قرآن یکی از معیارهای نقد حدیث شناخته می شود. در نقد قرآن محور، مدلول قرآن اصل است و مدلول حدیث فرع. مدلول حدیث با مدلول قرآن ارزیابی می شود. اگر انطباق داشت آن حدیث پذیرفتنی است و اگر انطباق نداشت پذیرفتنی نیست. در لسان روایات عرض، دو گونه ارتباط یاد شده، غالباً با عنوان موافقت و عدم موافقت و مخالفت آمده است. دلیل و ضرورت بایستگی نقد «کتاب محور» حدیث، روایات موسوم به عرض و تفاوت های ماهوی قرآن و حدیث است. به دیگر عبارت دلایل نقد کتاب محور حدیث بعضاً تعبدی و بعضاً اجتهادی است. این دو دسته دلیل را می توان تحت عنوان دلیل نقلی و غیر نقلی یاد کرد. موضوع این نوشتار دلیل غیر نقلی نقد «کتاب محور» است که در آن تلاش شده، وجوه مختلف این دلیل کاوش و نقادی گردد.
تلاش برای تعریف دقیق اصطلاح «حدیث موضوع» و فهم درست آن، در ارزیابی و اعتبارسنجی دقیق از روایات تأثیر مستقیم دارد، درک عمومی از حدیث موضوع به معنای برساخته شده و به دروغ به پیامبر 2 (و معصومین g ) نسبت داده شده است؛ اما اضافه نمودن قید غیرعمدی در تعریف حدیث موضوع، با تعلیل شأن و جایگاه حدیث، بی شک به گاهِ شناسایی و اعتبارسنجی روایات، بر وسعت دایره احادیثی که موضوع دانسته می شود، می افزاید و همان گونه که حدیثِ موضوع آسیبی جدی بر پیکره روایات است، جعل انگاری نیز آسیبی دیگر است. این پژوهش با آسیب شناسی تعریف حدیثِ موضوع و با هدف ارائه تصویری روشن از آن سامان یافته است. ازآن رو که تعریف حدیث موضوع مبتنی بر روایت «من کذب» است، پس از نقد و بررسی اجمالی نظر برخی محققان درباره حدیثِ موضوع، روایت مذکور با رویکرد تحلیل مفهومی و فرایندی(رویکرد جامعه شناختی) مبتنی بر قرآن مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه تحلیل و بررسی، از یک سو تصویری روشن از حدیث موضوع ارائه می دهد و از سوی دیگر در حوزه شناسایی انواع احادیث جعلی و نیز اقسام جاعلان سودمند است. با این تحلیل که مبتنی بر قرآن است می توان رفتار مخالفان و دروغ پردازان بعد از پیامبر را که عموماً در اردوگاه منافقان قرار می گیرند، پیش بینی نمود.
از زمانی که ابن تیمیه حرانی (متوفی 728 قمری) کتاب منهاج السنة را در پاسخ به مطالب کتاب منهاج الکرامة علامه حلی (متوفی 726) دانشور شیعی نگاشت، گروهی از دانشمندان شیعی به سخنان ابن تیمیه پاسخ های علمی دادند. علامه امینی (1320 1390 قمری) نیز در مواضع متعدد از کتاب الغدیر به مطالب ابن تیمیه پاسخ گفته است. نگارنده در این گفتار، روش شناسی امینی در پاسخ گویی به ابن تیمیه را بررسی میکند و در چند عنوان میآورد: بررسی صوری و نقد محتوایی. نقد محتوایی خود به چند مبحث تقسیم میشود: تفسیر (علوم قرآنی)، علوم حدیثی، تاریخ و سیره، کلام و فقه، نکات متفرقه. نگارنده، دوازده روش از کلمات امینی یافته و برای هر کدام نمونه هایی از کتاب الغدیر ارائه میکند.