نویسنده در این مقاله به بررسی و معرفی افرادی می پردازد که شیخ سعدی آنها را در اشعار به ویژه قصاید خود مدح کرده است و آنها را به سه دسته تقسیم کرده است: 1- ممدوحین شیخ از ملوک سلغریان فارس و وزراء ایشان. 2- ممدوحین شیخ سعدی از حکام و ولات فارس از جانب دولت مغول. 3-ممدوحین شیخ سعدی از ملوک و اعیان خارج از مملکت فارس.
" این مقاله در معرفی یکی از شاعران خوش ذوق قرن دهم هجری نوشته شده که در پایان تمام قصاید و غزل هایش فهمی تخلص کرده است. در معرفی تنها نسخه ی دستنویس بازمانده از دیوان او که در کتابخانه ی دانشگاه کمبریج نگهداری می شود، ادوارد براون، محقق شهیر انگلیسی، آن را متعلق به مولانا محمد فهمی کاشانی دانسته اما نگارنده با پژوهش های فراوان دریافته است که این دیوان متعلق به یکی دیگر از شاعران قرن دهم است که او نیز فهمی تخلص می کرده، از اهالی استرآباد بوده و از شاعران خوب سبک وقوع به شمار می آید. جالب این که در این قرن شاعران دیگری نیز با تخلص فهمی زندگی می کرده اند،از جمله فهمی کرمانی، فهمی قزوینی و فهمی تهرانی یا رازی.
از آن جا که در کل این دیوان فقط تخلص فهمی آمده است و فهمی کاشانی از شهرت بیشتری برخوردار بوده، ادوارد براون به اشتباه آن را متعلق به او دانسته است.
در این مقاله، علاوه بر اثبات مطالب بالا، زندگی مبسوط فهمی استرآبادی، با وجود منابع اطلاعاتی محدود، خاندان روزافزونیه که شاعر به مدح آن ها پرداخته، تاریخ دارالمرز (مازندران) در این دوره و سبک و شیوه ی شاعری فهمی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است"
در مقاله حاضر راجع به لغات و تعبیراتى که در نواحى یمگان و بدخشان به کار مىرفته و ناصرخسرو تعدادى از این اصطلاحات را در دیوان خود به کار برده، چون: ایدون و ایدون، باغ، بعمدا، بىپیاز، پشین، تابعه، تن آستین، جرم، سین و شین محمّد و.... بحث شده و براى هر کدام توضیحاتى آمده است.
این مقاله به بررسی عقاید سعدی در رابطه با اشعریه میپردازد و اعلام میکند سعدی با این که خود از فقه شافعی و کلام اشعری تبعیت میکرد ولی وقتی میخواهد ازنظامیه که در آن فقه شافعی و کلام اشعری تدریس میشد صحبت کند، گفته است: «روز و شب تلقین و تکرار بود» که این امر برخلاف نقش دانشگاه است که جای تحقیق و بررسی است. سعدی همچنین از عقل عملی در زندگی بهره برده و به بهترین وجه آن را در اشعارش بیان کرده است.
متنبی از مشهورترین شاعران عرب است که از سده چهارم هجری به بعد آوازه اش در میان مردم همه گیر شد . وی علم و ادب را در عراق و شام نزد بزرگان آن دیار فرا گرفت و سپس به برخی شهرهای عمده شام رفت و به دربار امیران آن مناطق پیوست و مدحشان گفت ولی از نزد هیچ کدام طرفی نیست تا اینکه در حلب به سیف الدوله می پیوندد که امیری شاعر ، ادیبی شجاع ، ناقدی شعر شناس و کریمی گشاده دست است . متنبی که آرزوهای دست نیافته خود را در این امیر می بیند ، زبان توانمند خود را به مدح وی می گشاید و سیف الدوله با سرازیر کردن دینارهای طلا و با بالا بردن شان و منزلت این شاعر ، او را در جایگاهی قرار می دهد که وی مدتها آرزوی آن را می داشت ...
