ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۱٬۷۶۴ مورد.
۱۷۰۱.

بررسی رابطه علم و دین از دیدگاه جامعه شناسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۶۲
در این پژوهش با توجه به انواع رابطه علم و دین (تعارض، تمایز، تلاقی و سازگاری)، به بررسی آرای تعدادی از جامعه شناسان پرداخته شده است. نظریه پردازانی مثل کنت، مارکس، دورکیم، وبر و... دارای دیدگاه تعارض هستند و معتقدند باگذر جوامع از سنتی به مدرن و چیرگی علم تجربی و شیوه تفکر مدرن، جایگاه دین در دوران مدرن تضعیف شده و علم جای آن را می گیرد. برخی دیگر از جامعه شناسان مانند اسپنسر اعتقاد به تعامل و برخی دیگر مانند زیمل معتقد به جدایی (استقلال) بین علم و دین هستند. راهبرد هابرماس تعامل علم و دین است و زندگی اجتماعی جوامع مدرن در غیاب دین و اخلاق دینی را غیرممکن می داند. گیدنز نیز مخالف کاهش نفوذ دین با پیشرفت مدرنیته در دنیای مدرن است، اما بازاندیشی دینی را مطرح می کند. یافته ها بازگوی آن است که دیدگاه یکتایی در جامعه شناسی وجود ندارد که بتواند به طور کافی، همه پیچیدگى های مرتبط با رابطه علم و دین را پوشش دهد. اما می توان گفت تغییر دیدگاه های جامعه شناسان کلاسیک مبتنی بر تعارض، به سوی دیدگاه های مبتنی بر تعامل علم و دین در نظریه های متأخر جامعه شناسی است که به نوعی هم زیستی مسالمت آمیز میان مدرنیته و علم از سویی و دین از سویی دیگر است.
۱۷۰۲.

جایگاه فعالیّت بدنی زنان در جوامع یهودی و مسیحی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۸۴
دین نقش اساسی در زندگی افراد در جوامع امروزی دارد، اما کارکرد آن اصلاً محدود به افراد نیست. دین بر روابط افراد، جوامع و حتی دولت ها تأثیر می گذارد؛ لذا در همه عرصه های زیست بشر کارآمد است. میزان دینداری افراد نیز با یکدیگر متفاوت است، اما هر سطحی از دینداری تأثیر مستقیمی بر رفتار، نگرش، احساسات و افکار افراد دارد. مشارکت زنان در ورزش یکی دیگر از موضوعاتی است که جامعه شناسان و محققان ورزشی در چند دهه اخیر بر آن تمرکز کرده اند. تلاش برای شناسایی هر نوع رابطه بین دینداری و مشارکت زنان در ورزش در کشورهای جهان اهمیت اساسی دارد. جستار حاضر با علم به این موضوع، با روش توصیفی-تحلیلی به فعالیّت بدنی زنان در دو مذهب ابراهیمی یعنی مسیحیّت و یهودیّت اختصاص دارد. مطابق یافته های تحقیق، هر دو مذهب مذکور برای جسم انسان ارزشی وافر قائل اند و برای مراقبت و محافظت از این موهبت الهی احکام و فرامینی را اختصاص داده اند؛ هرچند در زمینه برابری زن و مرد در فعالیّت جسمانی و ورزش به ویژه در دوره معاصر رویکرد متفاوتی دارند. آمار زنان مسیحی و یهودی شرکت کننده در بازی های المپیک خود گواهی بر تفاوت دیدگاه در برابری جنسیتی این دو مذهب در ورزش و فعالیّت های بدنی است.
۱۷۰۳.

ارزش های اخلاقی و نسبت آن با عواطف در اندیشه ماکس شلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۹۲
موضوع متافیزیک شلر، انسان و به عبارتی فرا انسان شناسی است. در این نوع انسان-شناسی با تأمل در ماهیت انسان و ارائه تصویری جامع از آن، که شامل وجوه مختلف اعم از طبیعی، عقلانی و عاطفی است، بر عواطف به عنوان عناصر پیشینی در پیدایش ارزش ها تأکید می شود، درواقع عواطف به عنوان راهی برای درک ارزش ها شناخته می شوند. از دیدگاه شلر ارزشها پسینی نیستند؛ یعنی از تجربه های خارجی گرفته نمی شوند؛ بلکه به عنوان عناصر پیشینی عاطفه شناخته می شوند، بنابراین از دیدگاه وی ما معرفت هایی با ویژگی پیشینی داریم که مربوط به حوزه عواطف هستند. می توان گفت با این دیدگاه، شلر در مقابل فلاسفه ایی چون کانت قرار می گیرد؛ زیرا نزد کانت عواطف انسان نمی توانند دارای عناصر پیشینی باشند؛ در این مقاله بعد از تبیین معرفت متافیزیکی به عنوان یکی از سه قسم معرفت از دیدگاه شلر، به تبیین ماهیت انسان و نقش معرفتی عواطف به عنوان عناصر پیشینی در پیدایش ارزشها پرداخته می شود. در این پژوهش از طریق روش اسنادی، تحلیل محتوا و توصیف گرایانه، به طرح و بررسی دیدگاه شلر پیرامون ارزش های اخلاقی و نسبت آن با عواطف می پردازیم. مدعای ما این است که براساس دیدگاه شلر اخلاق نه بر پایه ارزش هایی صرفاً صوری و عقلانی بلکه بر اساس عواطف و احساسات شکل می گیرد.
۱۷۰۴.

