ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۴۶ مورد از کل ۲۴۶ مورد.
۲۴۱.

تبیین پدیدار شناسانه دگردیسی وجود اشیای روزمره در هنر مدرن با ابتنا بر اندیشه های هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۵
به نظر می رسد با ظهور اشیای روزمره در برخی از انواع هنر مدرن، ما با نوعی دگردیسی شیء روزمره به کار هنری مواجه هستیم. این پژوهش می کوشد با تبیین دلالت های هستی شناسانه این دگردیسی، نشان دهد چگونه هنر مدرن با دگردیسی شیء روزمره به کار هنری از قلمرو فهم طبیعی از موجودات فرا می رود و آن را متحول می کند. برای رسیدن به این هدف، تلاش شده است با رویکردی پدیدارشناسانه مبتنی بر دیدگاه هایدگر، دگردیسی شیء روزمره به کار هنری در پرتو تقابل فهم طبیعی و فهم پدیدارشناسانه از موجودات مورد تأمل قرار گیرد. با پی گیری این مسیر، به نظر می رسد دگردیسی شیء روزمره به کار هنری در چارچوب فهم طبیعی از موجودات جای نمی گیرد، زیرا برای فهم طبیعی، موجود امری فی نفسه و فارغ از نسبت است. این در حالی است که آنچه در دگردیسی رخ می دهد دقیقاً همین برقراری نسبت و مواجهه ای تازه میان ما و شیء است که هنرمند به واسطه پرتاب شیء درون بافت و جهانی تازه آن را رقم می زند. در مقابل، با توجه به اینکه پدیدارشناسی وجودِ موجود را فقط با نظر به مسئله مواجهه و روی آورندگی و از دریچه ظهور موجود برای ما فهم می کند، ظهور شیء روزمره به منزله هنر در این رویکرد تبیین پذیر است. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت هنرمند مدرن مانند یک پدیدارشناس، فهمِ طبیعی از موجودات را به حال تعلیق درمی آورد و ما را به ساحت پدیدارشناسانه فهم وجود وارد می کند.
۲۴۲.

بازخوانی روایت ارسطو از آموزه های نانوشته افلاطون توسط مفسران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۹
ارسطو در آثار مختلف خویش با لحنی انتقادیْ نظریه هایی را به افلاطون نسبت داده است که بی تردید نمی توان برای آنها مرجعی در محاوراتِ مکتوبِ افلاطون یافت؛ به ویژه این ادعای ارسطو که افلاطون ایده ها را با اعداد این همان دانسته و به عبارتی دیگر، او مبادی ایده ها و اعداد را یک چیز (واحد و دوگانه نامتعیّن) در نظر گرفته است. این موضوع در قرن بیستم در میان بخشی چشمگیر از پژوهشگران سرشناس حوزه فلسفه یونان باستان در سنّت تحلیلی و قارّه ای به مسئله ای مناقشه برانگیز تبدیل شد که می توان آن را معمّای آموزه های نانوشته افلاطون خواند. منظور از نانوشته بودنِ آموزه های افلاطون این است که او بخشی از اندیشه های خود را به طور شفاهی و غیرمکتوب در آکادمی تعلیم داده و از مکتوب کردنِ آن خودداری کرده است. در دنیای انگلیسی زبان، هارولد چرنیس با اتخاذ موضعی افراطی، ارسطو را در تشریح اندیشه افلاطون تماماً خطاکار و غیرقابل اعتماد دانست و ایده آموزه های نانوشته را به لحاظ تاریخی مردود شمرد؛ اما در مقابل چرنیس، مفسران دیگری مانند دیوید راس و جان فیندلی تلاش کردند از روایت ارسطو درباره فلسفه افلاطون و نظریه آموزه های نانوشته دفاع کنند. در فلسفه اروپایی نیز مکتب موسوم به توبینگن، با گسست از سنّت شلایرماخر به طریقی دیگر موضعی رادیکال پیش گرفتند و آموزه های نانوشته را اصیل ترین و کامل ترین نسخه فلسفه افلاطون دانستند و در نهایت، در مقابل ایشان، هانس گئورگ گادامر تلاش کرد اهمیت تعلیمات شفاهی افلاطون را نسبت به آثار مکتوب تعدیل شده تر بنگرد. در این مقاله تلاش شده است تا دیدگاه های این مفسران معاصر ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شود.
۲۴۳.

