در مراحل طراحی، تولید و ساخت ساختمان های صنعتی موارد بسیاری دخیل هستند از جمله موارد غالب در این زمینه، محاسبات تأسیسات و سازه می باشد، معماری به عنوان پیوند دهنده ی این موارد در راستای تأمین نیازهای اکولوژیک، انسانی، اقتصادی، امنیتی و ... الزاماتی را پیشنهاد می دهد، استفاده از یک روش کاربردی و هدفمند که نقاط قوت خود را در سطح ساخت و طراحی این گونه ساختمان ها به منظور تأمین نیازهای فوق در جهان به اثبات رسانیده است، لازم می آید BIM، روشی کاربردی بر پایه ی اطلاعات ساختمان یکی از این روش ها می باشد که در ایران دارای شبهاتی در عدم اجرای آن در روند طراحی ساختمان های صنعتی است. پژوهش حاضر با هدف تأکید و بازشناخت موانع اجرای بیم، در جهت تأکید در برطرف نمودن آن ها از جوانب مختلف به صورت اولویت بندی، کاربردی بوده و با فرض این که با افزایش دامنه اطلاعات و همچنین پیچیدگی های آن، در طراحی ساختمان های صنعتی، ضرورت بر مدیریت یکپارچه از طریق بیم وجود دارد، به توصیف موانع اجرای این سیستم مدیریتی در پروژه های صنعتی کشور اعم از نیروگاهی و غیره پرداخته و با مخاطب قرار دادن مدیران ارشد، مشاوران و همچنین پیمانکاران، مواردی را با مشاوره متخصصان به صورت لیست ارائه نموده است و در مرحله ی دوم با استفاده از پرسشنامه و نظرسنجی از کارشناسان اعم از مدیران شرکت های مشاور، پیمانکاران و اساتید ؛ چهار معیار اصلی اقتصادی، پشتیبانی، فنی و مدیریتی با زیر معیارهایشان را با روش سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل نرم افزاری Expert Choice مورد بررسی قرار داده، در نهایت پشتیبانی با وزن نهایی 0/464 در رتبه ی اول تعیین شد و زیر معیار تأخیر در فرهنگ پذیرش جامعه متخصصین که ناشی از عدم بروزرسانی سریع توسط دانشگاه و پشتیبانی دولت در ورود روش های موفق در دنیا در صنعت ساختمان است را با وزن نهایی 0/265 در اولویت کلی می شمارد و عدم تخصص که از زیرمعیارهای فنی است را با وزن نهایی 0/132 در اولویت دوم بیان می نماید، بدین ترتیب اولویت توجه به رفع این نواقص و موانع را با روش فوق دارای اولویت می سازد.
تزئینات بخش جدایی ناپذیر از معماری و بناهای هر فرهنگ و سرزمینی است که خود شیوه های متنوع و گوناگونی را شامل می شود و کاربرد آن در معماری موجب کمال و غنای بصری می گردد. شهرستان رامهرمز خوزستان با پیشینه ای باستانی و تاریخی دارای ابنیه و آثار باقی مانده متنوعی است که عمدتاً از دیدگاه کالبدی بیانگر شاخص های فرهنگی و هنری خاص این منطقه جغرافیایی می باشد. به عنوان نمونه می توان به بنای سکونتی- حکومتی عمارت صمیمی، ساخته شده در دو دوره صفوی و قاجار در شهرستان رامهرمز اشاره نمود. این بنا از جمله باغ های سکونتی حکومتی قاجار است که در دو دوره زمانی صفوی و قاجار احداث شده است. در این پژوهش با توجه به خلاء علمی - تحقیقاتی در رابطه با معماری بناهای تاریخی رامهرمز بخصوص در بحث تزئینات، سعی شده است تزئینات بنای فوق مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و با استفاده از روش تفسیری - تاریخی ویژگی های معماری تلفیقی دوره قاجار و صفوی بنای فوق را بیان نماید. سپس با استفاده از روش تحقیق مورد کاوی و با ابزار مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و همچنین ابزار میدانی شامل بازدید از بنا، عکس برداری و تهیه نقشه، به بازشناسی رویکردهای غیر ایرانی و ویژگی های تلفیقی تزئینات عمارت فوق و همچنین نوآوری های موجود در معماری بنا پرداخته شده است که موجب شناخت هویت فرهنگی بنا گردیده است. سؤال اصلی تحقیق عبارت است از: "تزئینات تلفیقی مورد استفاده در معماری دو دوره صفوی و قاجار بنای عمارت صمیمی چگونه است؟". نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که تلفیق در تز ئینات معماری عمارت صمیمی در سه زمینه شامل: 1. تأثیر تزئینات غرب در ساختمان قاجاری و پیدایش ستون های کلاسیک، 2. تلفیق تزئینات بنا با معماری کشورهای عربی در ساختمان صفوی و شکل گیری چهار نوع قوس نوآورانه و مشابه قوس کنگره دار، 3. ترکیب الگوهای معماری ایرانی با سایر الگوها و تشکیل قوس های ترکیبی؛ قابل مشاهده است. 4. عمده تزئینات آجرکاری عمارت صمیمی رامهرمز، شامل شیوه های آجرکاری گل اندازی و انواع رگ چین با الگوهای فخرومدین، راسته، هره، دندان موشی، گل پنجره و حصیری است که در جداره های بنا می توان مشاهد نمود.
قرن هفتم تا نهم ه.ق با توجه به حادثه مهم این دوره، یعنی حمله ویرانگر مغول، در تاریخ ایران بسیار با اهمیت است. در این دوره شاهد تغییرات فراوانی در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری تحت تأثیر حاکمان مغول در ایران هستیم. معماری و شعر نیز در این دوره، به عنوان دوشاخه اصلی از هنر، از این تغییرات مستثنا نبوده و دچار تغییرات و تحولات فراوانی شدند که به دلیل اهمیت این تغییرات، نیازمند مطالعه بیشتری می باشد. ازاین رو در مقاله حاضر به بررسی تطبیقی معماری و شعر در این دوره که شامل معماری سبک آذری و شعر سبک عراقی می باشد می پردازیم. در حقیقت در این تحقیق بر آنست ابتدا به تشریح ویژگی های سیاسی و اجتماعی دوره مغول بپردازد و سپس در سه نمونه موردی از شعر سبک عراقی و معماری سبک آذری، تأثیرات این ویژگی ها را در شعر و معماری این دوره از تاریخ ایران بررسی کند. روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله، روش تاریخ پژوهی تطبیقی می باشد که از نظر هدف، به صورت توسعه ای و بر مبنای ارتقای توصیف ها و تحلیل های انجام شده در پژوهش های پیشین است. یافته اندوزی آن هم به صورت کتابخانه ای و اسنادی و مطالعه تحقیقات پیشین صورت پذیرفت. در جمع بندی اطلاعات به دست آمده نیز از رویکرد تحلیلی تطبیقی بهره گرفته شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس مقایسه و تحلیل عقلی نگارندگان استوار است. نتایج نشان داد که به دلیل زمینه مشترک هنرها، شاهد تأثیر شرایط اجتماعی این دوره در محتوا و کالبد آثار معماری و ادبی این دوره می باشیم که از جمله نمود آنها می توان به عظمت یافتن ساختمان ها و رواج ساختن خانقاه در معماری و رواج عرفان و غزل در شعر اشاره کرد.
توجّه به مشکلات و معضلات اقلیمی در محیط های شهری و فضا های باز معماری به منظور کاهش نارضایتی و افزایش سطح سلامت حرارتی از جمله مسائلی است که اخیراً مورد توجّه برنامه ریزان، طراحان شهری و معماران قرارگرفته است. حیاط مرکزی از جمله الگو هایی کالبدی است که کارکرد مناسب اقلیمی آن به دفعات توسط محقیقن به اثبات رسیده است امّا در تعیین ویژه گیهای کالبدی و محیطی آن تحقیق جدی صورت نگرفته است، لذا همین موضوع ضرورت تحقیق این پژوهش را تبیین می کند. در همین راستا در این پژوهش با استفاده از نرم افزار انویمت 4 به شبیه سازی حیاط مرکزی کم عمق در اقلیم قزوین با توجّه بهمیزان مساحت حیاط مرکزی، میزان آب و میزان فضای سبز در حیاط مرکزی مفروض (15 متر معادل 3 طبقه) پرداخته شده است. نتایج این شبیه سازی بیانگر این موضوع است میزان مساحت 30 درصدی در پلان برای حیاط مرکزی و میزان 60 درصدی از حیاط مرکزی جهت کاشت مناسب ترین حالت از نظر کمترین میزان میانگین دمای تابشی است و در مورد میزان آب تفاوتی قابل ملاحظه ای در میان عوامل اقلیمی مشاهده نگردید. تحلیل عوامل مؤثر بر میانگین دمای تابشی بیانگر این موضوع است که در حیاط های مرکزی کم عمق میانگین تابشی متأثر از میزان سرعت باد است. با بررسی میزان همبستگی عوامل اقلیمی مرتبط (دمای هوا، میزان تابش، سرعت هوا) با میانگین دمای تابشی، همبستگیِ معکوس 80 درصدی و بالاتر میان سرعت هوا با میانگین دمای تابشی نشان داده شد. بنابراین تهویه طبیعی مهمترین عامل در کاهش میزان میانگین دمای تابشی و افزایش آسایش حرارتی فضای باز در محیط های شهری کم عمق است.
تئوری ترجیحات محیطی، یکی از تئوری های پایه در روانشناسیمحیطیاست که تاکنون پژوهش های زیادی براساس آن انجام شده است. آنچه که تاکنون بر اساس این تئوری رایج بوده، بررسی متغیرهای آن به عنوان معانی صریح بوده درحالی که در این پژوهش متغیرهای این تئوری به عنوان معانی ضمنی مورد مطالعه قرار گرفته اند. در این پژوهش هدف آن است که ارتباط بین چهار متغیر این تئوری (انسجام، پیچیدگی، خوانایی، رمزآلودی) و نظم بلوک های شهری مورد مطالعه قرار گیرد. برای رسیدن به این هدف دو محله خانه اصفهان و مرداویج شهر اصفهان به عنوان محدوده های پژوهش انتخاب شده اند. جامعه آماری مورد بررسی افراد ساکن دو محله نام برده هستند که طبق روش های آماری، حجم نمونه مورد بررسی 200 نفر (100 نفر در هر محله) هست. روش مورد استفاده در این پژوهش همبستگی بوده و رابطه متغیرهای تئوری ترجیحات محیطی و نظم بلوک های شهری با آزمون خی دو و فیشر بررسی شده و به این نتیجه می رسد که محدوده ها با نظم ساده دارای انسجام و خوانایی بیشتر بوده و محدوده ها با نظم پیچیده دارای رمزآلودی و پیچیدگی بیشتر بوده است.
امروزه سازمان ها به دنبال افرادی هستند که بتوانند به صورت گروهی عملکرد مطلوبی داشته باشند و از سوی دیگر، توانایی برقراری ارتباط با افرادی از فرهنگ های مختلف را دارا باشند. برای تأمین این هدف، سازمان نیازمند افرادی دارای هوش فرهنگی مطلوبی هستند. به طور کلی توانایی فرد برای تطبیق با ارزش ها، سنت ها و آداب و رسوم متفاوت از آنچه به آنها عادت کرده است و کارکردن در یک محیط متفاوت فرهنگی، معرف هوش فرهنگی است. هدف این مقاله، بررسی رابطه میزان هوش فرهنگی و عملکرد کارکنان مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث بوده است. اطلاعات جمع آوری شده در این پژوهش از 220 نفر از کارکنان مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث با استفاده از پرسشنامه بوده که به عنوان جامعه نمونه انتخاب شده اند. تجزیه و تحلیل نتایج آن با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS صورت گرفته و از روش رگرسیون خطی و چندگانه نیز استفاده شده است. با توجه به تجزیه و تحلیل داده ها نتایج حاکی از آن بوده است که چهار بعد (هوش فراشناختی، هوش شناختی، هوش رفتاری و هوش انگیزشی) رابطه مثبت و معناداری با هوش فرهنگی و عملکرد سازمانی دارند و همچنین مشخص شد در چهار بعد معرفی شده اثر غیرمستقیم، بیشتر از اثر مستقیم می باشد. از این رو، متغیر هوش فرهنگی در ارتباط با متغیرهای (هوش فراشناختی، هوش شناختی، هوش رفتاری و هوش انگیزشی) نقش میانجی گری با عملکرد سازمانی دارد.
برپایی تمدن نوین اسلامی در دوران معاصر با توجه به جهانی شدن فرهنگ غربی، نیاز به عناصر نرم با قدرت اشاعه جهانی دارد. یکی از ساز و کارهای تحقق این مهم، با توجه به عناصر نرم و تمدن ساز نهاد زیارت، همگرایی تمدنی در طریق زیارت می باشد. این پژوهش سعی در بررسی مهمترین الزامات این همگرایی در سطح تمدنی آن دارد. روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و تحلیل آن ها بر اساس روش تحلیل مضمون صورت پذیرفته است. بر اساس نتایج این پژوهش چهار مضمون اصلی و فراگیری که از تحلیل مضمون منابع کتبی همگرایی تمدنی در طریق زیارت به دست آمده عبارتند از: «زیارت»، «ارتباطات میان فرهنگی»، «تمدن» و «همگرایی». همگرایی از مفاهیمی است که خصوصا در روابط بین الملل به آن توجه زیادی شده است، اما این نوشتار نگاهی فرهنگی و تمدنی به این مفهوم دارد و آن را نوعی همسویی و همنوایی در گرایش ها، بینش ها و رفتار، در اجتماعی از مردم تلقی می کند. مساله همگرایی در طریق زیارت را می توان در سه سطح سازمانی، میان فرهنگی و تمدنی تحلیل کرد. آموزش اخوت و ولایت بین مسلمین، توجه به اسلامی و جهانی بودن منسک زیارت به عنوان یک الگوی همگراکننده دینی و انسانی و نه یک عنصر واگراکننده فرقه ای، افزایش سرمایه گذاری در حوزه تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات و تاکید بر تعارف، تعامل، تعاون، همدلی، درک و گفت و گو بین زائر و میزبان در جریان زیارت از مهم ترین الزامات در سطح تمدنی همگرایی در طریق زیارت محسوب می گردد.
اصیل ترین کنش جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین الملل، کنش فرهنگی است و این از آن روست که نظام ما برآمده از انقلابی برخوردار از هویت و اهداف فرهنگی شاخص است. از سوی دیگر، با توجه به مصالح عمومی و نیز تصریح قانون، ارتباط با کشورهای اسلامی و همسایه، باید در اولویت دستگاه دیپلماسی کشور قرار داشته باشد. تحقیق حاضر در صدد است با پیوند دادن کارکردهای فرهنگی دستگاه دیپلماسی با اولویت های اسلامی و منطقه ایِ سیاست خارجی، دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در منطقه استراتژیک خلیج فارس را به اجمال معرفی کند تا از رهگذر طرح مجدد این موضوع، مجال برای تحقیقات گسترده تر و به روزتر فراهم آید.
امروزه گردشگری به عنوان گسترده ترین صنعت خدماتی جهان، از اهمیت ویژه ای برخوردار است، از این رو بسیاری از کشورها در رقابتی نزدیک و فشرده، در پی افزایش بیش از پیش منافع و عواید خود از این فعالیت بین المللی هستند. کشور ما نیز با قدمت تاریخی چندین هزار ساله از لحاظ تعداد جاذبه های گردشگری در میان 10 کشور اول پر جاذبه گردشگری در جهان است و از لحاظ تنوع زیستی و تنوع جاذبه های طبیعی رتبه پنجم را در جهان دارا است. البته اهمیت و نقش اقتصادی گردشگری نباید باعث غفلت از سایر ابعاد آن، به ویژه بعد فرهنگی شود، گرایش مردم جهان به یافتن آسان ترین و مؤثرترین راه برای گفتگوی فرهنگی سبب شده است تا نقش گردشگری از آن نظر اهمیت یابد که انسان ها از تجارب تلخ و شیرین حکومت داری در طول تاریخ و تمدن های مختلف بهره مند می شوند و ضمن برقراری پیوندهای عاطفی و انسانی با یکدیگر، با زاویه دید وسیع تری به دیگر فرهنگ ها می نگرند و روابط سیاسی تمدن ها را بر پایه اقتصاد و تفاهم ملل متعادل تر می کنند. از جنبه دینی نیز باید گفت که در اسلام بر اهمیت سیر و سیاحت تأکید ویژه ای شده است. قرآن کریم اهمیت سیر و سیاحت و گردشگری را به وضوح و تفصیل به مردم نشان داده و از آنها خواسته تا در زمین بگردند و در آثار به جای مانده از گذشتگان بیندیشند و از سرگذشتشان پند بگیرند. در پی همین تأکیدها و سفارش های قرآن مجید از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) نیز احادیث بسیاری راجع به سیر و سفر روایت شده که نشان دهنده مطلوبیت گردشگری از نظر فقهی است و می توان از لحاظ فقهی نیز گردشگری را چارچوب مند کرد.
هدف این مقاله دستیابی به فهمی عمیق از تجربه روایت شده زنان، از ساختار توزیع قدرت در خانواده است. روش تحقیق، کیفی است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار یافته و تکنیک تحلیل داده ها، تحلیل داستان زندگی است. طرح نمونه گیری در این مقاله هدفمند است و شیوه نمونه گیری، اشباع نظری است. پرسش شوندگان شامل 25 نفر از زنان شاغل و 25 نفر از زنان غیرشاغل هستند. چهارچوب نظری تحقیق برگرفته از نظریه منابع بلاد و ولف است که بر اساس پیش فرض های آن، تقسیم قدرت در خانواده و پایگاه قدرت هر یک از همسران، متأثر از منابع در دسترس هر یک از آنها و انتظارات هنجاری ارزشی از زن و شوهر است؛ به بیان دیگر، هر چه منابعی که شخص در اختیار دارد بیشتر باشد، از قدرت بیشتری نیز برخوردار است. نتایج تحقیق نشان دهنده وجود سه الگوی تصمیم گیری: زن مسلط، مرد مسلط و الگوی توافقی در خانواده زنان شاغل و غیرشاغل است. نتایج تحقیق نشان می دهد، زنان شاغل، علی رغم آنکه از منابع، دارایی و ثروت برخوردار بوده اند، اما این دارایی ها در برتری تصمیم گیری آنها اثرگذار نبوده است. لذا زنان هر دو گروه، عمدتاً در تصمیم گیری های خرد و کم هزینه، برتری تصمیم گیری داشته اند و کمتر در تصمیم گیری های کلان و پرهزینه اثرگذار بوده اند. همچنین زنان هر دو گروه در مقابل اقتدارگرایی مردان، به خاطر «حفظ زندگی شان» منعطف بوده اند و از تصمیمات خود کوتاه آمده اند.
این مقاله، به بررسی مفهوم مادری مبتنی بر سه رویکرد سنت محور، مدرن/ فمنیستی و اسلامی می پردازد. هرچند که مفهوم مادری در نگاه اوّلیه، ذهن را به سوی جنس مؤنث که حامل و زاینده فرزند است، رهنمون می کند، اما واکاوی متون علوم اجتماعی، گستردگی و پیچیدگی های این مفهوم را نشان می دهد. در رویکرد سنت محور، مادری، شاخصه هویتی زن است، اما در رویکرد مدرن/ فمنیستی زن و مادری از هم تفکیک شده و با فناوری های جدید، واژگانی چون مادر ژنتیک، مادر زیستی و مادر اجتماعی مطرح شده است. بنابراین، مطالب موجود در این حوزه، بر اساس دو رویکرد سنت محور و مدرن/ فمنیستی جمع آوری شد که رویکرد مدرن/ فمنیستی مرهون تلاش فمنیست ها برای مقابله با رویکرد سنت محور بوده است. اما از آنجا که این رویکرد نیز در موج سوم فمنیسم بازگشت به مادری را در برنامه خود قرار داده و همچنان با ابهاماتی مواجه است، رویکرد اسلامی مورد بررسی قرار گرفت تا در کنار ادبیات مفهومی موجود، به معرفی مادری با محوریت قرآن بپردازد.
استفاده سیاسی از فناوری های نوین ارتباطی و به خصوص شبکه های اجتماعی اینترنتی در روابط بین الملل در دهه اخیر، بیش از پیش باب شده است، از این رو، بررسی تأثیرات این امر، نه تنها برای پژوهشگران علاقه مند، بلکه برای سیاست پیشه گان و تصمیم گیرندگان کشور نیز از اهمیت اساسی برخوردار است تا بتوانند به درستی ابعاد این پدیده نوین را درک کرده و عملکردی مناسب در مقابل آن داشته باشند. در این راستا تحلیل تحولات بین المللی نگرشی جدی با توجه به تأثیرگذاری اینترنت را می طلبد، چنانکه در تحولات اخیر خاورمیانه که آن را به اسمی چون «بهار عربی» و «بیداری اسلامی» می خوانند، وجود شبکه های اجتماعی در روند شکل گیری و کنشگری معترضان اقتدارگرایی تأثیرگذار بود. براین اساس، در این تحقیق سعی شده است با گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و تحلیل آنها به صورت کاربردی ،ماهیت شبکه های اجتماعی و تأثیرگذاری بر نقش دولت ها در روابط بین الملل مورد بررسی قرار گیرد. دوره زمانی این مقاله از سال 2004 و ظهور فیسبوک تا سال 2017 که دراین بین انقلابات خاورمیانه نیز اتفاق افتادند-، در بر می گیرد. سؤال ما این گونه مطرح می شود که تأثیرگذاری شبکه های اجتماعی در روابط بین الملل (خاصه دولت های خاورمیانه که از سال 2010 تا کنون دچار تحولات و تغییرات هستند) چگونه ارزیابی می شود؟ فرضیه ما نیز بر این قول است که تأثیرگذاری شبکه های اجتماعی در روابط بین الملل در قرن بیست و یکم غیرقابل کتمان است
هدف این مقاله دستیابی به فهمی عمیق از تجربه روایت شده زنان، از ساختار توزیع قدرت در خانواده است. روش تحقیق کیفی است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار یافته و تکنیک تحلیل داده ها، تحلیل داستان زندگی است. طرح نمونه گیری در این مقاله هدفمند است و شیوه ی نمونه گیری، اشباع نظری است. پرسش شوندگان شامل 25 نفر از زنان شاغل و 25 نفر از زنان غیرشاغل است. چهارچوب نظری تحقیق بر گرفته از نظریه منابع بلاد و ولف است که بر اساس پیش فرض های آن، تقسیم قدرت در خانواده و پایگاه قدرت هر یک از همسران، متأثر از منابع در دسترس هر یک از آن ها و انتظارات هنجاری ارزشی از زن و شوهر است؛ به بیان دیگر، هر چه منابعی که شخص در اختیار دارد بیشتر باشد، از قدرت بیش تری نیز برخوردار است. نتایج تحقیق نشان دهنده وجود سه الگوی تصمیم گیری: زن مسلط، مرد مسلط و الگوی توافقی در خانواده زنان شاغل و غیرشاغل است. نتایج تحقیق نشان می دهد، زنان شاغل علی رغم آن که از منابع، دارایی و ثروت برخوردار بوده اند اما این دارایی ها در برتری تصمیم گیری آن ها اثرگذار نبوده است. لذا زنان هر دو گروه عمدتاً در تصمیم گیری های خرد و کم هزینه، برتری تصمیم گیری داشته اند و کمتر در تصمیم گیری های کلان و پرهزینه اثرگذار بوده اند. همچنین زنان هر دو گروه در مقابل اقتدارگرایی مردان، به خاطر «حفظ زندگی شان» منعطف بوده اند و از تصمیمات خود کوتاه آمده اند.
اجرای امر آمر قانونی توسط مأمور، از جمله عوامل موجهه ی جرم است؛ لیکن در خصوص مسؤولیت مأمور به اطاعت از فرامین غیر قانونی، دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. در این نوشتار، تأثیر این دیدگاه ها بر رویکردهای قانون گذاری در این عرصه بررسی می شود. مقنن با تمسک به این دیدگاه ها، جهت معرفی عملکرد اصولی مأموران در مصاف با اوامر غیر قانونی رویکردهای متفاوتی داشته است و با بررسی قوانین مرتبط این نتیجه حاصل می شود که اشخاص آمر با صدور دستور غیر قانونی به طور مطلق و صرف نظر از ماهیت مسؤولیت ایشان، پاسخگو هستند.
بر اساس رویکرد سنتی منبعث از ماده ی 38 (1)(ب) اساس نامه ی دیوان بین المللی دادگستری، یک قاعده ی عرفی متشکل از دو عنصر رویه ی دولت و اعتقاد حقوقی است. این که آیا رویکرد اخیر به نحو یکسان در حوزه های حقوق بین الملل از جمله تجارت، هوا و فضا، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه جاری می شود، موضوع این مقاله است. هم چنین به پاسخ این پرسش می پردازیم که آیا قاعده ی عرفی آن با توجه به اقتضائات حقوق بین الملل از جمله نبود قوه ی قانون گذاری واحد می باشد. نتیجه ی حاصل از نوشتار این است که شیوه ی سنتیِ دو عنصری پاسخ گوی قلمروهای حقوق بشر و حقوق بشردوستانه نیست و رویه ی قضایی بین المللی کیفری نیز از دیگر رویکردها برای کشف قاعده ی عرفی در این حوزه بهره برده است. این امر به معنای نفی مطلق کاربرد رویکرد دو عنصری نیست و در برخی قضایا نیز به شیوه ی سنتی استناد گردیده است.
با توجه به ابهامات موجود در اصل یکصد و هفتاد و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیرامون مسؤولیت شخصی قضات در صورت تقصیر، اعمال قواعد عمومی مسؤولیت مدنی بر اقدامات قضات ضرورت می یابد که این امر با خطرات ناشی از شغل آنان هم خوانی ندارد. نظام های حقوقی پیشرفته مسؤولیت مدنی قاضی را تابع عمومات ندانسته و محدودیت هایی را به صورت مطلق یا مقید بر آن وارد کرده اند. این نوشتار با مطالعه ی تطبیقی نظام های حقوقی فرانسه و ایران، به این نتیجه می رسد که در حقوق فرانسه، افزون بر قاضی، تمام افراد دخیل در تکمیل فرایند قضایی واجد مسؤولیت مدنی هستند و مصونیت مطلق قضات در جبران خسارات پذیرفته نشده است؛ ضمن این که برای جبران خسارات از ناحیه ی قضات (در فرض عمد یا تقصیر سنگین) و یا جبران آن توسط دولت (در دیگر موارد) روش هایی پیش بینی شده است.
تأمل در شیوه مواجهه ملاصدرا با متشابهات قرآن، روشن میسازد که از نظر وی آیات قرآن دارای ظاهر و باطن هستند و هنگام مواجهه با آیات متشابه، باید به ظواهر آیات اصالت داده و از ظواهر عدول نکرد، در عین حال معتقد است باید معنای متشابهات مطابق عقل و روایات صحیح معصومین(ع) باشد. از نظر وی، فهم متشابهات به افراد و ظرفیت و شایستگی ایشان بستگی دارد؛ بعبارت دیگر، فهم متشابهات امری نسبی است. راسخان در علم معصومین(ع) تمام معنای متشابهات را میدانند و در واقع، برای ایشان متشابهی وجود ندارد. البته ملاصدرا بر اساس نظریه توحیدی خود، معتقد است که تمام مراتب هستی از عالی تا دانی ترتب وجودی بر یکدیگر دارند. بر این اساس، میتوان گفت بدون آنکه نیازمند تأویل آیات متشابه یا قول به تجسیم در باب ذات باریتعالی باشیم، میتوان با توسعه معنایی لفظ متشابه، ظواهر الفاظ آیات را حفظ نموده و همه آیات متشابه را بر ظاهر معنای آنها حمل کرد. وجوه قوت نظریه ملاصدرا در مواجهه با متشابهات بطور کلی عبارتند از: ضرورت وجود متشابهات در قرآن، انحصار متشابهات به آموزه های اعتقادی، تشکیکی بودن مفهوم تشابه، انحصار فهم و تأویل کامل متشابهات به اهل بیت(ع)، پذیرش روش راسخان در علم در مواجهه با متشابهات، تشکیکی یا نسبی بودن فهم متشابهات، ضرورت تأویل بر مبنای راهی میان تشبیه و تعطیل، فهم متشابهات با تکیه بر اصول عقلایی و آموزه های معصومین(ع) و تأویل متشابهات بر مبنای اصل گوهر معنایی.
با توجه به نظام وارگی تفکرصدرایی، بحث و بررسی معناشناختی عقل عملی و نظری، ذیل موضوع نفس شناسی مورد توجه ملاصدرا قرار گرفته است. در این مقاله با روی آوردی توصیفی تحلیلی، به تبیین آرای ملاصدرا در حوزه معناشناسی عقل عملی و عقل نظری و بررسی قلمرو معرفتی آنها پرداخته شده است. ملاصدرا عقل را از قوای نفس ناطقه دانسته و در بیان کارکرد آن، به دو قوّه عالمه و عامله اشاره کرده است. او معتقد است این دو قوّه هر چند دارای کارکردهای متفاوتی هستند اما بنحوی با یکدیگر تلازم دارند؛ عقل نظری با توجه به نقش ادراکی یی که در فهم کلیات دارد، در تأمین مفاهیم پایه یی اخلاق و علم اخلاق نقش آفرینی میکند و عقل عملی بواسطه این مفاهیم پایه، به ادراک امور عملی جزئی میپردازد. ملاصدرا با مدرِک دانستن عقل نظری در مفاهیم کلی، آن را منشأ شکلگیری دو حکمت نظری و عملی میداند. در مورد عقل عملی نیز، نه بسان برخی از حکما عقل عملی را قوّه یی صرفاً عامله دانسته و نه مانند برخی دیگر، برای عقل عملی شأنیتی همطراز با عقل نظری قائل است بلکه برای عقل عملی به نوعی ادراک جزیی توام با استنباط معتقد است.
نکته مهم و اساسی در «فص آدم» از کتاب فصوص الحکم ابن عربی، چرایی آفرینش آدم است و اینکه هدف از خلقت عالم و آدم چه بوده است؟ در مقیاس درون دینی و اسلامی، نخستین پاسخ به این پرسش همان مضمون حدیث قدسی معروف است که معرفت الهی را مبنا و دلیل آفرینش میداند. ولی این پاسخ مبتنی بر معرفت، نارساتر و نابسنده تر از آن است که همه کُنه حکایت را بازگو کند و نیاز به شرح و بسط دارد. از زاویه یی دیگر نیز میتوان به این مسئله نگاه کرد. در واقع دو دیدگاه متفاوت دراینجا وجود دارد؛ یک دیدگاه، برپایه تصویر عامه مؤمنان به ادیان ابراهیمی است و دیگری مبتنی بر وحدت وجود. در تصویر اخیر که مهمترین انگاره معرفتگرایان در شناخت الهی است، خدا ظاهر و باطن، اول و آخر است، آدم نیز هم خلق و هم حق است؛ جامع جمیع اسمای الهی است و عالم، آیینه یی است که خدا و آدم خود را در آن میبینند و ملائکه هم، قوای عالم هستند؛ جلال و جمال، دو دست خدا، و انسان کامل، همان نفس واحده است و سخن آخر اینکه خلیفه خدا بر زمین، جامع دو صورت خدا و صورت عالم است. در این مقاله تلاش میشود، این تصویر از زوایای مختلف بررسی شود و در نهایت تصویری جامع از مسئله» مورد بحث بدست داده شود.