آینده علوم انسانی اسلامی در ایران؛ تحقیقی مبتنی بر تحلیل روند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۴۹
در سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت آمده است که تا سال 1444 ایران به کشور پیشتاز در تولید علوم انسانی اسلامی تبدیل خواهد شد. در دهه های گذشته بحث های گسترده ای در ارتباط با معنا، امکان، ضرورت و چگونگی دست یابی به علوم انسانی اسلامی انجام گرفته و مراکز متعدد فرهنگی، آموزشی، پژوهشی و سیاستگذاری تأسیس گردیده تا این هدف را محقق سازند. با وجود این، تا کنون تحقیقی در ارتباط با آینده این ایده به انجام نرسیده است. پرسش محوری این مقاله آن است که آیا پیشتازی ایران در تولید علوم انسانی اسلامی تا سال 1444 ممکن است؟ در این راستا پس از نقد پیش بینی های بی آینده بودن ایده علوم انسانی اسلامی به دو شیوه پیشینی و مستقل از شواهد تاریخی و پسینی و مبتنی بر شواهد تاریخی، با بهره-گیری از روش تحلیل روند، نشان داده می شود که ایده علوم انسانی اسلامی، ایده ای رو به رشد و در نتیجه آینده دار است؛ هر چند اگر این فرایند مطابق با روند دهه های گذشته پیش برود، دست یابی به افق تصریح شده در سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت در سال 1444 دور از انتظار است. در پایان با بهره گیری از نظر نخبگان این حوزه، برخی از عواملی که می-تواند در سرعت بخشیدن به این روند تأثیرگذار باشد، معرفی شده است.
۱۷۰۵.

تحلیل چالش های وجودی در چارچوب ارتباطات چهارگانه انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۶
چالش های وجودی از اساسی ترین دغدغه های انسانی به شمار می روند که از مواجهه فرد با پرسش های بنیادین درباره معنا، هدف، آزادی، تنهایی و مرگ نشأت می گیرند. این چالش ها برخلاف مشکلات روزمره، به ابعاد فلسفی و بنیادین تجربه زیسته مرتبط بوده و در تمام جنبه های زندگی انسان تأثیرگذارند. به منظور دستیابی به درکی جامع و نظام مند از این چالش ها، این پژوهش با روش سنتزپژوهی به شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های مختلف چالش های وجودی پرداخته و چارچوب تحلیلِ مبتنی بر ارتباطات چهارگانه انسان را به عنوان رویکردی نوین معرفی می کند. این چارچوب با در نظر گرفتن ابعاد گوناگون وجودی انسان (ابعاد فردی: خودشناسی و درون نگری و ابعاد اجتماعی: روابط انسانی، معنویت و طبیعت) و تعاملات میان این ابعاد، به درک واقع بینانه و عمیق تر از چالش های وجودی و ارائه راهکارهای مؤثرتر برای مواجهه با آن ها کمک می کند. یافته ها نشان می دهند که ریشه بسیاری از بحران های وجودی در ارتباط انسان با خود به عنوان نخستین منبع ادراک و شناخت نهفته است و این بحران ها در سایر ارتباطات او نیز بازتاب می یابند. همچنین، هر یک از چالش های وجودی در چهار نوع ارتباط، قابل ردیابی بوده و کیفیت این ارتباطات به طور مستقیم در تشدید یا کاهش دلواپسی های وجودی مؤثر است. استفاده از چارچوب تحلیل ارتباطات چهارگانه به شناسایی دقیق تر منشأ مشکلات وجودی در افراد کمک کرده و امکان بررسی عمیق تری از اختلالات ارتباطی به عنوان عوامل زمینه ساز این چالش ها را فراهم می آورد. این رویکرد تحلیلی، زمینه را برای تدوین مداخلات و راهبردهای مؤثرتر در مواجهه با چالش های وجودی مهیا می سازد و به بهبود کیفیت زندگی و رشد وجودی انسان کمک می کند.
۱۷۰۶.

