هدف: این پژوهش به بررسی اسناد سازمان دهی وتشکیلات داخلی قشون قاجار اختصاص دارد. هدف از این تحقیق طرح مباحث جدید در حوزه ساختار شناسی اسناد نظامی دوره قاجار با استفاده از اسناد موجود در آستان قدس می باشد.
رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر از نوع آرشیوی تحلیلی است و با بررسی مجموعه 10000برگی اسناد نظامی که محدوده 1264 الی 1343 ق را در بر می گیرد سعی شده تا از طریق فیش برداری و بازنویسی اسناد، به سؤال پژوهش پاسخ داده شود.
یافته ها و نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که اسناد نظامی دوره قاجاریه بر اساس اصول دیوانی بوده و از نظم خاص در نوشتار برخوردار هستند.این اسناد مرتبط باچهار بخش سواره نظام، پیاده نظام، توپخانه و قورخانه بوده که زیر مجموعه یک ساختار هرمی بزرگتر قرار داشتند که متشکل ازخوانین قاجار، نیروی سواره غلام پیشخدمتان رکابی و ولایتی و در ردیف های بعد، رسته نظام مرکب از پیشکاران و پیشتازان، رسته سربازان مرکب از فوج های پیاده نظام و در انتها، رسته خارج نظام مرکب از دسته های کوچک سواره و پیاده نظام محلی بوده است.
فاصله گرفتن از تاریخ و پرسش از آن یا به عبارتی، معرفت سوژه به سوژه را می توان، ویژگی برجسته مورخان عصر جدید دانست و سرچشمه این تحول را آگاهی از فردیت و التفات به شأن تاریخیت انسان قلمداد کرد. انتقال شمه ای از این تحول فکری به ایران، برای نخستین بار در دوره ناصری ذیل نهضت ترجمه صورت گرفت و باعث آشنایی با آثار فلسفی و علمی دانشمندان و فلاسفه اروپایی شد. تحول تفکر و اندیشه و تحول ذهنی و عقلی در میان نخبگان ایرانی و آگاهی از فردیت، زمینه جریان انتقادی نسبت به باورها و اعتقادات سنتی کهن از جمله انتقاد در حوزه انسان گرایی و تاریخ و تاریخ نگاری را به وجود آورد. در این نوشتار، تحول و جایگاه «من فردی»در تاریخ نگاری نوین ایران با شیوه تحلیل متن و با تکیه بر خاطرات عصر قاجار مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش درباره این مسئله با ارجاع به 42 اثر خاطره نگاری در دوره قبل و بعد از مشروطه، نشان از تأثیر مستقیم «منِ فردی» در شکل گیری تاریخ نگاری نوین ایران در پوششِ خاطره نگاری دارد؛ همچنین می توان تحول فردیت رابا تبلورآن در خودآگاهی جمعی و التفات به شأن تاریخیت انسان با وقوع انقلاب مشروطه و نیاز به ثبت آن،در این آثار ردیابی کرد.
همدان از دیرباز میزبان اقوام و پیروان ادیان مختلف بوده است، که یهودیان یکی از آنان به شمار می روند. موقعیت جغرافیایی و اقتصادی همدان و قرار گرفتن آن بر سر راه بازرگانی بین النهرین، سبب گردید که یهودیان در دوره ی قاجار این شهر را مرکز فعالیت های اقتصادی خود در غرب ایران قرار دهند. تراکم جمعیت و آزادی نسبی یهودیان در همدان در دوره ی قاجار باعث گردید که آنان در فعالیت های اقتصادی، مانند بازرگانی با بین النهرین، پزشکی و عتیقه فروشی، به پیشرفت های قابل توجهی دست یابند؛ گرچه این فعالیت ها پیوسته تحت تأثیر چگونگی روابطشان با اکثریت مسلمان و وقایع بین المللی، مانند جنگ جهانی اول، قرار داشت.
نگارندگان ، با رویکردی تاریخی و با تکیه بر منابع کلاسیک، سفرنامه ها و اسناد، کوشیده اند ضمن بررسی اجمالی اوضاع اجتماعی یهودیان در همدان، به طور خاص، به فعالیت های اقتصادی آنان در دوره ی قاجار و تأثیر آن بر جایگاه اجتماعی شان بپردازند. این پژوهش بر اساس تحلیل داده های تاریخی انجام شده است.
خاندان بیات ماکویی از زمان صفویه به منطقه ماکو کوچ کردند و، به تدریج، حکومت منطقة ماکو را به دست
گرفتند. اقبال السلطنه ماکویی وارث اقتدار سیاسی، نظامی و اقتصادی خاندان خود در ماکو شد. اوکه انقلاب
مشروطه و اصلاحات حاصل از آن را پایان حکومت موروثی و مطلق خود در ماکو می دانست، به مخالفت با
مشروطیت برخواست و هواداران آن را به شدت سرکوب کرد. دربار و دیگر مستبدین از اقدامات سرکوبگرانة
اقبال السلطنه در منطقه حمایت می کردند. اگر در برهه هایی اقبال السطنه به مماشات با مشروطه خواهان اقدام
کرد، حاصل سیاست هماهنگ مستبدین برای تظاهر به مشروطه طلبی و فریب هواداران مشروطه بود.
این پژوهش، با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای و آرشیوی، به تبیین این مسئله پرداخته
است. هدف از این مقالة بررسی مخالفت اقبال السلطنه ماکویی با مشروطه خواهان منطقة ماکو و نقش
محمدعلی شاه در این باب است.