فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۶۹۶ مورد.
کجروی های اجتماعی در اصفهان پیش از انقلاب اسلامی(مطالعة تاریخی)
حوزههای تخصصی:
مطالعه بر روی کجروی های اجتماعی یکی از شاخه های علوم اجتماعی است که معمولاً بر روی جامعة حاضر صورت می گیرد. در این پژوهش سعی شده با مراجعه به اسناد و مطبوعات دوران پهلوی در شهر اصفهان، کجروی های اجتماعی مانند روسپی گری، قماربازی و اعتیاد از جنبه های کیفی مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد گسترش آن در جامعة مورد مطالعه، یعنی شهر اصفهان تبیین گردد. در خلال آن تلاش گردیده نشان داده شود که نقش سیاست های فرهنگی حاکم در مهار یا گسترش این کجروی ها تا چه حد بوده است. سرانجام معلوم می گردد که ر ژیم گذشته، کوششی چندان برای مهار کجروی های اجتماعی ذکر شده به خرج نمی داد، امری که مورد اعتراض آگاهان آن روزگار قرار داشت. اعتراضی که بخشی از آن در انقلاب اسلامی متجلی گردید.
اوضاع اقتصادی بندرعباس در دورة پهلوی اول 1320-1304(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دوره شاه عباس صفوی بندرعباس به عنوان برترین بندر تجاری ایران در سواحل خلیج فارس شناخته می شد. این برتری تا انتهای دوره صفویه برقرار بود؛؛ ولی پس از آن بندرعباس هرگز رونق سابق را نیافت. این بندر در دوره قاجار به عنوان بندر مجاور بندر بوشهر که مهم ترین بندر تجاری ایران در دوره قاجار محسوب می شد، فعالیت می کرد؛؛ ولی در دوره پهلوی اول که به سبب رشد بندر خرمشهر بندر بوشهر از رونق افتاد، وضعیت اقتصادی بندرعباس به سمت افول بیشتر پیش رفت. نوشتار پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از آمار و اسناد در پی پاسخ به این پرسش است که وضعیت اقتصادی بندرعباس در دوره پهلوی اول چگونه بوده است. این پژوهش بر این فرضیه استوار است که بندرعباس در دوره پهلوی به رکودی که با افول دولت صفوی آغاز شده بود ادامه داد.اگرچه نتیجه بررسی های انجام شده نشان از رشد میزان تجارت و صنعت این بندر دارد؛ اما در این زمان به واسطه بالا رفتن حجم تجارت خارجی خلیج فارس و بنادر خوزستان به دلیل دسترسی ریلی به سراسر ایران، حجم تجارت خارجی تمام بنادر رشد داشته است و بندرعباس در این زمان به لحاظ کیفی همچنان در رکود به سر می برد. نه تنها تجارت خارجی بلکه صنعت، کشاورزی و اقتصاد داخلی بندرعباس نیز نسبت به سایر شهرهای ایران ضعیف و ناکارآمد بود.
جستاری در نقد حضور اعقاب حضرت عباس(ع) در شبه قاره هند(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نسب شناسی را می توان شاخه ای از مطالعات شمرد که از نظر تاریخی، اجتماعی و حتی فقهی، دارای اهمیت بسیار، به ویژه برای شیعیان است. منابع نسب شناسی، آگاهی های اندکی در باره اعقاب عباس بن علی(ع) در اختیار ما می نهد. بر اساس مندرجات کتاب زاد الأعوان (تألیف یافته در سال 1315ق.) که تنها سند مورد استفاده منابع بعدی است، علویان عباسی تبارِ اواخر قرن پنجم هجری به هند آمدند و طایفه اعوان هند هم که اکنون علوی خوانده می شوند، بدیشان منسوب اند.
این نوشتار، برای بررسی درستی این انتساب، منابع مورد استناد زاد الأعوان، یعنی سه کتاب: میزان هاشمی، میزان قطبی و خلاصة الأنساب را با مراجعه به منابع رجالی، انساب، تاریخ و حدیث، مورد واکاوی قرار داده است و به این نتیجه رسیده که دو کتاب نخست، وجود خارجی ندارد و کتاب سوم نیز به احتمال قوی همان خلاصة الأقوال مرحوم علامه حلی (م. 726ق.) است که مطالب آن برای اثبات این مدعا کافی نیست. همچنین، اثبات تاریخی شخصیتی به نام «عون قطب شاه» از نسل حضرت عباس(ع) و خلیفه عبدالقادر گیلانی، از مستندات ارائه شده برنمی آید.
