ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲٬۲۰۱ تا ۸۲٬۲۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۸۲۲۰۱.

مطالعه تطبیقی اسناد، قوانین و مقررات مرتبط با حضور کودک در فضای مجازی در ایران، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۳۶
فضای مجازی در سال های گذشته، به سمت استفاده هرچه بیشتر کودکان از آن حرکت کرده است، تا جایی که به نظر می رسد با شیوع بیماری کرونا در جهان، رابطه کودکان و فضای مجازی، از اساس، دستخوش تغییرات جدی و بنیادین شده است و شبکه های اجتماعی – برخلاف گذشته- تا حد زیادی به محل حضور کودکان تبدیل شده اند، به گونه ای که فضای مجازی و رسانه های اجتماعی، به ابزاری مهم برای آموزش کودکان بدل شده و ابزارها و دسترسی های اتصال به اینترنت، بیش از گذشته –البته بدون استقرار زیرساخت های فنی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی لازم- برای حضور و استفاده کودکان فراهم شده است. از این رو، برای حضور گسترده و ایمن کودکان در فضای مجازی، سیاست گذاری، تنظیم گری و قانون گذاری همگرا در بخش های مختلف، ضروری است. این مقاله درصدد است مضامین اصلی این حوزه را به صورتی جامع و مانع، معرفی کند. در پژوهش پشتیبان این مقاله، با هدف دستیابی به اصول اساسی نظام حقوقی فضای مجازی برای کودک، دو مسیر موازی طراحی شد؛ ابتدا با مشارکت 20 تن از خبرگان و فعالان فضای مجازی- اعم از اساتید دانشگاه، پژوهشگران و صاحبان کسب وکارهای مجازی در حوزه کودک- از طریق روش دلفی، الزامات سیاستی اساسی فضای مجازی مخصوص کودکان را در محیط فعلی ایران، شناسایی کردیم و پس از آن، با بررسی اسنادی و تحلیل مضمون اسناد سیاستی مرتبط با حضور کودک در فضای مجازی در ایران، آمریکا و اتحادیه اروپا و مطالعه تطبیقی آنها، مبانی سیاستی قوانین وضع شده موجود، به دقت احصا شد. در نهایت، مضامین موجود در اسناد سیاستی فعلی با الزامات هفده گانه کشف شده از خروجی دلفی، مقایسه شد و نقاط مورد تأکید و موارد فراموش شده در حوزه سیاستگذاری در این حوزه به دست آمد.
۸۲۲۰۲.

شبکه های اجتماعی(تلگرام) به مثابه حوزه عمومی (با تأکید بر گروه های پیام رسان تلگرامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۲۸
شبکه اجتماعی را می توان عرصه پیچیده از روابط انسانی قلمداد کرد که در عصر حاضر و در میان کنشگران اجتماعی ظهور کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی مولفه های اصلی تشکیل دهنده حوزه عمومی و تطبیق آن با شبکه اجتماعی تلگرام می باشد. این تحقیق با روش کیفی و بهره گیری از رویکرد تحلیل محتوا صورت گرفته است؛ برای این پژوهش در بازه زمانی یک هفته تعداد 9 گروه تلگرامی بصورت هدفمند انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفته اند. مطالعات نشان می دهد شبکه اجتماعی تلگرام علارغم ظرفیت های بالقوه و بالفعل خود که فرصت مناسبی برای انتشار و نقد و بررسی مطالب مربوط به واقیعت های اجتماعی، امکان آزادی بیشتر و ... را دارد. این شبکه را نمی توان به مثابه حوزه عمومی قلمداد کرد، اما می تواند به امر شکل گیری حوزه عمومی کمک شایانی داشته باشد. قابل ذکر است که از میان مولفه های حوزه عمومی؛ " مطرح شدن موضوعات مدنی" بیش از سایر مولفه ها به حوزه عمومی نزدیک شده است اما مولفه" آزادی بیان، برابری در گفتگو و ایجاد فضای گفتمانی" شکل تضیف شده و تغییر شکل یافته ای از حوزه عمومی را به نمایش می گذارند.
۸۲۲۰۳.

تاملی بر یافته های گزارش «رسانه» هیات ویژه گزارش ملی سیلاب ها: یک مقایسه تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۰۳ تعداد دانلود : ۳۴۶
در این مقاله، نتایج گزارش کارگروه اجتماعی، فرهنگی و رسانه هیات ویژه گزارش ملی سیلاب ها در خصوص عملکرد مطبوعات، خبرگزاری ها، رادیو و تلویزیون، شبکه های اجتماعی و روابط عمومی ها در مدیریت بحران سیلابهای سال 98 ارزیابی و به صورت مقایسه ای مطالعه شده است. روش، اسنادی و از نوع «مروری» با رویکرد مقایسه ای در داخل و خارج از کشور بوده است. ارزیابی نتایج گزارش مذکور و مقایسه آن با دیگر مطالعات مشابه داخلی در ایران حاکی از آن است که اگرچه جنبه های مهمی از «مدیریت بحران» با محوریت مخاطرات طبیعی در عرصه نظری– تحلیلی، سیاستگذاری و ارائه مدل و نیز تحقیقات تجربی مبتنی بر محوریت نقش رسانه های مختلف در مراحل سه گانه بحران به صورت پراکنده و منفک همواره مورد توجه بوده، اما نکته متمایز و برجسته گزارش «رسانه» هیات ویژه گزارش ملی سیلاب ها، پرداختن همه جانبه به رسانه ها در سه مرحله پیش، حین و پس از بحران بوده است. همچنین مقایسه با یک نمونه خارجی در رابطه با پژوهش زلزله 2015 نپال، نقاط اتصال خوبی را با گزارش «رسانه» هیات ویژه گزارش ملی سیلابها نشان می دهد که از جمله آنها می توان به «عدم تمهیدات لازم برای مواقع بحرانی توسط رسانه ها»، «ضرورت تعامل بین مسئولان و روزنامه نگاران»، «سطح ضعیف آموزش رسانه ها»، «عدم حمایت مناسب دولت از زیرساختهای رسانه ای و نیز روزنامه نگاران»، «فقدان آموزش روزنامه نگاری بحران» و «نگاه سطحی رسانه ها به رویدادها» اشاره کرد. اگر پیشنهادهای گزارش مذکوردر سطوح مختلف مدیریتی اجرایی گردد، می توان انتظار داشت سازمانها و رسانه های ایرانی در بحرانهای بعدی بتوانند بر اساس ساختار و ماهیت خود، نقش موثرتری ایفا کنند.
۸۲۲۰۴.