شانس کور و هدایت شدگی الهی: بازسازی دیدگاهی سازگاری گرایانه با الهام از رویکرد پوکینگهورن در خصوص ساز و کار فعل الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۱
سازگاری گرایی موضعی است که نظریه تکامل و خداباوری مداخله گرا را قابل جمع می داند. سازگاری گرایان هدایت شده بودن اجزاء یا ویژگی های زیست کره را با شانسی بودن فرایند تکاملی قابل جمع می دانند. یکی از پرسش های مهم پیش روی سازگارگرا آن است که: چگونه ممکن است رویدادهای شانسی که کور و بی جهت هستند زیست کره ای هدف مند و هدایت شده را شکل دهند؟ برای پاسخ، سازگاری گرا باید مدلی از رویدادهایی شانسی ارائه دهد که مجموعه آن ها را می توان هدایت شده تلقی کرد. در این مقاله، به دو مدل نامزد برای چنین منظوری می پردازیم. مدل نخست که آن را «مدل پوکینگهورن» نامیده ایم، دربردارنده این عناصر است: نابسندگی فروکاست گرایی، علّیت بالابه پایین، شکاف های هستی شناختی، کل گرایی و وابستگی به زمینه، وجود شانس در جهان، عاملیّت الهی و اطلاعات فعال، یگانه گوهرانگاری دووجهی و صیرورت عینی. سپس استدلال می کنیم سه مؤلفه اخیر برای منظور ما ضروری نیستند و مدل مناسب تر، که آن را «مدل پوکینگهورن تعدیل یافته» نامیده ایم، از مدل پوکینگهورن نحیف تر است. بدین ترتیب، نشان می دهیم که نظریه تکامل به لحاظ منطقی یا مفهومی سازگار است با این ادعا که علی رغم شانسی بودن رویدادهای سازنده زیست کره، دست کم برخی از جنبه های زیست کره هدایت شده هستند.
۱۷۰۷.

فلسفه دین و تفاوت بین دیدگاه های مسیحی و اسلامی در مورد نبوت و محتوای پیام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۴
این مقاله مقایسه ای تحلیلی و جامع بین مفاهیم اسلامی و مسیحی از نبوت و وحی (یا انکشاف الهی) در چارچوب فلسفه دین ارائه می دهد. در این مقاله بیان می شود که اگرچه هر دو سنت، پیامبر را به عنوان واسطه ای منصوب از جانب خداوند می شناسند، اما مبانی فلسفی، اهداف الهیاتی و ماهیت وحی (یا انکشاف الهی) در آنها اساساً متفاوت است. این تحلیل، تکامل نبوت را در سنت یهودی-مسیحی، از نصیحت و پیشگویی اخلاقی در عهد عتیق تا اوج آن در شخص عیسی مسیح به عنوان کلمه تجسدیافته در عهد جدید، دنبال می کند. این در تضاد با دیدگاه اسلامی است که در آن نبوت به عنوان انتقال یک قانون و هدایت جامع الهی (شریعت) درک می شود که در خاتمیت حضرت محمد (ص) و قرآن به اوج خود می رسد. این مطالعه به طور سیستماتیک این تفاوت ها را از طریق تحلیل تطبیقی هدف نبوت، نقش و جایگاه پیامبران، مفهوم وحی و خاتمیت آن مشخص می کند. این بخش با تأملی فلسفی در مورد ضرورت نبوت برای انتقال معرفت ماوراء طبیعی، به ویژه آخرت، که برای عقل بشر به تنهایی قابل دسترسی نیست، به پایان می رسد.
۱۷۰۸.

بلوغ صوری از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۳
بلوغ صوری نشئه ای از مراحل تکامل نفس آدمی است که در حکمت متعالیه با توجه به حدوث جسمانی و حرکت اشتدادی نفس مطرح می شود. این مرحله که صدرالمتألهین آن را به صورت بازه ای از تحولات در وجود نفس، مطرح میکند سرآغاز ویژگی های مهمی مانند تجرد مثالی شدید، ناطقیت، عقل عملی بالفعل، عقل نظری بالقوه، تحول نحوه ی تعلق نفس به بدن، عمل اختیاری کمال آور و کسب استعداد بلوغ معنوی است. طرح این ادعا و تبیین آن در حکمت متعالیه با چالش هایی مانند چگونگی حدوث نفس ناطقه قبل از فعلیت عقل نظری، چگونگی فعلیت عقل عملی قبل از عقل نظری، چگونگی تحول نحوه تعلق نفس به بدن، چیستی نسبت بلوغ صوری با بلوغ معنوی و چیستی نسبت بلوغ صوری با بلوغ شرعی مواجه است. باتوجه به نظام حکمت متعالیه، نفس ناطقه با تجرد مثالی شدید و به همراه مرتبه بدوی عقل عملی و عقل نظری مشوب به خیال حادث شده و با عمل اختیاری، اسباب حرکت به سوی بلوغ معنوی را فراهم می آورد. این فعلیت جدید نفس به نحوی ایجاد می شود که کیفیت ارتباط آن با بدن را دستخوش تغییر قرار میدهد.
۱۷۰۹.

مزایا و نواقص تئودیسه اعتراض با تأکید بر دیدگاه یوهان باپتیست متس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱
تئودیسه اعتراض در مقابل پاسخ های نظری مسأله شرّ و رنج، بخصوص پاسخ های که رنج دیدگان را به صبر و تسلیم در برابر رنج ها دعوت نموده و وعده پاداش اخروی را به آن ها می دهند، مطرح است. برخی از اندیشمندان مانند دیوید بلومنتال؛ جان راث؛ نوید کرمانی و آنسون لیتنر به بررسی آن پرداخته اند که در یک نگاه کلّی می توان دو گونه رویکرد و تفسیر را از این نوع تئودیسه برداشت نمود. یکی "اعتراض ملحدانه" که مدعیان این گونه نگاه نهایتا از بی ایمانی به خداوند سر در می آورند؛ دیگر "اعتراض مؤمنانه" مدعیان این نوع نگاه در کنار شکایت و اعتراض از عدم کفایت لطف و محبت خدا، ایمان و وفاداری به خداوند را نیز گریزناپذیر می دانند. مِتس را می توان در این دسته قرار داد، او تصویری نظام مند از عدالت، خیرخواهی و قدرت مطلقه خداوند ارائه نداده و معتقد است که دین دارای ظرفیت های جهت اعتراض علیه بی عدالتی و رفع رنج قرار داده است. تئودیسه اعتراض در کنار مزایا، تعارض های جدی با آم وزه ه ای بنیادین ادیان ابراهیمی داشته که پذیرش آن را دشوار می سازد. خواننده با نگاه به نظریات متس و مانور دادن او روی مسأله هولوکاست و کشیدن آن به بحث شرّ و اعتراض، متوجه می شود که وی به دنبال بهره برداری صهیونیستی از این ماجرا بوده است.
۱۷۱۰.

تجربه دینی در علوم اعصاب شناختی؛ واکاوی مدل ها، رویکردها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۱
«علوم شناختی دین» حوزه ای جدید از علوم شناختی است که در دهه ۱۹۹۰ میلادی و زمانی که گروهی از پژوهشگران علوم شناختی معطوف به پروژه هایی در باب دین شدند، شکل گرفت. سه پرسش بنیادی این حوزه در کلی ترین حالت عبارتند از: ۱. ایده های دینی چگونه در مغز ما بازنمایانده می شود؟ ۲. ایده های دینی چگونه کسب می شود؟ و ۳.کدام اعمال این ایده ها را نهادینه می کند؟ اغلب دانشمندان علوم شناختی دین باورها و رفتارهای دینی را محصول فرعی قوای شناختی ذهن انسان می دادند. «علوم اعصاب شناختی دین»، به عنوان زیر شاخه ای از علوم شناختی دین، درصدد است تا با روش های تصویربرداری مغز، هم بسته های عصبی باورها، عواطف، اعمال و تجربه های دینی را شناسایی کند. ما در این مقاله در مرحله اول «دو رویکرد اصلی در علوم اعصاب شناختی دین» را که شامل رویکرد «فعالیت ناکارآمد مغز» و رویکرد «برونداد طبیعی سیستم عصبی مغز» است معرفی می کنیم. در مرحله دوم به «مدل های متنوع تبیین تجربه دینی» در علوم اعصاب شناختی می پردازیم. این مدل ها شامل «کلاهخود خدا»، «حالات تغییریافته آگاهی»، «واکنش عصب-فیزیولوژیکی آرامش»، «فرایند عصب شناختی-فرهنگی»، «استخدام همه مناطق مغزی»، «منطقه شناخت اجتماعی مغز» و «ترکیب مدل کدگذاری پیش بینی سلسله مراتبی (HPC) و مدل کاهش دهنده پیچیدگی فراطبیعی (CDMS) است. در مرحله سوم، نشان می دهیم که ورود علوم اعصاب شناختی به تبیین تجربه دینی با محدودیت ها و چالش هایی مواجه است که لازم است برطرف شود. این چهار چالش عبارتند از: «تنوع و پیچیدگی مفهومی»، «خصوصی بودن امر ذهنی»، «چالش معناشناختی»، و «چالش هستی شناختی».
۱۷۱۱.