جنگهای ایران و روس و نفوذ معماری دفاعی اروپایی در ایران مطالعة موردی: قلاع کوردشت و عباس آباد ارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعة سنتی ایران در آغاز قرن 19م. گرفتار اراده سلطه جویانة قدرت هایی شد که منافع آنها، منبعث از نظم نوظهور اروپایی بود. دولت های روسیه، فرانسه و انگلیس کنش گران اصلی این فرآیند استعماری، بیشترین مصائب را بر ایران و ایرانی به بار آوردند. در این میان، دولت روسیه تزاری با طمع ورزی به خاک ایران، آغازگر جنگی طولانی مدت شد. در روزگار دفاع نظامی ایران در برابر قشون روس، توجه به ملاحظات دفاع غیرعامل و در ذیل آن، معماری دفاعی، بخشی از برنامه نظامی ایران بود. در آن ایام شاهزاده عباس میرزا، نائب السلطنه قاجار، جهت نوسازی سازمان رزم، از برخی ممالک فرنگ کمک های مستشاری طلب نمود که در این فرآیند، برخی تجارب قلعه سازی اروپایی نیز به ایران انتقال یافت. نخستین تجارب قلعه سازی اروپایی در ایران در قالب ساخت قلاع کوردشت و عباس آباد واقع در سواحل رود ارس رقم خورد.
در پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام پذیرفته، بخشی از حالات و مراتب معماری دفاعی قشون ایران در دورة مذکور در قالب طراحی و ساخت قلاع مذکور مورد بحث قرار گرفته است.
تأثیر الگوی توسعه شهری ابن ربیع بر گونه گسترش شهرهای خراسان بزرگ در سده های سوم تا هفتم هجری (با استناد به نوشتار تاریخی، جغرافی نویسان مسلمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خراسان بزرگ در سده های بعد از اسلام، در نمودهای متفاوت از تأثیرگذارترین نواحی بر فرهنگ اسلامی ایران بوده است. گونه گسترش شهرهای این منطقه در سده های سوم تا هفتم هجری یکی از این نمودهاست. بارزترین خصوصیت شهرهای خراسان این دوره، گسترش بیشتر شهرهای بنا شده قبل از اسلام است که علاوه بر حفظ عناصر اولیه قبل از اسلام، با الگوی توسعه در دوره اسلامی تطبیق و بر اساس آن گسترش یافتند. در این پژوهش اثبات گردیده که الگوی توسعه شهری در این دوره اغلب بر اساس آموزه های دین اسلام توسط فقها، برای فرمانروایان مشخص شده است. همانند توجه به مسئله وجود آب، ساختن مسجد جامع، ایجاد بازار و تأمین امنیت شهروندان. این مهم بر اساس مطالعات کتابخانه ای و با بررسی نظرات ابن ربیع، فقیه سده سوم هجری و با بهره گرفتن از شواهد تاریخ جغرافیایی خراسان بزرگ و کتب جغرافی نویسان این دوره با روش توصیف، تطبیق و تحلیل بادیدگاه استنباط گرایانه به انجام رسیده است.
شهر زُباره و استقلال قطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زُباره مهم ترین شهر شبه جزیره قطر در قرن دوازدهم قمری است. این شهر که اکنون جزو استان الشَمال کشور قطر است، از جمله شهرهای تاریخی این کشور است که به سبب آثار تاریخی و دژ شهر (ساخته شده در 1317 خورشیدی/ 1938) در خرداد 1392 خورشیدی/ ژوئن 2013 جزو فهرست میراث جهانی یونسکو در آمد. شبه جزیره قطر تا پیش از تأسیس زُباره به وسیله طایفه عَتوب، سرزمینی خشک و با شرایط نامناسب اقلیمی به شمار می رفت؛ هیچ شهر مهمی در قطر آن روزگار وجود نداشت و آن سرزمین به دور از مدنیت، پیوسته جولانگاه اقوام و قبایل باجگذار حاکمان سرزمین های همجوار دیگر بود. تأسیس زُباره عملاً موجب رونق قطر شد و این شبه جزیره را مورد توجه کشورهای منطقه و حتی دول استعمارگر اروپایی، انگلستان و فرانسه قرار داد. چنان که دخالت های دول استعمار گر و نزاع های قبیله ای موجب ویرانی شهر زُباره شد.پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد زمینه شناسی تاریخی، به بررسی موردی ساخت و تأسیس شهری در حاشیه جنوبی خلیج فارس و تأثیر تأسیس آن بر حوادث سیاسی قرن دوازدهم خلیج فارس و به طور خاص استقلال کشور قطر خواهد پرداخت.