تحلیل گفتمان و نشانه شناسی فیلم های تبلیغاتی روحانی و رئیسی به عنوان نماینده دو جریان اعتدال طلب واصول گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۸۴
شناسایی فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر جریان انتخابات و سوژه های تبلیغاتی احزاب، گروه ها و شخصیت های سیاسی حائز اهمیت است، زیرا در مبارزه انتخابی از ترفندهای مختلف برای توجیه و توضیح ایده های خود استفاده می کنند. این پژوهش برآن است تا با استفاده از روش نشانه شناسی بر اساس الگوی بارت و تحلیل گفتمان الگوی پدام (دکتر بشیر)، سکانس های برگزیده شده از فیلم های تبلیغاتی نمایندگان دو جریان اعتدال طلب واصول گرا را در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ای ران بررسی کند تا ضمن تعیین محورهای مهم گفتمانی هر کدام از دو نامزد حاضر در انتخاب ات، دالهای مرکزی گفتمان آنان را نیز شناسایی کند. درجریان مستند تبیلغاتی دکتر رئیسی مشاهده می شود با قرار گرفتن " عدالت" به عنوان دال مرکزی مفصل بندی گفتمان جناح اصول گرا، نظم گفتمانی "نفی اشرافی گری"، " کرامت"، "مبارزه با فساد" ،" ساده زیستی" و"رعایت انصاف" مفصل بندی شده است. آقای روحانی نیز با قرار دادن "تعادل" به عنوان دال مرکزی مفصل بندی جناح اعتدال طلب، نظم گفتمانی"شور و مشورت"،" برابری در حقوق قومیت هاو جنسیت ها "،"مبارزه با سانسور و فیلترینگ"،"نقد و انتقاد"،"صلح و آشتی بین المللی و مبارزه با ایران هراسی"،"میانه روی ودوری ازتند روی و افراطی گری"و"دیپلماسی جایگزین نظامی گری"را تشکیل داده است.
۸۲۲۰۵.

رتبه بندی موانع نظریه پردازی علم اطلاعات و دانش شناسی از دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های دولتی تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۴۵
هدف: هدف از انجام این پژوهش رتبه بندی موانع نظریه پردازی در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی است.   روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف تحقیقی کاربردی، از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، پژوهشی کتابخانه ای است که از تکنیک ه ای میدانی نیز بهره برده است. این تحقیق به لحاظ روش انجام در زمره پژوهشی توصیفی پیمایشی قرار گرفته است. داده های این پژوهش از طریق پرسش نامه ی محقق ساخته جمع آوری شد. دانشجویان رشته ی علم اطلاعات و دانش شناسی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه های دولتی تهران، جامعه ی آماری این پژوهش را تشکیل داده اند. در این پژوهش روش نمونه گیری تلفیقی متوالی مورد استفاده قرار گرفت. پرسشنامه بین  80  نفر از دانشجویان رشته ی مزبور توزیع شدکه تعداد 51 پرسش نامه برگردانده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. جهت پاسخگویی به سؤالات پژوهش، از آزمون فریدمن  استفاده شد. نرم افزار spss25 به منظور تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان از آن دارد که از میان  موانع  نظریه پردازی، به ترتیب موانع فردی با میانگین رتبه 84/6 در اولویت اول، موانع فرهنگی با میانگین رتبه ی 85/5 در اولویت دوم، موانع سیاسی با میانگین رتبه ی 62/4  در اولویت سوم، موانع مدیریتی با میانگین رتبه ی 95/3 در اولویت چهارم، موانع اجتماعی با میانگین رتبه ی 73/2 در اولویت پنجم، موانع آموزشی با میانگین رتبه ی 23/2 در اولویت ششم و موانع اقتصادی با میانگین رتبه ی 78/1 در اولویت هفتم قرار گرفته اند. اصالت / ارزش:   در بیان  اصالت و ارزش این پژوهش، می توان گفت که از نظر جامعه مورد مطالعه و همچنین به لحاظ موضوعی دارای اصالت است.  
۸۲۲۰۶.