تبیین براهین یگانگی خدا در فلسفه اسپینوزا و بازسازی برهان اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۵
فلسفه اسپینوزا را می توان جزء فلسفه های خداباور دسته بندی کرد، به این معنا که به وجود خدا باور دارد و آن را یگانه نیز می داند. البته تصوری که از خدا به دست می دهد، لزوماً همان تصوری نیست که متألهان و فیلسوفان در سنت الهیاتی ادیان ابراهیمی، عمدتاً از خدا به دست داده اند. اسپینوزا در آثار مختلف خود براهینی برای اثبات یگانگی خدا یا جوهر الهی به دست می دهد. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با روش توصیفی-تحلیلی این براهین را مطرح ساخته و تبیین کنیم. عمده این براهین مبتنی بر کمال مطلق و وجوب وجود هستند، البته برخی از آنها نافی کثرت جواهر نیستند و صرفاً جوهر الهی را واحد می دانند، ولی برخی دیگر، درصدد اثبات جوهر الهی به عنوان تنها جوهر موجود و تصورپذیر هستند. همچنین نشان داده ایم که برهان کتاب اخلاق اگر به صورت مرسومش تقریر گردد، تام نخواهد بود. از این جهت، با تکیه بر مفهوم نامتناهی مطلق و نامتناهی در نوع خود، تلاش کرده ایم که صورتی معقول تر از آن به دست دهیم. در تقریر عمده براهین، رجوعی به پیشینه آنها در میان متفکران قرون وسطای یهودی-مسیحی-اسلامی نیز داشته ایم.
۱۷۱۲.

نقد و بررسی کارآمدی دعا بر اساس نظریه تعهد اخلاقی خداوند در استجابت دعا با تأکید بر دیدگاه گلمن و هیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۷
خیرخواهی محض خداوند از جمله صفاتی است که موثر بودن دعای استغاثه را از منظر برخی از فیلسوفان دین مورد تردید قرار داده است. به نظر منتقدان، لازمه خیرخواهی محض این است که تصمیم الهی در خصوص تحقق یا عدم تحقق حوادث جهان مطابق میزان خیریت و مصلحت موجود در آنها تعین یابد، نه بر اساس دعا و درخواست بندگان، و از این رو دعا بی تأثیر خواهد بود. رویکرد «تعهد اخلاقی خداوند در برابر درخواست بندگان» بر آن است تا موثر بودن دعا را از منظر تعهد اخلاقی که در قبال اظهار نیاز و درخواست بندگان در خداوند ایجاد می شود، تبیین نماید. در این پژوهش ضمن ارائه تقریری از چالش کارآمدی دعا از منظر خیرخواهی محض خداوند، رویکرد تعهد اخلاقی و مبانی آن بر اساس دیدگاه الهی دانانی مانند گلمن و هیل مورد بررسی قرار می گیرد. تبیین موثر بودن دعا بر اساس رویکرد تعهد اخلاقی علاوه بر نقاط قوتی همچون توجه به اخلاق دعا و درخواست، با برخی ویژگی های دعا در سنت دینی(همچون دعوت الهی به دعا و تضمین الهی استجابت، وجود شرایطی برای استجابت، و...) سازگاری دارد. در عین حال، چنان چه تفسیر و توضیح دقیقی از تعابیر «الزام و تعهد اخلاقی خداوند» متناسب با ساحت غنای محض خداوند و یا «استحقاق اجابت دعا» متناسب با شأن فقر و نیازمندی محض بندگان مطرح نگردد، با گوهر دعا که اظهار عبودیت و بندگی است تا حدی در تعارض است.
۱۷۱۳.

بررسی مقایسه ای مفهوم سعادت در نسبت اخلاق و دین از منظر ابوالحسن عامری و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۵
مفهوم «سعادت» به عنوان غایت نهایی حیات انسانی، جایگاه مهمی در فلسفه اسلامی دارد و در پیوندی عمیق با اخلاق و دین معنا پیدا می کند. در این میان، علامه طباطبایی و ابوالحسن عامری، دو متفکر برجسته اسلامی، هر یک از منظر خاص خود به تبیین این مفهوم پرداخته اند. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی و روش تحلیلی توصیفی، به بررسی و مقایسه دیدگاه این دو فیلسوف درباره نسبت سعادت با اخلاق و دین پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که علامه طباطبایی، سعادت حقیقی را در رسیدن به مراتب توحید، معرفت شهودی به خداوند و تهذیب نفس می بیند و اخلاق و دین را نه صرفاً ابزار، بلکه ارکان اصلی این مسیر معرفی می کند. در مقابل، ابوالحسن عامری، با تأکید بر عقل عملی و نظم اجتماعی، اخلاق و دین را چارچوب هایی ضروری برای تحقق عدالت اجتماعی و حیات فاضله می داند و معتقد است که بدون التزام به قانون دینی و فضائل اخلاقی، سعادت فردی و جمعی امکان پذیر نخواهد بود. بررسی تطبیقی این دو رویکرد نشان می دهد که هر دو متفکر، سعادت را بدون اخلاق و دین غیرقابل تحقق می دانند، اما در روش و مبانی، تفاوت های اساسی دارند. این پژوهش، با روشن ساختن این تفاوت ها و اشتراکات، زمینه ای برای بازخوانی مفهوم سعادت اسلامی و طراحی الگوهای تربیتی و اخلاقی متناسب با نیازهای معاصر فراهم می کند.
۱۷۱۴.

وجود داشتن یا نداشتن عالم در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۳
در عرفان ابن عربی وحدت وجود پررنگ ترین نقش را دارد و بدون درک درستی از آن نمی توان دیگر اندیشه های او را دریافت. در این میان، یکی از مهم ترین پرسش ها پرسش از نسبت وجود حقیقی یا آفریدگار با عالم و آفریدگان است. از دیدگاه وحدت وجود برمی آید که پاسخش به این پرسش چنین باشد که وجود حقیقی و عالم با هم وحدت دارند. از سوی دیگر، در عرفان ابن عربی از غیریت میان وجود حقیقی و عالم نیز بسیار سخن رفته است؛ وحدت از وجهی است و غیریت از وجهی دیگر. این بیان دوگانه این پرسش را مطرح می سازد که آیا عالم وجود حقیقی دارد یا اینکه توهم محض است؟ این تناقض نمایی است که در عرفان نظری همواره اذهان را به خود مشغول کرده است. در این نوشته استدلال می شود که اگر عالم به معنای چیزهایی که هستند باشد چون نمی توان عالم را توهم دانست و وجود را از آن سلب کرد و هم نمی توان وجود عالم را در بیانی تناقض گونه پذیرفت و هم رد کرد و همچنین نمی توان به شیوه ای تشکیکی بهره ای کمتر و ضعیف تر برای وجود عالم در نظر گرفت، تنها پاسخی که می ماند پذیرش وجود داشتن عالم است. نتیجه این پژوهش از این قرار است که عالم از منظر وجودشناسی وجود حقیقی دارد ولی از منظر معرفت شناختی ما درگیر با گونه ای از توهم هستیم. خود اصطلاح عالم در عرفان بیشتر سویه معرفت شناختی دارد. بنا بر این دیدگاه همه ساختار وجودشناسی عرفان نظری و حضرات و عوالم گوناگون نیز با وضعیت معرفت شناختی و شهودی انسان تبیین می پذیرد.
۱۷۱۵.

واکنشی صدرایی به ایده بازگشت الهیاتی با تأکید بر مسئله فعل خاص الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۷
از آنجا که تلاش اندیشمندان حوزه الهیات طبیعت در مساله فاعلیت خاص خداوند، همچنان به ارائه تبیین رضایت بخش توفیق نیافته است، برخی خواستار توجه به عناصر فلسفی الهیات طبیعی شده اند و ایده بازگشت از الهیات طبیعت به الهیات طبیعی را مد نظر قرار داده اند. پذیرش نوعی عدم تعین ریشه ای در بنیان همه تغییرات طبیعی، اساس اندیشه سیلوا یکی از مدافعان ایده بازگشت الهیاتی، در مقابل تبیینات مبتنی بر نظریات علمی (نظریات الهیات طبیعت همچون تئوری کوانتوم و نظریه آشوب) در پاسخ به مساله فعل خاص الهی است. او با بهره گیری از مفهوم علت مادی و پذیرش ماده به عنوان یکی از اجزاء هستی شناسانه ی اشیاء طبیعی، معتقد است این امکان، برای شیء وجود دارد که نسبت به پذیرش صور از مبادی گوناگون، منفعل باشد. وجود فاعل های طبیعی هیچ گاه مانع از آن نیستند که فاعل فراطبیعی، صورتی جدید در طبیعت، محقق کند. این امر که به فعل ابداعی و بی قاعده خداوند در عالم طبیعت، منجر می شود، در اندیشه صدرایی، با توجه به مسائلی چون، رابطه اتحادی ماده و صورت و نفی کون و فساد و نیز حرکت جوهری، جایگاهی ندارد. علاوه بر آن، با نفی فاعلیت خاص از خداوند و مجردات تام، فاعلیت نفس کلیه در عالم طبیعت، مبنای اندیشه صدرا و واکنشی در پاسخ به این مسئله می شود. علی رغم برخی وجوه مثبت، همچون رفع مشکل ارتباط زمانی فراطبیعت با طبیعت و رفع شکاف متافیزیکی میان آن دو و نیز بی نیازی از نظریه افلاک در توجیه تغییرات طبیعی، ابهام در ساز و کار فاعلیت نفس کلیه، روشن نبودن رابطه فعل این نفس با ماده پیشین حوادث، و تعارض آن با بحث صفات الهی، دلایل عدم ارائه تبیینی رضایت بخش در این خصوص می باشد.
۱۷۱۶.

جایگاه نماد و اسطوره در انسان شناسی فلسفی پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۱
پرسش درباره چیستی و اهمیت نماد و اسطوره همواره از بنیادی ترین و در عین حال چالش برانگیزترین مباحث در تاریخ فلسفه بوده است. از روزگار یونان باستان تا دوران معاصر، فیلسوفان رویکردهای گوناگونی را در تبیین کارکرد و معنای این دو مقوله عرضه کرده اند. در این میان، پل ریکور از برجسته ترین متفکرانی است که در نخستین دوره اندیشه خود با رویکردی هرمنوتیکی به تحلیل نسبت میان نماد، اسطوره و انسان شناسی فلسفی پرداخت. ریکور در این مرحله، طرحی از یک انسان شناسی فلسفی را بنا نهاد و در آن، ضمن دفاع از معناداری نظام های نمادین، نمادها و اسطوره ها را به منزله بستری مناسب برای انسان شناسی تلقی کرد. از دید او، تجربه بشر در مواجهه با شرّ، تجربه ای بنیادین و آشکارکننده مخمصه ای وجودی است؛ تجربه ای که در قالب نمادهای اعتراف تجلی یافته است. بنابراین، با بازیابی و تفسیر معانی نهفته در نمادهای اعتراف می توان به اهداف انسان شناسانه دست یافت. ریکور در تحلیل خود از سه نماد اعترافِ آلودگی، گناه شرعی و گناه اخلاقی نوعی سیر سوبژکتیو را بازمی شناسد که طی آن، شر به تدریج درونی می شود و انسان سنگینی آن را بر وجدان خویش احساس می کند. افزون بر این، به باور وی، چون اسطوره بُعدی روایی به نماد می بخشد، این سه نماد اعتراف در چهار نوع اسطوره «آفرینش بابلی»، «نگاه تراژیک به وجود»، «روح تبعیدی» و «اسطوره آدم» روایت شده اند.
۱۷۱۷.

تبیین پارادایمِ پژوهشی «حیات طیبه» با تأکید بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
حیات طیبه احیا حیاتی حقیقى، جدید، بالا و والاتر از حیات عمومى است که آثار تکوینی به همراه دارد. این مفهوم قرآنی می تواند بر انگاره های پیشرفت، بهروزی و خوشبختی دلالت کند. این انگاره ها در دنیای مدرن امروز، سامان بخش ساحت های متنوّع فعالیّت فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی هستند. به کارگیری گسترده حیات طیبه با دلالت های مختلف، موجب آشفتگی مفهومی و سرگردانی پژوهشگران در کاربست اصولی آن می شود. پارادایم پژوهشی به مثابه یک رویکرد با ایجاد بستری برای درک ماهیت دانش و روش های تولید آن، به محققان کمک می کند تا مفروضات و باورهای اساسی که به پژوهش آنها شکل می دهد را شناسایی کنند. بر این اساس هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی پارادایم پژوهشی حیات طیبه مبتنی بر آرای علامه طباطبایی از طریق روش تفسیر متن محور و جمع آوری داده اسنادی است. پارادایم پژوهشی حیات طیبه با توجه به چهار عنصرِ هستی شناسی، ارزش شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی مبتنی بر آرای علامه طباطبایی پی ریزی شد و نمایان گشت که حیات طیبه در ساحت هستی شناسی از طریق سیر تدریجی در عوالم سه گانه (از ماده تا مثال و عقل) در قوس صعود محقق می شود. از منظر ارزش شناسی، ارزش نهایی این حیات در تحقق مقام خلیفه الهی نهفته است که با ایمان و عمل صالح و با درنظرگیری اصل تاروپودگی در حوزه روش شناسی به دست می آید. از نگاه معرفت شناسی نیز، درک و تحصیل این حیات، مشروط به سیر وجودی نفس و اعتباریات عملی است.
۱۷۱۸.

بررسی معضل اخلاقی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر مسئله فلسفی معنای زندگی با تأکید بر جایگاه روابط عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۶
این مقاله به بررسی معضل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر فلسفی معنای زندگی می پردازد. ابتدا با تکیه بر آرای تامس نیگل و سوزان ولف، تحلیل دقیقی از مسأله ی فلسفی معنای زندگی و نسبت آن با روابط عاطفی ارائه می شود. سپس با مرور ادبیات تخصصی اخلاق هوش مصنوعی، به ویژه در حوزه ی روابط انسان-ربات، چارچوبی برای تحلیل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده ترسیم می گردد. استدلال اصلی مقاله بر این پایه استوار است که روابط عاطفی، به ویژه عشق، یکی از منابع بنیادین معناداری زندگی انسان اند و ورود هوش مصنوعی عاطفی شده به این حوزه، با تضعیف این منبع و تهدید معناداری زندگی انسان همراه است. این استدلال با بهره گیری از رویکرد گسترش یافته ی اخلاق فناوری، بر این تأکید می ورزد که هوش مصنوعی به عنوان رقیبی برای محبت ورزیدن انسان ها در جامعه عمل می کند و از این طریق، دسترسی ما به محبت ورزیدن را محدود می سازد. در ادامه و پس از صورت بندی این استدلال، به انتقادهای احتمالی وارد بر آن پاسخ داده می شود. در نتیجه گیری، مقاله نشان می دهد که هوش مصنوعی عاطفی شده، از این نظر دارای ملاحظات اخلاقی جدی است که بدون مراعات آن ها، توسعه ی آن از منظر اخلاقی موجه نیست.
۱۷۱۹.

تحلیل معرفت شناسانه گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۶
یکی از جهات مغفول مانده در سنت فلسفی جهان اسلام مسئله فلسفه اخلاق اسلامی است. هنگامی که سخن از فلسفه اخلاق به میان می آید غالباً مقصود فلسفه اخلاق به معنای خاص آن یعنی فرااخلاق می باشد. در فرااخلاق یا همان اخلاق تحلیلی یکی از مباحث، معرفت شناسی گزاره های اخلاقی است. تحقیق حاضر درصدد به دست آوردن معرفت شناسی گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی است. برای حصول نظرگاه فارابی و غزالی در خصوص گزاره های اخلاقی به نگاه این دو اندیشمند به مسئله حسن و قبح و همچنین مواد اقیسه در منطق پرداخته شده و در نهایت تحلیلی معرفت شناسانه از گزاره های اخلاقی از منظر این دو حکیم ارائه شده است. فارابی در حوزه معرفت شناسی گزاره های اخلاقی، این گزاره ها را گزاره هایی انشایی (البته نه انشایی محض) و اعتباری می داند که کارکردی جدلی دارند. غزالی نیز همانند فارابی قائل به انشایی و اعتباری بودن این دسته از گزاره ها و جدلی بودن آن ها می باشد با این تفاوت که فارابی اعتبار گزاره های اخلاقی را عقلی و غزالی ریشه اعتبار این دسته از گزاره ها را در شرع می داند و قائل به شرعی بودن اخلاق است.
۱۷۲۰.

بررسی تأثیر معرفت شناختی نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» بر استدلال تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۱
ریچارد سویین برن، فیلسوف معاصر انگلیسی، بر این باور است که تجربه های دینی می توانند شواهدی معتبر بر اثبات وجود خداوند باشند. وی در این زمینه، به طور خاص بر اصل «آسان باوری» تأکید می کند. بر اساس این اصل، اگر فردی تجربه ای از حضور خداوند داشته باشد، آن تجربه باید معتبر تلقی شود، مگر آنکه دلایلی متقن بر رد آن ارائه شود. افزون بر این، سویین برن از «اصل گواهی» نیز دفاع می کند. این اصل بیان می کند که گزارش های افراد درباره تجربه های دینی شان، معتبر هستند، مگر اینکه شواهدی قاطع مبنی بر بی اعتباری آن ها وجود داشته باشد. در مقابل، برخی منتقدان با استناد به نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» استدلال می کنند که اصولی مانند آسان باوری و گواهی در مسائل حیاتی و شرایط خطیر قابل اعمال نیستند. از دیدگاه تسرّیِ عمل گروانه، هرچه موضوع مورد بحث مهم تر و پیامدهای عملی آن جدی تر باشد، ضرورت ارائه شواهد و دلایل قوی تر برای پذیرش آن افزایش می یابد. ازآنجاکه خداباوری مسئله ای بنیادین است که تأثیرات ژرف و گسترده ای بر زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد، پذیرش آن باید مبتنی بر شواهدی فراتر از تجربه های شخصی یا گزارش های دیگران باشد. پس اصل آسان باوری و اصل گواهی برای واقعی دانستن تجربه های دینی کافی نیست. با این حال، نتایج این پژوهش روشن می سازد که نظریه تسرّیِ عمل گروانه نمی تواند بر کاربست اصول آسان باوری و گواهی برای تجربه دینی خدشه وارد کند. این به آن دلیل است که معرفت، به عنوان باور صادق موجه، تحت تأثیر ملاحظات عملی قرار نمی گیرد. بنابراین، تا زمانی که تجربه های دینی و گواهی های متواتر برای فاعل شناسا یقین آور باشند، کاربرد اصول آسان باوری و گواهی در حوزه مباحث مربوط به خداوند همچنان معقول و موجه خواهد بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان