق زبان خواب یا زبان فکرت میسر می داند. مسئله اصلی مقاله این است که هستی در تجربه های شهودی عطار چگونه تصویر شده و تأثیر چنین نگرشی به تصور مرگ چیست؟ با بررسی مثنوی های عطار این نتایج حاصل شد که عناصر هستی در ظاهر، امور مقدر فیزیکی خود را انجام می دهند و در باطن، درد طلب آنان را به جنبش وامی دارد. آدمیان عموماً گرفتار سراب اند. آنکه به گنجِ قعر دریای عالم دست یابد، خداوند را چون آفتابی تابنده در این عالم خواهد دید. در قالب تمثیل ایاز و سلطان، وجه معشوقانه سلطان تصویر می شود که تنها در شهود و با «ترک عدد» آشکار می شود و خدا، جهان و انسان یکی است. با چنین نگرشی به هستی، با مرگ، جزء به کل می رسد و عین کلی می شود که با صورت پذیری از او جدا گشته بود. مرگ را نیز ازطریق تجربه های شبه مرگ مثل فنا، شهود تجلی خداوند و تجربه احوال قیامت در دنیا می توان تجربه کرد. برخی تصاویر شهودی از مرگ عبارت اند از رسیدن نور از بی جا، احساس خورشید در درون، خوردن خورشید، فرودآمدن خورشید و محو شبنم در دریا. عارفان گویی همزمان در دو جهان به سر می برند. آدمیان به مراتبِ کوشش خود در فراروی از حواس ظاهر امکان چنان تجاربی را خواهند داشت. چنین نگرشی در زوال ملال و معنادار گشتن هستی و مرگ مؤثر خواهد بود.
۱۵۵۳۱۰.

تحلیل ساختاری دروج در آیین مزدیسنا و اسطوره های پیشاآریایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۶ تعداد دانلود : ۶۱۷
دروج (دروغ) در نظر ایرانیان قبل از اسلام، بسیار ناپسند و زشت بوده است تا جایی که آن را یکی از دستیاران اهریمن می پنداشته و گاهی نیز دروج را خود اهریمن و دیو تصوّر می کرده اند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به ریشه یابی واژه «دروج» در زبان اوستایی می پردازد و با ژرف کاوی در ساختار واژگانی از یک سو، و کنکاش در مفاهیم تطبیقی، از سوی دیگر می کوشد تا صورتی دیگرگونه را از طرح مسئله به دست دهد. از این منظر، دروج در جایگاه یک مفهوم اهریمنی در گستره گسست های گفتمانی، با ایزدبانوان دوران پیشاآرایی مورد قیاس و سنجش قرار می گیرد و با تأمّل در خویشکاری های الهه های باستانی؛ نظیر میترا، آناهیتا و... سعی می شود تا دیگرگونی های معنایی و زبانی این مفهوم اهریمنی (دروج) توصیف شود. تکیه اصلی در این پژوهش بر تثبیت و تأیید چیستیِ مادینه دروج است. با توجّه به ویژگی زن سالاری بدوی و ایزدبانوان باستانی، جنبه مادینگی دروج استنتاج می شود. بررسی های به عمل آمده نیز نشان می دهد که صورت های کهن الگوهای مادینه در آیین مزدیسنا، از سویی دچار محدودیت و تغییر ماهیّتی شده و از سوی دیگر، کهن الگوهای مادینه ای که با مبانی آیین مزداپرستی در تقابل بوده، به صورت موجودات اهریمنی، تجلّی یافته اند. دروج یکی از این موجودات است.
۱۵۵۳۱۱.

