فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۵۰۵ مورد.
شبیه سازی رفتار کشاورزان با اعمال سیاست کاهش مقدار آب بر الگوی کشت با استفاده از روش برنامه ریزی ریاضی مثبت ( PMP )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر، در راستای مدیریت بهینه منابع آب کشاورزی، به بررسی واکنش و شبیه سازی رفتار کشاورزان با اعمال سیاست کاهش مقدار آب بر الگوی کشت محصولات زراعی راهبردی شهرستان خرم آباد می پردازد. داده های مورد نیاز پژوهش از طریق تکمیل 120 پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای در سال زراعی 92-1391 جمع آوری شد. پس از تعیین الگوی کشت، با استفاده از روش برنامه ریزی ریاضی مثبت ( PMP )، ب ه بررسی اعمال سیاست های کاهش بیست، سی، چهل و پنجاه درصدی آب موجود و نیز افزایش دو برابری قیمت آب همراه با کاهش سی و چهل درصدی مقدار آب در قالب شش سناریو پرداخته شد. نتایج نشان داد که با کاهش تا پنجاه درصدی در مقدار آب مصرفی، سطح زیر کشت محصولات آبی گندم، جو، کلزا و لوبیا قرمز، به ترتیب، تا 5/49، 2/46، 6/69 و 8/3 درصد کاهش می یابد، اما سطح زیر کشت محصولات دیم به دلیل بازده و قیمت بازاری پایین تر تغییری نمی کند و البته در نهاده آب نیز تا 53/56 درصد صرفه جویی می شود .
بررسی نقش ارتقاء روستاها به شهر در توسعه نواحی روستایی مطالعه موردی: دهستان ایج(شهرستان استهبان)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر توسعه و تقویت شهرهای کوچک همواره بعنوان راهبردی برای توسعه منطقه ای و روستایی مورد توجه قرار گرفته و چنین بیان می شود که این شهرها بعنوان مکانهای مرکزی، بیشترین روابط را با سکونتگاههای روستایی اطراف خود برقرار می سازند، لذا پتانسیل آنرا دارند تا در توسعه نواحی روستایی ایفای نقش کنند. در ایران در پی سیاست تبدیل روستاها به شهر بسیاری از نقاط روستایی به شهر ارتقاء یافته و در نظام سلسله مراتب سکونتگاهی بعنوان شهرهای کوچک بشمار می آیند. از جمله این شهرها شهر کنونی ایج واقع در شهرستان استهبان(استان فارس) است که در سال 1381 به نقطه شهری ارتقاء یافته است. لذا در پژوهش حاضر تلاش گردیده به این سوال کلیدی پاسخ داده شود که « آیا ارتقاء ایج به نقطه شهری توانسته نقش موثری در توسعه نواحی روستایی دهستان داشته باشد؟». روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی و جمع آوری داده ها مبتنی بر روش اسنادی و میدانی است. جامعه آماری پژوهش خانوارهای ساکن در روستاهای دهستان ایج است که با بهره مندی از روش کوکران تعداد 270 خانوار بعنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. نتایج بدست آمده نشان از آن دارد که ارتقاء ایج به نقطه شهری توانسته نقش موثری در توسعه روستاهای این دهستان داشته باشد که البته در خصوص نقش شهر بر شاخص های مورد در بین روستاها تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که بین مراجعه و ارتباط روستائیان به شهر ایج با ارزیابی آنها از نقش این شهر در توسعه روستایی و نیز رضایت مندی آنها از شهر شدن ایج، رابطه معنادار مستقیم آماری وجود دارد.
مشارکت زنان روستایی در تأمین و تجهیز منابع
حوزههای تخصصی:
شناخت امکانات بالقوه و تجهیز منابع مالی برای بهره برداری بهتر از امکانات می تواند راه دستیابی به توسعه را هموار سازد. از این رو تکیه بیشتر بر پس انداز روستاییان در بخش کشاورزی ضرورت یافته است. تحقیقات پیمایشی در زمینه پس اندازخانوارهای روستایی و به خصوص زنان بسیار نادر است. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن نقشهای گوناگون زنان روستایی و فتارهای اقتصادی آنها‘ به بررسی موضوع پس انداز و سپرده گذاری در میان زنان روستایی استانهای یزد و آذربایجان غربی می پردازد. بر اساس یافته های تحقیق بیش از 80% زنان روستایی حداقل در یک فعالیت اتقصادی مشارکت داشته و با ارائه نیروی کار بدون دستمزد در تأمین منابع مالی و غیرمالی خانوار نقش اساسی ایفا می کنند ولی سهم زنانی که دارای درآمد مستقل هستند در استان یزد یک دوم و در آذربایجان غربی حدود یک چهارم زنان فعال اقتصادی است. مقایسه دلایل نشان می دهد زنان روستایی یزد از استقلال فکر و عمل بیشتری برخوردار هستند. ارتقاء میزان مشارکت زنان در تصمیم گیریهای خانواده و جامعه‘ تجهیزمنابع برای خانوار و کشور و انتقال فرهنگ پس انداز به کودکان ضرورت اقدامات جدی تری را توجیه می نماید
نگرشى انسان شناختى بر پنداشت روستاییان از مشارکت سیاسى و چند عامل موثر بر آن در دو روستاى نمونه گرمسار
حوزههای تخصصی:
" ثبات و پایدارى حکومت هاى سیاسى در آغاز قرن بیست و یکم بر میزان پاگرفتن و درونى شدن پنداشت ها و رفتارهاى دموکراتیک در انسان هایى استوار است که واحدهاى سیاسى جدید یعنى دولت هاى ملى را مى سازند. رابطه مستقیم کاهش تنش هاى اجتماعى درونى و تنش هاى سیاسى بین المللى و هزینه هاى ناشى از آن ها با این ثبات، امروزه کاملا روشن است. از این رو، تلاش در جهت توسعه پایدار نمى تواند بدون حرکت در جهت توسعه سیاسى، به مثابه یکى از محورهاى اصلى آن، معنایى داشته باشد. توسعه سیاسى نیز مهم ترین مؤلفه خود را مشارکت سیاسى اعلام مى دارد که هر چند در شرایط غیردموکراتیک، یک آرمان و آرزوى مورد مطالبه است، ولى در شرایط دموکراتیک لزومآ از سوى بازیگران اجتماعى به اجرا در نمى آید.
مطالعه در مورد مشارکت سیاسى مى تواند از دو ورودى انجام گیرد: پنداشت و رفتار. در پژوهش حاضر، بخش اول یعنى پنداشت مورد نظر بوده است. جامعه مورد مطالعه، جامعه اى روستایى انتخاب شده است که به دلایل متعدد، موانع بیش ترى در آن براى گسترش مشارکت سیاسى وجود دارد. افزون بر این، براى آن که بتوان در کنار روش هاى متعارف از روش هاى ژرفانگر نیز استفاده کرد، حوزه مطالعه به دو روستا در منطقه گرمسار محدود شده است که انتخاب آن ها بر اساس گروهى از پارامترهاى معنادار در زمینه پرسش هاى تحقیق انجام گرفته است. در این تحقیق که با استفاده از یک پرسشنامه و مصاحبه ها ومشاهدات میدانى طولانى مدت به انجام رسیده است، تاکید اساسى بر پنج حوزه جنسیت، خویشاوندى، رسانه ها، شهر و رابطه ملى-محلى بوده است و در هر یک از آن ها پس از ارائه یک تحلیل، راهکارهایى عملى در کوتاه و درازمدت ارائه شده است.
"
بررسی شاخص های کیفیت زندگی در نواحی روستایی؛ مطالعه موردی دهستان های بخش مرکزی شهرستان اردستان، استان اصفهان
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی، واژهای پیچیده، چندبُعدی و کیفی در رابطه با شرایط و وضعیت جمعیت، در یک مقیاس جغرافیایی خاص (شهر، منطقه، محله، بخش و...) است که هم متکی بر شاخص های ذهنی یا کیفی و هم متکی بر شاخص های عینی یا کمی است. هدف مقاله حاضر، بررسی و سنجش شاخص های کیفیت زندگی در دهستان های بخش مرکزی شهرستان اردستان، استان اصفهان با استفاده از شاخص های ذهنی و عینی است. داده های مورد نیاز با استفاده از پیمایش خانوارهای روستایی دهستان های بخش مرکزی شهرستان اردستان جمع آوری شده و البته برخی از داده های ثانویه نیز بهره برداری گردیده است. 203 نفر از سرپرستان خانوارها از بین تمام دهستان ها (کچو، علیا، گرمسیر، همبرات، برزاوند، ریگستان و سفلی) به شیوه تصادفی طبقه ای برای مطالعه انتخاب شدند. نتایج مطالعات و ارزیابی کیفیت ذهنی و عینی در دهستان های مذکور نشان می دهد دهستان های بخش مرکزی شهرستان اردستان در سه طبقه قرار دارند. در طبقه اول دهستان کچو با بیشترین سطح کیفیت زندگی، در طبقه دوم دهستان های علیا، همبرات و گرمسیر با سطح کیفیت زندگی متوسط، و سایر دهستان ها از قبیل برزاوند، سفلی و ریگستان در طبقه سوم با پایین ترین سطح کیفیت زندگی قرار دارند. هر چند همبستگی بین ابعاد کیفیت زندگی بالا نیست، اما به طور کلی، یافته های تحقیق اهمیت مطالعه همزمان ابعاد عینی و ذهنی کیفیت زندگی را نشان می دهد، که می تواند به پیشبرد مطالعات کیفیت زندگی نواحی روستایی کمک نماید.