تأثیر جوامع برندی مبتنی بر رسانه های اجتماعی بر عناصر جامعه و اعتماد و وفاداری به برند ( مطالعه موردی: برند آدیداس)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۳۳۶ تعداد دانلود : ۳۳۰
هدف : توسعه رسانه های اجتماعی یک پدیده جهانی در نسل کنونی است، به طوری که مصرف کنندگان در پلت فرم های رسانه های اجتماعی مشارکت می کنند و روابط خود را با برندها توسعه می دهند. بنابراین، برنامه های کاربردی رسانه های اجتماعی، مفاهیم بازاریابی نوین را برای توسعه موضوعی امری حیاتی می دانند. از این جهت این تحقیق با هدف تأثیر جوامع برندی مبتنی بر رسانه های اجتماعی بر عناصر جامعه و اعتماد و وفاداری به برند آدیداس انجام شد.   روش پژوهش: جامعه آماری این تحقیق را 400 نفر از شبکه اجتماعی اینستاگرام انتخاب شدند و از پرسشنامه جوامع برندی مبتنی بر رسانه های اجتماعی (لاروچ و همکاران، 2012 ) استفاده شد و برای تجزیه تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISRELL  انجام شد. یافته ها: بر اساس نتایج، شیوه های شبکه ارتباط اجتماعی بر اعتماد به برند (46/14)، شیوه تعامل اجتماعی بر اعتماد به برند (86/14)، مدیریت ادراک بر اعتماد به برند (68/15)، کاربرد برند تاثیر مثبتی بر اعتماد به برند (39/15) و اعتماد به برند و وفاداری به برند (43/13) بدست آمد که نشان می دهد بین متغیرهای تحقیق ارتباط معنی داری به لحاظ آماری وجود دارد(p˂0 /001).. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از این بود که فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم بر میزان وفاداری و اعتماد به برند تأثیر دارد. اثر جوامع برندی بر اساس رسانه اجتماعی بر روی عناصر جامعه برندی و وفاداری به برند از طریق اعتماد به برند نشان داده شد.
۸۲۲۰۷.

بررسی میزان استفاده از شیوه نامه ونکوور در نحوه استناد دهی پروپزال نویسی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۵۷
هدف : میزان آشنایی و استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد از شیوه نامه ونکوور در نحوه استناد دهی پروپوزال نویسی  به تفکیک گرایش های موجود (علوم پایه ، پاتوبیولوژی، علوم درمانگاهی ، بهداشت و مواد غذایی) است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به شیوه پیمایشی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته بود. نمونه پژوهش شامل 265 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد / دکتری عمومی و دکتری تخصصی دانشکده دامپزشکی که با روش نمونه گیری طبقه ای غیر نسبتی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی  و نرم افزار اس پی اس اس و مینی تب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : بین میزان آشنایی دانشجویان تحصیلات تکمیلی از عناصر مرتبط با نحوه استناد دهی پروپوزال نویسی شیوه نامه ونکوور در گرایش های تحصیلی مختلف دانشکده دامپزشکی(علوم پایه، پاتوبیولوژی، علوم درمانگاهی، بهداشت و مواد غذایی) تفاوت معناداری وجود دارد. بین میزان آشنایی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده دامپزشکی از  عناصر مرتبط با نحوه استناد دهی پروپوزال نویسی شیوه نامه ونکوور در مقاطع تحصیلی ارشد / دکترا عمومی و دکتری تخصصی تفاوت معناداری وجود دارد. بین میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی از عناصر مرتبط با نحوه استناد دهی پروپوزال نویسی شیوه نامه ونکوور در گرایش های تحصیلی مختلف (علوم پایه،پاتوبیولوژی،علوم درمانگاهی، بهداشت و مواد غذایی) تفاوت معناداری وجود دارد. بین میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی از عناصر مرتبط با نحوه استناد دهی پروپوزال نویسی بر اساس شیوه نامه ونکوور در مقاطع تحصیلی ارشد / دکترا عمومی و دکتری تخصصی تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری : دانشجویان تحصیلات تکمیلی از عناصر شیوه نامه استفاده مطلوب داشته باشند، اما نمره میانگین آنان حاکی از آن است که ایشان در استفاده از عناصر شیوه نامه از وضعیت مطلوبی برخوردار نبودند. نتایج این پژوهش می تواند منجر به آگاهی گروه های علمی و مسئولان کتابخانه نسبت به سطح کیفی پایان نامه ها از نظر نگارش علمی شود.  
۸۲۲۰۸.