روش شناسی پویایی سیستم های نرم: یک رویکرد سیستمی ترکیبی در پژوهش های کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۸۰ تعداد دانلود : ۵۲۱
کارآفرینی یک پدیده پیچیده و چندسطحی است و بر مبنای رئالیسم انتقادی، پدیده های پیچیده ای مانند کارآفرینی، در سیستم های باز رخ داده و در سطوح مختلفی از واقعیت عمل می کنند. برای مطالعه و بررسی دقیق چنین پدیده ای، استفاده از روش شناسی متناسب با آن ضروری است. محور کارآفرینی، ایجاد کسب وکار مخاطره آمیز جدید است که می تواند به عنوان فرایندی پویا، در قالب یک سیستم باز تعریف شود؛ این پدیده از تعامل عناصر فردی، سازمانی و محیطی شکل گرفته و عوامل مختلفی بر آن تأثیرگذارند.هدف این تحقیق، معرفی و ارائه یک روش شناسی سیستمی ترکیبی برای پژوهش های کارآفرینی و به ویژه مطالعات مربوط به ایجاد کسب وکار مخاطره آمیز جدید است که با مطالعه مروری روایتی روش شناسی های سیستمی در زمینه کسب وکار، انجام شده است.ازآنجایی که کارآفرینی، هم شامل جنبه های ذهنی است و هم جنبه های قابل مشاهده و اندازه گیری را دربرمی گیرد، ازاین رو برای انجام پژوهش درباره آن، نمی توان تنها از تفکر سیستمی نرم و روش شناسی سیستم های نرم استفاده کرد و یا اینکه فقط تفکر سیستمی سخت و پویایی شناسی سیستم را به کار گرفت. بنابراین، در پژوهش های کارآفرینی می توان برای مدل سازی فرایند کارآفرینی در قالب سیستمی پویا، از روش شناسی پویایی سیستم های نرم استفاده نمود که از ترکیب روش شناسی سیستم های نرم و پویایی شناسی سیستم در دهه های اخیر توسعه یافته است.
۱۵۵۳۱۲.

مضمون آفرینی در غزلیات کلیم کاشانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۱ تعداد دانلود : ۶۲۹
مضمون آفرینی فرایندی است که در آن نکته باریک، خیال دقیق، نازک بینی و صورت تازه از معنی آفریده شده باشد که مهمترین ویژگی شعر فارسی از قرن نهم به بعد تا سبک معروف به هندی است. مضمون مقوله ایست ساختاری و مربوط به فرم و ظرفیت های زبانی و عامل شکل گیری مضمون، قدرت تداعی شاعراز رهگذر شباهت ها، مجاورت و تضادهاست. کلیم کاشانی شاعر مضمون آفرین سبک هندی، با برخورداری از نگاهی ژرف و باریک بینانه به دنیای پیرامون خویش اشیا را با روشی متفاوت به کار می گیرد و با توجّه به عینیّت ها، اصول کلی و تصاویر خیالی و نیز کاربرد یک یا چند شگرد مضمون ساز به آفرینش مضامین تازه دست می زند و به شکل غیر مستقیم به بیان حالات نفسانی ناب خود می پردازد. در این پژوهش برای دستیابی به شگردهای مضمون سازی با اشیا و بررسی زاویه دید شاعر، شمع به عنوان یکی از عناصر مضمون ساز در غزلیات کلیم مورد مطالعه قرار گرفت و مشخص شد که در میان شگردهای مختلف مضمون آفرینی «اسلوب معادله» پربسامدترین روش به کار رفته است که شاید بتوان دلیل وجود این بسامد چشمگیر را به آمیختگی میان شاعران و عوام نسبت داد عاملی که انگیزه همه فهم بودن را در شاعران صفویّه تقویت کرده است.
۱۵۵۳۱۳.

تحلیل بینامتنی رمان قلب سگی و فرانکشتاین در بغداد بر مبنای بینامتنیت مایکل ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۵۵۳۱۴.

