حدیث ثقلین از روایات مشهور و منقول از پیامبر(ع) است که همواره مورد توجه مسلمانان و تفسیر محققان و متکلمان شیعه و اهل سنت بوده و با عبارات متفاوتی نقل شده است. در این پژوهش، از سویی با استفاده از اسناد روایات، عبارتی از این حدیث که در کتب شیعه متواتر است، انتخاب شده و از سویی، دیگر مصداق کلمه عترت با توجه به روایات مشابه ثقلین در کتب شیعه، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. همچنین با بررسی روایات مسند حدیث ثقلین در کتب اهل سنت و بررسی سند هر عبارت از روایت و رسم نموداری راویان آن و اعتبار راویان از نظر رجال شناسی اهل سنت، اعتبار این روایت و اعتبار روایات مشابه ثقلین که به صورت متفاوت نقل شده و دارای معنای مغایر با روایت است مورد بررسی قرار گرفته و سرانجام شبهات وارده از سید ابوالفضل برقعی درباره حدیث ثقلین، درخصوص مرجعیت علمی عترت پیامبر(ع)، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و سخن صواب در این باره برگزیده شده است.
به طور کلی در بررسی مکاتب، هیچ مکتبی مانند اسلام برای علم و معرفت و آگاهی ارزش قایل نیست و هیچ دینی مانند اسلام مردم را از خطر جهل تحذیر نکرده است. از نظر اسلام علم اساس همه ارزشها و جهل ریشه همه معایب و مفاسد فردی و اجتماعی است. همچنین از نظر اسلام انسان در هر حرکتی نیاز به شناخت و آگاهی دارد: عقاید، اخلاق و اعمال انسان باید مبنای علمی داشته باشد. روش تحقیق این مقاله کتابخانهای و با بهرهگیری از دستاوردهای پژوهشی بوده است. سؤال اصلی تحقیق، چیستی حقیقت علم در قرآن و روایات و آموزههای دینی است. هدف اصلی تحقیق بررسی و نشان دادن جایگاه و چیستی علم در قرآن و روایات و آموزههای اسلامی جهت بهرهگیری عملی از آن در زندگانی میباشد. در این نوشتار تحلیلی تلاش شده است تا جایگاه علم در متون اسلامی مورد ارزیابی قرار بگیرد.
مهم ترین هدف اسلام، سیر معنوی بشر به سوی خدا و تقرب به اوست. هدف این مقاله، ارائه برنامه سیر و سلوک معنوی است که توسط اهل بیت علیهم السلام ارائه شده. از این رو، نوشتار با تمرکز بر احادیث منقول از رسول اعظم و امامان معصوم علیهم السلام، بة شیوه توصیفی و تحلیلی تلاش دارد تعالیم آنان را در زمینه سلوک معنوی ارائه نماید. در دیدگاه اهل بیت علیهم السلام مسیر سلوک معنوی به سوی خداست و به تقرب به خدا و فنای در او منتهی می گردد. طی این مسیر، نیازمند بهره گیری از راهنمایان سلوک و رفیقان سلوکی است. در این راه، سالک باید موانع درونی و برونی سیر در کوی الهی را بزداید و با انجام عوامل سیر در راه خدا، که جامع آنها طاعت الهی است، درجات چهارگانه تشکیکی سلوک، یعنی اسلام، ایمان، تقوا و یقین نایل گردد.
پدیده وضع در روایات موجب شده است تا در بررسی روایات به سادگی به قبول روایات نپرداخته و با معیارهای متقن اعتبار آن را سنجید. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به نقد بیرونی و درونی روایتی مشهور مبنی بر ناراحت شدن و غضب پیامبر(ص) بر حضرت زهرا(س) به علت نصب پرده بر درب خانه و استفاده از گردنبند و دستبند پرداخته است. نگارنده، ضعف سند روایت را در منابع شیعه و اهل سنت اثبات کرده است و از لحاظ متن نیز آن را مضطرب و مخالف و در تعارض با قرآن، سنت قطعی، تاریخ قطعی، روایات دیگر می داند. در مقابل نیز نهی پیامبر(ص) را برای نصب پرده پر نقش و نگار و استفاده از گردنبند و دستنبند طلا مربوط به زنان پیامبر(ص) می داند. در آخر نیز هدف از ورود چنین روایاتی را در منابع حدیثی مورد بررسی قرار داده است.
نوشتار حاضر نقد و تحلیل شبهه ای دربارة غدیر است که اخیراً در فضای مجازی، در قالب مقاله، پرسش و نظر، با عنوان «آیا در غدیر هوا گرم بود؟» انتشار یافته است. در این شبهه با بیان اینکه واقعة غدیر مصادف با اسفندماه بوده و گرمای هوا در این فصل، بعید و بلکه غیرممکن است، ادعا شده استدلال شیعه بر انتصاب علی به عنوان جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله بی اساس است. در پاسخ به این پرسش، با بررسی اقلیمی و تاریخی غدیر و با روش تحلیلی- کتابخانه ای، اثبات می شود که ادلة امامت بلافصل علی منحصر به حدیث غدیر نیست؛ دلالت کلمة «مولا» در حدیث بر ولایت منصوص علی، متوقف بر گرمای هوا در آن روز نیست؛ گرمای هوا، در زمستان در آن منطقة جغرافیایی بُعد علمی، عقلی و یا عادی ندارد؛ روز واقعة غدیر به استناد روایات اهل سنت هوا به شدت گرم بوده است و انکار گرمی هوا، برابر با تکذیب صحت صحاح و بی تأثیر در مسئلة غدیر می باشد.