ارائه الگوئی برای مدیریت دانش کارکنان با رویکرد یادگیری سازمانی (مطالعه موردی: شهرداری تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۸۲
هدف: هدف از انجام این پژوهش ارائه الگویی نوین برای مدیریت دانش کارکنان با رویکرد یادگیری سازمانی در مطالعه موردی شهرداری تهران است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی است که به صورت ترکیبی (کیفی-کمی) در جامعه آماری کارکنان دارای مدرک کارشناسی و بالاتر در شهرداری تهران و شرکت ها و سازمان های تابعه آن انجام شد. نمونه آمارى شامل 379  نفر  از خبرگان دانشگاهی و سازمانی شاغل در  شهرداری تهران در سال 1400  بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. داده های گردآوری شده با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و با به کارگیری نرم افزارهای SPSS و ایموس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها : بر اساس نتایج تحقیق حاضر برخی از مؤلفه های مهم ارائه الگوی نوین برای مدیریت دانش کارکنان شهرداری تهران با رویکرد یادگیری سازمانی عبارت اند از منابع انسانی و مدیریت، استراتژی و ساختار سازمانی، فناوری اطلاعات، فرآیندهای دانشی، فرآیندهای سازمانی و فرهنگ سازمانی. همچنین برخی دیگر از یافته های تحقیق حاکی از آن است که میانگین امتیاز هریک از این مؤلفه های یادشده در شهرداری تهران از حد متوسط پایین تر بود. نتیجه گیری: تحقیق حاضر به ارائه و آزمون مدلی پرداخته است که نقش متغیرهای کلیدی دانش و یادگیری که در تحقیقات گذشته توجهی جزئی و مستقل به آن ها شده بود را بیان کرده است. به منظور پیاده سازی و اجرای مدیریت دانش در شهرداری تهران با رویکرد یادگیری سازمانی دقیق مؤلفه های تعیین شده نظیر منابع انسانی و مدیریت، استراتژی و ساختار سازمانی، فناوری اطلاعات، فرآیندهای دانشی و غیره ...  برای ارتقای سطح کمی و کیفی دانش سازمانی شهرداری لحاظ گردید.
۸۲۲۰۹.

امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در نهادکتابخانه های عمومی ایران براساس الگوی کوان یو وانگ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۵۰
 هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی امکان پذیری استقرار مدیریت دانش در نهاد کتابخانه های عمومی ایران بر اساس الگوی کوان یو وانگ انجام شده است. روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی است و به روش پیمایشی انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بود. پایایی پرسشنامه نیز با توجه به مقدار ضریب آلفای کرونباخ، 9/. محاسبه شد. جامعه پژوهش 115 نفر بودند که از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اکسل و اس پی اس اس 19 استفاده شد. برای سنجش میانگین گروه های یازده گانه مدیریت دانش از آزمون های همبستگی پیرسون، آزمون تی تک نمونه ای، و آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و برای رتبه بندی گروه های معیار از آزمون غیرپارامتریک فریدمن بهره گرفته شد. یافته ها: وضعیت استقرار مدیریت دانش در نهادکتابخانه های عمومی ایران براساس گروه های یازده گانه کوان یو وانگ درگروه متوسط قرار داشت. همچنین میزان آمادگی نهاد برای استقرار مدیریت دانش در سطح متوسط ارزیابی شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش با استفاده از آزمون t تک نمونه ای در سطح معنی داری 001/0 نشان داد که امکان استقرار مدیریت دانش در نهادکتابخانه های عمومی ایران وجود دارد.
۸۲۲۱۰.

Assessment of the Capacity of Organizational Resilience in Controlling Secondary Drought Crisis Emphasizing Organizational Learning as a Mediator: A Case Study of Municipalities in Isfahan, Iran(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۸۲
INTRODUCTION: Environmental hazards caused by climate change and urban life prevailing practices have had a much greater impact in recent years than in the past. Aquatic ecosystems are not immune to such threats and their consequences, such as droughts and the emergence of interconnected crises. Since crisis studies are interdisciplinary, the organizational capacity of decision-making entities in urban areas plays a vital role in controlling these complex environmental changes. Therefore, this study aims to investigate organizational resilience as a guiding perspective in the crisis management process emphasizing organizational learning from crisis experience. The objective is to assess the organizational resilience capacity of public and official organizations in Isfahan, Iran, regarding the risks of the drought crisis. METHODS: This study proposes applying the Delphi method, the Bulls-eye method, and Gray relational analysis based on previous theoretical studies. The analysis begins by entering the initial weight of the Delphi method into the algorithm of this integrated method of weighing the values of uncertain indicators, followed by Gray relational analysis to describe the classification of official and public organizations in Isfahan, Iran. The statistical population consists of experts and professionals active in crisis management in the municipalities of Isfahan. The data of the Gray relational analysis decision matrix were obtained from a valid and structured questionnaire (Cronbach’s alpha=0.79) administered to a sample of 70 individuals with the Delphi method examining the quality of decisions by municipal experts from the 15 districts of Isfahan, who were purposefully selected for sampling. The municipalities were prioritized based on relative organizational resilience capacity. FINDINGS: The three indicators of investment, specification of roles, and organizational stability showed the highest weight, while the indicators of learning from previous crisis experiences, reconstruction planning, emergency services, and risk insurance coverage had in order the lowest weights. Organizational resilience of studied districts can be defined in three levels: 1) municipalities of districts 6, 5, 8, and 12 had the highest capacity; districts 2, 11, 9, 14, 15, and 4 showed weaknesses in their organizational indicators; and 3) districts 1, 3, 7, 10, and 13 were intermediate between the previous two levels. CONCLUSION: Considering that a larger number of areas in Isfahan showed low levels of organizational resilience, the status of organizational resilience in public and formal organizations in Isfahan does not report favorable conditions among the research indicators. Therefore, more attention is required to improve the aforementioned organizational indicators to achieve organizational learning from crisis conditions. Awareness of the level of organizational resilience helps to promote organizational learning, improves the crisis management process, and helps planners and managers to perform better in critical situations
۸۲۲۱۱.

مقایسه اثر شنای میان مدت و بلند مدت بر بیان ژن MEF2c بطن چپ موش های صحرایی نر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۲۷۷
زمینه و هدف : فعالیت بدنی تغییرات ساختاری و عملکردی در قلب به ویژه بطن چپ ایجاد می کند که به شدت و مدت ورزش بستگی دارد. پژوهش حاضر اثر مدت زمان شنا را بر بیان ژن هیپرتروفی، عامل افزایش دهنده میوسیت 2c (MEF2c) بطن چپ موش های صحرایی نر بررسی می نماید. روش تحقیق : تعداد 18سر موش نر (20±200 گرم) به سه گروه کنترل، شنای میان مدت و بلندمدت تقسیم شدند. گروه های تمرینی (10 هفته و 5 روز در هفته) در آب 2±28 درجه شنا کردند. در هر جلسه گروه میان مدت یک ساعت و گروه بلندمدت از هفته پنجم تا دهم سه ساعت شنا کردند. برای سنجش بیان ژن MEF2c از روش Real-time PCR استفاده شد. نتایج با استفاده از روش تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی داری 0/05>p استخراج گردید. یافته ها : نتایج نشان داد که 10 هفته تمرین شنا در هر دو گروه تمرینی در مقایسه با گروه کنترل، منجر به کاهش بیان ژن MEF2c (p=0/001) می شود. به علاوه، وزن قلب و نسبت وزن قلب/ سطح رویه بدن در گروه شنای میان مدت و بلند مدت در مقایسه با گروه کنترل؛ افزایش معنی داری (0/05>p) پیدا کرد. نتیجه گیری : تمرین شنای به اجرا درآمده توانست بیان ژن MEF2c مرتبط با هایپرتروفی بطن چپ را کاهش دهد و زمینه را برای فعالیت عوامل مرتبط با هایپرتروفی مهیا سازد. ازاین رو انجام این تمرینات به ویژه شنای طولانی مدت را می توان به عنوان مدلی برای بهبود عملکرد قلب توصیه نمود.
۸۲۲۱۲.

تغییرات سرمی آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در دختران غیرفعال مصرف کننده کوآنزیم Q10 پس از تمرینات حاد مقاومتی متوسط و شدید(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۸۵
زمینه و هدف : تمرینات ورزشی متوسط تا شدید باعث آسیب بافت های بدن می گردد، اما استفاده از مکمل های آنتی اکسیدانی می تواند استرس اکسیداتیو ناشی از تمرین ورزشی را تعدیل نماید. هدف تحقیق حاضر بررسی تغییرات سرمی آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) و سوپراکسید دیسموتاز (SOD) دختران غیرفعال مصرف کننده کوآنزیم Q10 پس از تمرینات حاد مقاومتی متوسط و شدید بود. روش تحقیق : نوع تحقیق نیمه تجربی می باشد. تعداد 27 دانشجوی دختر به طور تصادفی در سه گروه (دو گروه تمرین مقاومتی و یک گروه کنترل) قرار گرفتند. گروه های تجربی یک جلسه فعالیت حاد مقاومتی با شدت متوسط (70 درصد 1RM) و فعالیت حاد مقاومتی شدید (85 درصد 1RM) را در ابتدا و انتهای دو هفته پروتکل تحقیق به اجرا درآوردند و در طول این مدت، مکمل کوآنزیم Q10 (30 میلی گرم/روز) دریافت نمودند. خونگیری بلافاصله پس از فعالیت حاد و مکمل گیری صورت گرفت. شاخص های GPX و SOD با روش رنگ سنجی آنزیمی مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و LSD در سطح 0/05>p استخراج گردید. یافته ها : فعالیت حاد مقاومتی متوسط و شدید تغییر معنی داری در فعالیت آنزیم GPX (به ترتیب با 0/06=p و 0/19=p) و SOD (به ترتیب با 0/42=p و 0/61=p) سرم ایجاد نکرد، اما اجرای آن ها پس از دو هفته مکمل یاری کوآنزیم Q10، با افزایش معنی دار فعالیت آنزیم های SOD (به ترتیب با 0/01=p و 006/0=p) و GPX (p=0/01) همراه بود. در مقایسه تاثیر دو نوع تمرین، تمرین مقاومتی شدید کاهش بیشتر شاخص GPX (p=0/002) را در پی داشت. نتیجه گیری : مصرف کوتاه مدت مکمل کوآنزیم  Q10 موجب بهبود وضعیت آنتی اکسیدانی افراد غیرفعال  شده و می تواند نگرانی افراد تمرین کننده را برای محفوظ ماندن از اثرات مخرب استرس اکسیداتیو پس از تمرینات مقاومتی حاد شدید (بالای 85 درصد 1RM) رفع نماید و به عنوان یک راهبرد تغذیه ای، در کنار سایر مکمل ها گنجانده شود.
۸۲۲۱۳.

اثر 12 هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل زعفران بر برخی عوامل التهابی سرم و وضعیت شناختی مردان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۳ تعداد دانلود : ۲۸۹
زمینه و هدف: فعالیت ورزشی بسته به شدت و مدت تمرین، بر بهبود وضعیت شناختی موثر است و استفاده از مکمل های گیاهی در کنار تمرین ورزشی، ترشح سایتوکاین های پیش التهابی را تنظیم کرده و بر وضعیت شناختی تاثیر مثبت دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر 12 هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل زعفران بر وضعیت شناختی و سطوح سرمی اینترلوکین-1 بتا (IL-1β) و فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا (TNF-α) در مردان سالمند بود. روش تحقیق: تعداد 40 مرد با میانگین سنی 99/2±12/68 سال و شاخص توده بدن 2/1±77/25 کیلوگرم/متر مربع به صورت هدفمند، انتخاب و به طور تصادفی در چهار گروه مساوی (هر گروه 10 نفر) شامل گروه های تمرین هوازی، زعفران، تمرین هوازی + زعفران، و دارونما قرار گرفتند. مداخلات به مدت 12 هفته انجام شد. تمرین هوازی شامل دویدن با شدت 75 تا 85 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره به مدت هشت دقیقه در جلسه اول بود و هر دو جلسه، یک دقیقه به زمان دویدن افزوده شد، به گونه ای که بعد از 12 هفته، زمان دویدن به  26دقیقه رسید. مکمل زعفران، روزانه به صورت کپسول با دوز 200 میلی گرم مصرف شد. اندازه گیری IL-1β و TNF-α با روش الایزا و وضعیت شناختی از طریق پرسشنامه MMSE صورت گرفت. داده ها با آزمون تحلیل واریانس طرح آمیخته و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی داری 05/p<0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: سطوح سرمی IL-1β و TNF-α در سه گروه مداخله به طور معنی داری کاهش یافت، اما در گروه تمرین + زعفران، کاهش آن ها بیشتر بود (05/p<0). از طرف دیگر، وضعیت شناختی در سه گروه مداخله در مقایسه با گروه دارونما، به طور معنی دار افزایش پیدا کرد، به طوری که این افزایش در گروه تمرین + زعفران بیشتر بود (05/p<0). نتیجه گیری: مصرف مکمل زعفران همراه با تمرینات هوازی، حداقل در مدت 12 هفته، با بهبود وضعیت شناختی و کاهش عوامل التهابی افراد سالمند همراه است؛ این تغییرات احتمالاً از اختلالات شناختی و بیماری آلزایمر در سنین بالا پیشگیری می نماید. 
۸۲۲۱۴.

نهادگرایی تطبیقی: نوع شناسی ترتیبات نهادی کشورهای نخبه فرست(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۴۹۹
برای مدیریت کلان پدیده خروج نخبگان، توجه به نقش ویژه نهادهای اثرگذار در یک چارچوب نهادی، نوید رویکردی نو برای تحلیل هایی پویا از پدیده های اجتماعی را می دهد. ساختار نهادی هر کشور، بطور مؤثر کیفیت های نهادی (کارآیی و مشروعیت) و ترتیبات نهادی (تمرکززدا- تمرکزگرا) آن را تحت تأثیر قرار می دهد. ترتیبات نهادی حاکم است که تعیین می کند چرا در برخی جوامع، خروج نخبگان تبدیل به یک مسئله اجتماعی شده است؟ ارزیابی های تطبیقی معطوف به تأثیر کیفیت نهادی و نوع ترتیبات نهادی کشورهای نخبه فرست بر خروج نخبگان در این نوشتار با تکیه بر تحلیل ثانویه داده های بین المللی انجام گرفته است. مقایسه میانگین کیفیت های نهادی کشورها نشان از کیفیت های نهادی سیاسی، اقتصادی و حقوقی بالاتر برای کشورهای اروپایی است و بالعکس، برای کشورهای آسیایی همچون ایران، میانگین پایینی از کیفیت های نهادی را شاهدیم. تمرکزگرایی نهادی در کشورهای نخبه فرست از یک طرف، مجموعه ای از ترتیبات نهادی غیرتوسعه گرا را شکل داده و از طرف دیگر با اعمال محدودیت های نهادی باعث افزایش خروج نخبگان از این کشورها و عدم بازگشت مجدد آنان به کشورهایشان شده است. انتقال نهادی نخبگان ایرانی به کشورهای پیشرفته، معطوف به ترتیبات نهادی تمرکزگرا در کشور است که حسب داده های موجود، بیانگر اجرای ضعبف حاکمیت قانون، امنیت شغلی پایین و آزادی های اقتصادی و سیاسی محدود می باشد.
۸۲۲۱۵.

انقلاب فرهنگی و دشواره علوم انسانی، مطالعه ای در مورد مناسبات میان ایدئولوژی و دانش در ایران پس از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۷۲
این مقاله در پی بازفهمی انقلاب فرهنگی به عنوان مهمترین رویداد دانشگاهی پس از انقلاب و تأثیرات آن بر علوم انسانی و اجتماعی دانشگاهی است. انقلاب فرهنگی حرکتی سیاسی بود که بسط آن در بستر زمان، موجب تغییراتی در حیات دانشگاهی شده و سرانجام منتهی به تأسیس نهادی رسمی، ابتدا با عنوان ستاد انقلاب فرهنگی و سپس شورای عالی انقلاب فرهنگی، بر فراز وزارت علوم برای کنترل زیست آکادمیک شد. پرسش اصلی مقاله این است که در فرایند بسط و نهادینگی انقلاب فرهنگی، چگونه علوم انسانی به مهم ترین دشواره این جریان تبدیل شد و ایده هایی مثل «اسلامی سازی علوم انسانی» و «تولید علوم انسانی اسلامی» امکان ظهور یافت؛ ایده هایی که طرح آن ها متضمن اعلام نوعی بی اعتمادی به علوم انسانی دانشگاهی بود. حمایت حکومت از این ایده ها سویه علمی آن ها را به حاشیه رانده و موجب کاهش مشارکت دانشگاهیان در آن شد. از سوی دیگر، مشارکت روحانیون در تحقق این ایده ها، تصویری از تقابل میان روحانیت با دانشگاه پدید آورد و به ایده نزاع ایدئولوژی با دانش دامن زد. این وضعیت از سویی موجب تضعیف موقعیت علوم انسانی و اجتماعی در میدان آکادمی شده و به گسترش این علوم در حوزه عمومی کمک کرده است. این مقاله با بررسی اسناد و مدارک رویداد انقلاب فرهنگی و بازخوانی روایت کنشگران آن و نیز سنجش پیامدهای آن، شامل طرح هایی مثل اسلامی کردن علوم انسانی و تولید علوم انسانی اسلامی، نشان می دهد که مداخله سیاست و ایدئولوژی در بازی علم دانشگاهی، نه تنها ضرورتاً به نتایج مورد نظر نخواهد رسید، بلکه می تواند پیامدهایی نامطلوب هم به دنبال داشته باشد.
۸۲۲۱۶.