از جمله آثار فراوانی که به نادرست به عطّار نیشابوری نسبت داده اند ، یکی هم منظومة عاشقانة گل و هرمز معروف به خسرونامه است. درچند دهة اخیر پس از تحقیقات دکتر شفیعی کدکنی معلوم گردیده است که این منظومه بی گمان از عطّار نیشابوری نیست.امّا هنوز هویّت گویندة آن شناخته نشده است. دراین جستار، نشان داده ایم که گل و هرمز نزدیک به سال 600 هجری در اصفهان سروده شده و گویندة آن شیخ عطّار ابوعبدالله محمّد میانجی(میانه ای )درگذشته 619 بوده است.
شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری از بزرگ ترین شاعران زبان فارسی در نیمه دوم قرن ششم و ربع اول قرن هفتم هجری است. وی با آثاری چون منطق الطیر، مصیبت نامه، الهی نامه، تذکره الاولیا، مختار نامه و دیوان اشعار مشتمل بر غزلیات، قصاید و ترجیعات در زمره شاعران و عارفان کثیرالاثر است. محور تحقیقات بیشتر محققان در اشعار و احوال عطار مثنوی های او بوده است و کمتر به دیوان اشعار او پرداخته اند.
نگارنده، به منظور تعیین میزان ابداع و ابتکار عطار در شعر فارسی، صور خیال دیوان وی را به دو بخش تصویرهای تکراری و تصویرهای تازه و ابتکاری تقسیم کرده است و در هر بخش نشان داده است که چه عاملی سبب شده عطار تصویرهای دیگران را در شعرش بیاورد یا آنکه تصویرهای تازه بیافریند..
تاریخ بشریدر تداوم خود شاهد ظهور مردان و زنانیبزرگ بوده که رنج ها و آرزوهایبشر را درصفحات تاریک و روشن آن به نمایش گذاشته است. به همان اندازه که اینان با شجاعت در مقابل سنت هایکهنه و ارتجاعیجامعه خود ایستاده و در برابر ستم گران قد علم کرده اند، سودپرستان عافیت طلب تلاش کرده اند تا آتش فروزان آن ها را خاموش ساخته، شخصیت آنان را وارونه جلوه دهند. بسا انسان هاییبزرگ که تاریخ چهره آنان را منفور ساخته، و بسا انسان هاییناپاک و ستم گر که از آنان به نیکییاد نموده است.یکیاز این مردان بزرگ، ابونواس، شاعر بزرگ ایرانیاست که در عصر عباسی، درقرن دوم هجریمیزیست. او با نبوغ فراوان خود توانست آرا و اندیشه هایمترقیخود را در قالب شعر خمریعرضه کند و برسنت هایقدیمیو ناروا بشورد. او دراین راه تهمت ها، بسیار شنید و زندان ها، بسیار کشید. مقاله حاضر برآن است که با مطالعه مجدد و باز خوانیزندگیشخصیو شخصیت علمیو ادبیابونواس، با استفاده از مراجع و مصادر مهم تاریخی، شخصیت حقیقیو واقعیاو را نمایان ساخته، هاله هایابهام را از زندگیاو بزداید و راه را برایدرک و فهم خمریات او، که از مهم ترین و جاودانه ترین اشعار عربیاست، هم وار سازد.
مکتب اعتزال از فرقه های کلامی عقل گرایی است که دیدگاه های متکلمانش به آرای شیعه و از جمله اسماعیله بسیار نزدیک است. از سوی دیگر آثار حکیم ناصرخسرو، متکلم برجسته اسماعیلی، عرصه بیان اندیشه های اسماعیلی است که از رهگذر مقایسه آثار او و معتزله می توان به شباهت ها و اختلاف های این دو نحله فکری دست یافت. بحث های مشترک میان اکثر متکلمان عبارت است از: صفات حق، رؤیت خداوند، کلام خدا، آفرینش، عدل، جبر و اختیار. در این مقاله سعی می شود ضمن بررسی دیدگاه های ناصرخسرو و معتزله نقاط اختلاف و اشتراک دو مکتب اعتزال و اسماعیلی نمایانده شود.