در این مقاله به بررسی ارتباط بین میزان بارش در فصول پاییز، زمستان و بهار با شاخص های اقلیمی از طریق تحلیل رگرسیونی پرداخته شده است. شاخص های اقلیمی نوسان جنوبی((SOI، نوسان قطبی((AO و نوسان اطلس شمالی((NAO، شاخص نینو 4/3(NINO3/4)، شاخص چند متغیره انسو((MEI، شاخص انتقالی نینو((TNI و نوسان دهه ای اقیانوس آرام(PDO) در این بررسی به عنوان متغیر مستقل مورد مطالعه قرار گرفته است. در این پژوهش از داده های بارش ماهیانه 25 ایستگاه سینوپتیکی که دارای طولانی ترین و کامل ترین دوره آماری اند (دوره آماری 1951 تا 2003) و توان پوشش اکثر مناطق بارشی کشور را دارند استفاده شده است. نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که بین میزان بارش و شاخصهای اقلیمی مذکور در فصل بهار ارتباط بسیار ضعیفی وجود داشته است. در این مطالعه همچنین مشخص گردید که از میان شاخص های اقلیمی مرتبط با انسو، شاخص نینو 4/3بیشترین ارتباط را با میزان بارش پاییزه و زمستانه ایران دارد و شاخص نوسان جنوبی و شاخص چند متغیره انسو در رتبه های بعدی قرارگرفته اند. بین شاخص های انتقالی انسو و نوسان دهه ای اقیانوس آرام و میزان بارش رابطه ای مشاهده می شود. ضریب ارتباط میزان بارش های فصل پاییز و زمستان با شاخص نینو4/3 و چند متغیره انسو مثبت و با شاخص نوسان جنوبی منفی است.به علاوه نتایج حاصل از این تحلیل مشخص ساخت که نوسان قطبی و نوسان اطلس شمالی با میزان بارش زمستانه ارتباط بیشتری نسبت به بارش پاییزه دارند. ضریب شاخصهای نوسان قطبی و نوسان اطلس شمالی منفی می باشد که نشان دهنده رابطه معکوس بین میزان بارش فصول زمستان و پاییز و شاخص مذکور می باشد.
در این مقاله، تودههای تبخیری دیاپیری شده واقع درگستره گرمسار - لاسجرد بررسی شده. درباره آغاز دیاپیریسم، ناپایداری ثقلی نمک به هالوکینز نسبت داده شده اما رخداد فاز کوهزایی پلیوسن آغازی،بهعنوان عامل مکمل و محرک خارجی عامل به وجود آورنده توسعه دیاپیریسم تشخیص داده شده است.از سوی دیگر، ساختارهای نمکی این گستره - که معمولاً از طریق گسلها به سطح رسیده است، به چهار نوع استوک ها، طاقدیسها، دیوارها وزبانههای نمکی تقسیم بندی شده اند.
شهر تبریز در جلگة وسیع و نسبتاً همواری در کنارة شرقی دریاچة ارومیه واقع شده است و بهوسیله واحدهای توپوگرافی، لیتولوژی و ژئومورفولوژیک مختلفی محدود شده است. در دهههای اخیر، توسعة فیزیکی و کالبدی شهر، تعریض و ترمیم شبکههای حمل ونقل قدیمی و ساخت شبکههای ارتباطی جدید (بزرگراهها) را ضروری ساخته است. متأسفانه، اجرای شتابزدة برنامههای توسعه افزون بر تخریب قابل توجه محیط طبیعی، سبب تشدید سیستمهای مورفوژنز و وقوع پدیدههای ژئومورفیک مانند حرکات تودهای شده است. این مقاله با استفاده از تصاویر ماهوارهای (لندست ETM) و سیستم اطلاعات جغرافیایی، بر نقش فعالیتهای انسانی در افزایش فراوانی وقوع انواع حرکات مواد دامنهای (از طریق اجرای برنامههای عمرانی و توسعه) تأکید میکند. نتیجه مطالعه نشان میدهد که عامل تحریک کنندة اغلب زمین لغزشهای شهر تبریز عوامل انسانی(تغییر کاربری زمین، تغییر هندسه شیب، حفر پایه شیب برای احداث جادهها و غیره) میباشد.