امروزه، سرقت مواد و وسایل هسته ای به منظور ارتکاب اعمال تروریستی، مهم ترین کابوس فراروی جامعه جهانی است. در این زمینه، کنشگران نظام حقوق بین الملل با جرم انگاری سرقت هسته ای در کنوانسیون حفاظت فیزیکی از مواد هسته ای در سال 1979، بر تناسب سازی حقوق کیفری با جرائم برخاسته از فناوری اهتمام ورزیده اند. با ملاحظه سند یادشده و کنوانسیون سرکوب اعمال تروریسم هسته ای در سال 2005، ابعاد تروریستی و غیر تروریستی سرقت هسته ای آشکار و مقابله با آن ضروری است. در این مسیر، قانون گذار ایران با وجود اقدام های مناسبی، همچون جرم انگاری عدم اعلام سرقت منابع مولد اشعه و تروریستی شناختن سرقت عناصر و مواد هسته ای در قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم، هنوز راهبرد کیفری مقتدری، به ویژه در حوزه مبارزه با سرقت هسته ای در ابعاد تروریستی، ندارد. در مقابل، کنشگران تقنینی فدرال ایالات متحده آمریکا، جرم انگاری سرقت هسته ای را به صورت توأمان در ابعاد تروریسم هسته ای و غیرِ آن شناسایی کرده اند. در تکمیل این راهبرد، شفافیت در تعیین قلمروی موضوع جرم، ترسیم ضمانت اجراهای متناسب و شناسایی صلاحیت جهانی نیز در کانون توجه قرار گرفته است. با این مراتب، در این جستار قصد و تلاش بر آن است تا با بررسی و مقایسه مقررات کیفری ایران و فدرال ایالات متحده آمریکا در قبال سرقت هسته ای، راهبرد کیفری مناسبی در راستای مقابله با اعمال یادشده تعیین شود.
قاعده احسان ازجمله قواعد فقهی است که در جهت حمایت از اشخاص محسن، ضمان ناشی از اعمال آنان را منتفی میداند. مشابه این قاعده، نظریه«مصونیت نیکوکار»است که با سابقه ای دوهزارساله در حقوق کامن لا شکل گرفته و مانند «قاعده احسان»،نیکوکاران را معاف از مسئولیت می شمارد. هر یک از این قواعد، شرایطی را برای نیکوکار برشمرده اند که در دو شرطِ اقدام بر اساس حسن نیت یا انگیزه احسان و عدم دریافت عوض برای عمل انجام شده، اتفاق نظر دارند. صرف نظراز مسئله معافیت نیکوکاران که در منابع حقوقی متعددی بررسی شده است، موضوع قابل توجه حدود معافیت نیکوکاران از مسئولیت است که مطلق نیست. شخص نیکوکار نیز در شرایطی مسئول خسارات وارده از اعمال خود است؛ هرچند اقدام او با انگیزه احسان و بلاعوض باشد. ازجمله این موارد ایجاد خسارات عمدی، ضرر بیشتر و وجود تکلیف قانونی یا قراردادی در کمک به دیگران یا ایراد ضرر به صورت اتلاف است که این امر در قانون مجازات سابق به صراحت پیش بینی شده بود، لیکن حذف عباراتی در قانون جدید موجب تشکیک در امکان طرح مسئولیت مدنی نیکوکار شده است. در نظام حقوقی کامن لا نیز نیکوکاران معاف از مسئولیت نیستند و در فرضی که تکلیفی قانونی یا قراردادی داشته باشند یا اینکه موجبات ضرری بیش ازآنچه را حادثه برای قربانی ایجاد کرده است فراهم آورند و یا مرتکب تقصیر سنگین شوند، مسئولیت جبران خسارات وارده بر آنان تحمیل می گردد.
