فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۲٬۵۱۳ مورد.
وداع با ماه رمضان
سیره قرآنی امام جعفر صادق (ع)
منبع:
فرهنگ کوثر ۱۳۸۸ شماره ۷۹
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی امامان معصوم
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر قرآن و تفسیر در روایات
مفهوم صبر
هفت آسمان قرآن وهفت نام وهفت رنگ آسمان در تمام نهج البلاغه امیرمؤمنان(ع)
حوزههای تخصصی:
کاوش و بررسی و دشواری بحث درباره آفرینش آسمان و زمین و تعداد و شکل و رنگ آن ها و تاثیرپذیری-شان از یکدیگر از دیرباز مطرح بوده است. در زمان ما گرچه پیشرفت های چشمگیر علوم و توانایی استفاده از فنون و ابزارهای جدید تنها به رازگشایی و پرده برداری از برخی حجاب های تو در توی این پدیده شگفت کمک کرده است؛ اما نبایداین یافته های جدید علمی و فرضیه های غیر قطعی تجربی را بر آیات قرآن و روایات معصومان تحمیل کرد.در این مقاله برآنیم پس از طرح مساله وبااستفاده از آیات و روایات ، پاسخی برای این پرسش ها بیابیم:
درباره هفت آسمان چه دیدگاه هایی مطرح شده و آیا واژه سماء و سماوات در قرآن به یک معناست؟مراد از آسمان های هفتگانه در قرآن و در کلام امیر مؤمنان، حضرت علی(ع) چیست؟ آسمان های هفتگانه درکتاب «تمام نهج البلاغه» چگونه نامگذاری شده اند؟ این آسمان های هفتگانه در کلام حضرت امیر از چه رنگ و لونی است؟ مفهوم آسمان های هفتگانه که از قرآن و روایات استنباط شده، چگونه با نظریه بعد چهارم منطبق می شود؟ درنتیجه پایانی با استفاده از مفاد آیات و روایات می توان گفت : آسمان دنیا که یکی از آسمان های هفتگانه است، عبارت است از همه جهان ثوابت وسیارات. همه آنچه تاکنون دیده شده و ما می بینیم، همان آسمان اول است و شش آسمان دیگر عوالمی هستندغیر ازکرات آسمانی. همه آسمان های هفتگانه مخلوقات جسمانی اند، اگرچه از موادی لطیف باشند؛ زیرا چیزی که مجرد از ماده وصورت باشد مکان ندارد.
اندیشه و روش امام على (ع) در اصلاح جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ۱۳۸۸ شماره ۱۴۶
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد اسنادى به بررسى اندیشه و روشى مىپردازد که امام(ع) پس از سالها دورى از قدرت سیاسى، براى تشکیل حکومت اسلامى براساس آن اقدام کرد؛ حکومت اسلامى، در جامعهاى که پس از رسول خدا(ص)، از روش و سنت آن حضرت به شدت فاصله گرفته بود. الگوى حکومتى امام، روش پیامبر اکرم (ص) است، اما حضرت چگونه و با چه روشى مىخواهد جامعه را به سمت آن الگو هدایت کند؟ براى پاسخ، به نهجالبلاغه رجوع کردهایم تا اندیشه و روش امیرمؤمنان را به دست آوریم.
بررسىها نشان مىدهد که، اولا، روش امام(ع) در اصلاح جامعه، ابتدا از اصلاح ساختار بود. به تغییر در ساختار و جایگزینى زمامداران و هنجارهاى مربوط پرداخت و معیارهایى در انتخاب آنان و رفتارشان در رابطه با مردم در نظر گرفت، تا از این طریق، رفتار و رابطه آنان در مردم تأثیر گذاشته و آنگاه از طریق تغییر در رفتار مردم به کارکردهاى موردنظر دست یابد. ایشان در این اصلاح، تنها به دنبال این نیست که با تغییر ساختار، کارکردها دگرگون شود، بلکه افراد به مثابه کنشگر و چگونگى روابط میان آنها نیز در این فرایند مهم بوده و با تغییر در آنان، مىتوان به کارکردها دست یافت. ثانیآ، اقدام بر اساس روش مزبور، در نظام سیاسى و اقتصادى چشمگیر و غالب است؛ اما در نظام شخصیت، ارزشى و روابط اجتماعى، از چشمگیرى آن کاسته مىشود؛ زیرا جنبه فرهنگى این سه نظام غلبه دارد و تأکید بیشتر، بر تغییر مستقیم مردم به وسیله آگاهى دادن به آنهاست.
بررسى تطبیقى آیات «مودّت» و «تطهیر» در روایات شیعه و اهلسنّت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ۱۳۸۸ شماره ۱۴۳
حوزههای تخصصی:
پیوند قرآن و عترت مهمترین تدبیر پیامبر به منظور نگهدارى ساحت قرآن کریم است که اگر از همان آغاز مورد بىمهرى قرار نمىگرفت، هرگز آنهمه تشتت فکرى، تفرقه مذهبى، اختلاف عقیدتى و سستپندارى در تفسیر معارف پدید نمىآمد. سوگمندانه باید پذیرفت، آنچه در قرنهاى نخستین تاریخ اسلام بر سر منابع روایى و آثار حدیثى آمد و تنگناهاى عظیمى که براى اهلبیت علیهمالسلام و ارائه معارف قرآنى پدید آورد، سبب شد که امت اسلامى آنگونه که باید از این چشمه زلال بهرهبردارى ننماید.
اهلبیت علیهمالسلام مفسّران و حامیان واقعى قرآن هستند و قرآن نیز بر مقام والاى عصمت آنها و دوستى مردم نسبت به ایشان تأکید دارد؛ از جمله آیات «مودّت» و «تطهیر» بر فضیلت و موقعیت ویژه اهلبیت پیامبر علیهمالسلامدلالت دارند و تمام مفسّران شیعه و جماعتى از مفسّران اهلتسنن بر آن تأکید ورزیدهاند. البته عدهاى براساس کینههاى دیرین یا گرایشهاى مذهبى، براى در ابهام ماندن دلالتشان با استناد به برخى از روایات، شبهاتى نسبت به مدلول آنها وارد کردهاند. این مقاله درصدد آن است که نشان دهد هیچیک از این شبهات وارد نیست و دلالت این آیات بر آن روشن است.
سخنان معصومان
بنیاد ادلّه معقولیت، درجات کمال و حرکت در نهج البلاغه
حوزههای تخصصی:
برهان «معقولیت اعتقاد» از براهین اثبات وجود خداست. این برهان در غرب به شرطی پاسکال شهرت دارد اما بنیاد آن را میتوان در سخنان گهربار امام علی(ع) در نهجالبلاغه یافت و با توجه به متأثر بودن پاسکال از غزالی، عنوان «معقولیت اعتقاد» برای این برهان شایستهتر است. برهان «درجات کمال» نیز برهانی است که متألّهان مغرب زمین آن را در اثبات خدا به کار میبرند؛ این برهان بر قاعده امکان اشرف قابل انطباق است و میتوان آن را از برخی تعابیر نهجالبلاغه استنتاج نمود. همچنین سخنانی از امام با صراحت بر برهان حرکت دلالت دارد.
امام صادق(ع) و حکمت الهی
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله، توجّه دادن به نقش مهم و تعیین کننده تعالیم گرانبهای پیشوایان شیعه در پیدایش و گسترش علوم عقلی، اعمّ از حکمت الهی و کلام اسلامی از رهگذر مطالعه در احادیث حکمی حضرت امام صادق(ع) و شرح آنهاست؛ احادیثی که با روش عقلی و استدلالی درباره کلّیّات جهان هستی و آغاز و انجام آن و توحید ذات خداوند و معرفت اسمای حُسنا و صفات عُلیای او به دقیق ترین وجه بحث می کند و پایه آنها بر ابحاث عامّه حکمت الهی نهاده شده و توجیه و تبیین آنها جز در پرتو نتایج حاصل از مباحث عامّه حکمت اسلامی امکان پذیر نیست.
در نتیجه این پژوهش، روشن خواهد شد که چرا اندیشه شیعی در مرتبه ای ممتاز در مجموعه آنچه «حکمت اسلامی» نامیده شده است، اهمّیّت دارد و چگونه ذخایر علمی تشیّع، زمینه و ساختار حکمت الهی را فراهم کرده و موجب گردیده است تا فضای عقلانی و اجتماعی ای به وجود آید که حکمای اسلامی در آن به تفکّر حکمی بپردازند. آنچه در این جا جلب نظر می کند، خلاقیت حکمی سخنان ائمه هدی(ع) به ویژه امام صادق(ع) و نقش آنها در تأملات و ژرف اندیشی حکمی دوره های بعد است.
براقدامات امام حسین (ع) در زمینه تفسیر قرآن
حوزههای تخصصی:
امام حسین(ع)در حا لی امامت و ولایت امت را پس از شهادت برادر گرامی خود امام حسن(ع)به عهده گرفتند که حکومت معاویه،به نام دین برخی از مسایل اساسی اسلام را وارونه جلوه داده،و اهل شام و بسیاری از مسلمین دیگر را آنچنان که می خواستند به دور از اسلام حقیقی پرورش داده بود.سیاست آنان(در راستای سیاست خلفای ثلاث)این بود که به هر وسیله ممکن وتا آنجا که بتوان،مردم را از اهل بیت(ع)دور ساخت؛تا شاید شان و جایگاه دینی آنان در جامعه فراموش گردد؛ ترویج جبرگرایی در قالب جعل حدیث،منع نشر حدیث،و ترویج شعر جاهلی و قصه سرایی و پرداختن به اسرائیلیات،بجای تفسیر قرآن و …؛برخی از تلاشهای دشمنان در این زمینه بود.که متاسفانه آنها را تاحدود زیادی در برخی زمینه ها موفق کرده بود،لذا امام(ع)عمر شریفش را برای مقابله و مبارزه با این انحرافات مصروف داشت،تا جایی که جان خود و اهل بیت گرامیش را در راه آگاه سازی مردم تقدیم داشت.