طراحی مدل تولید محتوای فرهنگی برای زنان در فضای مجازی

تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۰۵
فضای مجازی امروزه یک جهان زیست قطعی و همگانی شده است، گسترش شتابناک این فضا با ظرفیت پوشش بالا، آثار فرهنگی ژرف و پر دامنه ای را در پی داشته است که نقش و ابعاد تاثیرگذاری آنها را بر کل پهنه جامعه از جمله عرصه فرهنگ، نمی توان دست کم گرفت. دامنه حدود و ثغور بهره برداری از فضای مجازی کاملا وابسته به سبک زندگی و تعلقات فردی افراد شده است. مدیریت این فضای عظیم و پیچیده نیازمند سیاستگذاری، برنامه ریزی، تولید محتوای مناسب و نظارت دقیق، صحیح و سنجیده است. در این میان موضوعات زنان در این فضا به فراخور ویژگی های جنسیتی، مواضع متفاوتی را بروز داده اند.. این مقاله وضعیت موجود و مطلوب تولید محتوا برای زنان در فضای مجازی در حوزه روابط درون خانوادگی را مورد بررسی قرار داده است. هدف این مقاله طراحی مدل تولید محتوای فرهنگی برای زنان در فضای مجازی می باشد. روش تحقیق کیفی و از نوع تحلیل مضمون است که طی فرایندکدگذاری مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر استخراج شدند. در این تحقیق به مصاحبه عمیق با 18 نفر از اساتید و صاحبنظران پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان داد که ایرانی و اسلامی بودن، توجه به تنوع قومیت ها در ایران، توجه به هویت و فطرت زنانه، توجه به کانون خانواده، توجه به ویژگی های زنان الگو در اسلام، ارایه سبک زندگی ایرانی - اسلامی، پاسخگویی متقن به سوالات و دغدغه های زنان و توجه به مهارت های زندگی از شاخص های اصلی مدل تولید محتوای فرهنگی برای زنان در فضای مجازی است.
۸۲۲۱۷.

چالش های فرارسی فناورانه در صنعت هسته ای و توسعه الگوی قابلیت سازی در این صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۷۶
توسعه کاربردهای فناوری های هسته ای در حوزه های انرژی، پزشکی، کشاورزی و صنعتی در سال های اخیر موجب توجه کشورها به نوآوری هسته ای شده است. باتوجه به این که ورود به این صنعت نیازمند سرمایه گذاری های کلان، پرریسک و بلندمدت است باید برای کاهش ریسک ورود، از تجارب سایر کشورها الگوبرداری شود. در پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی توسعه قابلیتهای صنعت هسته ای از منظر نظریه فرارسی فناورانه ، مبتنی بر تجربه کشور کره جنوبی و توسعه آن با تجربه سایر کشورهای پیشرو، از مرور نظام مند برای جمع آوری منابع و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل آن استفاده شده است. بدین منظور با جستجو در پایگاه داده ای اسکوپوس حول موضوع «نوآوری و فرارسی در صنعت هسته ای» مجموعا ۲۱7 منبع داده ای یافت شد که پس از چندمرحله غربال گری ۱6 مقاله اصلی مرتبط جهت بررسی عمیق تر بدست آمد. با مرور دقیق این مقالات و تحلیل مضامین، الگویی مشتمل بر مؤلفه های «نظام نوآوری»، «بازبودن» و «نظام حکمرانی» برای توسعه نوآوری هسته ای و فرارسی فناورانه بدست آمد. در ادامه این الگو براساس نظر متخصصین داخلی، با شرایط صنعت هسته ای ایران اصلاح شد. نتایج نشان داد برای عبور از دو چالش اساسی در توسعه صنعت هسته ای یعنی «ضعف هماهنگی درونی بازیگران صنعت» و «ارتباط ضعیف صنعت با بازار و محیط بیرونی» باید تغییراتی در هر سه مؤلفه الگو ایجاد شود تا براساس تسهیل یادگیری زمینه فرارسی فناورانه در این صنعت فراهم شود.  
۸۲۲۱۸.

