در این نوشتار کوشش شده است که هجرت انفسی و آفاقی، که از ویژگیهای انسان تعلیم یافته در سایه آموزه های اسلامی است، از نظرگاه حضرت امام خمینی بیان شود. افزون بر آن نگاهی به مهاجرتهای مثبت و منفی در حیات مسلمانان افکنده شده و معیارهای هجرت اسلامی طرح شده است. یادکرد هجرتهای سیاسی ـ الهی امام راحل، به ویژه هجرت بزرگ ایشان به سرزمین غرب، یعنی فرانسه، محور دیگر این مقال است.
تذکر، روشی برگرفته از قرآن است که عبارت است از گفتار و یا رفتاری که از مربی سر می زند تا متربی را نسبت به آنچه از یاد برده و یا از آن غفلت کرده و یا از آن بی خبر است و اطلاع از آن برای او لازم است، آگاه سازد و احساسات او را در قبال آنها برانگیزد. نتیجة این روش، هوشیار شدن و متذکر شدن متربی و ایجاد نوعی بیداری برای طی مسیر هدایت در اوست. ارجاع به گذشته خود فرد و دیگران، توصیه و سفارش، موعظه، تمثیل، مواجهه با وجدان، انذار و تخویف، سختگیری و فشار غیرمستقیم، و برخورد قهری و شدید، همه از شیوه های به کارگیری این روش است. تذکردهنده، مخاطب، محتوی، و شیوة تذکر، ارکان این روش را تشکیل می دهند که هرکدام دارای ویژگی ها و شرایطی هستند. تأثیر مفید و کارآمدی روش تذکر در گرو رعایت این شرایط است.
این مقاله به دنبال آن است که با توجه به تحقیقات انجام شده درخصوص وضعیت موجود تربیت دینی در مدارس و با نظر به شاخص های برگرفته از آموزه های دینی (اعم از قرآن و سنت)، به آسیب شناسی تربیت دینی دانش آموزان در نظام آموزش رسمی کشور بپردازد. در این مقاله ابتدا با استفاده از روش فراتحلیل و اسنادی، مجموعه ای از تحقیقات انجام گرفته در عرصه تربیت دینی در آموزش و پرورش مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از روش تحلیلی ـ استنتاجی تلاش گردیده است با بررسی متون دینی، شاخص هایی جهت نقد وضعیت موجود استخراج گردد و در پایان جهت اصلاح و بهبود کمی و کیفی روند تربیت دینی دانش آموزان در نظام آموزش رسمی کشور در مقاطع مختلف تحصیلی، با عنایت به مشکلات و آسیب های مطرح شده، راهکارهایی جهت نزدیکتر شدن به وضعیت مطلوب در پنج محور رویکرد و برنامه ریزی، اهداف، محتوا، روش و معلم مورد نظر قرار گرفته است.
هدف از تدوین این مقاله، تبیین معرفت شناسی از دیدگاه سهروردی و استنباط دلالت های تربیتی آن است. این پژوهش از نوع تحقیق کیفی است که ساخت نظریه را هدف قرار داده و از بالاترین سطح تأویل و انتزاع برخوردار است و براساس نظر اسمیت مبنی بر امکان استنتاج دلالت های تربیتی از فلسفه خاص و اینکه بین فلسفه و تعلیم و تربیت رابطه وجود دارد، به تبیین و استخراج دلالت های تربیتی معرفت شناسی فلسفه اشراق سهروردی پرداخته است. سهروردی معرفت را محصول تقابل و تعامل استدلال عقلی و درک شهودی می داند که حصول آن جز از طریق سلوک و تصفیه باطن امکان پذیر نیست. او بر این عقیده است که از طریق «تجربه حضوری» است که سالک می تواند پاره ای از حقایق را مستقیم و بدون میانجی بشناسد و نسبت به آنها علم پیدا کند؛ لذا این نوع معرفت شناسی مستلزم شکل ویژه ای از اهداف، اصول، معلم و شاگرد، برنامه درسی و ارزشیابی در تعلیم و تربیت است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.