بازتاب الگوهای معیشتی شهرهای جنوب غرب ایران در منابع مکتوب دوران اسلامی از سده چهارم تا پایان سده نهم قمری/دهم تا پانزدهم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی دوران اسلامی با تعالیم مکتب اسلام عجین شد و سیمایی متفاوت از شهر دوره ساسانی ارائه کرد. هدف اصلی این پژوهش نشان دادن چشم انداز مستندی از فضای اقتصادی حاکم بر شهرهای اسلامی، در منطقه موضوع مطالعه است. این چشم انداز از طریق مطالعه اسناد و اطلاعات تاریخی مکتوب در گزارش های جغرافیانویسان مسلمان، به روش تاریخی تحلیلی و مبتنی بر جمع آوری و جمع بندی فراهم آمده است. در این نوشتار، بازتاب عوامل محیطی و جغرافیایی بر معیشت مردم شهرهای منطقه موضوع مطالعه از سده های چهارم/ تا نهم قمری/دهم تا پانزدهم میلادی و تعیین پراکندگی جغرافیایی حوزه های معیشتی جنوب غرب ایران و نیز نقش حکومت ها در شکل گیری سیمای اقتصادی و معیشتی شهرهای دوران اسلامی بررسی شده است. عوامل زیست محیطی، طبیعی، فرهنگی و سیاسی از یک سو و راه های بازرگانی امن در سایه سیاست گذاری های دولتی از سوی دیگر، در اتخاذ شیوه های معیشتی نقش بارزی داشته اند. در برآیند این پژوهش، متون تاریخی و جغرافیایی به جای مانده از بازه زمانی ضمن به تصویر کشیدن سیمای اجتماعی شهرها، مدارک مستندی از رونق شهرنشینی و گسترش کشاورزی، باغداری، صنعت، بازرگانی، تجارت و خدمات شهری این دوران در اختیار ما نهادند.
فتح شوش از منظر مورخان اسلامی (با تکیه بر گزارش های طبری، بلاذری و ابن اعثم کوفی)
حوزههای تخصصی:
در پی حمله اعراب مسلمان به سرزمین های امپراطوری ساسانی، شهرهای مناطق مختلف ایران به تناوب طی زمان-ها و شیوه های مختلف فتح شدند. در این میان، شوش که یکی از شهرهای مهم امپراتوری ساسانی محسوب می گردید توسط اعراب فتح گردید. تنوع روایات در زمینه چگونگی این فتح، سبب ایجاد این پرسش شده است که از میان روایات نقل شده در منابع تاریخی فوق، کدامیک، نزدیک ترین روایت را درباره فتح شوش بیان داشته است؟ فرضیه ای که مطرح می شود این است که به علت وقوع جنگ جلولا، قبل و جنگ نهاوند، بعد از فتح شوش و نقل و انتقال سپاهیان در این بین، روایات مربوط به فتح شوش متفاوت شده است. یافته ها نشان از آن دارند که رویارویی های همزمان سپاهیان ساسانی و عرب در چند منطقه مختلف به زمان فتح شوش بر اختلاف روایات تاثیرگذار بوده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی روایات مربوط به فتح شوش براساس گزارشات، طبری، بلاذری و ابن اعثم کوفی و دستیابی به روایتی صحیح در مورد فتح این شهر به روش توصیفی-تحلیلی می باشد.
ارزیابی تأثیر طرح عمران منطقه ای خوزستان برشهر دزفول1355(/1976-1335/1956»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور ارزیابی تأثیر طرح عمران منطقه ای خوزستان در دوره پهلوی برتوسعه شهر دزفول تحقیق حاضر ازنوع پژوهش تاریخی با ترکیبی از روش های توصیفی،روائی وتحلیلی انجام شده و بیان می کند که طرح عمران منطقه ای خوزستان شامل احداث سد دز،تأمین آب اراضی کشاورزی برای125000هکتار از اراضی زیر سد دز، تولید برق و طرح کشت وصنعت در منطقه دزفول باعث افزایش2 تا 4 برابری محصولات کشاورزی و انجام کشت های سودآور، انجام امور بنیادی واصلاح زیرساخت ها ازجمله ساخت راه و عمران شهری، احداث مدارس، درمانگاه و آموزش و بهداشت شده که در اثر آن شهر دزفول توسعه پیدا کرد و به مهمترین قطب کشاورزی کشور تبدیل شد. همچنین مشخص شد رشد فضایی وکالبدی شهر افزایش چشمگیری نسبت به سال های قبل از اجرای این طرح داشت
صنعت نفت و توسعة اقتصادی ، اجتماعی مناطق شمالی خلیج فارس؛ مطالعة موردی خارک (1355-1335ش/1976-1956)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش بر آن است تا به بررسی و تبیین تأثیر صنعت نفت بر روند توسعة اقتصادی و اجتماعی منطقة خارک بپردازد.
روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش به روش تاریخی و با رویکرد تاریخ اقتصادی و تبیین داده های آماری و بر مبنای اسناد و مدارک آرشیوی و منابع کتابخانه ای انجام شده است.
یافته ها و نتایج پژوهش: با انتخاب جزیرة خارک از سوی کنسرسیوم نفتی به عنوان مرکز بارگیری و صدور نفت خام، تأسیسات متعددی در این جزیره ایجاد شد. ورود صنعت نفت و شکل گیری این تأسیسات تأثیر آشکاری بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن مانند؛ دگرگونی در چهرة منطقه، ترکیب جمعیتی، وضعیت معیشتی، توسعة زیرساخت ها، ظهور طبقات جدید و افزایش مهاجرت داشته است. یافته های تحقیق نشان می دهند، با پیشرفت صنعت نفت در این دوره و روند تحولات اقتصادی، اجتماعی حاصل از آن، خارک به بزرگ ترین بندر بارگیری و صادرات نفت خام ایران و یکی از بزرگ ترین بندرهای صادراتی نفت خام جهان تبدیل شد.
نقش محال ثلاث، به مزکزیت تنکابن، در دوره اول جنبش جنگل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جریان جنگ جهانی اول،هیأت اتحاد اسلام جنبش جنگل، برای مقابله با بیگانگان، حفظ استقلال کشور و رعایت اصول مشروطیت وشعائر اسلامی در گیلان تشکیل شد.
در این زمان،به خاطر ضعف کابینه های دولت و اشغال ایران و همچنین ضعف و بدبینی دولتمردان محلی در محال ثلاث(مازندران غربی)،عده ای از سران مشروطه سابق چون سالار فاتح به قصد تضعیف خاندان خلعتبری و کسب قدرت درمحال ثلاث، با جنبش اتحاد اسلام جنگل همکاری کردند و فعالیت جنبش جنگل به این منطقه کشیده شد.
این پژوهش در پی پاسخگویی به این مسأله است که محال ثلاث به مرکزیت تنکابن چه نقشی در دوره اول جنبش جنگل داشته است؟ به دنبال آن این فرضیه مطرح می گردد،محال ثلاث درتشکیل و تضعیف اتحاد اسلام جنبش جنگل تأثیرگذار بوده است.
نتایج پژوهش نشان می دهد،با تغییرسیاست انگلیس در ایران و روی کار آمدن کابینه وثوق الدوله وحمایتش از مخالفین جنبش جنگل و همچنین تسلیم شدن برخی از سران جنبش اتحاد اسلام جنگل،تاکتیک نامناسب عقب نشینی به سمت محال ثلاث بخصوص تنکابن و عدم شناخت صحیح منطقه،سبب نابودی اتحاد اسلام جنبش جنگل در دوره اول شد.
بررسی زمینه های تاریخی و فرآیند انقلاب اسلامی در لارستان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سئوال است که انقلاب اسلامی در لارستان با چه زمینه های سیاسی شکل گرفت و گسترش یافت. بر این اساس، مدعای پژوهش این است که نارضایتی عمومی بویژه از زمان سرکوب قیام عشایری در سال 1342 و1343 در منطقه وجود داشت. در دهة 40 و 50فعالیت روحانیت مرتبط با مرجعیت قم و نجف و نیز با سایر نقاط خطة فارس و دیگر اشخاص و گروه ها به گسترش نارضایتی ها دامن زد و در سال 1357 مردم این منطقه همچون اغلب مناطق ایران به تظاهرات شدید ضد حکومت پهلوی دست زدند. در این رابطه، نقش اقشار مختلف از جمله روحانیون، بازاریان و فرهنگیان در انقلاب، با روش توصیفی و با استفاده از مصاحبه، اسناد و منابع کتابخانه ای توضیح داده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، موقعیت خاص جغرافیایی و عشایرخیز منطقه و علقه های مذهبی و اعتقادی مردم و پیروی از آموزه های دینی موجب گردید که اکثریت مردم با موج انقلاب همراه شوند. در این میان، نقش روحانیون در جهت دهی و رهبری مردم نمایان است.
بررسی نقش ملاعلی قوشچی در انتقال دانش از مدرسه سمرقند به امپراطوری عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری علمی و نوع روابط حاکمان با یکدیگر در پیشرفت و انتقال دانش و فرهنگ اثرگذار است. حکومت عثمانی معمولاً با تیموریان روزگار را به صلح می گذرانید. این موضوع موجب به وجود آمدن ارتباطات علمی و فرهنگی بین دو سرزمین تحت سیطره این دو امپراطوری بود. تمرکز این مقاله بر روی نقش ملاعلی قوشچی در انتقال دانش ستاره شناسی و ریاضیات از مدرسه سمرقند به مدارس عثمانی است. نشان داده خواهد شد که قوشچی چگونه با فروپاشی مدرسه و رصدخانه سمرقند پس از مرگ بنیان گذار آن یعنی الغ بیگ حجم عظیمی از اطّلاعات علمی را به کشور عثمانی انتقال داد، به طوری که اثرات آن حتّی در ابتدای دوران انقلاب علمی اروپا نیز مشاهده می شود. اثرگذاری قوشچی نه تنها در انتقال دانش ریاضیات و ستاره شناسی بلکه در شکل گیری مدارس علمی نوین در سرزمین عثمانی قابل ملاحظه است. همچنین خواهیم دید که چگونه فروپاشی یک مدرسه علمی موجب رونق گیری مدارس علمی جدید در سرزمینی دیگر می گردد.
بررسی علل و زمینه های شورش ظُفار
حوزههای تخصصی:
در سال 1923 میلادی سلطان سعید بن تیمور با کنار گذاشتن پدر خود تیمور بن فیصل بر تخت سلطنت نشست. وابستگی شدید وی به انگلیسی ها و حضور مستمر نیروهای نظامی انگلیسی در ظفار، تلاش ماجراجویان و کاشفان اروپایی و آمریکایی برای دست یابی ثروت های منطقه ای به دنبال بالا گرفتن تب نفت و توسعه فعالیت های آنها، عدم درک سلطان سعید بن تیمور از شرایط عینی جامعه، فقر و توسعه نیافتگی آن کشور، زمینه را برای جنبش بر ضد حاکمیت تقویت کرد. جریان های تأثیر گذار خارج از مرزها برای بهره گیری از شرایط داخلی عمان فرصت لازم را به دست آوردند. ظفاری های مقیم کویت و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس با الهام از اندیشه های ملی گرایی عربی با درک موقعیت منطقه ظفار که در آن انجمن خیریه ظفار که کار خیریه انجام می دادند و سازمان سربازان ظفاری که متشکل از افراد ظفاری بود که در کشورهای عربی خدمت می کردند جبهه واحدی تشکیل و تحت حمایت چپ گراها قرار گرفتند. مسئله پژوهش حاضر بررسی زمینه های اجتماعی جنبش ظفار و اینکه چه عواملی در بروز این جنبش تأثیر گذاشت. در غرب ظفار، نیز مالیات بر صید را با مبالغ هنگفتی دریافت می کردند. در سال 1960م، عوارض واردات در ظفار، سیصد درصد بیش از سایر نقاط عمان بود. بنابراین استبداد با افکار حاد ارتجاعی، منطقه ظفار را مستعد و شکوفا برای طغیان نیروهای رنجیده در حصار ساخت. این پژوهش از نوع پژوهش های تاریخی و توصیفی – تحلیلی است که بر اساس تجزیه و تحلیل اطلاعات موجود در منابع تاریخی و بر مبنای پرسش ساماندهی شده است.
نقش قبیله شیعی بنو عبدالقیس در حیات فرهنگی و اجتماعی کوفه در عصر حضور ائمه(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بنوعبدالقیس، از قبایل عربی شمال شبه جزیره هستند که از قرن ها پیش از اسلام، در بحرین قدیم (شامل: کویت، احساء، قطر و مجمع الجزایر بحرین کنونی) ساکن بوده اند. پس از تأسیس شهر کوفه، جمعی از افراد قبیله یادشده، به این شهر مهاجرت کردند و منشأ برخی فعالیت ها و تغییرها در مسائل فرهنگی و اجتماعی شهر کوفه در عصر حضور امامان شیعه(ع) شدند. این نوشتار، پس از اشاره به پیشینه اسلام آوردن و تشیع گروی بنو عبدالقیس و سابقه محبت و ارادت آنها نسبت به خاندان پیامبر، حضور ایشان را در کوفه با روش توصیفی تحلیلی و نیز بهره گیری از منابع رجالی شیعه و با هدف شناخت نقش فرهنگی و اجتماعی آنها، گزارش و جمع بندی کرده است. ازاین رو، مقاله پیش رو، به شناسایی پنجاه تن از شخصیت های حدیثی این خاندان در کوفه و معرفی آثار آنها در زمینه: حدیث، فقه، کلام و شعر، جایگاه آنان در جمع قاریان، مدرّسان قرآن و خطیبان، مناصب حکومتی آنها و سرانجام معرفی مساجد عبدالقیس، شامل: مسجد سهله، مسجد صعصعة بن صوحان و مسجد زید بن صوحان، به عنوان سه مسجد منسوب به این قبیله، همت گماشته است.
جایگاه تشیع در اندلس در مقایسه با مذاهب دیگر (تحلیلی بر علل گسترش نیافتن تشیع در اندلس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسلمانان از سال ۹۲ تا ۸۹۸ ق/۷۱۱ تا ۱۴۹۲ م، در اندلس حضور داشتند و این منطقه بخشی از دنیای اسلام محسوب می شد. با بررسی جایگاه تشیع در اندلس، این مسئله برای ما آشکار می شود که در دوره حاکمیت مسلمانان در این سرزمین، تشیع نفوذ و گستردگی نداشت و اندلس وضعیت متفاوتی با مناطق شرقی خلافت داشت.
عواملی چند موجب شد که در این منطقه از جهان اسلام، تشیع نتواند از کثرت جمعیت برخوردار شود. این عوامل را می توان این گونه برشمرد: فعال نبودن اصحاب و راویان روایات ائمه(ع) در آنجا؛ حضور نداشتن گسترده قبایل و خاندان های شیعی؛ حاکمیت امویان که مخالف هرگونه اندیشه و تفکر با بن مایه های شیعی بودند؛ حاکمیت مذهب اوزاعی و بعد از آن مالکی که مخالف تفکر و اندیشه های شیعی بودند. این مقاله در پی بررسی این عوامل است.
بررسی تأثیر تجارت و بازرگانی در حیات اقتصادی شوشتر در دوره قاجاریه
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجاریه، اوضاع اجتماعی و تأمین امنیت در شوشتر، غیرقابل تحمل شده بود. بازرگانان و تاجران شوشتری مجبور بوده اند، برای حفظ موقعیت اقتصادی و سرمایه خود به دیگر شهرهای ایران مانند اهواز (ناصری)، تهران و حتی کشورهای دیگر از جمله هندوستان و عراق مهاجرت نمایند. آن ها در شهرهای مختلف هندوستان همانند (کلکته، بمبی، آگره (حیدرآباد) و عراق (بصره و بغداد و...) به تجارت و داد و ستد می پرداختند. در پژوهش حاضر به دنبال این سؤال هستیم که چرا امتیاز کشتیرانی در شوشتر باعث تحول در این شهر گردید؟ چه دلایلی وجود داشت که خاندان های بازرگان و تاجر پیشه در شوشتر، در دوره قاجاریه به هندوستان مهاجرت کنند؟ فرض بر این است که خاندان های معتبر و اصیل شوشتر در جریان فتنه های داخلی از این شهر مهاجرت نمودند، علاوه بر آن، بیماری های واگیردار همانند وبا، طاعون و... در نابودی و کوچ اجباری ساکنان شوشتر تاثیرگذار بود. علاوه بر آن امتیاز کشتیرانی به انگلستان بود که کمپانی لنچ دفاتر خود را در شهر ناصری (اهواز) دائر کرد. فشارهای مالیاتی حاکمان منصوب قاجاریه، باعث گریز ثروتمندان و دولتمندان شوشتر به سایر شهرهای ایران و هندوستان (از جمله حیدرآباد، کلکته، بمبئی، و...) گردید. در این پژوهش سعی شده است به زوایای پنهان تجارت شوشتر با شهرهای هندوستان و عراق بپردازیم و از جمله خاندان سلطانعلی تاجر شوشتری که مؤسس شرکت تجاری جهاز خلیج فارس بود را با تاکید بر اسناد منتشر نشده از خاندان شرف الدین، بررسی کنیم.