بررسی انتقادی نسبت حرکت جوهری با ثابت و سیال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۸
برخی باور دارند صدرا بر اثبات حرکت جوهری از راه چگونگی ارتباط ثابت و سیال بیش از هر برهان دیگرى پا می فشرد: اگر جوهرِ متحرک رابط این دو نباشد، هیچ چیز دیگرى نمی تواند رابط شود. پس حرکت جوهرى وجود دارد. در همین راستا، در تحلیل معنای حرکت جوهری گاه ثبات گذشته و حال – به صورت لبس پس از لبس – و ثبات گذشته و حال و آینده – به صورت سرمدگروی – نیز مطرح می شود. در این مقاله ادعاهای بالا به طور جامع نقد و بررسی می شوند: به روش تاریخی نقدهای پراکنده در طول تاریخ را یک جا گردآوری و به روش عقلی و با ابزارهای منطقی آنها را تحلیل و ارزیابی می کنیم و سپس نقدهای خاص خود را نیز پیش می نهیم. نتیجه و یافته پژوهش ما این است که با ادله گوناگون نشان می دهیم هیچ یک از ادعاهای بالا در نهایت پذیرفتنی نیست. برای نمونه، اگر اثبات یادشده حرکت جوهری پذیرفته شود، دشواره ثابت و سیال در جایی دیگر – به ویژه در رابط بودن حرکت عرضی میان ثابت و سیال – خود را دوباره نشان می دهد و دفاع های موجود مدافعان نیز در نهایت ره به جایی نمی برد. در نقد لبس پس از لبس مطهری و سرمدگروی جوادی آملی نیز نشان می دهیم گذشته از دیگر اشکال های مهم، چنین ادعاهایی با سایر سخنان خود آنها تعارض دارند؛ چه، آنها امر ثابت در جهان مادی متحرک و اجتماع در وجود بین اجزای زمانی را گاه به تصریح منکر شده اند.
۲۴۴.

"استقراء جدید" علیه رئالیسم علمی و همتای آن در حوزه فلسفه: ارزیابی پاسخ میزراحی به استقرای بدبینانه استنفورد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۶
طبق استدلال کایل استنفورد علیه رئالیسم علمی، مشهور به "استقراء جدید"، دانشمندان پیشین عاجز از تصوّر بدیل های نظریه های علمی منتخب خود بوده اند، و لذا دانشمندان کنونی نیز عاجز از تصوّر بدیل های نظریه های خود هستند. بنابراین، نظریه های علمی کنونی (که حاصل غفلت از چنین بدیل هایی اند) قابل باور نیستند. موتی میزراحی در پاسخ به استنفورد استدلال می کند که چون این رویکرد عیناً قابل تعمیم به فلاسفه و نظریه های فلسفی نیز می باشد، استدلال استنفورد خودمبطل است. زیرا به موازات مسئله بدیل های تصوّرنشده مسئله مشابهی نیز در حوزه فلسفه خواهدبود به نام "ایرادهای تصوّرنشده": فلاسفه پیشین عاجز از تصوّر ایرادهای مُهلِک نظریه های فلسفی منتخب خود بوده اند، و لذا فلاسفه کنونی نیز عاجز از تصور ایرادات مُهلِک نظریه های خود هستند. بنابراین، نظریه های فلسفی کنونی (که حاصل غفلت از چنین ایراداتی اند) قابل باور نیستند. پس، استدلال استنفورد نیز، که یک دیدگاه فلسفی است، قابل باور نمی باشد. در این مقاله، ضمن تبیین استراتژی میزراحی، به بررسی و ارزیابی انسجام و کارآمدی چنین استراتژی می پردازیم. هدف ما ارزیابی این است که آیا پاسخ میزراحی حقیقتاً می تواند در مقابل نقدهای احتمالی دوام آورده و به نحو قابل قبولی استدلال استنفورد علیه رئالیسم علمی را متوقف سازد؟ استدلالات و نتایج این پژوهش از پاسخ مثبت به چنین سوالی پشتیبانی می نمایند.
۲۴۵.

