منصور طبیعی

منصور طبیعی

مدرک تحصیلی: استادیار جامعه شناسی دانشگاه شیراز

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۱ مورد از کل ۴۱ مورد.
۴۱.

دانش توسعه در ایران: زمینه های شبه استعماری توسعه مدرنیزاسیونی با تأکید بر برنامه های اول و دوم توسعه قبل از انقلاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: توسعه به مثابه مفهومی چندلایه و مناقشه برانگیز، نه تنها دلالت بر رشد اقتصادی یا تحول نهادی دارد، بلکه در سطحی عمیق تر، به عنوان «اندیشه ای از جنس گذار» عمل می کند که نحوه ادراک جوامع از گذشته، حال و آینده خویش را سامان می دهد. در ایران، اگرچه ایده هایی چون «انکشاف» و «ترقی» پیشینه ای طولانی دارند، اما دگردیسی توسعه به صورت یک پروژه منسجم، نهادمند و مبتنی بر برنامه ریزی، به طور مشخص در بستر پس از جنگ جهانی دوم و در دل نظم سیاسی–اقتصادی جدید جهانی شکل گرفت. این پژوهش با تمرکز بر این گسست تاریخی، به بررسی نظام معرفتی توسعه در ایران پیش از انقلاب اسلامی، به ویژه در بستر برنامه های اول و دوم عمرانی، می پردازد و می کوشد نشان دهد که توسعه چگونه نه صرفاً به عنوان یک راهبرد فنی، بلکه به مثابه صورت بندی ای از قدرت–دانش و دانشی شبه استعماری عمل کرده است. هدف اصلی پژوهش، تحلیل چگونگی شکل گیری، انتقال و نهادینه شدن دانش توسعه در ایران در تلاقی میان اراده قدرت های جهانی به ویژه ایالات متحده آمریکا و نیروها و نهادهای داخلی است. پرسش محوری آن است که مراوده دانش میان نهادهای بین المللی توسعه، شرکت های مشاور و دانشگاه های آمریکایی از یک سو و نهاد برنامه ریزی و بوروکراسی ایرانی از سوی دیگر، چگونه ادراک ملی از توسعه را صورت بندی کرد و چه تأثیری بر مسیر و سرنوشت برنامه ریزی توسعه در ایران برجای گذاشت. پژوهش استدلال می کند که پروژه توسعه در ایران نه یک «ماموریت تمدن ساز» بی طرف، بلکه بخشی از نظم قدرت جهانی و منطق تقسیم کار سرمایه داری بین المللی در دوران اقتصاد کربنی بوده است. از نظر چارچوب نظری، پژوهش بر نظریه روی مک لئود در باب نسبت علم، امپریالیسم و قدرت استوار است. این نظریه با تمایز میان «علم کلان شهری» و «علم استعماری»، نشان می دهد که چگونه دانش علمی و تخصصی، به ویژه در جوامع پیرامونی، در قالب تکنیک ها و الگوهای تقلیدی به کار گرفته می شود و در خدمت تثبیت هژمونی فرهنگی، کنترل قلمرو و استخراج منابع قرار می گیرد. بر این اساس، دانش توسعه در ایران به عنوان دانشی شبه استعماری فهم می شود که از طریق شبکه های مشاوره ای، نهادهای بین المللی و برنامه های کمک فنی، نظم خاصی از حقیقت، سوژه مندی و عقلانیت برنامه ریزی را تولید کرده است. روش: روش پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد دیرینه–تبارشناسی فوکویی است. در بعد دیرینه شناسانه، قواعد پیشینی و ناخودآگاهی واکاوی می شوند که تعیین می کردند توسعه چگونه قابل گفتن، اندیشیدن و برنامه ریزی است و چه گزاره هایی به عنوان دانش معتبر شناخته می شدند. در بعد تبارشناسانه، پیوند میان دانش توسعه و مناسبات قدرت بررسی می شود تا نشان داده شود که چگونه نهادهای برنامه ریزی، گزارش های مشاوره ای و سیاست های عمرانی، در بستر کشاکش های سیاسی–اقتصادی و ژئواستراتژیک پدیدار شده اند. داده های پژوهش شامل اسناد آرشیوی وزارت امور خارجه، قوانین و مصوبات دولتی، مکاتبات اداری، گزارش های شرکت های مشاور، خاطرات بوروکرات ها و منابع ثانویه تاریخی است که با تحلیل گفتمانی و توجه به جابه جایی های معنایی مفاهیم کلیدی بررسی شده اند. یافته ها: نشان می دهد که نظم برتون وودز و نهادهایی چون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، بستر نهادی و گفتمانی لازم برای اشاعه پارادایم مدرنیزاسیون را فراهم کردند. ایالات متحده با تکیه بر برتری اقتصادی و سیاسی خود، از طریق وام های بلندمدت، کمک های فنی و برنامه «اصل چهار ترومن»، توسعه را به ابزاری برای مهار کمونیسم و تثبیت بلوک غرب بدل ساخت. ایران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک و منابع نفتی، به یکی از کانون های اصلی این مداخله دانشی تبدیل شد و توسعه کشاورزی به عنوان نقطه ورود اصلی برای هدایت کشور در مسیر مطلوب نظم جهانی تعریف گردید. در این بستر، پارادایم مدرنیزاسیون با پشتوانه نظریه هایی چون نظریات پارسونز و روستو، بر ضرورت تغییر عادتواره ها، نهادها و حتی سوبژکتیویته فردی تأکید گذاشت. توسعه دیگر صرفاً به معنای ساخت زیرساخت نبود، بلکه مستلزم بازسازی فرهنگی، آموزشی و زیست سیاسی جامعه تلقی می شد. ورود تیم های دانشگاهی آمریکایی، به ویژه از ایالت یوتا، به حوزه های کشاورزی، بهداشت و آموزش، نقش مهمی در این فرایند ایفا کرد و سبک زندگی آمریکایی به تدریج به عنوان معیار نرمال پیشرفت معرفی شد. تحلیل نظام مشاوره ای برنامه ریزی در ایران نشان می دهد که این نظام به سه الگوی اصلی تقسیم می شد: مشاوران انفرادی کوتاه مدت با رویکردی فنی و فاقد درک زمینه ای؛ تیم های دانشگاهی با تمرکز بر ظرفیت سازی و مشارکت محلی و پیمانکاران خصوصی کلان مقیاس که اولویت آن ها اجرای سریع پروژه ها و منافع اقتصادی بود. با وجود موفقیت نسبی الگوهای دانشگاهی مشارکتی، در نهای

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان