در این نوشتار، ماهیت شک و شکاکیت از منظر عقل و قرآن کریم بررسی شده است. برای این منظور، به موضوع هایی همچون چیستی شک و شکاکیت، اقسام شک وشکاکیت، پیشینه شکاکیت، ادله شکاکیت، نقد ادله شکاکیت و شکاکیت از منظر قرآن کریم، منشا شکاکیت و راه های رفع و دفع شکاکیت پرداخته شده است.
همچنین به مسئله اساسی شک و شکاکیت، یعنی امکان دستیابی به علم و معرفت، توجه ویژه شده است.
نحویان برای حرف باء، چهارده معنا ذکر کرده اند که حداقل در پنج مورد آن ها این حرف به جای حروف دیگر (فی، من، عن، علی، إلی) به کار رفته است. آیا این کاربرد، صِرف یک جانشینی است و یا از یک جانشینی هدف فراتری مورد نظر است؟ با توجه به این که قرآن، کلام الهی و نشانه جاویدان اوست و ممکن نیست در دو عبارت همسان بدون هیچ هدفی، دو حرف متفاوت به کار گرفته شود، و مثلا کاربرد حرف إلى و باء را با فعل «أحسن» در عبارت های «وقد أحسَن بی» و «وأحسِن کما أحسَن الله إلیک» صرفا یک تنوع در لفظ دانست. این پدیده که در قرآن کریم به فراوانی یافت می شود، هدفی فراتر از تنها تنوع در عبارت دارد. یکی از اهداف این جانشینی، توسعه معنایی فعل است که از طریق تضمین معانی دیگری به جز معنای خود فعل سبب می شود فعل، علاوه بر معنای اصلی خود، معانی دیگری که از رهگذر قرارگرفتن در کنار حروف دیگر به دست می آید نیز به همراه داشته باشد. برای درک بهتر کاربرد این حرف، لازم است نمونه های مختلف آن مورد بررسی، و معانی به دست آمده از آن مورد کنکاش و دقّت قرار گیرند.
مفسران شیعه و سنی درباره مخاطب و زمان خطاب آیات چهارگانه مذکور بر دو قولند: قول نخست ـ که دیدگاه قریب به اتفاق قرآن پژوهان است ـ مخاطب آیات مذکور را رسول مکرم اسلام(ص) و زمان خطاب را در همین دنیا حین نزول وحی می دانند. قول دوم مخاطب آنها را انسان (مجرم) و زمان خطاب را روز قیامت دانسته است این قول در بین ـ مفسران متروک مانده با اینکه دلیلی بر رد آن اقامه نکرده اند. دیدگاه اول با توجه به رمزگشایی مفسران درباره دلیل خطاب این آیات به رسول خدا(ص) که آن را تضمین خداوند بر عدم فراموشی وحی می دانند، با مناقشه های جدی روبروست که مهم ترین آن مخالفت این قول با صریح آیات دیگر قرآن می باشد، به گونه ای که جمع بین آنها و آیات دیگر در این زمینه غیر ممکن خواهد بود. به نظر می رسد قول دوم خالی از اشکال و قابل دفاع است.