نگاهی به تراژدی و لذت تراژدیک در تفکر سوزان فیگین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۲
تراژدی ها، با وجود محتوای رنج آور و سرنوشت ساز خود، همواره این پرسش را مطرح کرده اند که چگونه می توانند برای مخاطب لذت بخش باشند. سوزان فیگین تلاش کرده است تا از منظر یک فیلسوف تحلیلی معاصر، تبیینی برای این ویژگی پارادوکسیکال بیابد و کم توجهی به آثار وی در بین فارسی زبانان بر اهمیت این پژوهش می افزاید. در این پژوهش، با رویکرد تحلیلی و روش کیفی، تأثیر تراژدی بر مخاطب و چگونگی برانگیختن حس لذت در او از دیدگاه فیگین بررسی شده است. در ابتدا، پرسش های اصلی و فرعی این پژوهش به ترتیب عبارت ند از: چگونه تراژدی بر مخاطب تأثیر می گذارد؟ و تراژدی چگونه حس لذت را در مخاطب برمی انگیزد؟ فیگین معتقد است تراژدی های معاصر، همچون آثار کلاسیک، تأثیرگذار هستند اما بیشتر از دل جوامع و وقایع تاریخی مانند جنگ ها الهام می گیرند. یافته ها نشان می دهند احساساتی مانند همدلی و فراواکنش در اندیشه فیگین نقش اساسی دارند. تراژدی، با ایجاد لحظه های کشف و تحول در شخصیت ها، تأثیرات روانی و اخلاقی عمیقی در مخاطب برمی انگیزد و او را به همدلی و درک شرایط انسانی سوق می دهد. همچنین، لذت ناشی از تراژدی از درک احساسات مشترک مخاطب با دیگران و آگاهی از جنبه های اخلاقی آن حاصل می شود.
۲۴۶.

مطالعه و نقد دیدگاه کثرت گرایی و کارکردگرایی صدق از منظر لینچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۳
مایکل لینچ با ارائه نظریه کارکردگرایانه صدق، چارچوبی جالب توجه برای تکثرگرایی تعدیل شده پیشنهاد کرده است. برخلاف تکثرگرایی قوی که صدق را مجموعه ای از ویژگی های مستقل و پراکنده می بیند، لینچ استدلال می کند صدق یک ویژگی کارکردی است که از طریق بدیهیات هنجاری مشترکی مانند «صدق هدف باور است»، «صدق از توجیه متمایز است» و «صدق ارزش پیگیری در پژوهش را دارد» تعریف می شود. از نظر او صدق باید عینیت، هنجارمندی و غایت پژوهش را توضیح دهد. نظریه لینچ در توضیح چگونگی ارتباط ویژگی های موضعی صدق ساز، مانند مطابقت در علم یا انسجام در اخلاق با نقش کارکردی کلی صدق، حفظ فاصله از نظریه های فروکاهشی صدق، توضیح معنای صدق در گفتمان های ترکیبی و رهایی از پیچیدگی های متافیزیکی نیازمند تقویت است. می توان با فرض یک توصیف خاص از صدق، مانند مطابقت، کاهش اصول متافیزیکی و بازتعریف نقش هنجاری صدق، به دیدگاه کثرتگرایی از صدق رسید که هم وحدت مفهومی صدق را حفظ می کند و هم معنای صدق را در حوزه های علمی مختلف، متفاوت تفسیر می کند. هدف نهایی این مطالعه ارائه چارچوبی منسجم برای فهم تکثرگرایی صدق است که هم به تنوع گفتمانی احترام بگذارد و هم به انتقادات وارد به نظریه لینچ پاسخ دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان