اخلاق زمینه ساز به عنوان بخشی از اخلاق اسلامی، فضایل و رفتارهای اخلاقی برگرفته از آموزه انتظار را _ که شرایط فردی و اجتماعی را برای ظهور امام زمان(عج) فراهم می آورد _ بررسی می کند. در اخلاق زمینه ساز، غایت فعل اخلاقی، رسیدن به سعادت حقیقی، یعنی محقق شدن ظهور است. اخلاق در قلمرو خانواده، در طول تاریخ، مورد توجه جدی پیشوایان معصوم و علمای اخلاق قرار گرفته و بخشی از حکمت عملی (تدبیر منزل) است که امروزه به عنوان حوزه ای از اخلاق کاربردی در نظر گرفته می شود و عرصه های مختلف اخلاق کاربردی چون اخلاق ازدواج، اخلاق همسری، اخلاق جنسی، اخلاق مدیریت، اخلاق مادری و اخلاق تربیت را دربر می گیرد.
در این نوشتار، پس از بررسی مبادی تصوری و شناخت مفاهیم خانواده، اخلاق و دین، با ارائه تعریفی جامع از اخلاق زمینه ساز، کوشیده ایم فضایل و رفتارهای اخلاقی برگرفته از آموزه انتظار را در حوزه های هفت گانه اخلاق در خانواده (خانواده هسته ای) مورد توجه قرار دهیم. در این راستا، اوصاف و افعال اخلاقی ورع، اجتهاد، عفت و سداد را _ که برگرفته از روایت شریف «اعینونی بورعٍ و اجتهادٍ و عفةٍ و سدادٍ» است _ منشور اخلاقی اخلاق زمینه ساز دانسته و مهم ترین جلوه ها و آثار آن ها را در روابط بین همسران و والدین با فرزندان واکاوی کرده ایم؛ شاید بدین وسیله طرحی نو در انداخته و گامی _ هرچند اندک _ برای ترویج اخلاق مهدوی برداشته باشیم.
رویداد کربلا و عاشورا محصور به تاریخ و جغرافیا نیست و از جهات مختلف فرا تاریخی و فرا جغرافیایی قابل بررسی است . یکی از وجوه برجسته این رویداد راه های گوناگونی است که در برابر شخصیت ها و گروه های اجتماعی قرار گرفته و انتخاب هایی است که این شخصیت ها و گروه ها کرده اند . انسان موجودی انتخابگر است و پیوسته در برابر راه های گوناگون قرار می گیرد و دست به انتخاب می زند . این انتخاب ها سرنوشت انسان را در چارچوب مشیت الهی و قوانین حاکم بر هستی و نظامات عالم رقم می زند . اننخاب های انسان محصول چهار گروه عامل است : ادراکات ، تعلقات ، تمنیات و تربیت . از برجسته ترین انتخاب ها در ماجرای کربلا و عاشورا ، اننخاب مسلم بن عقیل در بحرانی ترین شرایط است ، انتخابی سرنوشت ساز . او در شرایطی که می توانست عبید الله بن زیاد را در خانه هانی بن عروه ترور کند ، به دلیل ممنوعیت ترور در آموزهای نبوی ، از چنین اقدامی امتناع ورزید و مسیر تاریخ با این عمل او به گونه دیگری رقم خورد . انتخاب شگفت مسلم بن عقیل که بر درکی عمیق از دین ، تعلق خاطر به ارزش های دینی ، جهت گیری و خواست حق طلبنانه و عدالت خواهانه ، و تربیت نبوی و علوی و آموزه های مدرسه حسینی استوار بود . مقاله حاضر به تبیین انتخابگری انسان و این نمونه برجسته انتخابگری در تاریخ بشر پرداخته و با رویکرد تحلیل تاریخی – روایی به بررسی این امر پرداخته است .
: مدارا در فرهنگ مفاهیم سیاسی به معنای تسامح، دیگرپذیری، پذیرش امر غیر قابل قبول و نیز نوعی رواداری و عدم تداخل و تقابل با آرا، عقاید، نگرش، رفتار و ... دیگران علی رغم عدم پذیرش و مقبولیت آنهاست. از این رو تعریفی سلبی است و نتیجه آن تحمل دیگران و مدارا کردن با آموزه ها و باورهای افراد و مسلک های مختلف اجتماعی و دینی است و از منظر درون دینی نیز فضیلتی اخلاقی است که به گونة فردی و اجتماعی مطرح می شود. رفتاری مهربانانه و هدایتگرانه با خود به منظور انقیاد نفس و نیز هدایت افراد برای ساختن جامعة انسانی و متعالی است بدین ترتیب مدارا هم موجب شکوفایی انسانیت انسان و هم عامل تحقق جامعة انسانی می گردد. بدیهی است اتصاف به این صفت اخلاقی عرفانی و اجرای درست و معقول آن نیازمند سلوک علمی و عملی است. نگارنده در این پژوهش به تبیین مؤلفه ها، مبانی، ضرورت و تأثیر آن در تعالی فرد و جامعة متعالی با رویکردی به اندیشة عرفانی و سیرة امام خمینی می پردازد.
نظام اخلاقى در اسلام از جهاتى با ساىر نظام هاى اخلاقى متماىز است که ىکى از مهم ترىن آنها از حىث مبدأ فاعلى است. نظام هاى دىگر عقل، اجتماع، فطرت، طبىعت و عوامل دىگرى را در پىداىش گزاره هاى اخلاقى دخىل دانسته اند؛ اما به اجماع علماى دىنى، فن اخلاق اسلامى از منبعى وحىانى سرچشمه مى گىرد. مواد فن اخلاق از مبانى خاصى به دست مى آىد که آن مبانى از منبعى وحىانى برگرفته مى شود. اىن سه عنصر (مواد، مبنا و منبع) طورى با هم عجىن شده اند که اگر ماده اى از مواد اخلاق به مبناىى بازگردد که به منبع وحى استناد نداشته باشد، آن اخلاق را «اخلاق اسلامى» نمى گوىند. مقاله حاضر درصدد تبىىن محتواىى اخلاق اسلامى و بازشناسى آن از ساىر مکاتب اخلاقى است.
در میان آموزه های اخلاقی قرآن و احادیث در گستره بخشش و انفاق، برخی بیان گر پسندیده بودن ایثار و تمجید از ایثارگران است و در مقابل، مفاد ظاهری برخی دیگر، ناپسند بودن این کار، بلکه نهی از آن می باشد. البته دلالت پاره ای از این دلایل، محل اشکال و قابل درنگ است؛ ولی از آنجا که در میان هر دو دسته، به دلایلی متقن و قابل اتکا برمی خوریم. باید برای رفع تنافی میان آنها کوشید و به گونه ای میان آنها جمع نمود. با درنگ در عبارت ها و مضامین این آموزه ها روشن می شود که هر دسته از آنها، ناظر به موردی خاص می باشند و بنابراین تنافی میان آنها منتفی است و می توان به هر دسته، در مورد خاص خود عمل کرد.