سازمان های پژوهش و فناوری که مأموریت حمایت فناورانه و نوآورانه از صنایع را از طریق انجام تحقیق و توسعه بر عهده دارند، به عنوان یکی از ارکان اصلی سیستم ملی نوآوری می باشند که براساس جهت گیری های صورت گرفته در چشم انداز 1404 در حال تبدیل شدن به یکی از مهم ترین بخش های اقتصاد کشور می باشند. این سازمان ها در حال حاضر به خاطر عدم ایفای رسالت خود در کشور به شدت مورد انتقاد قرار می گیرند چرا که در چند سال گذشته میزان تولید دانش در کشور به طور گسترده ای افزایش یافته و براساس برخی گزارش ها به بیش از پنج برابر افزایش یافته اما این دانش به فناوری تبدیل نشده است و صنعت کشور همچنان برای تأمین نیازهای فناورانه خود با دشواری مواجه است و در اغلب موارد باید آنها را از سایر کشورها تأمین نماید. از این رو فلسفه وجودی، کارآمدی و رقابت پذیری سازمان های پژوهش و فناوری مورد تردید است. بنابراین بررسی سامانمند (سیستماتیک) رقابت پذیری آنها براساس یک مدل مناسب ضرورت دارد. بسیاری از محققان جهت توجیه و تفسیر رقابت پذیری و عوامل مؤثر بر آن، نظریه و مدل هایی را عرضه داشته اند و عوامل مؤثر بر رقابت پذیری را دسته بندی کرده و در قالب مدل هایی ارائه کرده اند. این نظریه ها و مدل ها نیز از تنوع نسبتا زیادی برخوردارند که در این میان برخی از آنها برای سازمان های پژوهش و فناوری از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. لذا در این مقاله به طور تشریحی و انتقادی به بررسی و تجزیه و تحلیل برخی از مدل های مشهور رقابت پذیری که برای سازمان های پژوهش و فناوری مطرح می باشد پرداخته می شود.
امروزه رقابت روزافزون جهانی، از بسیاری صنایع فرصت تحقیقات بنیادی و پایه ای را گرفته است، به همین دلیل بیشتر شرکت ها مجبورند فقط به تحقیقات بحرانی و مورد نیاز دست بزنند. ارتباطات جهانی، همگانی شدن بسیاری از علوم و دانش ها و امکان بیشتر و راحت تر خریدن دانش از صاحبان آن، لزوم دوباره کاری در تحقیقات و ایجاد دانش های جدید را از بین برده است. برای تولید دانش، پول هزینه می شود. در حالی که فرآیند توسعه و نوآوری، از دانش تولید شده، پول و ثروت می آفریند و منجر به توسعه فناوری و اقتصاد می شود. در این مقاله سعی داریم تا ضمن معرفی توسعه و نوآوری، به بیان اهمیت آن در توسعه فناوری و اقتصاد بپردازیم. همچنین تفاوت بین تحقیق، توسعه و نوآوری و مراکز آنها و نیز ویژگی های منابع انسانی مورد نیاز این مراکز را مورد بررسی قرار داده و در ادامه به برخی نکات مهم که در مدیریت این واحدها مؤثر می باشد، خواهیم پرداخت.
اساس تقاضای فناوری و انتقال آن در سطوح بین المللی فاصله دانشی موجود مابین تأمین کننده و وارد کننده فناوری می-باشد. شناخت عمیق این فاصله می تواند خواسته ها را در انتقال بین المللی فناوری بهتر برآورده سازد و سبب شود تا با استفاده از ابزار فناوری اطلاعات مدیریت دانش به صورت مؤثرتری انجام گیرد و باعث کاهش در وقت و هزینه های انتقال گردد. همچنین در این مقاله مراحل انتقال فناوری بین المللی به همراه نوع فاصله دانشی شناسایی مورد ارزیابی قرار می گیرد
سازمان های تحقیق و توسعه مستقل که برای توسعه و تجاری سازی فناوری ایجاد می گردند مأموریت حمایت فناورانه و نوآورانه از صنایع را از طریق انجام توسعه و تجاری سازی فناوری بر عهده دارند. در راستای تجاری سازی و به بازار رسانی فناوری توسعه یافته یکی از الزامات قیمت گذاری دانش فنی می باشد. ارزشیابی و قیمت گذاری دانش فنی از جمله فعالیت های دشوار می باشد. پیچیدگی های مرتبط با فناوری و دانش فنی، بسیاری از سازمان های توسعه دهنده و دارنده فناوری را از قیمت گذاری علمی منصرف ساخته است. از سوی دیگر استفاده از روش های معتبر علمی برای قیمت گذاری، این بنگاه ها را بر آن داشته است تا به منظور موفقیت بیشتر در تجاری سازی دانش فنی، از چنین روش هایی استفاده نمایند. در این مقاله با استفاده از یک رویکرد ترکیبی، ابتدا ارزیابی دانش فنی توسط یک مدل سامانمند (سیستماتیک) به عمل می آید. سپس قیمت گذاری بر اساس محاسبه هزینه های توسعه فناوری و تلفیق آن با مدار کمّی حاصل از ارزیابی صورت گرفته انجام می شود. این روش مبتنی بر تجربیات و ابتکار افراد باسابقه در این حوزه و براساس منطق تئوری برخاسته از داده ها توسعه یافته است. در انتها مدل برای یک مورد مطالعه موردی به کار گرفته شده و برای اعتبارسنجی آن از قیمت گذاری چندین مورد دانش فنی که قبلاً به فروش رفته بود استفاده شده است
سازمان های پژوهش و فناوری رسالت توسعه فناوری و تجاری سازی آن به منظور رساندن به بازار را برعهده دارند. تجاری سازی فناوری از جمله مراحل بسیار مشکل فرآیند توسعه فناوری است و بسیاری از سازمان های پژوهش و فناوری در اجرای آن با دشواری مواجه می باشند. پیچیدگی و ماهیت خاص و متفاوت هر یک از فناوری ها، طراحی فرآیند تجاری سازی فناوری و در نظر گرفتن ملاحظات موردنظر آن را با مشکلات متعددی مواجه ساخته است. فقدان یکپارچگی بین اجزای فرآیندهای تجاری سازی و عدم هماهنگی شیوه تجاری سازی با راهکارهای سازمان های پژوهش و فناوری، این مسئله را با دشواری های مضاعفی همراه ساخته است. در این مقاله تلاش شده است تا با ارائه چارچوبی فرآیند تجاری سازی فناوری تولید محصولات شیمیایی با تأکید بر ویژگی های پژوهشگاه صنعت نفت تشریح گردد. این مدل گرفته شده از ادبیات و توسعه یافته براساس تجربیات و افزودن ارکان لازم به منظور برطرف شدن مشکلات موجود می باشد. پس از طراحی مدل، به منظور اعتبار سنجی، مدل مذکور برای چندین نمونه فناوری در پژوهشگاه مورد استفاده قرار گرفت و نواقص مدل شناسایی و برطرف گردید. در این مقاله یک نمونه مطالعه موردی برای تجاری سازی فناوری یکی از محصولات شیمیایی در پژوهشگاه صنعت نفت بر اساس چارچوب مذکور ارائه شده است و در نهایت نتایج حاصل از اجرای مدل تشریح گردیده است.
این پژوهش به منظور ارائه مدل ریاضی جانشینی مدیران و فرماندهان ناجا، در راستای رسیدن به اهداف بلندمدت سازمان، پرهیز از هزینه های سنگین ناشی از انتصاب مدیران، اعمال سلیقه های شخصی در انتصابات و تقویت فرهنگ ضابطه گرایی در سازمان، انجام شده است. جامعه آماری شامل 100 نفر از مدیران میانی فرماندهی انتظامی استان خوزستان می باشد. در این تحقیق ضمن بررسی روند فرایند جانشینی مدیریت، سعی شده که با ترکیب فنون ریاضی و تصمیم گیری چندمعیاره الگویی برای جانشینی مدیران انتخاب شود، با توجه به تعدد هدفها در برنامه ریزی جانشینی مدیریت ناجا از جنس الگو های تصمیم گیری چندهدفه استفاده شده و الگویی انتخاب شده است که با رویکرد برنامه ریزی آرمانی حل خواهدشد. روش تحقیق بر اساس محتوا روش توصیفی و بر اساس ماهیت، کاربردی است. نتایج نشان می دهد که مدل تخصیص چند معیاره با رویکرد برنامه ریزی آرمانی به دلیل قابلیت حل مسله و رسیدن به جواب، مدل مناسبی برای برنامه ریزی جانشینی مدیریت در حوزه مورد مطالعه است.
هدف این مقاله شناسایی تأثیر عوامل انگیزشی و بهداشتی برگرفته از نظریه فردریک هرزبرگ بر عملکرد کارکنان است. این پژوهش با روش توصیفی-پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری 130 نفر از کارکنانی هستند که حداقل پنج سال سابقه کار مفید در بازرسی دارند و همه آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند؛ لذا نمونه گیری به صورت تمام شماری انجام شده است . ابزار سنجش در این تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته و 29 سؤال بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری رگرسیون و به منظور اولویت بندی میزان تأثیر متغیرها از آزمون فریدمن استفاده شده است. نتایج آزمون همبستگی نشان می دهد که عوامل انگیزشی و بهداشتی بر عملکرد کارکنان تأثیرگذار، و این تأثیر
به صورت مستقیم است. هم چنین نتایج نشان می دهد که میزان تأثیر عوامل انگیزشی و بهداشتی بر عملکرد یکسان نیست و از نظر پاسخ دهندگان، عوامل انگیزشی بر عملکرد کارکنان تأثیرگذاری بیشتری دارد. از طرفی نتایج آزمون فریدمن نشان می دهد شاخص موفقیت درکار با رتبه میانگین 3.55 از بین شاخصهای انگیزش و شاخص چگونگی سرپرستی با رتبه میانگین 3.68 از بین شاخصهای بهداشتی دارای بیشترین تأثیر است.
در عصر حاضر، فرایند جهانی شدن، انسان ها را به سوی یکپارچگی، وحدت و شهروندی جهانی دعوت می نماید و ضرورت پرداختن به هویت ملی و بنیان های آن آشکارتر می باشد. یکی از آبشخورهای هویت ایرانی، زبان و ادبیات فارسی است. در تاریخ افتخارآمیز ایران، همواره هویت و همبستگی مردم از راه زبان فارسی حفظ شده است و شاعران معاصر نیز از شعر پارسی به عنوان ابزاری در جهت حفظ هویت ملی بهره برده اند.
یکی از مسائلی که شاعران معاصر با هدف تقویت هویت ملی بدان توجه نموده اند، بهره گیری از عناصر قومی، فرهنگی، تاریخی و... مشترک میان ساکنان ایران زمین است. در این راستا بزرگداشت اسطوره های قومی و ملی، ستایش عظمت باستانی ایرانیان و تأکید بر شاخصه های مهم فرهنگی، دارای اهمیت فراوان می باشد. ازجمله شاعران معاصر که به هویت ملی توجه نموده اند، می توان محمدرضا شفیعی کدکنی را نام برد. وی باستان گرایی را که یکی از روش های برجسته سازی زبان است، به عنوان ابزاری در جهت دستیابی به هویت ملی به کار برده است.
شفیعی در شعر خود به نمادها و شخصیت های اسطوره ای، آیین های باستانی، تاریخ و فرهنگ گذشته، و جغرافیای ایران قدیم که از عناصر فرهنگ و هویت ملی به شمار می آیند، توجه بسیار نموده اند و علاوه بر اینها، شفیعی در شعرش به شخصیت های بزرگ عرفانی و ادبی گذشته فارسی نیز پرداخته است. این امر نشانگر توجه ویژه وی به این بُعد از هویت ملی ایرانیان می باشد. بدین سان کاربرد باستان گرایی در سخن شاعران معاصر را می توان رویکردی به هویت ملی انگاشت.
مقوله هایی مانند اسطوره و عرفان اگرچه دارای رویکردی به ظاهر متفاوت می باشند اما هر دو از مظاهر بارز و برجسته هویت ایرانی هستند که در مواضع متعدد به ویژه در بُعد نمادین بودن زبان، تأویل پذیری، روایت گری، رویکرد هنری، قرابت با متون دینی از همگرایی و همسویی برخوردارند و این اشتراک و همگرایی بیشتر در حوزه شعر و ادب خود را نمایان می سازد. لذا شعرای بسیاری از جمله حافظ از این نکته غافل نبوده اند.
شخصیت ها و مفاهیم اساطیری در شعر حافظ برخوردار از یک تطور معنایی هستند که اغلب در خدمت تعمیق و توسعه باورهای عرفانی می باشند. این مفاهیم ضمن این که نوعی رجعت به گذشته های فکری و آیین ایران است، اما رویکرد عرفانی آن نیز نوعی تجدید حیات معرفتی در حوزه مفاهیم معرفتی اسلامی حساب می آید.
لذا هم چنان که بسیاری از مقوله های اساطیری به جهت پویایی و سیال بودن و عدم تقید به زمان و مکان در ادوار گوناگون و در قالب های بعضاً متفاوت حضوری آشکار دارند؛ عرفان نیز با در نظر داشتن نکاتی که گفته شد این ویژگی را همانند اسطوره خواهد داشت تا سایر حوزه ها و قالب های فکری را تحت الشعاع قرار داده و یا احیاناً با خود همراه نماید و این دو در بسیاری از مواضع توأمان در راستای کمال خواهی انسان گام برمی دارند.
عمدتاً هر دو مفهوم برای دستیابی به ماندگاری و جاودانگی خود به روایات روی می آورند و رویکرد به هنر نیز در هر دو به چشم می خورد. لذا غزل های حافظ را از این منظر نیز می توان مورد تحلیل قرار داد. اما به جهت گستردگی دامنه بحث، نگارنده ناگزیر است در این مقاله، به همگرایی اسطوره و عرفان صرفاً در وجه تأویل پذیری آن دو در دو مقوله جمشید و جام جم اکتفا نماید.
نیاز کشورهای دنیا به این حامل انرژی همراه با بهره مندی ایران از مخازن عظیم گاز طبیعی، صادرات این حامل انرژی را به موضوعی اجتناب ناپذیر برای کشور تبدیل کرده است. ضمن آنکه درآمدهای صادراتی این حامل می تواند جانشین مناسبی برای درآمدهای نفتی کشور باشد. سئوال اصلی این پژوهش این است که با وجود محدودیت در تامین گاز طبیعی برای مصارف داخلی و همچنین تامین گاز جهت صادرات، در صورت تمایل کشور به صادرات گاز طبیعی، چه قیمتی باید به ازای هر متر مکعب دریافت شود؟ برای پاسخ گویی به این سوال، با رویکرد برنامه ریزی خطی، منفعت ملی ناشی از تخصیص گاز طبیعی برای مصارف مختلف را در کنار یکدیگر قرار داده و این نتیجه حاصل شده که در صورت تمایل تخصیص گاز به امر صادرات باید کمترین منفعتی که کشور در صورت عدم صادرات گاز می تواند بدست آورد را به هزینه نهایی تولید آن اضافه کرد و آن را به عنوان حداقل قیمت گاز صادراتی(هزینه نهایی به علاوه قیمت سایه) محاسبه کرده که میزان آن به ازای هر متر مکعب برابر 8/48 سنت دلار است.
در این پژوهش، اثر توسعه مالی بر رشد اقتصادی را در شرکت های منتخب بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی1386-1380 با استفاده از روش داده های تابلوئی (panel data) مورد بررسی قرار داده ایم. فرضیه این مطالعه تاثیر توسعه مالی بر رشد درآمد است .بدین منظور نرخ رشد درآمد بنگاه های مورد بررسی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده و آثار شاخص های توسعه بازار های مالی مانند نسبت تسهیلات اختصاص یافته به بخش خصوصی به تولید ناخالص داخلی و نسبت معاملات انجام شده به تولید ناخالص داخلی همچنِین نسبت ارزش جاری بازار به تولید ناخالص داخلی بر آن بررسی گردیده است. نتایج برآورد الگوها نشان دهنده اثر مثبت و معنادار توسعه مالی بر نرخ رشد بنگاه های منتخب در هر سه گروه منتخب پتروشیمی، سیمان و آهک و فرآورده های داروئی بوده است. این نتایج بیانگر نقش آثار توسعه مالی بر افزایش درآمد های بنگاه های اقتصادی فعال در بازار بورس اوراق بهادار است.
سرمایه گذاران در بورس با پراکندگی و حجم بالایی از اطلاعات مواجه هستند که می بایست از این اطلاعات برای تصمیم گیری در سرمایه گذاری های خود استفاده کنند، چگونگی انتخاب اطلاعات منوط به نوع نگرش و رویکرد فکری و نیاز آنها می باشد. در تحقیق حاضر با هدف ارائه مدل تصمیم گیری از طریق مطالعه روند ها و روابط مربوطه در فرضیات پژوهش که شامل بررسی روابط بین رشد فروش خالص، رشد سود عملیاتی، و رشد سود خالص با بازده سهام به شناختی کل به جزء با تئوری تکنیکال در بررسی صنعت های بزرگ بورس اوراق بهادار تهران و نیز گروه های متشکله آن به صورت منفرد و نیز یکجا و حتی در هر یک از شرکت ها به طور جداگانه اقدام گردیده است. پژوهش در حیطه مطالعاتی صنایعی همچون فلزات اساسی، خودرو و ساخت قطعات، مواد و محصولات غذایی، محصولات شیمیایی (شامل گروه های محصولات دارویی و شیمیایی)، کانی های غیر فلزی (شامل گروه های سیمان، کاشی و سرامیک، و سلیر کانی های غیر فلزی) و بر روی 111 شرکت با بازه زمانی پنج ساله 83 تا 87 اجرا شده است. روند مطالعاتی از نوع کتابخانه ای و پس رویدادی است که با استفاده از مدل رگرسیون پنل دیتا -ادغام داده ها- با توجه به سه ضریب زاویه متفاوت (مشترک، برای هر سال و برای هر شرکت) می باشد. نتایج حاصله پس از بررسی ها به معنا دار نبودن فرضیات در اکثر صنایع به استثنای صنعت محصولات شیمیایی و گروه های مربوطه اشاره دارد، که نشان دهنده نقایصی در بورس اوراق بهادار و روند های گزارش دهی و نیز مبنای تصمیم گیری در بورس است.
با توجه به نقش تعیین کننده مکانیزم های حاکمیت شرکتی در امور مرتبط با شرکت ها، در این پژوهش، تاثیر برخی از این مکانیزم ها بر تصمیمات حسابرسان مستقل، مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از انجام این تحقیق، تعیین تاثیر مکانیزم های حاکمیتی هم چون ساختار هیات مدیره شرکت، حسابرسی داخلی (مکانیزم های نظارتی درون سازمانی حاکمیت شرکتی)، سهامدار عمده و سرمایه گذاران نهادی (مکانیزم های نظارتی برون سازمانی حاکمیت شرکتی) بر روی تصمیمات و برنامه ریزی های حسابرسان مستقل هم چون ارزیابی ریسک ذاتی، ریسک کنترل، میزان و زمان بندی آزمون های محتوا بوده است. فرضیه های تحقیق به کمک داده های گردآوری شده توسط ابزار پرسشنامه از 83 حسابدار رسمی در سال 1388، مورد بررسی قرار گرفته و نتایج حاصل از بررسی یافته ها نشان داد که به غیر از حسابرسی داخلی، سایر مکانیزم های حاکمیتی، تاثیری بر فرآیند برنامه ریزی و قضاوت های صورت گرفته توسط حسابرسان مستقل ایرانی نداشته اند. تنها در یک مورد، یافته ها نشان داد که، درصد مدیران غیرموظف در ساختار هیات مدیره شرکت، بر ارزیابی ریسک ذاتی توسط حسابرسان، اثرگذار بوده است.