یکی از راهکارهای قانونی جبران نقض تعهد قراردادی و منافع وابسته بدان، الزام متعهد به انجام عین تعهد است. اتخاذ این شیوه از سوی نظام های حقوقی مختلف، گاه همچون ایران شیوه اصلی و اولیه و گاه همانند نظام حقوقی کامن لا شیوه فرعی و استثنائی است. ازآنجاکه تلقی این شیوه، به عنوان راهکار اصلی یا فرعیِ حمایت از منافع شخص زیان دیده از نقض قرارداد، به پوشش دادن طیف متفاوتی از زیان های وارده به وی می انجامد، این پرسش مطرح می گردد که چرا نظام حقوقی کامن لا، از این شیوه به عنوان راهکاری فرعی و استثنائی و نظام حقوقی ایران از آن به عنوان راهکار اصلی و اولیه جبران نقض تعهدات قراردادی استفاده می نماید. بر همین مبنا، این مقاله با هدف پاسخ به این پرسش و تعیین رویکرد بهتر در استفاده از این شیوه و بر مبنای روش تحلیلی به این نتیجه دست یافت که مهم ترین دلیل فرعی و استثنائی تلقی شدنِ این شیوه در نظام حقوقی کامن لا، وجوب رعایت اصل «لزوم کاهش خسارت» و مهم ترین دلیلِ اصلی تلقی شدن این شیوه در فقه امامیه و حقوق ایران، رعایت اصل «لزوم» است و با توجه به اینکه، فرعی تلقی گردیدن این شیوه در نظام حقوقی کامن لا، در تحت پوشش قرار دادن کلیه منافع قراردادی زیان دیده ناتوان است، رویکرد اتخاذی نظام حقوقی ایران در اصلی تلقی کردن این شیوه برای پوشش دادن منافع قراردادی، بهتر از رویکرد نظام حقوقی کامن لاست.
آثار تاریخی معماری ایرانی به شکل معناداری زنده اند و راوی تقدیر تاریخی ملت ایران هستند. شناخت این قدمت معنادار در صورتی محقق می شود که به حیات این آثار با نگاهی تفسیری پرداخته شود. استعانت از استعاره و رجوع به ادبیات عرفانی ایران –که دارای مفاهیمی مشابه با برخی وجوه حیاتی آثار تاریخی معماری ایران است- تعیین کننده خط مشئ کلی در این مقاله است. هدف مقاله بازشناسی و تبیین آن دسته از ظرفیت های ناشناخته آثار تاریخی معماری ایرانی است که به زنده انگاری و حیات آن ها -نسبت به دیگر مقوله های رایج بازشناسی این ظرفیت ها- مربوط می شود و مقدمه ایجاد تعامل صحیح بین انسان و اثر است. مسئله مقاله ارائه تعریفی جامع از پیر (یا مراد در ادبیات فارسی) بعنوان مفهومی فراتر از شناخت رایج و قابل تعمیم به هرآنچه دارای حیات است و مقایسه تطبیقی آن با آثار تاریخی معماری ایرانی است. بر همین اساس "پیر" در ادبیات فارسی مورد بررسی قرار گرفت و سپس با روش مطالعه تطبیقی شناخت حاصله را به عالم کالبدی معماری وارد و با روش تحلیلی دلیل امکان چنین مشابهتی اثبات گردید. اثر تاریخی معماری و پیر در بهره مندی از عقل فعال، کیفیت حیات، جذبه، متذکر بودن، مورد اعتماد بودن، حرمت انگیزی آثار پیری، سیروسلوک دارای تشابه هستند. نتیجه این مقاله آگاهی از این مسئله است که روح مکان اثر تاریخی معماری ایرانی دربردارنده کیفیتی از حیات است که حاصل حضور گذشتگان است و باعث می شود این آثار بتوانند نقش پیر را در جامعه ایفا کنند و از کالبدی موزه ای به محلی آرامش بخش و تربیت کننده تغییر نقش دهند.آثار تاریخی معماری ایرانی به شکل معناداری زنده اند و راوی تقدیر تاریخی ملت ایران هستند. شناخت این قدمت معنادار در صورتی محقق می شود که به حیات این آثار با نگاهی تفسیری پرداخته شود. استعانت از استعاره و رجوع به ادبیات عرفانی ایران –که دارای مفاهیمی مشابه با برخی وجوه حیاتی آثار تاریخی معماری ایران است- تعیین کننده خط مشئ کلی در این مقاله است. هدف مقاله بازشناسی و تبیین آن دسته از ظرفیت های ناشناخته آثار تاریخی معماری ایرانی است که به زنده انگاری و حیات آن ها -نسبت به دیگر مقوله های رایج بازشناسی این ظرفیت ها- مربوط می شود و مقدمه ایجاد تعامل صحیح بین انسان و اثر است. مسئله مقاله ارائه تعریفی جامع از پیر (یا مراد در ادبیات فارسی) بعنوان مفهومی فراتر از شناخت رایج و قابل تعمیم به هرآنچه دارای حیات است و مقایسه تطبیقی آن با آثار تاریخی معماری ایرانی است. بر همین اساس "پیر" در ادبیات فارسی مورد بررسی قرار گرفت و سپس با روش مطالعه تطبیقی شناخت حاصله را به عالم کالبدی معماری وارد و با روش تحلیلی دلیل امکان چنین مشابهتی اثبات گردید. اثر تاریخی معماری و پیر در بهره مندی از عقل فعال، کیفیت حیات، جذبه، متذکر بودن، مورد اعتماد بودن، حرمت انگیزی آثار پیری، سیروسلوک دارای تشابه هستند. نتیجه این مقاله آگاهی از این مسئله است که روح مکان اثر تاریخی معماری ایرانی دربردارنده کیفیتی از حیات است که حاصل حضور گذشتگان است و باعث می شود این آثار بتوانند نقش پیر را در جامعه ایفا کنند و از کالبدی موزه ای به محلی آرامش بخش و تربیت کننده تغییر نقش دهند.