آموزه های ملی و مذهبی در مطابقت و درون مایه های آیینه خیال صائب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۹ تعداد دانلود : ۳۵۹
تصویرسازی از مهم ترین ارکان دستگاه بلاغت است که موجب بسط حوزه تخیل شاعر و گستردگی و پویایی عالم شعر می شود. بررسی دقیق تصویر می تواند علاوه بر نشان دادن گستره دایره خیال شاعر و آشکارسازی برخی از تمایلات و انگیزه های درونی او، معیاری برای تعیین ارزش هنری اثر و نوآوری های شاعر در عرصه خیال باشد. تصویر از مهم ترین ویژگی های سبکی سبک هندی است. سبک هندی در میان سبک های شعر فارسی، بیش ترین ارتباط را با بسترهای اجتماعی دارد. صائب تبریزی برجسته ترین شاعر این سبک است که دیوانش مملو از صور خیالی است که از زمینه های اجتماعی نشأت گرفته است. وی توجّه خاصی به زبان و فرهنگ عامه داشته است و کنایات و اصطلاحات رایج در عصر خود را به استخدام تصویرسازی شعر درآورده است. آموزه های ملی و مذهبی انعکاس پر رنگی در دیوان صائب دارد. در شعر او و هم عصرانش به عناصر جدیدی در ایجاد تصویر شعری برمی خوریم که در آثار متقدّمین وجود ندارد یا به ندرت قابل مشاهده است. صائب با تکیه بر گنجینه فولکوریک جامعه زمان خود، مضمون سازترین شاعر در بین همه شعرای فارسی زبان است. این پژوهش به شیوه تحلیل محتوا، به بررسی قلمرو خیال از منظر آموزه های ملی و مذهبی که صائب در ساختمان تصاویر شعری استخدام کرده، پرداخته است.
۱۵۵۳۱۵.

واکاوی «کهتری و مکانیسم های جبرانِ» شخصیتِ «معصومه» در رمان «سهم من» با تکیه بر روان شناسی آدلری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۳۹۶
«آلفرد آدلر» بنیان گذار روان شناسی فردی و یکی از نخستین منتقدانِ برجسته نظریه پسیکانالیز و آفریننده یک حرکت مکتبی به موازات آن است . آدلر انسان را موجود اجتماعی تعریف می کند از دید آدلر مسائل روان شناسی با ترجمه مسئله ارتباط بین انسان ها قابل حل می باشد. احساس حقارت و عقده حقارت دو اصطلاح مشهور روان شناسی فردی است. آدلر احساس حقارت را نیرویی می داند که به انسان عنایت شده است تا بدین وسیله رو به جوانب مثبت زندگی حرکت کند و رشد و تکامل یابد از سوی دیگر تاکید کرده است که شرایط نامساعد محیطی می تواند این احساس حقارت را به عقده حقارت منتهی کند. آدلر مفهوم جبران کاذب را در قلمرو روان شناسی برجسته ساخته که فرد برای تعادل بخشی روان خود از آن بهره می جوید. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به نقد روانکاوانه رمان «سهم من» پرداخته می شود و نگارنده با توجه به نظریه آدلر برای تبیین سبک زندگی، به علل پیدایی عقده حقارت و مکانیسم های جبران شخصیت اصلی رمان «معصومه» خواهد پرداخت. یافته های پژوهش نشان می دهد محیط از عوامل اصلی به وجود آمدن عقده حقارت، در شخصیت اصلی بوده است که از شرایط محیطی نامساعد خانواده و رفتار دیالکتیک مادر و پدر با فرزندان  نشات گرفته است بر این اساس احساس حقارت در وی شدت گرفته و پیدایش صورت عصبی در معصومه اشکال گوناگون عدم تعادل روانی را به وجود آورده است؛ لذا، برای تعادل بخشی تخیلی روان گسسته خود، جبران کاذب را در پیش گرفته که به بروز مشکلات عدیده در وی منتهی شده است
۱۵۵۳۱۶.

رئالیسم سوسیالیستی تطبیقی در ادبیّات داستانی آلمانی و روسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۴۱۶
ادبیّات داستانی، به عنوان یک نوع ادبی یا ژانر از لحاظ ساختار محتوا، همواره تحت تأثیر جریان های مختلف سیاسی و اجتماعی بوده است. ادبیّات جهان، پس از جنگ جهانی دوم، در نقش ابزاری برای تبلیغات در خدمت بازسازی جوامع بحران زده قرار گرفت. رئالیسم سوسیالیستی، مبتنی بر دورنمایی از جامعه سوسیالیستی و توصیف نیروهایی است که از درون، مشغول ساختن جامعه هستند. رمان نویس رئالیست، به ارائه تصویر درست تاریخی و ترسیم جلوه های مبارزاتی زندگی مردم، از ایدئولوژی مارکسیستی و ماتریالیسم تاریخی و توجّه به مفهوم مدرن کار در نگاه سوسیالیستی و تقدیس مردم گرایی، می پردازد. جستار حاضر، به بررسی سه اثر از سه نویسنده آلمانی و روسی؛ آنازگرس، کریستا ولف و میخائیل شولوخف از منظر واقع گرایی سوسیالیستی و انعکاس آن در آثار داستانی شان پرداخته است. گرچه این آثار در دوره های تقریباً متفاوتی از هم نوشته شده اند و درون مایه های متفاوتی نیز دارند، امّا هر یک به ترفندی، از این مبانی، به شیوه های مختلف بهره گرفته اند. نتایج این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی و بر مبنای داده کاوی کتابخانه ای صورت گرفته است، نشان می دهد که دیدگاه های میخائیل شولوخف در جهت نشان دادن آرمان های حکومت کمونیستی و بهره گیری از مؤلّفه های رئالیسم سوسیالیستی در مقایسه با فردیّت و توجّه به عشق در «آسمان تقسیم شده» ولف و «مرده ها جوان می مانند» اثر زگرس به صورت قوی تری عمل کرده است.
۱۵۵۳۱۷.

نقد ساختاری روایت در داستان کاوه آهنگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۵۹
انسان ماقبل تاریخ، با روایت اسطوره ها تفکر خود را بازمی نمود. در میان ملل مختلف و به خصوص ملت های دارای تمدن، اساطیر زیادی وجود دارد. ایران نیز دارای اساطیر و روایت های حماسی از دوران باستان خود است. هرکدام از این روایت ها بخشی از تفکرات ملی را بازمی نمایانند. یک نمونه از این روایت ها، داستان «فریدون و ضحاک» است که بخشی طولانی از این اساطیر را فرامی گیرد. یک بخش از این روایت کلان، حضور کاوه و قیام او علیه ضحاک، موضوع این مقاله است. این بخشِ به ظاهر کوتاه در ادبیات حماسی ایران، ارزشی بسیار زیاد پیدا کرده است. این روایت، استدلالی را در مورد «درفش کاویان»؛ یعنی پرچم ملی ایرانیان طرح می نماید. در این مقاله ساختار روایت این داستان، بر اساس روش روایت شناسی، مورد تحلیل قرار گرفته است. این روایت شناسی بر اساس توصیف روایت شناسانی چون تودوروف از ساختمان و عصاره داستان انجام گرفته است. با توجه به این ساختار، نکاتی درباره دلایل اهمیت این روایت و نحوه شکل گیری آن در عمق تاریخ مطرح و ارزش های این روایت، از این دیدگاه طرح می شود. نتیجه این بررسی این است که روایت کاوه و قیام او، یک روایت منحصربه فرد و آفریده ذهن طبقه عام مردم و ظلم دیدگان تاریخ است و آرزوی آن ها را در قالب یک اسطوره، از اعماق تاریخ بیان می کند.
۱۵۵۳۱۸.

درنگی بر مهم ترین خصیصه های سبکی غزلیات فیض کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۴۵۸
یکی از حوزه های بسیار فعال ادب پارسی، شاخه ادب عرفانی است که پیشینه بسیار استواری دارد و بخش گسترده ای از ادبیات ما را به خود اختصاص داده است. برای بررسی سیر تحوّل تصوف و عرفان و وضعیت آن در دوره ها و جاهای گوناگون نیاز است که آثار خلق شده در این حوزه بررسی و تحلیل شوند. ملا محسن فیض کاشانی از شخصیت های برجسته و تأثیرگذار عصر صفویه است که بیش از 200 اثر را بدو نسبت داده اند. از این حکیم و عارف برجسته، دیوان شعری به یادگار مانده است که حدود دوازده هزار بیت را در بر دارد. در این مقاله قصد بر آن است که غزلیات فیض از دیدگاه سبک شناختی مورد مطالعه قرار گیرد. بدین منظور غزلیات فیض در سه محور لفظی، معنایی و ادبی به صورت جداگانه بررسی خواهد شد. نکته قابل تأمّل این است که در غزلیات این شاعر برخی ویژگی های لفظی و ساختاری خاص وجود دارد که می توان از آن ها به عنوان ویژگی های سبکی این شاعر یاد کرد و در متن مقاله به تفصیل درباره آن ها سخن به میان خواهد آمد. لازم به ذکر است که مقاله پیش رو با ابزار کتابخانه ای و سند پژوهی در سه قلمرو زبانی، ادبی و فکری بر روی غزلیات فیض صورت پذیرفته است.
۱۵۵۳۱۹.

بررسی مضامین مقاومت و استعمار ستیزی در اشعار فرخی یزدی و پابلونرودا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۰ تعداد دانلود : ۹۱۱
ادبیات پایداری، معمولا به آثاری اطلاق می شود که تحت تأثیر شرایطی چون اختناق و استبداد داخلی،نبود آزادی های فردی و اجتماعی،غصب قدرت و سرزمین و سرمایه های ملی،قانون ستیزی و قانون-گریزی و غیره شکل می گیرند.زبان این گونه ی ادبی، صریح و شیوه ی ظهورش باتوجه به شرایط هر دوره ی تاریخی،متنوع و متفاوت است.ادبیات پایداری، مختص سرزمین خاصی نیست و درهنگام نبرد، شاعرانی که احساسات قوی تری دارند، به سرودن اشعاری با این مضامین می پردازند.فرخی یزدی، از شاعران و گویندگان عصر مشروطه ی ایران و پابلو نرودا از شیلی،به عنوان دو شاعر مطرح در زمینه ی ادبیات پایداری و مقاومت می باشند. اینان، همدوش با دیگر مردم، سلاح قلم را علیه دشمن بر دوش گرفته، عمیق ترین احساسات و عواطف خود را در زمینه ی استقلال ملت و حریّت مردم و ممکلت خود بیان کرده-اند. اینان هرکدام، زبانِ زمان خود بوده و با سروده هایشان، آزادی و عشق به وطن را فریاد زده-اند.آنچه دراین جستار بدان پرداخته شده، بررسی جلوه های مضامین مقاومت، استبدادستیزی و به-طورکلی مقوله های ادبیات پایداری در اشعار فرخی یزدی و نرودا می باشد.
۱۵۵۳۲۰.

تحلیلِ الگوی گفتمانیِ عناصرزبان شناختی و فرایندهای گفتمانِ رمانِ «چراغ ها را من خاموش می کنم»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۲ تعداد دانلود : ۷۲۰
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی میان رشته ای در حوزه های زبان شناسی، نقدادبی و جامعه شناسی است که بر کارکرد اجتماعی زبان در جامعه و سیاست و نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی تاکید می کند. بر اساسِ نظریه نورمن فرکلاف ، برای کشف لایه های زیرین و تحلیل الگوی گفتمانی، باید سه سطح «توصیف»، «تفسیر» و«تبیین» را بررسی کرد. برای دست یافتن به الگوی گفتمانی درسطح «تبیین» که سطح اصلی و بنیادین در بررسی جامعه شناسی زبان است، باید سطح «توصیف» (شاخص های زبان شناختی، عناصر صوری زبان و دستور زبان متن) و سطح «تفسیر» (فرایندهای گفتمان، بافت موقعیتی متن و عوامل بینامتنی) مورد توجّه قرار گیرد. در این مقاله که به روش تحلیلی- توصیفی به گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، روش تحلیل داده ها به روش کیفی وروش استدلال استقرایی(ازجز به کل) انجام شده می کوشیم برپایه نظریه گفتمانی نورمن فرکلاف، به بررسی رابطه دیالکتیک زبان و قدرت و زبان و گفتمان در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم صرفاً در دو سطح توصیف وتفسیر بپردازیم. دستاورد تحلیل گفتمانی این رمان این است که زویا پیرزاد با تسلط بر گونه های آوایی، واژگانی، ساختارجمله و انواع آن و شخصیت پردازی متن در این اثر، زیر ساختی مناسب برای ورود به سطوح دیگر تحلیل گفتمان انتقادی ایجادکرده است. کاربرد الگوی گفتمانی رمان چراغ ها را من خاموش می کنم، ازنظرفرکلاف، درسطح توصیف، یعنی توصیف عناصر زبان شناختی و ساخت های زبانی و در سطح تفسیر، یعنی تفسیر فرایند های گفتمان، گامی است در شناختِ لایه های زیرین این رمان و شناختِ ساختارها و کنش اجتماعی و جهان نگری انتقادی و جامعه شناختی.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان