این تحقیق به منظور رسیدن به تصویری کلی از رابطه خداوند متعال با جهان هستی انجام شده است. بر اساس نظر ابن سینا و در نهایت مقایسه آن با مطالب برآمده از روایات شیعه در تبیین این رابطه انجام شده است. در واقع اگر بسیاری از مباحث فلسفه اسلامی به صورت مرتبط با مباحث دیگر در نظر گرفته شود، به نوعی تبیین کننده موضوع این تحقیق است. در مجموع در این مقاله بعد از بررسی مجموعه دیدگاه های ابن سینا و نیز مجموعه روایات و مقایسه جهان بینی عقلی با جهان بینی برآمده از روایات به این نکته رسیدیم که برخی از محورهای جهان بینی عقلی ابن سینا با آنچه در روایات آمده است، همسویی ندارد که البته این مسئله در فلاسفه پسین تا حدی حل شده و نوعی همگرایی بین جهان بینی برآمده از عقل و جهان بینی برآمده از روایات در فلاسفه پسین رخ داده است.
بعد از آنکه صدرالمتألهین به مسئله «اصالت وجود و اعتباریت ماهیت» به طور ویژه پرداخت، شارحانِ پس از او بر آن شدند تفسیری صحیح از این اصل ارائه دهند. بر این اساس چهار نظریه و تفسیر بیان شد که تفسیر منتخب، یعنی عینیت وجود و ماهیت، در مقایسه با دیگر تفاسیر أدقّ و أیقن است. براساس این تفسیر، حقیقی بودن «نفس الامر» برای قضایایی که از ماهیات ساخته می شوند و ملاک نیازمندی به واجب الوجودند، فقط با امکان ماهوی صحیح است. همچنین مطابقت وجود ذهنی با وجود خارجی، تعریف ماهیت بالمعنی الأخص به «ما یقال فی جواب ما هو»، تعریف جوهر و عرض و نوع و تقسیم ماهیت به ذاتی و عرضی فقط براساس این تفسیر به طور صحیح و کامل، معنا می پذیرد.
حفظ و گسترش تعاملات انسانی مستلزم مقید بودن به فضایلی همچون ایثار است که متضمن نتایج مطلوب بسیاری از بعد فردی و اجتماعی؛ و ضامن سلامت روابط انسانی است. هدف این پژوهش بررسی مبانی فلسفی ایثار و تبیین بالقوگی های تربیتی آن با تأکید بر مبادی سه گانه عمل(از منظر نظریه انسان عامل ) است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی ضمن بررسی مبانی فلسفی ایثار به عنوان یک عمل اخلاقی- معرفتی، با نظر به مبادی سه گانه عمل، جایگاه آن را در تربیت اسلامی ابتدا از جهت هدف غایی و اهداف واسطی و سپس در جایگاه مبنا، اصل و روش به طور مجزا تحلیل نموده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که اگرچه شرط پذیرش عمل ایثارگرایانه از منظر اسلام توجه همزمان به مبادی سه گانه (شناختی، گرایشی و ارادی) عمل است، تأکید اسلام بر مبدأ شناختی است. در ادامه ضمن تصریح نظر اسلام در عدم توجه به ایثار به عنوان هدف غایی تربیت، به اهداف واسطی هشت گانه در ارتباط با دست یابی به مقام ایثار اشاره شده است و پس از آن جایگاه ایثار به عنوان مبنا، اصل و روش به طور مجزا بررسی و دلالت های تربیتی هریک تبیین شده است. به طور مثال ایثار به منزله مبنا در برگیرنده سه اصل و هر اصل متضمن یک روش است. در نهایت این نکته نیز قابل تأمل است که وجه مشترک عاملین در اقدام به عمل ایثارگرایانه در اولویت قرار گرفتن متعلَّق ایثار در لحظه اقدام عملی است.
هدف پژوهش، ارزیابی تأثیر برنامه آموزش شوخ طبعی به معلم بر فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان بود. روش پژوهشی، نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون بود. برای انتخاب نمونه، از بین کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدائی منطقه یک شهر تهران که در سال تحصیلی 96-97 مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، دو کلاس پایه ششم انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی یک کلاس (33 نفر) به عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگر (33 نفر) به عنوان گروه کنترل گمارده شدند. ابتدا بر روی هر دو گروه پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (سالملا-آرو و ناتانن) اجرا شد، سپس برای معلم گروه آزمایش برنامه آموزش شوخ طبعی طی چهار جلسه سه ساعته انجام و معلم گروه کنترل هیچ برنامه آموزشی دریافت نکرد، در پایان مجدداً پرسشنامه فرسودگی تحصیلی اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، کمتر است. بنابراین، می توان از آموزش شوخ طبعی به معلمان به عنوان روشی کارآمد برای کاهش فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان استفاده نمود.
بسیاری از پیام های رسانه های جمعی، فرهنگ مدرن را تسخیر نموده اند. بسیاری از این پیام ها، با توجه به علایق و یا اهداف دریافت کننده ایجاد نمی شوند (پاتر، 2008). رسانه های جمعی خدمات عمومی ارایه نمی کنند. این کسب و کار بزرگ است. تصمیمات روزانه به طور فزاینده ای به توانایی "سواد اطلاعاتی" وابسته است تا بتواند دقت، ارزیابی، و تکمیل پیام های رسانه ای را به طور موثر افزایش دهد. اما امروزه فقدان مهارت های سواد اطلاعاتی - انتقادی به طرز شگفت آوری حس می شود (آشر و دوک، 2012). یکی از بررسی های اخیر نشان می دهد که مهارت های سواد اطلاعاتی می تواند به طور مؤثر از طریق آموزش در زمینه سواد رسانه ای توسعه پیدا نماید (وان و وورد، 2010). این پژوهش در تلاش است تا ارتباط بین سواد اطلاعاتی و سواد رسانه ای را مجددا بازبینی نماید. گذشته از بررسی های صورت گرفته توسط وان و وورد، نظریه رسانه شناسی (Media Ecology)، که توسط مک لوهان پیشنهاد شده و توسط پست من توسعه یافته است، برای این کار بسیار مناسب است. علاوه بر این، در این پژوهش اظهارات مک کومبس، برنامه های شاو، و نظریه ها نوئل- نیومن نیز به عنوان مرجع شناخته شده اند. از طرفی دیگر، تحقیقات پاتر در سواد رسانه ای؛ مک چسنی در اقتصاد رسانه ای؛ و دوک و آسیر در سواد اطلاعاتی نیز پایه و اساس این پژوهش را تشکیل داده اند. لازم به ذکر است که پژوهش های کمی برای این بررسی، تنها با استفاده از یک تحقیق مبتنی بر اینترنت صورت گرفته اند. داده های تجربی جمع آوری شده نیز در یک تحلیل از همبستگی آماری بین سواد اطلاعاتی و سواد رسانه ای مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج آزمون نشان می دهد که این دو متغیر، شواهد آماری بسیار ضعیفی از این موضوع را نشان می دهند. ضعف همبستگی و محدودیت های ذاتی در روش های آزمون نشان داده است که اجرای مطالعات اضافی خالی از لطف نخواهد بود. این دسته از تحقیقات مازاد می توانند با استفاده از روش های متناوب آزمون اجراء شوند. در نهایت امر، مقایسه ی بیشتری بین روش های متفاوتی (که به طور سنتی در تدریس دو ادعای مختلف مورد استفاده قرار می گیرند) پیشنهاد شده است.