موضوع مسئولیت کیفری سبب اقوی از مباشر، مسأله ای واجد اهمیت در حقوق کیفری است چرا که به طور معمول، شخص یا اشخاصی در ارتکاب جرم و عنصر مادی آن مستقیماً نقش دارند، و همان شخص یا اشخاص که مباشر و شرکا در جرم شناخته می شوند، دارای مسئولیت کیفری هستند. بنابراین احراز رابطه ی سببیت میان عمل مرتکب و نتیجه ی واقعه و مسئول قلمداد نمودن وی، کار چندان سختی نیست. با این حال در مواردی ممکن است که شخص مباشر جرم، با وجود مداخله ی مستقیم در عنصر مادی جرم، فاقد مسئولیت بوده و در عوض فردی دیگر که در عملیات اجرایی نقش نداشته (مسبب) دارای مسئولیت کیفری شناخته شود. اما چگونگی تعیین مجازات سبب، علاوه بر ابهاماتی که در تشخیص سبب اقوی از مباشر وجود دارد، با توجه به عدم مداقه قانون گذار، از مباحث ابهام بر انگیز در قانون مجازت اسلامی است. از آن جا که خاستگاه رابطه ی سببیت و سبب اقوی از مباشر ابتدا از کشور انگلستان بوده و سپس به رویه ی قضایی کشورهای دیگر از جمله کشور آمریکا و ایران راه یافته، در نوشتار حاضر با توجه به شباهت های سبب اقوی از مباشر، با مسئولیت علت مداخله گر وابسته در حقوق کیفری انگلستان، به بررسی چگونگی تعیین مجازات آن در حقوق کیفری ایران و انگلستان خواهیم پرداخت.
مقاله حاضر درصدد بررسی تطبیقی مبانی قانونی و فقهی و اخلاقی اتانازی در حقوق ایران و سوئیس است. از این منظر پس از بسط فضای مفهومی موضوع و بیان جنبه مسئله مند بودن آن، به بررسی اهمیت مبانی قانونی و فقهی و اخلاقی اتانازی خواهد پرداخت. مطابق با مستندات موضوعی ارائه شده در این مقاله، روش تحقیق، تطبیقی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای می باشد. در ادامه این سوال مطرح است که چه تفاوت هایی از حیث مبانی قانونی، فقهی و اخلاقی درخصوص اتانازی در حقوق ایران و سوئیس دیده می شود؟ یافته های این مطالعه، حاکی از آن است که: در کشور ایران برخلاف سوئیس، انجام اتانازی از لحاظ اخلاقی نادرست تلقی شده که با نظم عمومی، اخلاق حسنه و دین اسلام در تضاد است و انجام آن قتل عمد محسوب می شود و مجازات شخصی که دست به این اقدام بزند براساس روح سایر مواد در قانون مجازات، مجازات خواهد شد. درنهایت یافته ها نشان می دهد که نبود مواد قانونی مستقلی همانند کشور سوئیس در رابطه با اتانازی در قانون ایران خالی از ایراد نیست، لذا در این راستا پیشنهاد می شود تا قانونگذار ایران در رابطه با اتانازی اقدام به قانونگذاری نماید و مبحث مستقلی را به آن اختصاص دهد، که در صورت انجام آن می توان شاهد کاهش بسیاری از سردرگرمی های قانونی مربوط به این مسئله بود.
این مقاله به پویش های ژئوپلیتیک انرژی عراق و تحولات سیاسی و اقتصادی جهانی و منطقه ای مترتب بر آن در آینده می پردازد. هدف نویسندگان تحلیل روندهای کلان مؤثر بر صنعت انرژی عراق به منظور ارائه تصویری روشن از آینده کنشگری ایران در ژئوپلیتیک انرژی این کشور است. سیاست عراق مبنی بر تنوع بخشی بر مبادی واردات انرژی، توسعه زیرساخت انرژی های تجدید پذیر، گسترش سرمایه گذاری خارجی و درعین حال تحریم های اقتصادی ایالات متحده امریکا، ازجمله روندهای اثرگذار در آینده کنشگری ایران در ژئوپلیتیک انرژی عراق است. بر این اساس، سؤال مقاله این است که کلان روندهای سیاسی و اقتصادی حاکم بر بازار انرژی عراق، چه تأثیری بر جایگاه ایران در آینده ژئوپلیتیک انرژی این کشور خواهد داشت؟ استدلال نویسندگان این است که تداوم روندهای سیاسی و اقتصادی کلان موجود در میان مدت، موجب می شود مزیت انحصاری ژئوپلیتیک ایران در شبکه اقتصاد انرژی عراق با چالش مواجه شود. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل روند بوده است. واژگان کلیدی: ژئوپلیتیک انرژی، انرژی های تجدید پذیر، قدرت های بزرگ و تحریم.
در پیش گرفتن رویکرد انزواگرایی روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی باعث افزایش دامنه نفوذ غرب به حیات خلوت این کشور شده است. این امر کشور روسیه را برآن داشته است تا با ابزارهای مختلف به مقابله با این نفوذ برخیزد. ازجمله ابزارهای مورد توجه مسکو می توان به انحصارطلبی اشاره کرد. چنانچه این کشور تلاش دارد که انحصار انتقال انرژی این منطقه به بازارهای بین المللی در جهت تأمین منافع و وابستگی بیشتر اتحادیه اروپا را در اختیار خود داشته باشد. لذا این پژوه در راستای پاسخ به این سوال برآمده است که راهبرد اتحادیه اروپا در قبال انحصارطلبی تولید و انتقال انرژی آسیای مرکزی به وسیله روسیه چه خواهد بود. فرضیه مطرح شده چنین بیان می دارد که اتحادیه اروپا به منظور خارج کردن انحصار انرژی مسکو درآسیای مرکزی ، در صدد سرمایه گذاری در میادین انرژی این کشور و همچنین ایجاد یک همگرایی اقتصادی-سیاسی در این منطقه می باشد. روش پژوهش در این مقاله از نوع توصیفی تبیینی و اطلاعات لازم به شیوه کتابخانه ای جمع آوری گردیده است.
عقلانیت در معرفت شناسی، مفهومی هنجاری است و وقتی باوری را معقول به حساب می آوریم، حاکی از این است که وظیفه ای معرفت شناختی را در پذیرفتن آن رعایت کرده ایم. هدف از نوشتار این مقاله، بهره گیری از کارکرد نظریه عقلانیت انقلابی و ترویج این گفتمان، ضمن تاکید بر ارزش ها و آرمان ها، از منظر آیت الله خامنه ای، با توجه به بازخوانی عقل سیاسی و انقلابی و مدل نظری عقلانیت ماکس وبر است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که رابطه میان انقلابی گری با عقلانیت چگونه است و مهم ترین مبانی عقلانیت انقلابی کدامند؟ همچنین موانع عقلانیت را نیز مورد کاووش قرار خواهیم داد. از این رو پژوهش حاضر ضمن تمرکز بر این پرسش ها، می کوشد داده های لازم را از طریق مطالعه کتابخانه ای استخراج و به روش توصیفی- تحلیلی آن ها را مورد واکاوی و تجزیه وتحلیل قرار دهد. یافته های اولیه پژوهش حاکی از آن است که نگاه و جایگاه عقلانیت انقلابی در اندیشه آیت الله خامنه ای مبتنی بر گزاره هایی چون: سعادت و غایت جامعه سیاسی، سیاست دین محور، تطبیق آرمان و واقعیت، سیاست اصل محور و مبتنی بر مردم سالاری دینی است. مفهوم عقلانیت در اندیشه مقام معظم رهبری را می توان در چند مؤلفه خلاصه نمود. اول، داشتن رویکرد منطقی و محاسبه گر. دوم، نگاه انقلابی و به دور از محافظه کاری. سوم، توجه به واقعیات و وضعیت موجود.
براساس دیدگاه اقتصاددانان نهادگرا، ضعف ساختار و عملکرد نهادها یکی از دلایل توسعه نیافتگی کشورها است. حکمرانی خوب به عنوان فرصتی برای افزایش رشد اقتصادی، امنیت اقتصادی و بهبود فضای کسب وکار می تواند نقش بسزایی در رسیدن به اهداف توسعه پایدار ایفا کند. امروزه تمایلات زیادی برای درک ماهیت مولفه های حکمرانی به عنوان ابزار ارتقاء فرایند توسعه یافتگی وجود دارد. در این مسیر ایجاد شفافیت اطلاعاتی و تولید، تحلیل و ارائه اطلاعات درست، دقیق و به روز و دسترسی آزاد به اطلاعات نیز از موارد ضروری به نظر می رسد، به موازات پایبندی و اجرای این اصول توسط حاکمیت هر کشوری، ضروری است تشکل ها در حوزه اقتصادی تلاش کرده و از بخش خصوصی و توسعه آن در کشور پشتیبانی کنند و برای ترویج و نهادینه کردن رقابت پذیری در اقتصاد کشور به عنوان یکی از ارکان حکمرانی خوب، اقدامات لازم را انجام دهند که می توان به مواردی از قبیل ارتقای توانمندی بخش خصوصی در کشور، ترویج و نهادینه کردن کارآیی، اثربخشی و کارآمدی در همه برنامه های اقتصادی و صنعتی، کمک به ارتقای توانمندی، دانش و مهارت حرفه ای بخش خصوصی، کمک به افزایش قابلیت های مدیریتی، پشتیبانی از عرضه کالاها و خدمات باکیفیت، برنامه ریزی و اقدام در جهت پیشبرد فناوری و قابلیت های تکنیکی بخش خصوصی و افزایش مطلوبیت بخش خصوصی در جامعه اشاره کرد؛ این نوشتار باهدف کاربردی و بصورت توصیفی انجام شده است، توصیفی از این جهت که به مطالعه وضعیت کنونی نظام بانکی بر اساس مؤلفه های حکمرانی خوب می پردازد.
از آنجا که فرمایش امام خمینی(ره)، مبنی بر «قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است، ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم»، در جریان پذیرش قطعنامه 598، ممکن است این شائبه را ایجاد کند که جنگ با پیروزی خاتمه نیافته است، ضرورت دارد که واقعیت مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد. این مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است، شرایط زمانی و موقعیت جبهه ها و نیز موضع ایران و عراق در زمان صدور قطعنامه 598 و محتوا و تفاوت های آن با سایر قطعنامه های صادره در خصوص جنگ تحمیلی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین حوادث و اتفاقات پیش آمده در مقطع پایانی جنگ را از طریق مطالعه کتابخانه ای و اسنادی مورد مطالعه قرار داده و از طریق تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده روشن کرده است که جمهوری اسلامی ایران با پیروزی کامل جنگ را به پایان برده و جنگ با تحمیل شکستی سخت بر رژیم بعثی عراق و بر همه حامیان آن خاتمه یافته است.
عملیات والفجر 8 یا فتح فاو به دلیل نقشی که در ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی تحولات دفاع مقدس و معادلات سیاسی- ملی، منطقه ای و بین المللی داشته، از ابعاد و زوایای مختلف قابل تحلیل است. منطقه فاو یکی از مناطق مسکوت جنگ تلقی می شد که با توجه به شرایط سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران در آن برهه زمانی مورد توجه فرماندهان جنگ قرار گرفت. این مسئله ضرورت انجام عملیات با اهداف راهبردی و مؤثر در سرنوشت جنگ را دو چندان می کرد. عملیات فتح فاو (والفجر 8) بعد از دو عملیات خیبر و بدر، بزرگ ترین عملیاتی بود که سپاه، آن را در نیمه دوم سال 1364 طرح ریزی و اجرا کرد. انجام عملیات گسترده و بزرگ در این منطقه حساس، نیاز به طراحی دقیق، اقدامات خاص مهندسی، کار اطلاعاتی ویژه و پشتیبانی و ترابری سنگین داشت که با توجه به حضور دشمن در منطقه و وجود ستون پنجم نیاز به رعایت دقیق اصول حفاظتی، به خصوص حفاظت در گفتار و اصل غافلگیری بود و رزمندگان اسلام به حمدالله با رعایت این مهم به اهداف مد نظرعملیات دست یافتند. این تحقیق که حاصل فعالیتی پژوهشی است، به لحاظ هدف کاربردی و از حیث روش تحقیق متکی به روش توصیفی- استنتاجی است. اطلاعات مورد نیاز با مطالعه در منابع و اسناد با بهره گیری از ابزار فیش برداری عوامل موفقیت عملیات والفجر 8، احصا و با توجه به عنوان، نسبت به تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر با نگاه سیستمی اقدام شد. حاصل این تلاش رسیدن به مدل سیستمی عملیات والفجر 8 بوده است. در این مقاله با موضوعاتی از قبیل حفاظت اطلاعات، حفظ سرّ و رازداری از منظر احادیث، اصل غافلگیری و سیستم اطلاعات مدیریت و نقش آن در نتایج عملیات مذکور آشنا خواهید شد. امید است این نوشته دریچه ای نو برای تحلیل سیستمی عملیات های مختلف دفاع مقدس پیش روی خوانندگان عزیز باز و آنان را ترغیب به تکمیل مقاله مذکور و تحریر مقالات مشابه در سایر عملیات های دفاع مقدس کند.
پدیده جنگ در کلیه منابع، اشاره به منازعه ی مسلحانه دارد. بی تردید شیوه های جنگ با پیشرفت تکنولوژی نیز تغییر کرده است. جنگ های نیابتی در انتخاب شیوه ها و تاکتیک با دیگر جنگ ها تفاوت دارد. هدف پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل تاکتیک های نظامی گروه تکفیری داعش و اولویت بندی آنها در جنگ نیابتی و ارائه راهکارهای مناسب برای مقابله با آن است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و روش آن توصیفی – تحلیلی می باشد. تلاش شده است تا اطلاعات پیرامون تاکتیک های نظامی داعش، با استفاده از روش کتابخانه ای و مراجعه به اسناد و مدارک موجود، مصاحبه با افراد خبره در منطقه و تجربه محقق و همچنین از طریق پرسشنامه گردآوری شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که داعش در عملیات های نظامی (رزم) خود به طور عمده از تاکتیک های کمین 80%، انتحاری 75%، تاخت 70%، استفاده از زمین 75% و تاکتیک های روانی (رعب وحشت 90%، شایعه 75%، عوام فریبی 65%، تفرقه و غیره بیشترین بهره را برده است). همچنین داعش از آموزش و تجهیز نیروها با استفاده از مدرن ترین و به روزترین تجهیزات بهره برداری کرده است. برای مقابله با تاکتیک های داعش پیشنهادهایی چون اجرای کمین در عمق، اجرای تاخت در سحرگاه و...، با در نظر گرفتن شرایط محیطی و بالا بردن سطح رفاه مردم (آموزش، بهداشت، توسعه کشاورزی و غیره)، ارائه شده است.
«سرمایه اجتماعی» به عنوان یکی از مفاهیم کاربردی و عمده در مکاتب جامعه شناسی جدید؛ از عوامل اساسی نیل به اهداف اجتماعی نیز محسوب می شود. نوشتار پیش رو قصد دارد تا با مشخص نمودن عناصر کمی و کیفی سرمایه اجتماعی در دوران دفاع مقدس، به بررسی و تأثیر آن بر تداوم انقلاب اسلامی ایران بپردازد. از این رو موضوع عمده این نوشتار چگونگی کارکرد سرمایه اجتماعی و معنوی در دوران دفاع مقدس می باشد. فرض اصلی بر این است که دفاع مقدس به تأسی از فرهنگ عاشورایی اسلام به تولید سرمایه اجتماعی و معنوی بالایی پرداخته و بدین ترتیب موجبات مقاومت و بالندگی جامعه اسلامی ایران در برابر تمام قدرت های استکباری جهان را فراهم نموده است. روش به کار گرفته شده در این تحقیق «توصیفی- تاریخی و تحلیلی» است؛ همچنین این نوشتار کوشیده است تا به کمک روش تحقیق اسنادی، ضمن مطالعه متون و آثار مربوط به دوران دفاع مقدس، با استفاده از تکنیک «سند پژوهی» به استخراج و تحلیل مصادیق پیروی از فرهنگ عاشورای حسینی (ع) و مفاهیم مرتبط با سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن، بپردازد. در این تحقیق مؤلفه های ساختاری، شناختی و ارتباطی سرمایه اجتماعی در زمان دفاع مقدس به صورت جداگانه؛ شناسایی و مورد بررسی قرار گرفته است. در همین راستا مدلی از مهم ترین مصادیق سرمایه اجتماعی و معنوی دفاع مقدس نیز ارائه شده است. محققان در پایان به این نتیجه رسیده اند که دوران طلایی دفاع مقدس، با پیروی از مکتب حسینی (ع) به تولید، غنا بخشیدن و تقویت سرمایه اجتماعی –آن چنان که در اسلام موجود می باشد- پرداخته و این سرمایه ها موجب مقاومت و پیروزی در زمان جنگ تحمیلی شده است. به نظر می رسد احیا و توسعه انقلاب اسلامی و همچنین بیداری ملل مسلمان دنیا در مسیر مبارزه با دشمنان، بدون رعایت مدل مذکور امکان پذیر نمی باشد.
