این مقاله درصدد بررسى مصلحت و حکمت در افعال الهى است. آیا افعال الهى بر یک سلسله مصالح و حکمت ها مبتنى است؟ آیا مى توان فرض کرد افعال الهى خالى از مصالح و به گزاف صادر شود؟ هدف این نوشتار بررسى دقیق سنخ افعال الهى و یکسانى و یا تفاوت آنها با افعال انسان هاست. پاسخ به این سؤال باب وسیعى از معرفت ذات ربوبى را به روى ما مى گشاید و شناخت برخى از افعال و صفات الهى را براى ما تسهیل مى کند. روش نوشتار در مقام گردآورى، اسنادى و در مقام تبیین، توصیفى و تحلیلى بوده و با محوریت دیدگاه علّامه طباطبائى در تفسیر شریف المیزان صورت گرفته است. با بررسى دیدگاه مؤلف تفسیر المیزان، به تعریف جدیدى از مصلحت در افعال الهى غیر از آنچه بین اشاعره و معتزله مشهور بود مى رسیم. این دیدگاه نوعى جمع بندى ابتکارى و بدیع بین آیاتى از قرآن کریم است که در این مقاله به آنها اشاره شده است.
قاعده «لطف» از جمله نخستین قواعد در کلام امامیه بوده و پایه و اساس مجموعه اى از باورهاى امامیه به شمار مى رود. هر فعلى که خداوند در حق بندگان انجام مى دهد تا به سبب آن، به انجام طاعت ها و دورى از گناهان هدایت یابند، «لطف» نام دارد. نقش ویژه تبیین قاعده لطف در دوره کنونى از آنِ مکتب امامیه است. هرچند مکتب معتزله، باور به وجوب لطف الهى دارند، اما فعالیت هاى آنها در قرن هفتم هجرى خاتمه پذیرفت و از آن پس، اشاعره در رأس عقاید اهل سنت قرار گرفتند. اشاعره از مخالفان جدى قاعده لطف اند و اشکالاتى را بر این قاعده وارد ساخته اند.
این نوشتار درصدد است با استفاده از روش توصیفى و تحلیلى، چالش هاى پیش روى اصل لطف را مورد بررسى قرار داده، تا در پى آن، ابهامات این قاعده حل گردد. اما با وجود قوت پاسخ هاى مطرح شده به چالش هاى لطف، به نظر مى رسد طرح «برهان حکمت» بهتر است.
ارتباط میان علم پیشین الهی با حریّت بندگان، موضوعی است که در این مقاله به آن پرداخته می شود. نگارنده، ابتدا دیدگاه برخی از فیلسوفان مانند فارابی، ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا و نیز برخی از عرفا را مورد نظر قرار داده است و در ادامه بر آن است که از منظر فقاهت در متون دینی و از دریچه آثار مرحوم میرزای اصفهانی به پاسخ به این سوال برآید. بر این اساس ملاحظه می شود که میرزای اصفهانی ضمن نقد دیدگاه فلاسفه و عرفا در این موضوع، الهام گرفته از نصوص دینی میان علم و اراده تفاوت نهاده و آنگاه کار علم را کشف کائنات و غیر کائنات و کار اراده را تعیّن به یکی از این دو سوی کشف شده می داند و بدین طریق از علّت بودن علم برای افعال حذر شده و با قائل شدن دو نحوه علم برای خداوند تعالی و نیز بلامعلوم دانستنِ علم، در این موضوع به ارائه نظر پرداخته اند.