ارزیابی تأثیرات اجتماعی سد سلیمان شاه سنقر بر روستاهای تحت پوشش شبکه آبیاری و زهکشی سد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روستاها در پیوند مستقیم با طرح های توسعه قرار دارند و این طرح ها تأثیرات کاملاً مشخصی بر زندگی اجتماعی و اقتصادی روستاییان می گذارند. امروزه تلاش می شود تا در قالب ارزیابی آثار توسعه ای طرح ها، منافع و مضار فعالیت های توسعه ای بر هر منطقه ارزیابی و تحلیل شوند. هدف این مطالعه بررسی آثار اجتماعی سد سلیمان شاه سنقر بر منطقة تحت پوشش شبکة آبیاری و زهکشی سد است. برای این منظور از روش تحقیق کمی- کیفی استفاده شد و اطلاعات از طریق پرسشنامه، فن مصاحبه، مشاهده و قدم زدن در روستا (Transect) به دست آمدند. جامعة مطالعه شده در این پژوهش اعضای شورا و دهیاری های روستاهای تحت پوشش شبکة آبیاری و زهکشی (48=N) بودند که به صورت سرشماری مطالعه شدند. جامعة آماری تحقیق را کلیة روستاییان سرپرست خانوار روستاهای پایین دست سد (1273=N) تشکیل دادند، که 300 نفر از آنها براساس جدول مورگان به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از مدل موریس در بخش کمی و از فن تدوین نقشه های ذهنی و تحلیل محتوا در بخش کیفی استفاده شد. نتایج تحلیل محتوا نشان دادند که آثار مثبت و منفی اجتماعی سد سلیمان شاه در 10 دستة کلی خلاصه می شود: 1. افزایش امید به زندگی؛ 2. بهبود امنیت منطقه؛ 3. توسعة توریسم؛ 4. افزایش ماندگاری در روستا؛ 5. افزایش اشتغال؛ 6. کاهش فقر؛ 7. وحدت و انسجام اجتماعی؛ 8. تقویت سرمایة اجتماعی؛ 9).توسعة ناموزون؛ و 10. نقض حقوق اساسی مردم. نتایج حاصل از مدل موریس نشان دادند که روستا های جوب کبودعلیا و قروه در برخورداری از شاخص های اجتماعی به ترتیب رتبة اول و آخر را به دست آورده اند.
روستاییان و مشارکت سیاسى در ایران: مطالعه موردى: روستاهاى حومه شهرستان بوشهر (چاه کوتاه، آبطویل، تل اشکى)
حوزههای تخصصی:
" مشارکت سیاسى یکى از معیارهاى توسعه سیاسى به طور خاص و توسعه به طور کلى است و پرداختن به آن مى تواند روشنگر یکى از ابعاد مهم توسعه باشد. هدف از این تحقیق بررسى و شناخت عوامل اجتماعى موثر بر مشارکت سیاسى روستاییان است تا از این طریق برخى از نظریاتى را که تحت عنوان نوسازى مطرح شده است، بتوان در جامعه مورد مطالعه آزمون نمود. برخى از این عوامل که در نظریات دانیل لرنر، اینکلس و اسمیت، رابرت دال، لیپست و هانتینگتن به عنوان عوامل نوسازى کننده جامعه و رواج دهنده اشکال جدید رفتارهاى اجتماعى بیان شده اند عبارتند از: وضعیت اقتصادى، شغل، تحصیلات، ارتباط با شهر، استفاده از وسایل ارتباط جمعى. علاوه بر این برخى عوامل روان شناختى مانند احساس بى قدرتى و اعتماد به دولت نیز مورد بررسى قرار گرفته اند.
فرضیه اصلى تحقیق این است که با بهبود شاخص هاى اجتماعى، مشارکت سیاسى افزایش یافته است. این فرضیه در دو بعد مشارکت سیاسى رسمى و غیررسمى مورد بررسى و سنجش قرارگرفت. روش تحقیق مورد استفاده روش پیمایشى بوده که با استفاده از تکنیک پرسشنامه انجام شد.
جامعه مورد مطالعه سرپرستان خانوارهاى روستایى دهستان حومه شهرستان بوشهر بود. با استفاده از نمونه گیرى چندمرحله اى سه روستاى چاه کوتاه، آب طویل و تل اشکى که معرف سه سطح توسعه یافتگى بالا، متوسط و پایین بودند به طور تصادفى انتخاب شده و از میان این روستاها نسبت به تعیین حجم نمونه مجموعاً به تعداد 250 مورد و توزیع آن ها با توجه به میزان جمعیت هر روستا اقدام شد.
نتایج تحقیق حاکى است که بین دو نوع مشارکت سیاسى رسمى و غیررسمى در خصوص متغیرهاى مورد مطالعه تفاوت قابل ملاحظه اى وجود دارد. به این صورت که مشارکت سیاسى غیررسمى همراه با افزایش سطح تحصیلات، ارتباط با شهر و استفاده از رسانه هاى گروهى افزایش یافته است اما مشارکت سیاسى رسمى تنها در سطح متوسط ارتباط با شهر و تحصیلات ابتدایى بیش تر شده است و پس از آن رو به کاهش داشته است. از طرف دیگر مشارکت رسمى همبستگى بسیارى با اعتماد به دولت داشته و هر چه اعتماد به دولت بیشتر بوده، مشارکت سیاسى رسمى بیش تر شده است. در حالى که رابطه معنى دارى بین این عامل و مشارکت سیاسى غیررسمى به دست نیامد. این موضوع نشان مى دهد که مشارکت سیاسى غیررسمى بیش از جنبه رسمى مشارکت مرتبط با شاخص هاى توسعه و تایید کننده نظریات نوسازى است. در صورتى که ساختار سیاسى و عوامل محیطى در مشارکت سیاسى رسمى نقش زیادى دارند.
"
ارتباط بین آگاهی از عملیات مدیریت آبخیزداری و سطح مشارکت مردمی در توسعه روستایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعات اخیر در بسیاری از کشورها نشاندهندهاثر بسیاری از عوامل نظیر: رضایتمندی، دانش، وضعیت مشخصات فردی جمعیتی و متغیرهای رفتاری در مشارکت مردم است. مسأله مهم این است که آیا این متغیر ها نیز بر میزان مشارکت مردمی درایران موثر هستند؟ هدف از این تحقیق بررسی عوامل ارتباطی موثر بر دانش کشاورزان در بکارگیری عملیات مدیریت آبخیزداری (WMO) در حوضه آبخیز کوشک آباد واقع در استان خراسان رضوی در ایران (85 کیلومتر مربع) است. هدف اصلی از این تحقیق ارزیابی عواملی است که در میزان مشارکت مردم در ایران تاثیر گذار است. جمعیت کل کشاورزان منطقه حوضه آبخیز مورد مطالعه 1500 نفر است که از بین آنها 200 نفر با روش نمونه گیری طبقه بندی شدهتصادفی انتخاب شده است.درواقع،اینپژوهشبهمنظوربررسیرابطهبینآگاهیازعملیاتآبخیزداری (WMO) وسطحمشارکتدرWMOدرایرانطراحیشدهاست. به منظور دستیابی به این هدف، پژوهشی مقطعی صورت گرفت. داده های آن نیز از طریق مصاحبه حضوری از افراد ساکن در سه دهکدهزیر حوضهکوشک آباد ایران جمع آوری گردید. مقیاس دانش و مشارکت در عملیات مدیریت آبخیزداری به ترتیب 0.90 و 0.92 است. یافته ها نشان می دهند که بیشتر کشاورزان دانش عملیات مدیریت آبخیزداری را دارند و سطح مشارکت در این عملیات متوسط بوده و رابطه ای مثبت و معنی دار بین دانش کشاورزان از عملیات مدیریت آبخیزداری وجود دارد. هرچند، طبق یافته ها، سطح مشارکت اقتصادی افراد بیش از مشارکت اجتماعی و زیست محیطی است. بعلاوه، نتایج روشن می کند که سطح دانش پاسخ گویان از این عملیات کم تا متوسط بوده و مشارکت در آن ارتباطی مثبت و معنی دار با دانش آن عملیات دارد.