A conflict can involve anything from a personal disagreement between two people to the emergence of a world war. When a conflict arises, a combination of the main components of geopolitics (geography, politics and power) plays a role in its formation. Thus, the roots of the conflict can be explained in the frame of the principles of geopolitics. Most of the conflicts in Africa occur in 0-15 degrees north. The current study is a work of “basic research”. In terms of nature and method, it is “descriptive” and in terms of attitude, it falls in the category of “descriptive-analytic” research. Data gathering was done by a documentary method and through consulting library resources. The data analysis method was qualitative. The research set out to find an answer to the following question: “From a geopolitical point of view, which factors affect interstate and intrastate conflicts in circle 0 to 15th parallel north of Africa?” The current study has explained the roots of the conflicts from a geopolitical perspective through studying the conflicts in circle 0 to 15th parallel north of Africa. This study led to the presentation and introduction of 26 geopolitical root causes for conflicts.
پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های الگوی بازی جنگ راهبردی و اعتبارسنجی آن در ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر رویکردی آمیخته (کیفی- کمی) و با روش توصیفی از نوع اکتشافی- علّی صورت گرفته است. جامعه آماری برای فرآیند مصاحبه، شامل خبرگان حوزه بازی جنگ در سطح نیروهای مسلح بوده اند که به روش هدفمند قضاوتی و مبتنی بر معیارهایی به شناسایی آنان پرداخته شد و تعداد 12 نفر تا مرحله اشباع نظری داده ها در فرایند مصاحبه مشارکت نمودند. همچنین جامعه آماری برای توزیع پرسشنامه، شامل برخی از فرماندهان، معاونین و مسئولین نیروهای مسلح و دانشگاه های سازمانی بوده اند که حداقل دارای مدرک کارشناسی ارشد، آشنا با حوزه بازی جنگ و جایگاه سازمانی 18 راهبردی می باشند. با توجه به تعداد محدود جامعه آماری (46 نفر)، از روش سرشماری برای توزیع پرسشنامه ها استفاده گردید. ابزار جمع آوری داده ها در مرحله اول شامل مطالعه اسناد و مدارک و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان برای ارائه الگو و در مرحله دوم پرسشنامه 87 سؤالی برای اعتبارسنجی آن می باشد که روایی آن به دو روش همگرایی و تشخیصی و پایایی پرسشنامه به روش پایایی مرکب و آلفای کرونباخ تأیید گردیده است. تجزیه وتحلیل داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوا (تِماتیک) و داده های کمی با استفاده از روش تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار Smart-PLS 3 انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی بازی جنگ راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران دارای سه بُعد، "طراحی بازی جنگ"، "اجرای بازی جنگ" و "ارزیابی بازی جنگ" راهبردی می باشد که از 18 مؤلفه و 87 شاخص تشکیل یافته است. همچنین نتایج بخش کمی گویای آن است که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های احصاء شده بخوبی الگوی بازی جنگ راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران را پشتیبانی نموده اند.
فرماندهی معظم و معزز کل قوا <sup>(مدظله العالی)</sup> برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه نموده اند اول: جنگ روانی، دوم: جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی؛ بر همین اساس هدف این مطالعه تدوین سناریوهای محتمل عملیات روانی دشمن علیه سرمایه های انسانی آجا می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش جزء تحقیقات اکتشافی آینده پژوهانه است که به روش سناریونویسی انجام شده است. در این پژوهش با استفاده از مرور ادبیات و جلسات خبرگی، داده های اولیه گردآوری شده اند. با بهره گیری از خبرگی صاحب نظران از میان انبوهی از عوامل و پیشران های مؤثر بر عملیات روانی علیه آجا؛ شناسایی و چارچوب سناریوها تبیین شده است. جامعه آماری تحقیق یک گروه راهبری به استعداد 10 نفر و یک گروه کارشناسی به استعداد 6 نفر در تدوین سناریوها همکاری نموده اند. با استفاده از چارچوب الگوی پیتر شوارتز و روش های کمی سازی رولاند برگر، بر اساس رتبه بندی عوامل کلیدی و پیشران های شناسایی شده بر اساس اهمیت و عدم قطعیت توسط خبرگان در نهایت دو عامل انسجام میان ارتش و نیروهای مسلح (ستاد کل، سپاه، ناجا و وزارت دفاع)، ایجاد خلل و تردید در باورهای دینی، انقلابی و ملی (هویت زدایی) رتبه بالاتری به دست آوردند که با قرارگیری در محورهای یک ماتریس، مبنای شکل گیری چهار سناریو با عناوین؛ تفرقه افکنی، شکست اراده، جذب و استحاله و فریب و فتنه گردید.
تهدیدهای سایبری طی سال های اخیر بر علیه جمهوری اسلامی ایران از روند رو به رشدی برخوردار شده است. فضای سایبری، اگر چه پس از زمین، دریا، هوا و فضا، به عنوان بعد پنجم نبردهای نظامی در نظر گرفته شده، لیکن بواسطه برخورداری از تفاوت های عمده ای هم چون؛ تغییرات بسیار سریع، گسترده و مداومِ، گمنامی کاربران، بی مرزی، آشوبناکی و ترکیب آن با سایر ابعاد جنگ ها، نسبت به سایر محیط های عملیاتی، از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار است. هدف اصلی مقاله دستیابی به راهبردهای دفاع سایبری کشور در برابر تهدیدهای سایبری دشمن در افق چشم انداز 1405 می باشد که پس از ارائه مطالبی مربوط به شناخت تهدیدها و توانمندی های سایبری دشمن، راه کارهای لازم جهت مقابله با تهدیدهای آنان به بررسی عملکرد کشور در استفاده از فناوری های دفاع سایبری می پردازد. این پژوهش کاربردی و توسعه ای، روش تحقیق آن آمیخته از نوع موردی-زمینه ای، روش گردآوری اطلاعات اسنادی و پیمایشی و ابزار آن مصاحبه و جامعه آماری60 نفر تعیین شده که با استفاده از ماتریس SWOT جهت تجزیه و تحلیل محیط داخل و خارج و تدوین راهبردها و از نرم افزار TOPSIS در تعیین اولویت بندی راهبردهای دفاع سایبری کشور در مقابله با تهدیدهای سایبری دشمن استفاده گردیده و مهمترین راهبرد آن بومی سازی و هوشمندسازی سامانه های نرم افزاری و سخت افزاری سایبری کشور از منظر فرآیندها، نظامات، استانداردها، پروتکل ها، رویه ها و روال ها با استفاده از توان و ظرفیت های علمی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور با هدف مصون سازی و افزایش بازدارندگی سایبری در برابر تهدیدها و حمله های سایبری دشمن است.
این مقاله سعی دارد ضمن بررسی علل وقوع جنگ ها به خصوص جنگ ایران و عراق، به بررسی دیدگاه های تحلیل گران دفاعی و امنیتی پیرامون دفاع مقدس، بپردازد. از این رو با توجه به ماهیت عنوان و همچنین در مسیر پاسخگویی به پرسش مقاله، در این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. این مقاله از نظر نوع تحقیق در دسته پژوهش های نظری – کاربردی قرار دارد. روش و ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها نیز به شیوه کتابخانه ای – اسنادی، رجوع به سخنرانی ها و فرمایشات امام (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و منابع اینترنتی می باشد. با تجزیه و تحلیل داده ها می توان به سؤال اصلی مقاله که همان «نگرش و دیدگاه اندیشمندان دفاعی و امنیتی پیرامون جنگ تحمیلی عراق علیه ایران چیست؟» است، پاسخ داد. در پاسخ به این سؤال باید گفت که: عامل اصلی برپایی جنگ بین ایران و عراق جدال دو ابرقدرت بزرگ به نام غرب و شرق بودن. این قدرت ها انقلاب نوپای جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تهدیدی بزرگ برای اهداف خود قلمداد می کردند. لذا به واسطه عراق وارد جنگ با ایران شدند. نتایج تحقیق که با جمع بندی دیدگاه های مختلف به خصوص دیدگاه های امامین انقلاب اسلامی درباره دفاع مقدس احصاء شده است بیانگر آن است که نقطه اشتراک تمامی نظریه های پیرامون جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، تأکید بر تغییر وضعیت پیامدها به عنوان بستر اصلی وقوع جنگ و تحریک اختلافات مرزی در پی خلأ قدرت و تلاش عراق برای جبران آن و از همه مهم تر نقش دو ابرقدرت غرب و شرق بوده است.