موضوع اصلی این پژوهش تبیین تعلیم و تربیت از دیدگاه علامه طباطبایی با تأکید بر هدف ها و روش های تربیتی است. این تحقیق از نوع نظری و روش آن توصیفی ـ تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات و داده های لازم آن از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
در این پژوهش، برای استخراج دلالت های تربیتی مرحوم علامه طباطبایی یک بررسی اجمالی از انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی ارایه می شود. سپس دلالت های تربیتی حاصل از مبانی نظری دیدگاه علامه طباطبایی در زمینه ی اهداف، روش ها و وظایف معلم استخراج و تبیین می شود.
در مباحث پیشروی درصدد شناسایی ویژگیهای بندگان خدا در سخنان اهلبیت علیهمالسلام هستیم. بدین منظور، خطبه 87 نهجالبلاغه را محور مباحث خویش قرار میدهیم که در بخش اول آن، امیرمؤمنان علیهالسلام سی و سه ویژگی ممتاز برای محبوبترین بندگان خدا برمیشمارند. گرچه در ظاهر، این ویژگیها به تقوا پیشهگان، بندگان سالک و عارف خدا نسبت داده شدهاند، اما حقیقت آن است که حضرت در پی معرفی و شناساندن خصایص خویش و فرزندان معصوم خود علیهمالسلام هستند؛ خصایصی که تنها در آن حضرت و فرزندان معصوم ایشان علیهمالسلام گرد میآیند و سایران نمیتوانند به همه آن خصایص، آن هم عالیترین مراتبش، متصف گردند.
دراین مجموعه از سخنرانیها، استاد مصباح به بیان شرح و تفسیر ویژگیهای بندگان سالک خدا در نهجالبلاغه میپردازد.
به راستی ویژگی و اوصاف بندگان صالح خدا کدامند؟ سالک راه چگونه میتواند با آگاهی و بصیرت، مسیر سعادت را بپیماید؟ با کدامین دستگیره محکم و ریسمان سترگ الهی میتوان این مسیر پرفراز و فرود را پیمود؟ استاد، در شرح و تفسیری بر کلام امیرمؤمنان علی علیهالسلام در این گفتار، لغزشگاهها و راههای ناامن مسیر سعادت را گوشزد و گناه را آستانه سقوط بندگان الهی به جهنم قلمداد میکنند و نیل به این سعادت را نیازمند مجاهدت و جانفشانی بسیار میدانند. بدین سان، خورشید یقین، روشنگر و آرامبخش دلهای مؤمنان و دوستان خدا خواهد شد.
به راستی هدایتیافتگان و دلدادگان نور الهی به چه سان بدین مرتبه نایل میآیند؟ دغدغه اصلی آنان در این دنیا چیست؟ چگونه میتوان دلداده معبود بود، در عین حال در این کره خاکی زیست؟ شهوات و هوسها حجاب دلاند و آدمی را از درک حقایق هستی دور میکنند. شیطان هوسهای زودگذر و شهوات دنیوی را برای انسان میآراید و همینها را دغدغه اصلی زندگی او قرار می دهد. اما مؤمنان هرچند در این دنیا میزیند و از لذایذ دنیوی نیز بهره میگیرند، اما این التذاذات هدف و مقصد نهایی آنان نیست. از این اسباب برای رسیدن به قرب الهی بهره میبرند. نفس خویش را از کمند شهوات رهانیده، از انبازی با دنیاخواهان پرهیز میکنند. تاریکی را از قلب خویش میزدایند، تقوا و عقل خویش را معیار شناخت مصالح در زندگی دنیایی خویش قرار میدهند و بدینسان، در زمره رهپویان ره عشق و دلدادگان حق قرار میگیرند.