گذار به نسل جدید پژوهشگاه های دولتی؛ کارکردها و سیاست ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۰۲ تعداد دانلود : ۳۱۲
پژوهشگاه های دولتی به عنوان یکی از نقش آفرینان اصلی نظام نوآوری، نه تنها تحقق برخی از کارکردهای اصلی این نظام نظیر انجام فعالیتهای تحقیق وتوسعه را برعهده دارند، بلکه با همکاری مستقیم و غیرمستقیم با سایر نقش آفرینان، به توسعه موتورهای محرک نوآوری کمک می نمایند. با این حال، شفاف سازی نقش و کارکرد پژوهشگاه های دولتی در گذار به اقتصاد دانش بنیان تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است و سیاست های مرتبط با آن به میزان کافی مورد بحث و بررسی قرار نگرفته است. براین اساس درپژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد پژوهشی کیفی و روش های تشکیل گروه کانونی و تحلیل مضمون، کارکردهای پژوهشگاه های دولتی و سیاست های تسهیل کننده نقش آفرینی آنها در تحقق اقتصاد دانش بنیان مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که ایفای نقش هایی نظیر مرکز نوآوری و شتابدهنده تخصصی؛ پلتفرم مدیریت پژوهش های راهبردی و مسئله محور؛ مرجع استاندارد و پشتیبانی رگولاتوری بخش تخصصی؛ مرکز خدمات تخصصی به شرکت های فعال در بخش تخصصی؛ مرکز همکاری، انتقال، اشاعه و ترویج فناوری در بخش تخصصی؛ و کانون تفکر هوشمندی فناوری و سیاستی بخش تخصصی مهمترین کارکردهای پژوهشگاه های دولتی در راستای گذار به اقتصاد دانش بنیان هستند. بعلاوه، برای ایجاد زمینه مناسب برای نقش آفرینی پژوهشگاه های دولتی در تحقق اقتصاد دانش بنیان، سیاست هایی حول محورهای حکمرانی و تقسیم وظایف؛ تحریک طرف عرضه؛ تحریک طرف تقاضا؛ تقویت پیوند عرضه و تقاضا و توسعه و تامین زیرساخت ها مورد نیاز است که در این پژوهش مورد شناسایی قرار گرفته اند.
۸۲۲۱۹.

امکان سنجی کاربرد نشانه های زبان حرکت دست مردم کرمان در هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۲۶
حرکات بدن به جای کلام، بخشی از پیام مورد نظر را به مخاطب منتقل می کنند. در بین ایرانیان، «کرمانی ها» زبان دست ها را به طور گسترده به کار می برند. به دلیل بازتاب گسترده این حرکات در هنر ایران می توان پذیرفت که عدم شناخت نشانه شناسانه از زبان دست ها در کارکرد ارتباطی تصویری و نمایشی خلل ایجاد کرده، استفاده از نشانه های محلی موجب تنوع در صورت های هنری می شود. پژوهش تحلیلی- توصیفی حاضر با هدف تبیین این گونه از نشانه ها در سپهر نشانه ای فرهنگ کرمان تدوین شده است و پاسخگوی این پرسش است که زبان حرکات دست، چه ارتباطی با زبان گفتار دارد و چگونه می تواند نقش مؤثری در هنر داشته باشد. همچنین با تکیه بر مفهوم ترجمه بینانشانه ای، روشن می کند که تکرار نشانه ها که در دو گونه مثبت- روزمره و یا منفی در کرمان به زبانی مفهومی بدل گردیده، می تواند برای ارتباط بهتر با مخاطب، از طریق روایت ها در هنرهای تجسمی و نمایشی به کار گرفته شود.
۸۲۲۲۰.

مقایسه وجوه شیء وارگی در رمان های «خانه ادریسی ها» و «سرگذشت ندیمه»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۷۶ تعداد دانلود : ۲۹۴
شیء وارگی، اصطلاحی است که در رویکرد فمینیستی برای نقد موقعیت زبان در جهان مدرن به کار می رود. در این نگرش مبتنی بر تفکر سرمایه داری، زن به مثابه شیء در نظر گرفته می شود و تمامی عوارض شیء شدن همچون تملک، بهره کشی و بی مصرف شدن بر او تحمیل می شود. شیء وارگی را رسانه ها، تبلیغات و فرهنگ عمومی چنان عادی می نمایند که به جزئی از فرهنگ بدل می شود. در رمان «خانه ادریسی ها»، یک انقلاب، جامعه را دگرگون می کند. خانه اشراف سنتی تصرف می شود، اما زنان به آزادی نمی رسند. حتی زنانی چون شوکت که در درجات بالای قدرت هستند، مجبورند زنانگی خود را انکار کنند و این اوج جنسیت زدگی و خودشیءانگاری زنان داستان است. از دیگر سو، رمان «سرگذشت ندیمه» از مارگارت اتود، ماجرای «افرد»، ندیمه ای است که در کشوری تخیلی به نام گیلاد زندگی می کند؛ جایی که زنان، حق خواندن ندارند. ارزش زنان تنها به باروری آنهاست. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که نویسندگان آثار مورد نظر، چگونه شیء وارگی را برجسته کرده اند و با بازتولید آن در جهان داستان، مقومات و عوارض آن را در تجربه های زیسته شخصیت ها به نمایش گذاشته اند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. پرسش اصلی این است که در این دو رمان، زنان چگونه به مثابه شیء تصویر شده اند و وجوه اشتراک و افتراق این دو رمان چیست؟ نتایج نشان می دهد که در جریان شیء وارگی، هویت زنان از دست می رود. مردان از زنان همچون ابزاری برای برآوردن مطامع خود بهره می برند. زنان در جایگاه برده، نام خود را از دست می دهند و عشق در آنان تقبیح می شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان