در طراحی منسوجات عهد ساسانی-که آخرین مرحله هنر عهد باستان است- غنای نقوش چه در وجه تزئینی و چه در وجه نمادین، در یکسو از مضامین و مفاهیم معنایی به کار رفته در آنها حکایت دارد و در سویی دیگر، بیانگر ساختار بصری بدیعی است که در طراحی شان صورت گرفته است.
پژوهش حاضر که توصیفی- تحلیلی می باشد و با استناد به منابع معتبر کتابخانه ای، تصویری و الکترونیکی تهیه شده است، نحوه بهره گیری ساختار بصری از عناصر هنری و تلفیق آنها در کادری برای رسیدن به یک ترکیب بندی را مورد بررسی قرار می دهد تا کاربرد آن به مثابه ابزار طراحی در سطح معنایی نقوش درک گردد.
موسیقی، هنر اول و انتزاعی ترین هنریست که توسط اصوات شنیده می شود، اما آیا تنها موسیقی را می توان شنید؟ و آیا می توان نمودهای موسیقایی را در هنرهای بصری مشاهده کرد؟ در میان هنرهای تجسمی، هنر فرش در بسیاری از عناصر و ترکیباتی که دنبال می کند به دلیل وجه بکر بودن نقش و رنگ خود و تجریدی بودن به ویژه در بافته-های عشایری و روستایی قابلیت تطابق با عناصر موسیقایی را دارد. در میان همه ملت ها و حتی مذاهب، هنر، زبان مشترک است و شاخه های هنری نیز با وجود تفاوت هایی که با یکدیگر دارند اما به دلیل داشتن زبانی مشترک می توانند، وجه هنری شان را به زبان هم بازگو کنند؛ موسیقیِ فرش انکارناپذیر است به همان اندازه که تجسم نقوش و رنگ ها با شنیدن قطعه ای موسیقی در ذهن و جان آدمی، بی واسطه تجسم می یابد. این پژوهش نگاهی دارد به عناصری از موسیقی که قابلیت دیده شدن در هنرهای تجسمی به ویژه فرش دستبافت ایرانی را دارد. لازم به ذکر است پژوهش حاضر، ایده و نگرشی است که برای بررسی کاملاً علمی و جامع آن نیاز به مطالعات و بررسی های گسترده از سوی محققان، هنرمندان و آگاهان به موسیقی و فرش ایرانی است.
پژوهش حاضر در زمینة بررسی و مطالعة متنوع ترین طرح قالی های واگیره ای به جا مانده در یزد به ویژه در مجموعه های خصوصی است که از دوران قاجار در این منطقه بافته شده اند که با استفاده از روش تحقیق توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و با تکیه بر مصاحبه های میدانی و مشاهده قالی های باقیمانده و تهیه تصویر از آنها، به بررسی و معرّفی مهم ترین و پررونق ترین قالی های دارای طرح های واگیره ای این دوران می پردازد.
از دوران قاجار، طرح های واگیره ای مانند «گل و ماهی (هراتی)»، «سردارجنگی»، «امیرجنگی»، «احمد محمدآبادی»، «تال و خونچه» و بعضاً «شرق لندن» در یزد از رواج و محبوبیّت بیشتری در بین بافندگان و خریداران یزدی برخوردار شدند. از آنجا که طرح برخی از این قالی ها، مانند سردارجنگی و امیر جنگی همیشه دارای یک طرح، نقش یا رنگ ثابت نبوده اند، به همین سبب انواع قالی هایی که به این نام ها در یزد بافته شده اند نیز معرّفی می شوند.
مقاله حاضر می کوشد ضمن شناخت سیر تحوّل قالیبافی و ساختار فنی بافت آن در استان و بررسی رایج ترین قالی ها با طرح واگیره ای، به تنوعات، ویژگی های طرح و رنگ، تفاوت ها و نقاط مشترک و تأثیر و تأثّر این قالی ها از سبک های مناطق دیگر بپردازد و سپس ارتباط و دسته بندی نقوش و رنگ های به کار گرفته شده در قالی ها را، تا حدّ امکان مورد شناسایی قرار دهد.
این بررسی ها نشان می دهد که ضمن تأیید بومی بودن نام طرح و نوع نقوش و هم نشینی آنها در قالی ها، هنرمندان یزدی در ارایه طرح، نقش و رنگ قالی های دستباف خود، از همة هنرهای سنتی و بومی یزد بهره برده اند و به طور کلّی ساختار هر کدام از قالی ها به گونه ای با نمادهای هنری، تاریخی، فرهنگی و اعتقادات مذهبی مردمان این خطّة کویری، ارتباط مستقیم دارد.
خط به عنوان یکی از مهم ترین شاخصه های هنر در دوران اسلامی، جایگاه والایی داشته و بر روی پارچ هها نیز کاربرد داشته است. این مقاله بر این راستاست که جایگاه و اهمیت خط نوشته را بر روی منسوجات ایران قرون 4 هجری تا 12 هجری از دیدگاه بصری و گرافیکی مورد بررسی قرار دهد. بدین منظور با بررسی های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و هنری ادوار مورد نظر و نیز با توجه به پژوه شهای انجام شده درباره خط و پارچه در ایران اسلامی و تحلیل تصاویر بدست آمده از این ادوار مشخص شد که خط در پارچه ها علاوه بر کاربرد مفهومی و زیبایی شناسانه، به لحاظ گرافیکی درترکیب بندی پارچه ها از جایگاه مهمی در کنار نقش برخوردار بوده است.
در این مقاله به معرفی و تحلیل کتاب «مبانی طراحی مد» پرداخته و در آن به صورت اجمالی عناصر کلیدی طراحی مد، از نخستین مفاهیم برای ایجاد مد تا در انتها درک نهایی در شکل سه بعدی یعنی لباس مورد بررسی قرار گرفته است.
در این کتاب، ابتدا نحوه جستجوی طرح، چگونگی تهیه و به نتیجه رساندن آن با مواد و متریال های مناسب و سپس نحوه شکل گیری یک مجموعه و در نهایت یک بینش درونی از آنچه در صنعت مد رقم می خورد، بیان شده است.
رویکرد این مقاله با هدف ثبت یافته هایی در زمینه مبانی طراحی مد انجام شده است و اهمیت موارد ذکر شده در این زمینه را مشخص ساخته است. مطالعه کتاب حاضر را به تمام افرادی که علاقه مند به آگاهی در زمینه گرایش های صنعت مد و چگونگی اجرای آن می باشند، توصیه می گردد.
براساس مطالعات صورت گرفته هنوز مدارک مستند و دقیقی درباره پیشینه قالی بافی در استان یزد تا قبل از دوره قاجاریه در دست نیست؛ به همین علت نمی توان صرفاً به سبب افول نساجی دستی، که موجب روی آوردن شعربافان یزدی به قالی بافی و رواج این هنر-صنعت در استان یزد شد، قاجاریه را نقطه شروع قالیبافی در این استان به حساب آورد. با این حال بنابر مطالعات و تحقیقات انجام گرفته، شروع قالی بافی در اردکان، به اوایل قرن جاری و حدود سال های ۱۳۴۴ هجری قمری (۱۳۰۵ هجری شمسی) باز می گردد.
مقاله حاضر می کوشد ضمن معرفی قالی اردکان یزد، به بررسی ساختار طرح های لچک ترنج بافته شده در این منطقه نیز بپردازد، تا ضمن پی بردن به میزان آگاهی طراحان قالی از قوائد حاکم بر نظام طراحی سنتی فرش دستباف، مقدار اثرپذیری طراحان اردکانی از قالی های کاشان و نائین نیز مشخص گردد. تحقیق پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات گردآوری شده به شیوه کتابخانه ای و میدانی، با رویکرد کیفی – تطبیقی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.