یکی از ویژگی های معجم رجال الحدیث ، مقایسه اسناد روایات متحد المضمون یا قریب المضمون در راستای شناسایی تحریف های راه یافته به اسناد است. ایشان موارد اختلاف کتب اربعه در سند گزاری را با عنوان «اختلاف الکتب» و «اختلاف النسخ» مطرح کرده و چه بسیار موارد صحت، تحریف و سقط را در حلقه های سند، عبارات و عناوین آن شناسانده است. در نوشتار حاضر، با گردآوری و ارزیابی نمونه های متعدد از داوری های آیت الله خویی در بخش های «اختلاف الکتب» و «اختلاف النسخ» روشن شده است که ایشان همواره تصحیح اسناد را با بهره گیری از دانش طبقات و اسناد کتب کافی، وسائل الشیعه و وافی و به بیان دیگر، فراوانی نسخ نتیجه گرفته است.
بحث درباره جایگاه عقل در ادراک وگفتگو از گستره اعتبار آن در حوزه تحصیل معارف الهى واحکام آن نفیاً یا إثباتاً از مهمترین ومطرح ترین مباحث جارى تاریخ بشر است. ودر برهه خاصى از تاریخ فکر اسلامى به کانونى از جذب ودفع افکار واندیشه ها مبدل گشته است. اخباریون ومحدثین که مرحوم مجلسى در میان آنان جایگاه ویژه دارد به نفى مطلق اعتبار وارزش عقل وجایگزینکردن تمسک به اخبار وکلام معصومین منسوب گشتهاند. مقاله اى که فرا روى شما خواننده محترم قرار دارد به بررسی و تحلیل کلماتى از علامه مجلسى پرداخته که ادعا شده است در راستاى مطالب فوق قرار دارد. در پرتو تحلیل وارزیابى کلمات ایشان به حدود اثرگذارى عقل در کسب معرفت وارزش واعتبار احکام عقلى آشنا خواهید شد.
اسلام دین خاتم است و این امر مستلزم ظرفیت این دین آسمانی در پاسخ به نیازهای بشر در همه زمانها، مکانها و شرایط مختلف است. بخش عظیمی از این ظرفیت معلول اصل مهم مصلحت حکیمانه و منطبق با فطرت است. در سیره و سخنان امام علی(ع) این اصل مهم از جایگاه ویژهای برخوردار است به گونهای که با استناد به آن میتوان به رهیافتهای نوینی در اینباره نائل شد. مصلحت شامل مصالح دین و جامعه هر دو میشود. شیوه مصلحتیابی حضرت از طریق مشورت، نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر و بهرهگیری از تجربه و دانش متخصصان انجام میگیرد. مصالح عامه، حکومتی و قانونی، سازمانی و حرفهای و مصالح شخصی، انواعی از مصلحت است که آن حضرت مورد توجه و تأکید قرار داده است.
روایت «من کذب علی متعمداً» از احادیث متواتری است که فریقین آن را به نقل از پیامبر(ص) در مجامع روایی خود ذکر کرده اند؛ اما هنوز درباره اعتبار سند، سلامت متن و جنبه های دلالی آن، زمزمه هایی به گوش می رسد. برخی از مستشرقان اصل این حدیث را مجعول و اندکی از حدیث پژوهان معاصر قسمتی از متن آن را مُدرَج تلقی کرده اند.